وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

یادداشتهای یک روزنامه نگار ، مشاور و مدرس فعال در حوزه دیپلماسی و رسانه ...

شماره تماس: 00989159263347 (جهت دریافت «مشاوره» ، دعوت جهت «برگزاری کارگاه آموزشی» و ... لطفا در ساعات غیر اداری و یا در شبکه های اجتماعی مبتنی بر این شماره تماس حاصل فرمایید.)

تذکر: بازنشر مطالب این پایگاه بلااشکال می باشد.

پست الکترونیکی : NavidKamali.ir@iran.ir

طبقه بندی موضوعی

دیپلماسی ایرانی: رهبر معظم انقلاب اسلامی(حفظه الله) در بخش پایانی بیانات خود در مراسم تنفید حکم سیزدهمین دوره ریاست جمهوری با اشاره به جنگ تبلیغاتی گسترده دشمنان علیه کشورمان فرمودند: «امروز بیشترین تحرّک دشمنان ما علیه ما بیش از تحرّکات امنیّتی و اقتصادی، تحرّکات تبلیغاتی و جنگ نرم و تبلیغات رسانه‌ای است؛ برای اینکه بر افکار عمومی مردم مسلّط بشوند مبالغ هنگفت هزینه می‌کنند، کارهای بسیار انجام می‌دهند؛ فکرهای بسیاری  را در مجموعه‌های فکری برای این کار استخدام می‌کنند تا بتوانند با جنگ روانی، با تبلیغات گوناگون، افکار عمومی کشورها را - از جمله بیشتر از همه امروز کشور ما را که هدف سوء‌نیّت قدرت های بزرگ است- قبضه کنند و در اختیار بگیرند. وقتی افکار عمومی یک ملّت در اختیار بیگانه قرار گرفت، حرکت آن ملّت هم طبعاً طبق میل آن بیگانه پیش خواهد رفت. کار تبلیغاتی کار مهمّی است؛ ما در این زمینه ضعف داریم. حالا بگذریم از آن آدم‌های غافلی که از رسانه‌های داخلی هم به نفع دشمن استفاده می‌کنند -که حالا آن محلّ بحث ما نیست - لکن [درباره] آن کسانی هم که قصد خیر در این زمینه دارند، ما کم‌کاری داریم. در زمینه‌ کار تبلیغاتی و حرکت تبلیغاتی درست و تمهیدات رسانه‌ای باید قوی‌تر و هوشمندانه‌تر عمل بکنیم.» 

از این بیانات بر می‌آید که امروزه یکی از مهمترین آسیب‌های متوجه جمهوری اسلامی ایران ضعف و کم کاری در حوزه تبلیغات و فعالیت رسانه‌ای و فرهنگی داخلی و خارجی است، البته باید به این نکته توجه داشت که در این بیانات منظور از تبلیغات و فعالیت تبلیغاتی، پروپاگاندای مطلوب نظام‌های سیاسی غربی نیست! چرا که پروپاگاندا یا تبلیغات سیاسی سیاه بر خلاف ارزش‌های اسلامی مبتنی بر جوسازی و تحریک ناآگاهانه مخاطب است!

به عبارت دقیق‌تر پروپاگاندا از طریق تهیه و ارائه اطلاعات جانبدارانه، به دنبال تاثیرگذاری هدفمند بر مخاطب است به همین دلیل دستگاه پروپاگاندا واقعیت‌ها را به صورت گزینشی بیان و بازنمایی می‌کند تا مخاطب به طور ناخواسته، واکنش و رفتاری احساسی و نه آگاهانه از خود بروز داده و اقدامی را انجام دهد که از پیش توسط دستگاه پروپاگاندا برای او هدف‌گذاری شده است، از این رو قربانی پروپاگاندا به طور نا آگاهانه در مسیر پیشبرد اهداف سیاسی مطلوب نظام‌های سلطه جو قرار می‌گیرد.

این رویکرد استکباری درحالی است که در سیره تاریخی انقلاب اسلامی همواره مشی تبلیغی، فرهنگی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر بصیرت افزایی و دعوت آگاهانه به ارزش‌های مشترک اسلامی و انسانی بوده است به همین دلیل نیز با وجود فعالیت شبانه روزی شبکه عظیم جنگ روانی دشمن، امروز بخش قابل توجهی از ملت‌های منطقه بر خلاف خواسته دستگاه‌های پروپاگاندای محور عبری،عربی و غربی حامی گفتمان مقاومت هستند.

با این حال همانگونه که رهبر عظیم الشان انقلاب اشاره داشتند فعالیت‌ها و اقدامات تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران در حوزه داخلی و خارجی آنگونه که باید در تراز اهداف و برنامه‌‌های مورد نیاز انقلاب اسلامی نبوده و کم کاری در این حوزه ملموس است! چرایی این مسئله را با تاکید بر حوزه سیاست خارجی می‌توان ناشی از موارد ذیل دانست:


1. بخشی از سیاست‌گذاران تبلیغاتی و رسانه‌ای کشورمان همگام با تحولات داخلی، منطقه‌ای و جهانی روزآمد نشده و همچنان با رویکردها و ذهنیت‌های گام اول انقلاب در پی پیشبرد اهداف گام‌ دوم انقلاب اسلامی هستند! به طور مثال در شرایطی که فضای مجازی به مهمترین بستر رسانه‌ای و ارتباطی افکار عمومی منطقه و جهان بدل شده است هنوز می‌توان دیپلمات‌هایی را یافت که با فضای تعامل محور مجازی بیگانه‌اند و هنوز روزنامه چاپی را رسانه‌ کلیدی می‌دانند!

2. یک دستگاه تبلیغاتی در تراز انقلاب اسلامی باید در عرصه فعالیت تبلیغاتی، فرهنگی و رسانه‌ای پیش‌رونده و پیش‌برنده باشد، طبیعتاً لازمه داشتن این ویژگی هدف گذاری دقیق و مشخص و همچنین اتخاذ تدابیر کارآمد و موثر و البته خلاقانه است، متاسفانه در این زمینه نیز بعضاً در طول یک دهه گذشته کم کاری صورت گرفته و دستگاه‌های دولتی فرهنگی و تبلیغاتی کشور آنگونه که باید به ماموریت‌های خود عمل نکرده‌اند!

3. امروزه دیپلماسی عمومی به مهمترین رکن پیشبرد اهداف سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ جهان بدل شده اما این بعد از دیپلماسی هنوز آنچنان که باید در کشور ما مورد توجه قرار نگرفته است چرا که سیاست‌گذاران و راهبران سیاست خارجی کشورمان عمدتاً با این حوزه بیگانه بوده و به سبک دهه‌های گذشته پیگیری منافع ملی را تنها از دریچه دیپلماسی رسمی و سنتی و ارتباط با رهبران سیاسی کشورها ممکن می‌دانند در حالی که امروزه افکار عمومی به مهمترین بازیگر شکل دهنده تحولات داخلی و خارجی کشورها بدل شده‌اند لذا دیگر تنها با تاکید بر حفظ ارتباطات رسمی و تشریفاتی با سران کشورها و احزاب نمی‌توان حافظ منافع ملی و بین المللی کشورمان بود.

4- ایران اسلامی در حوزه تاریخی و فرهنگی یکی از غنی‌ترین تمدن‌های جهان محسوب می‌شود اما در طی دهه‌های گذشته به نسبت تعداد سازمان‌ها و نهادهای مسئول و فعال در عرصه فرهنگ و تبلیغات، آنگونه که باید از این ظرفیت در عرصه اقدامات تبلیغی مورد نیاز انقلاب اسلامی بهره‌برداری نشده است که یکی از دلایل آن را می‌توان ناشی از فقدان بکارگیری نیروی انسانی متخصص و خلاق در نهادهای مسئول دانست، در واقع در طی دهه‌های گذشته بعضاً افرادی مسئول پیشبرد اولویت‌های فرهنگی و تبلیغی جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌الملل شده‌اند که الگو و فرهنگ سازمانی‌شان بر خلاف ذات پر تحرک ماموریت محوله، فرهنگ سنتی و پرتشریفات دستگاه سیاست خارجه بوده است لذا عملاً  این دست افراد تحرک و حتی انگیزه مورد نیاز برای پیشبرد اقدامات تبلیغی و فرهنگی مورد نیاز کشور را نداشته‌اند.

5. بر مبنای سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 که مصوب رهبر معظم انقلاب است، ایران اسلامی باید سالیانه میزبان 20 میلیون گردشگر باشد، طبیعتاً میزبانی این حجم از گردشگر نیازمند زیرساخت‌های مناسب حقوقی و عمرانی است اما متاسفانه اقتصاد نفتی مانع از توسعه گردشگری در کشورمان شده که این مسئله به نوبه خود تبلیغات و اقدامات تبلیغی کشورمان در حوزه بین المللی را تحت تاثیر قرار داده چرا که عملاً تمام وظیفه تبلیغات کشور در عرصه خارجی بر دوش دولت و نهادهای رسمی قرار گرفته و از ظرفیت بخش خصوصی و سازمان‌های مردم نهاد غفلت شده است، در حالی که با حمایت از عرصه گردشگری، می‌توان از ظرفیت بازیگران قدرتمند بخش خصوصی و غیر دولتی در عرصه فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغاتی مورد نیاز کشور در عرصه خارجی بهره برد و به شکلی موثر با پروژه ایران‌هراسی مقابله و تصویری دقیق و مطلوب از جمهوری اسلامی ایران و ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی آن به افکار عمومی جهان ارائه داد.


همانگونه که در سطور فوق اشاره شد رفع دغدغه عالمانه رهبر انقلاب جز از طریق ایجاد تحول در سازمان‌ها و نهادهای متولی اقدامات و فعالیت‌های تبلیغی کشور ممکن نیست، خوشبختانه با توجه به روی کارآمدن دولت جدید فرصت مناسبی برای تحول آفرینی در کشور ایجاد شده لذا برای ایجاد تحول جدی در عرصه فعالیت‌های تبلیغی خارجی کشور ضروری‌ است که دولت در کنار تجدید ساختار و چابک سازی نهادهای تبلیغی، فرهنگی و رسانه‌ای، نوسازی و کارآمد سازی نیروی انسانی این نهادها را نیز از طریق بکارگیری جوانان متخصص در سطوح مختلف کارشناسی و مدیریتی در دستور کار قرار دهد. پر واضح است که در مسیر ایجاد تحول دولت بایستی با سعه صدر به خطاها و اشتباهات گذشته نیز توجه داشته باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۰۰ ، ۰۲:۱۹
روابط عمومی

کارگاه وبیناری دیپلماسی دیجیتال؛ فرصت‌ها و تهدیدات(مطالعه موردی بحران سوریه) به صورت مجازی و با حضور قریب به 100 نفر از دانشجویان و پژوهشگران علاقمند به حوزه دیپلماسی و مسائل مرتبط با سوریه و جهان عرب برگزار گردید.

دیپلماسی دیجیتال - Digital Diplomacy


دریافت اسلاید این کارگاه آموزشی (کیفیت بالا) :

پاورپوینت دیپلماسی دیجیتالدانلود پاورپوینت وبینار دیپلماسی دیجیتال

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۰۰ ، ۰۲:۰۲
روابط عمومی

غفران آذربیک، دختر نوجوان ایرانی مقیم سوریه موفق شد رتبه نخست آزمون نهایی دوره متوسطه در سوریه که معادل کنکور در کشور ماست را از آن خود کند. 

این آزمون در سوریه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، زیرا آینده هر دانش آموزی در این آزمون رقم می‌خورد.

غفران از جمله هزاران ایرانی مقیم سوریه است که در این کشور به دنیا آمده اما همچنان شناسنامه و هویت ایرانی خود را حفظ کرده است. این دانش‌آموز ایرانی‌تبار در رشته تجربی درس خوانده و بخش عمده‌ دوران تحصیل خود را در شرایط بحرانی سوریه گذرانده است. با این حال امسال توانست با همت والا سختی‌های پیش رو را کنار بزند و بین هزاران دانش‌آموز داوطلب ورود به دانشگاه‌های سوریه در رشته علوم تجربی نمره کامل آزمون را کسب کند.

نوید کمالی Navid Kamali

جالب اینجاست که دختر عموی غفران هم با میانگین نمرات ۹۷ درصد، از دانش آموز برتر این آزمون شده است. ماریا آذربیک اذعان داشت: شرایط بسیار سخت است، هم کشور در حال جنگ است و هم همه گیری کرونا مزید بر علت بود، اما با اراده خودم و کمک خانواده ام توانستم به این موفقیت برسم.

غفران آذربیک - ماریا آذربیک


 رایزنی فرهنگی ایران در سوریه

برای مشاهده گزارش ویدئویی این برنامه بر روی این لینک کلیک کنید.


پی نوشت: این رخداد و تکریم دانش آموزان نخبه ایرانی تبار مقیم سوریه خصوصا #غفران_آذربیک توسط رایزنی فرهنگی ایران در سوریه و برجسته سازی آن در فضای رسانه‌ای رسمی و غیر رسمی از چند منظر دارای اهمیت است:

۱. تا پیش از انتشار این خبر خیلی از ایرانی‌های داخل کشور اصلا اطلاعی از حضور و سکونت جمعی قابل توجهی از ایرانیان مهاجر در سوریه نداشتند انهم با این سابقه تاریخی ۲۰۰ و ۳۰۰ ساله . . . 


۲. بحران سوریه در طول دهه گذشته تاثیر قابل توجهی بر تصویر سوریه در افکار عمومی جهان گذاشته است، چرا که رسانه‌ها در طول این دهه تنها تصاویر و اخبار مربوط به جنگ و بحران خصوصا اقدامات گروه‌های تروریستی را برجسته سازی می‌کردند لذا برای خیلی ها عجیب بود که دیدند در سوریه هم دانشگاه‌ها فعال است و دانش آموزان کنکور می‌دهند و دانشگاهیان جوان سوریه هم برای ساختن آینده ای بهتر برای کشورشان تلاش می‌کنند . . . 


۳. ایرانیان مقیم خارج کشور سرمایه‌های ارزنده کشورمان در عرصه بین الملل هستند و بهتر از هر کسی نسبت به ویژگی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور میزبانشان اطلاع دارند لذا می توانند  در عمل #شهروند_دیپلمات‌ های جمهوری اسلامی ایران در دیگر کشورها باشند . . . 


۴. معرفی استعدادی مانند غفران و ده‌ها دانش آموز و دانشجوی ایرانی تبار نخبه‌ای مثل او زمینه را برای جلب توجه مسئولان به حوزه حمایت از ایرانیان نخبه خارج کشور مهیا می‌کند لذا این برنامه مبارک مس‌تواند الگویی شد برای سایر نمایندگی‌های #فرهنگی کشورمان در اقصی نقاط جهان . . .


خوشبختانه این اقدام فرهنگی ما در رایزنی مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت و زمینه توجه بیش از پیش ملت ایران به تصویر جدید سوریه را مهیا کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۰۰ ، ۰۳:۲۷
روابط عمومی

دیپلماسی ایرانی: سال 1400 را می‌توان سالی مهم، حساس و پر از تغییر و تحول برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های مختلف در نظر گرفت چرا که پس از هشت سال فراز و نشیب‌های گوناگون، دولت جدیدی با وعد‌ه رفع کاستی‌های موجود در کشور و همچنین ایجاد تحول در زندگی و معیشت ملت سکاندار آینده کشور شده است. 

این دولت در حالی تشکیل می‌شود که در حوزه سیاست داخلی و خارجی چالش‌ها و مشکلات زیادی پیش روی دولتمردان جدید کشورمان قرار دارد و رفع برخی این چالش‌ها نیازمند یک دیپلماسی پویا و فعال در سطح منطقه و جهان است که تامین این نیاز بر عهده وزارت امور خارجه و سازمان‌های همکار آن قرار دارد، از این رو دستگاه سیاست خارجی کشورمان در دولت جدید از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود چرا که باید در عرصه‌های مهمی مانند عرصه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نقش آفرینی کرده و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را در این عرصه‌های مورد نیاز به شکل کامل تامین کند. 

نوید کمالی - دیپلماسی ایرانی

از این رو در دولت جدید وزارت امور خارجه و سازمان های همکار آن مانند بسیاری دیگر از وزارت‌خانه‌ها و نهادها با تغییر و تحولات زیادی روبه رو خواهند شد اما رفتن عده ای و آمدن برخی دیگر به تنهایی نمی‌تواند دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را در مسیر تحول و نقش آفرینی فعال در راستای تامین منافع حداکثری انقلاب اسلامی در فضای پیرامونی کشور و فرای آن قرار دهد چرا که افراد تحول آفرین نیز در چهارچوبی غیرپویا قادر به تاثیرگذاری و تحول آفرینی مطلوب نخواهند بود.

به عبارت دقیق تر زمانی می‌توان در یک سازمان و نهاد تحول آفرینی کرد که در گام نخست فرهنگ سازمانی آن نهاد به شکل مطلوب بازطراحی شود که این مهم نیز جز با قانون‌گذاری‌های دقیق و هوشمندانه ممکن نیست، لذا در دولت جدید نقش مجلس شورای اسلامی در زمینه سازی تحول آفرینی دولت در سازوکارهای تامین کننده منافع ملی پر رنگ و جدی خواهد بود.

اما حال این سوال مطرح می شود که برای تحول آفرینی در دستگاه سیاست خارجی کشورمان چه باید کرد؟

برای پاسخ به این سوال باید به این نکته توجه کرد که در طول چهار دهه گذشته تعریف و مفهوم «قدرت» و جایگاه و نقش آن در سیاست خارجی کشورها دچار تحول بنیادین شده و برای اصلاح ساختار دستگاه سیاست خارجی کشورمان و ایجاد تحول در آن باید به این تحول جهانی توجه داشت.

در گذشته قدرت ملت‌ها و کشورها با توجه به قدرت نظامی آنها تعریف و تعیین می‌شد اما پس از پایان جنگ سرد، به تدریج در کنار قدرت نظامی مولفه‌های قدرت جدیدی همچون قدرت فرهنگی، قدرت دیپلماسی و قدرت اقتصادی نیز تعریف شدند که به مجموع آن‌ها مولفه‌های قدرت نرم گفته می‌شود. 

خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران به عنوان مولود انقلاب اسلامی بر خلاف بسیاری از کشورها در عرصه تولید قدرت نرم با کمبود و چالش غیر قابل حلی روبه رو نبوده و نیست چرا که اسلام و انقلاب اسلامی در عرصه گفتمانی مهمترین منبع خلق قدرت نرم بوده و هنجارهای ضد استکباری شکل گرفته در منطقه و حتی جهان تنها یک نمونه از دستاوردهای مستقیم قدرت نرم  جمهوری اسلامی ایران است.

البته در طول چهار دهه گذشته و خصوصا یک دهه اخیر انقلاب اسلامی به طور عملی و مشهود با تلفیق قدرت سخت و نرم خود توانست در قالب دیپلماسی هوشمند، انقلابی نو در سطح منطقه ایجاد کند که یکی از دستاوردهای آن پایان دو دهه اشغالگری آشکار آمریکا در غرب آسیاست.

بدون شک خروج آمریکا از منطقه زمینه‌ساز شروع فصلی جدی از تحولات در غرب آسیا خواهد شد خصوصا به این دلیل که برخی از پر حاشیه ترین کشورهای منطقه  از نعمت وجود یک حامی و پشتوانه فرا منطقه‌ای محروم می شوند، لذا این کشورها برای حفظ شرایط موجود به سمت و سوی ائتلاف سازی های جدید و تقویت قدرت نرم خود از طریق ایجاد چالش در مسیر اعمال قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران خواهند رفت.

در این چنین شرایطی حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی در غرب آسیا و همچنین تامین منافع جمهوری اسلامی ایران نیازمند نوسازی و بهسازی دستگاه سیاست خارجی است چرا که سازوکار غیر روزآمد دستگاه سیاست خارجی توان پیشبرد گونه های نوین دیپلماسی را به شکل مطلوب و مورد انتظار انقلاب اسلامی ندارد.

برای درک چرایی این ادعا کافیست به این واقعیت توجه کنیم که قانون تشکیلاتی، استخدامی، مالی و انضباطی وزارت امور خارجه مصوب سال 1352 خورشیدی است! به عبارت بهتر‌ معماری عملکردی و تشکیلاتی دستگاه  متولی سیاست خارجی انقلاب اسلامی در دوران قبل از انقلاب انجام شده آن هم در دوره ای که بزرگترین دشمن امروز، دوست، و بزرگترین دوست امروز دشمن تلقی می‌شد، لذا با گذشت قریب به نیم قرن از تاریخ طراحی و تصویب این قانون نمی‌توان از این سازوکار قدیمی انتظار کارایی و عملکرد مطلوب  و موثر در طراز اولویت‌های جهانی انقلاب اسلامی را داشت.

به طور مثال در شرایط جدید پیش روی منطقه ارتباطات فرهنگی و دیپلماسی عمومی و دیجیتال جمهوری اسلامی ایران نقشی کلیدی در مقابله با پروژه ایران هراسی و تعمیق روابط ایران و ملت‌‌های منطقه خواهد داشت اما متاسفانه هنوز بسیاری از نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران جزء دیپلماسی رسمی معمول، ارتباط چندانی با جامعه پذیرنده و رسانه‌‌های پر مخاطب آن‌ها ندارند، این آسیب جایی به خوبی خودنمایی می‌کند که مهمترین خبر دوران ماموریت برخی از دیپلمات‌های کشورمان خبر انتصاب و پایان ماموریتشان است!

از این رو از دولت جدید و پرچمدار تحول آفرینی در کشور انتظار می رود که در حوزه تحول آفرینی در دستگاه سیاست خارجی چند پیشنهاد ذیل را مد نظر داشته باشد:

1.    خلق تحول بنیادین در دستگاه سیاست خارجی نیازمند ایجاد تحول در قانون تشکیلاتی، استخدامی، مالی و انضباطی وزارت امور خارجه است چرا که قانون پنجاه سال قبل هیچ قرابتی با واقعیت‌ها و نیازمندی‌های امروز ندارد، لذا دولت با همراهی مجلس باید در گام دوم انقلاب این قانون را منطبق با واقعیت‌ها و نیازمندی های هزاره جدید باز طراحی و تصویب کند. بدون شک در پرتو این تغییر و تحول، فرهنگ سازمانی حاکم بر دستگاه سیاست خارجی نیز با نیازمندی‌ها و اولویت‌های روز انقلاب اسلامی منطبق خواهد شد.

2.    لازمه توسعه و عمق بخشی همکاری های اقتصادی ایران با کشوری‌های منطقه، تعمیق روابط فرهنگی و اجتماعی با ملت‌های آنهاست، این مهم جز با اتخاذ دیپلماسی عمومی و فرهنگی پویا در عرصه سیاست خارجی ممکن نیست، لذا بهبود و تقویت دیپلماسی عمومی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران باید در دستور کار دولت جدید قرار گیرد که این مهم را می توان از طریق تجمیع و متمرکز سازی راهبردی نهادهای متولی دیپلماسی عمومی و فرهنگی تا حدود زیادی تامین کرد تا علاوه بر هم افزایی و ارتقاء کارایی آنها از هدر رفت پراکنده و بعضا بی نتیجه منابع ارزی کشور نیز جلوگیری شود.


3.    جوانان بخش قابل توجهی از هرم جمعیتی کشورهای منطقه را تشکیل می‌دهند، در این چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران در راستای پیشبرد دیپلماسی فرهنگی و تعمیق روابط خود با این بخش از جمعیت کشورها بایستی از ظرفیت  دیپلمات‌های جوان و خلاق آشنا با حوزه‌های فرهنگی، اموزشی و هنری بهره برداری کند چرا که این قشر بر خلاف دیپلمات‌های کهنه کار اما بیگانه با تحولات روز، فهم به هنگام و دقیق‌تری از تحولات و ارزش‌های حاکم بر کشورهای پذیرنده دارند. علاوه بر این دیپلمات‌های جوان انگیزه و توان بیشتری برای پیگیری و پیشبرد منافع ملی دارد که این خود موجب احیای بسیاری از توافق نامه‌های بین المللی اما بایگانی شده کشورمان در عرصه اقتصادی  و فرهنگی خواهد شد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۰۰ ، ۲۳:۵۲
روابط عمومی

این نشست خبری با دعوت مرکز رسانه رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در دمشق و در محل رایزنی فرهنگی با حضور پر رنگ رسانه های شاخص کشور سوریه، غرب آسیا و جهان عرب برگزار گردید.

نوید کمالی رایزنی فرهنگی ایران در سوریه

نوید کمالی- رایزنی فرهنگی - سید حمیدرضا عصمتی

نوید کمالی- رایزنی فرهنگی - سید حمیدرضا عصمتی

نوید کمالی- رایزنی فرهنگی - سید حمیدرضا عصمتی

نوید کمالی- رایزنی فرهنگی - سید حمیدرضا عصمتی

نوید کمالی- رایزنی فرهنگی - سید حمیدرضا عصمتی

نوید کمالی رایزنی فرهنگی ایران در سوریه

نوید کمالی- رایزنی فرهنگی - سید حمیدرضا عصمتی

نوید کمالی رایزنی فرهنگی ایران در سوریه

نوید کمالی- رایزنی فرهنگی - سید حمیدرضا عصمتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۰۰ ، ۲۳:۲۷
روابط عمومی

با توجه به ماموریت رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در سوریه در حوزه پیشبرد دیپلماسی فرهنگی فی مابین دو ملت بزرگ ایران و سوریه در ایام منتهی به روز جهانی قدس تصمیم گرفتیم تولیدات فرهنگی جدیدی را جهت تقویت پیوندهای دو ملت ایران و سوریه تولید کنیم.

این برنامه‌ها با شعار «آزادی قدس نزدیک است» به صورت همزمان در دو شهر بزرگ جهان اسلام یعنی تهران و دمشق برگزار شد.

بررسی شاخص‌های «فروپاشی اسرائیل» از منظر نخبگانی

نخستین برنامه، کنفرانس بین المللی «تأثیر راهبرد روز جهانی قدس بر زمینه‌سازی‌های فروپاشی اسرائیل» است که به صورت مجازی و با حضور جمع بزرگی از نخبگان، چهره‌های سیاسی و فرهنگی از دو کشور ایران و سوریه برگزار شد. در این برنامه که با ابتکار رایزنی فرهنگی ایران در سوریه و فرهنگسرای رسانه در تهران برگزار شد، شاخصه‌های فروپاشی اسرائیل از منظر نخبگان ایرانی، فلسطینی و جهان عرب در قالب وبینار مورد بررسی قرار گیرد.

در این کنفرانس تخصصی، چهره‌های نام آشنای محور مقاومت از جمله ناصر ابوشریف نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در تهران، خالد القدومی نماینده جنبش حماس فلسطین در تهران، سیدحمیدرضا عصمتی رایزن فرهنگی ایران در سوریه، امیر موسوی دیپلمات سابق جمهوری اسلامی ایران، سید عبدالله صفی الدین، نماینده حزب الله لبنان در تهران، صلاح فحص، نماینده جنبش امل لبنان در تهران، خلف الجراد تحلیلگر و پژوهشگر عضو انجمن علوم سیاسی عرب، جورج جبور سفیر سابق سوریه در سازمان ملل متحد، ترکی الحسن سفیر سابق سوریه و … سخنرانی خواهند کردند.

این کنفرانس مجازی روز چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ماه ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران و ساعت ۱۹:۰۰ به وقت دمشق برگزار شد.


تولید محصولات رسانه‌ای برای گرامیداشت روز قدس

دیگر محصولات رایزنی فرهنگی ایران در سوریه برای روز جهانی قدس، تولید محصولات رسانه‌ای شامل نماهنگ، موشن گرافیک، مستند کوتاه و … با محوریت قدس شریف بود. این تولیدات رسانه‌ای با همکاری فرهنگسرای رسانه در تهران در آستانه روز جهانی قدس در سطحی گسترده از رسانه ملی، شبکه‌های سوریه و فضای مجازی منتشر شد.

نوید کمالی رایزنی فرهنگی

برای مشاهده این کلیپ زیبا بر روی این لینک کلیک کنید

از جمله این تولیدات می‌توان به سه موشن گرافیک با موضوع ظلم تاریخی اسرائیلی‌ها به مردم فلسطین، مستند کوتاه دیدار اسکایپی کودکان ایرانی و سوری و ارسال پیام همبستگی این کودکان به کودکان فلسطینی و همچنین نماهنگ های متنوع اشاره کرد.


تولید و انتشار قطعه موسیقایی سه زبانه «قدس ضربان قلب ماست»

رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سوریه با مشارکت فرهنگسرای اقدام به تولید یک قطعه موسیقایی با عنوان «قدس ضربان قلب ماست» به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی کرده است. در این موسیقی سه زبانه، مظلومیت مردم فلسطین و دشمنی رژیم صهونیستی به شیوه‌ای هنرمندانه بیان شده است.

نوید کمالی رایزنی فرهنگی ایران در سوریه

برای مشاهده این کلیپ زیبا بر روی این لینک کلیک کنید

ویژه برنامه‌های مشترک رایزنی فرهنگی ایران در سوریه و فرهنگسرای رسانه در روز قدس در روزهای ۱۵، ۱۶ و ۱۷ اردیبهشت ماه به صورت همزمان در دو شهر تهران و دمشق برگزار شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۰۰ ، ۲۲:۲۳
روابط عمومی

سوریه برای بیش از یک دهه درگیر بحران و جنگ تحمیلی داخلی ایجاد شده توسط دشمنان منطقه ای و فرا منطقه‌ای خود بوده است، اما در طول این سال ها با وجود تهدیدات نرم و سخت دنباله دار کمر خم نکرده هنوز در مقابل دشمنان خود استوار و مقتدر ایستاده است...

برای این موفقیت می توان دلایل مختلفی مطرح نمود که در راس همه آنها همراهی ایران و جبهه مقاومت قرار دارد اما به نظر من از جنبه داخلی و از بُعد فرهنگی آنچه موجب جلال و قدرت ملت سوریه و غلبه آن بر دشمنان شد، ادبیات و هنر پایداری و مقاومت این کشور است که البته بخش قابل توجهی از آن الگو برداری شده از ادبیات مقاومت انقلاب اسلامی است.

نوید کمالی - Navid Kamali

همانگونه که در طول هشت سال دفاع مقدس خود ما هم ادبیات پایداری موجب همراهی و اتحاد ملت با رزمندگان و مدافعان اسلام ناب محمدی(ص) و حریم وطن شده بود و جبهه ها پر بود از حضور ملت، در سوریه هم نویسندگان و شاعران بدون هیچ منتی در خط دفاع فرهنگی از هویت ملی و اتحاد کشورشان قرار گرفتند و اینگونه موجب تقویت جبهه‌های نبرد علیه تروریسم داعشی شدند..

جالب است بدانید که بر خلاف کشور خودمان که امروز بعضا بایستی برای دعوت از برخی معدود اساتید دانشگاه یا چهره‌های فرهنگی به یک نشست هنری یا علمی، خون دل خورد و از آمدن تا رفتنشان، دغدغه چیزهایی مانند حجم پاکت حق الحضور به آنها را داشت، در سوریه چهره‌های #فرهنگ دوست نام ور بدون هیچ تشریفات خاصی عاشقانه پای کار برنامه های فرهنگی کشورشان می‌آیند و این حضور را برکتی برای هنر و دانش خود می‌دانند لذا طبیعتا اینچنین فرهنگی، پایدار و استوار در برابر هجمه‌های دشمنان باقی خواهد ماند چرا که مردمش از فرهنگی ساخته و پرداخته اینچنین اندیشمندان و هنرمندانی بهره می‌برند و روح استقامت و پایداری یشان به لطف ادبیات پایداری مستحکم تر از همیشه است . . .

نوید کمالی - Navid Kamali

نوید کمالی - Navid Kamali

نوید کمالی - Navid Kamali

نوید کمالی - Navid Kamali

نوید کمالی - Navid Kamali

نوید کمالی Navid Kamali

پی نوشت: تصاویر مربوط به یکی از کنگره های شعر برگزار شده با حمایت رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در سوریه است. در این کنگره از شعرای پیشکسوت سوریه تجلیل گردید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۷:۵۰
روابط عمومی

دیپلماسی ایرانی: به گواه تاریخ در طی قرون گذشته دیپلماسی و سیاست ورزی خارجی کشورها عمدتاً در انحصار طبقه ای خاص و محدود بوده و جز آن طبقه محدود هیچ گاه سایر بخش های جامعه نقشی در تعیین یا پیشبرد سیاست خارجی کشورهایشان نداشته اند به طوری که برای قرن ها دیپلماسی بازی پادشاهان و اشراف معرفی می‌شده است.

حتی در تاریخ ایران خصوصا در طول سلسله قاجار و پهلوی نیز شاهدیم کارگزاری و پیشبرد سیاست خارجی کشورمان در طول ده‌ها سال تنها در انحصار تعدادی از خانواده های مشخص و اشرافی بوده است که خوشبختانه پیروزی انقلاب اسلامی توانست در حوزه سیاست خارجی دست آن‌ها از عرصه سیاست خارجی کشورمان را کوتاه کند و نسل جدیدی بر آمده از انقلاب و آرمان های بلند آن را در مسند دستگاه سیاست خارجی کشورمان قرار دهد.

با این حال امروز به وضوح می توان دید که با گذشت بیش از چهل سال از انقلاب اسلامی، دستگاه سیاست خارجی برای پیشبرد اهداف و برنامه های تعریف شده در سند گام دوم انقلاب نیازمند قبول برخی از تحولات راهبردی در شیوه نگاه خود به حوزه دیپلماسی نوین و همچنین سازوکار عملکرد خویش است که به عنوان نمونه یکی از مهمترین آنها توجه به راهکارهای افزایش مشارکت مردم و خاصه تشکل های مردمی و مردم نهاد در عرصه پیشبرد سیاست خارجی است چرا که با گسترش فضای مجازی و افزایش راهکارهای ارتباط و گفتگو بین مردم، نقش افکار عمومی در کشورهای جهان افزایش یافته به وری که شاهدیم کم کم توده های مردم خصوصا در قالب سازمان های مردم نهاد در حال بر عهده گرفتن نقش های اساسی در عرصه سیاست گذاری و سیاست ورزی کشورها هستند. 

از این رو ما نیز در کشور خود بایستی برای عقب نماندن از چرخه تاثیرگذاری بر تحولات منطقه ای و جهانی به سمت و سوی افزایش نقش مردم در سیاست خارجی حرکت کنیم.

با توجه به اهمیت این موضوع در ادامه به معرفی «پارادیپلماسی» به عنوان رهیافتی نو در مشارکت دهی مردم در سیاست خارجی می پردازیم.

پارادیپلماسی چیست؟ چرا اهمیت دارد؟

برای پارادیپلماسی تعارف مختلفی ارائه شده اما به طور کلی برای تعریف این مفهوک باید از اینجا شروع کرد این کلیه نو پدید از دو واژه «پارا» به معنای موازی و «دیپلماسی» تشکیل شده است که معنای کامل آن «دیپلماسی موازی» است، در این نوع دیپلماسی در کنار دولت و دستگاه سیاست خارجی که بازیگر رسمی سیاست خارجی کشورها هستند، گروه ها و هویت‌های فرو ملی به مشارکت و نقش آفرینی در عرصه سیاست خارجی می‌پردازند و همراه با دولت یا حتی به صورت مستقل از آن در عرصه روابط بین الملل به ایفای نقش مشغول می‌شوند.

در طول دهه های اخیر و با توسعه و فراگیری فضای مجازی و فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی این نوع فعالیت در عرصه سیاست خارجی به شکل قابل توجهی افزایش یافته است، به همین دلیل نیز در سال‌های اخیر مقالات معتبر متعددی در رابطه با پارادیپلماسی و اهمیت آن به نگارش در آمده و منتشر شده است چرا که این نوع فعالیت‌ها در حال جهت دهی سیاست های رسمی کشورهاست به طوری که برخی معتقدند در آینده بازیگر اصلی عرصه سیاست خارجی کشورها، بازیگران فعال حوزه پارادیپلماسی خواهند بود. به عبارت دقیق‌تر برخی اندیشمندان معتقدند که در سایه شکل گیری دهکده جهانی، جوامع مجازی و دیپلماسی پیگیری شده توسط آن‌ها شکل و کیفیت روابط بین ملت ها و دولت ها را تعریف خواهد داد. 

پر واضح است که در چنین افقی، مدیریت و راهبری جوامع به شکل معمول و سنتی آن که در طول قرن‌ها پاسخگوی نیاز ملت ها و کشورها بوده است کارکرد و کارایی خود را از دست خواهد داد و حکمرانی به سطوح مختلفی تقسیم خواهد شد که مهمترین سطح آن به بازیگران فرو ملی از جمله سازمان‌های مردم نهاد و خاصه کاربران فضای مجازی اختصاص خواهد یافت. 

در اینجا باید به این نکته مهم توجه داشت که در عصر ارتباطات مجازی بازیگران غیر رسمی و غیر دولتی راحت‌تر و سهل‌تر از بازیگران رسمی امکان برقراری ارتباط و رابطه با جوامع هدف را دارند لذا سرمایه‌گذاری در این حوزه و تربیت «شهروند دیپلمات»‌های مسلط به دیپلماسی عمومی و سایبری می تواند زمینه پیشبرد بیش از پیش سیاست خارجی کشورها را فراهم کند. 

نتیجه گیری

امروزه افکار عمومی به مدد فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی در دسترس خود به عنوان یک بازیگر مهم در عرصه تصمیم‌گیری‌ و سیاست گذاری دولت‌ها ایفای نقش می‌کند، ازاین رو در عصر رسانه، کشوری که بتواند با بکارگیری ظرفیت‌های خود در حوزه رسانه و فضای مجازی، افکار عمومی خود را در مسیر فعالیت منسجم‌تر و پر رنگ تر در حوزه دیپلماسی عمومی سازماندهی کند، طبعا می تواند  به شکل بهتر و هدفمندتری در سطح بین الملل ظهور و بروز پیدا کرده و به شکل مطلوب تری از قدرت نرم خود در راستای منافع ملی اش بهره برد و به تبع آن حتی در صورت ضعف نظامی و اقتصادی، کمتر در معرض تهدیدات قرار گیرد.

به طور مثال کره جنوبی طی سال های اخیر با تمرکز بر توسعه و ترویج موسیقی پاپ کره ای یا K-POP از علاقه نسل Z یا نوجوان و جوان دیگر کشورها به این نوع موسیقی به عنوان ابزاری برای صدور فرهنگ خود و مساعد سازی فضای افکار عمومی دیگر کشورها برای پذیرش محصولات صنعتی کره‌ای استفاده می‌کند.

دولت کره جنوبی برای پیشبرد بهتر و بیشتر این سیاست حتی با حمایت از گروه های مردمی و نخبگان اجتماعی فعال در فضای مجازی در پوسته ای به ظاهر مردمی، دست به تبلیغ و ترویج موسیقی پاپ کره‌ای می زند، جالب آنکه پارلمان کره‌جنوبی اواخر سال 2020 میلادی طرحی را تصویب کرد که به هنرمندان شناخته شده صنعت موسیقی پاپ کره جنوبی مانند گروه بی‌تی‌اس اجازه می‌دهد خدمت اجباری نظامی خود را به ۳۰ سالگی موکول کنند.

این تغییر قانون به این دلیل دارای اهمیت است که طبق قوانین کره‌جنوبی تمام مردان بالغ این کشور که بین ۱۸ تا ۲۸ سال سن دارند و از نظر جسمانی مشکلی ندارند، باید به‌عنوان بخشی از تلاش‌ها برای محافظت از کشور خود در برابر کره‌شمالی به مدت دو سال در ارتش کره جنوبی خدمت کنند اما اصلاحیه قانون خدمت سربازی در کره جنوبی به‌منظور ایجاد استثناهایی برای هنرمندان موسیقی انجام شد چرا که طبق گفته دولت کره‌جنوبی این هنرمندان وضعیت فرهنگی کشور را بهبود می‌بخشند و اقتصاد را تقویت می‌کنند.

با توجه به این تجربه می توان نتیجه گرفت که کشور ما به عنوان یکی از با سابقه ترین کشورهای دارای تمدن در غرب آسیا، در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات بایستی به سمت تربیت سرمایه انسانی آشنا با دیپلماسی عمومی و سایبری حرکت کند تا این بخش از جامعه در حین حضور روزمره خود پر رنگ خود در فضای مجازی پیش برنده منافع ملی کشور خود در حوزه دیپلماسی باشند.

طبیعتاً رسیدن به این نقطه که هر شهروند ایرانی یک شهروند دیپلمات «پیش رونده و پیش برنده دیپلماسی عمومی» کشور خود در عرصه فضای مجازی باشد راه درازی باقی مانده اما اگر از همین امروز نهادهای آموزشی و تربیتی ورودی به این حوزه نداشته باشند طبعا در رقابت های گفتمانی و فرهنگی منطقه ای و فرا‌منطقه‌ای دهه های پیش رو جایگاهی درخور نام بلند ایران اسلامی نخواهیم داشت. 

در پایان برای تحقق این مسیر و راهبرد پیشنهاد می شود:

•    با هدایت و حمایت وزارت خارجه از راه اندازی تشکل های مردم نهاد با اهداف فرهنگی منطقه ای حمایت شود؛

•    تبادلات فرهنگی در نواحی جدار مرزی از طریق فعال سازی تشکل های فرهنگی دانشجویی و مردمی تقویت شود؛

•    ارائه آموزش و مهارت های لازم به دانشجویان و هنرمندان علاقمند به تبادلات فرهنگی در فضای مجازی و تعیین آن‌ها به عنوان سفرای فرهنگی افتخاری ج.ا.ایران در فضای مجازی؛

•    اختصاص بودجه های فرهنگی مناسب برای کیفیت بخشی و توسعه برنامه های خواهر خواندگی بین شهرهای ایرانی و سایر شهرهای واجد شرایط در محیط پیرامونی کشور خصوصا در حوزه غرب آسیا؛

•    حمایت از برنامه های تبادل دانشجو در نواحی جدار مرزی از طریق ارائه فرصت های کوتاه مدت پژوهشی و تحقیقاتی؛

•    حمایت از برگزاری رویدادهای دانشجویی دانشگاه های مطرح جدار مرزی با دانشگاه های مطرح آن سوی مرز؛

•    و ...

نویسنده: نوید کمالی، فعال و پژوهشگر حوزه رسانه و دیپلماسی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۴:۴۷
روابط عمومی
امروزه در کشورهای توسعه یافته مطالعه و شناخت نسل جوان و نوجوان(متولدین اواسط دهه 90 میلادی تا 2015) جامعه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چرا که نسل جوان و نوجوان هر جامعه‌ای شکل‌دهنده آینده آن جامعه هستند، لذا امروزه اندیشکده‌های گوناگونی در سطح جهان مشغول واکاوی ابعاد پیدا و پنهان این بازه سنی‌ـ که از آن با عنوان «نسلZ » یاد می‌شود‌ـ هستند و هر روز مقالات جدیدی در این زمینه منتشر می‌کنند. برای نمونه، اندیشکده آمریکایی کارنگی در مقاله‌ جدید خود تأثیر متولدان نسل z را که از آنان با عناوینی چون نسل اینترنت، نسل پلورالیست و... نیز یاد می شود، بر آینده سیاست آمریکا بررسی کرده است. در این مقاله آمده است: «متولدین نسل z آمریکا هیچ وقت در زیر سایه تهدید یک کشور رقیب زندگی نکرده‌اند؛ به همین دلیل به جای اینکه به جنگ یا رقابت میان قدرت‌های جهان فکر کنند، بیشتر به موضوعاتی مانند گرم شدن کره زمین یا حقوق بشر توجه دارند.» در واقع این مقاله تأکید دارد که نسل جدید آمریکا دیگر باوری به جایگاه جهانی این کشور ندارد و آینده مطلوب آنها با وضعیت سیاسی امروز آمریکا متفاوت خواهد بود!
متأسفانه در کشور ما مطالعه این حوزه تا حدود زیادی مغفول مانده است؛ اما اگر به طور کلی قصد بررسی این موضوع را داشته باشیم باید از نسل دهه شصت شروع کرد!
در کشور ما طرح عبارت دهه شصتی، به نسلی اشاره دارد که در وضعیت خاص دوران جنگ تحمیلی و شروع دوره سازندگی پسا جنگ به دنیا آمده‌اند. متولدان این نسل عمدتاً خانواده‌هایی پر جمعیت دارند؛ در حالی که متولدان دهه‌های بعدی به ویژه دهه هشتاد و نود یا همان نسل z ‌به دلیل شرایط اقتصادی خاص کشور و سال‌ها تأکید بر شعار انحرافی «فرزند کمتر، زندگی بهتر» عمدتاً دارای خانواده‌هایی کم جمعیت و حتی تک فرزند هستند. جمعیت خانواده خود یک عامل از صدها عامل تأثیرگذار بر زیست اخلاقی، عاطفی و حتی اجتماعی یک انسان است؛ از این رو همین یک عامل خود موجب تمایز اخلاق و روحیات دو نسل دهه شصتی و دهه هشتادی نسبت به یکدیگر شده است!
امروزه هر چند در کشور ما توجهی به نقش نسل z در شکل‌دهی آینده سیاست داخلی و خارجی کشورمان نمی‌شود؛ اما بررسی برخی از کنش‌های شاخص این نسل به ویژه در فضای مجازی به خوبی نشان می‌دهد حکمرانی بر این نسل به راحتی نسل‌های قبل نخواهد بود؛ چرا که این نسل بر خلاف نسل‌های قبل از خود عمدتاً طبعی معترض نسب به وضع موجود دارند؛ به گونه‌ای که حتی برخی جامعه‌شناسان آنها را نسل پلورالیست می‌خوانند!
متأسفانه بی‌توجهی به این نسل، زمینه را برای تبدیل شدن بخشی از این نسل به یک تهدید جدی علیه آینده نظامات فرهنگی و حتی سیاسی کشورها فراهم کرده است؛ چرا که سرعت بالای تحولات تکنولوژیک فاصله بین نسلی را هر روز بیش از پیش افزایش می‌دهد و به تبع آن هم درک مسئولان از نسل جدید کمتر و کمتر می‌شود، از همین رو با افزایش نقش سیاسی و اجتماعی نسل z شاهد افزایش تقابل آنها با نسل‌های قدیمی‌تر خواهیم بود؛ چرا که نسل z مشکلات خود را ناشی از تصمیمات نسل‌های پیشین می‌داند، لذا به سرعت در مسیر اخذ تصمیمات جدید حرکت می‌کند که این مسئله می‌تواند به خوبی مورد سوءاستفاده دشمنان سیاسی و فرهنگی ملت‌های آزاده قرار گیرد.
در پایان باید پذیرفت که امروزه بخش قابل توجهی از جوانان و نوجوانان کشورمان در فضای مجازی ساخته و پرداخته آمریکا و دیگر کشورهای غربی که ماهیتاً مخالف انقلاب اسلامی هستند، حضور دارند؛ لذا عملاً بخش قابل توجهی از فضای تربیتی نسل z ایرانی در دست دشمن است و باید از هم اکنون تدبیری برای رفع و مقابله با تهدید پیش‌رو داشت!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۹ ، ۰۱:۰۷
روابط عمومی

امروزه فضای مجازی یا به تعبیر عامیانه آن اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجرایی برای بازنمایی رقابت گفتمان‌های سیاسی در جهان و جامعه امروز ما شده است و هر بار با نزدیک شدن به موسم انتخابات این فضا و بستر ارتباطی به محل یارکشی، رقابت، جدال و تقابل جریان‌های سیاسی بدل می‌شود.

مهم‌ترین نقش فضای مجازی در ایام انتخابات، شکل‌دهی چارچوب‌های ذهنی رفتاری کنشگران تأثیرگذار بر نتیجه انتخابات به ویژه آحاد رأی‌دهندگان است و همانگونه که مشخص است، هیچ رسانه‌ای مانند فضای مجازی توان و ظرفیت شکل‌دهی به چارچوب‌های ادراکی افکار عمومی را ندارد؛ چرا که فضای مجازی برخلاف دیگر انواع سنتی رسانه‌ها اعم از رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها همیشه در دسترس مخاطب است و وابستگی مخاطب به آن قابل مقایسه با هیچ رسانه‌ای نیست.

«قاب‌بندی» یا «چارچوب‌سازی» اصطلاحی است که به انتخاب یک زاویه برای ثبت و نمایش یک سوژه یا ارائه یک موضوع اشاره می‌کند، البته طبیعتاً طرح و نمایش یک موضوع از یک زاویه خاص موجب پنهان ماندن یا دخل و تصرف در طرح دیگر زوایای یک مسئله می‌شود.

به عبارت دقیق‌تر، چارچوب‌سازی یک تکنیک عملیات روانی در راستای مدیریت افکار عمومی است که استفاده بی‌ضابطه از آن در عرصه انتخابات می‌تواند تهدیدات و آسیب‌های فراوانی را برای جامعه و کشور به همراه داشته باشد و حتی موجب القای ناامیدی به جامعه و کاهش مشارکت مردم در انتخابات شود؛ در حالی که با توجه به تعاملی بودن رسانه‌های نوین، فضای مجازی باید در خدمت رونق‌بخشی به انتخابات و افزایش مشارکت عمومی در این صحنه حساس سیاسی باشد.

حال هر چند تا انتخابات خرداد ماه 1400 راه زیادی باقی مانده است؛ اما از هم اکنون می‌توان به خوبی شکل‌گیری آرایش سیاسی در فضای مجازی را مشاهده کرد؛ به ویژه به این دلیل که درگاه‌های اطلاع‌رسانی کوچک و بزرگ فعال در فضای مجازی از هم اکنون با اتخاذ جهت‌گیری‌های انتخاباتی عملاً به عنوان تریبون جریان‌های سیاسی در حال چارچوب‌سازی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی هستند.

در زمینه نقش فضای مجازی در انتخابات پیش رو باید به این نکته توجه داشت که محدودیت‌های فیزیکی و بهداشتی ناشی از شیوع ویروس کرونا خواه‌ناخواه زمینه را برای نقش‌آفرینی بیش از پیش فضای مجازی و پلتفرم‌های ارتباطی به ویژه پیام‌رسان‌ها در انتخابات خرداد ماه سال آینده فراهم کرده است، اما آنچه موجب نگرانی است، بی‌ضابطه بودن فعالیت انتخاباتی در فضای مجازی کشورمان است و از هم اکنون این نگرانی احساس می‌شود که انتشار اخبار جعلی یکی از مهم‌ترین آسیب‌های تبلیغات انتخاباتی بهار سال آینده خواهد بود.

برای نمونه، طرح ادعای دست‌بوسی فرح پهلوی علیه یکی از چهره‌های سیاسی فعال در عرصه انتخابات آن هم بدون ارائه هیچ سند و مدرک قابل ارزیابی، هر چند انعکاس قابل توجهی در شبکه‌های اجتماعی یافت؛ اما این ماجرا موجب شد تا بار دیگر زنگ هشدار رونق یافتن اخبار جعلی در فضای اطلاع‌رسانی غیر رسمی کشورمان داغ شود.

البته طی هفته‌های گذشته شورای عالی فضای مجازی در رابطه با مقابله با اخبار جعلی مصوبه خوبی داشت؛ اما نمی‌توان انتظار داشت این قبیل مصوبه‌ها مانع از گسترش اخبار جعلی در رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی غیر بومی و پر طرفداری، مانند اینستاگرام شود.

از این رو از هم اکنون باید از کلیه نهادهای فرهنگی و به ویژه رسانه‌های کشور درخواست کرد که به دو رویکرد دعوت کمپین‌های انتخاباتی به اولویت‌بخشی به منافع ملی و افزایش آگاهی افکار عمومی نسبت به پدیده اخبار جعلی توجه ویژه‌ای داشته باشند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۹ ، ۰۱:۴۹
روابط عمومی

رهبر انقلاب(حفظه الله) برای اولین بار طی دیداری که در شهریورماه سال ۱۳۸۹ با جمعی از کارآفرینان داشتند، به کلید واژه اقتصاد مقاومتی اشاره کرده و فرمودند:

«از نظر نظام سلطه، گناه بزرگ ملت ایران این است که خودش را از زیر بار سلطه آزاد کرده؛ می‌خواهند مجازات کنند به خاطر این گناه، که چرا خودت را از زیر بار سلطه، اى ملت! آزاد کرده‌اى. این ملت راه را پیدا کرده. اصلاً محاسباتشان اشتباه است؛ نمی‌فهمند چه کار باید بکنند و چه کار دارند می‌کنند. خب، اما فشار مى‌آورند؛ فشار اقتصادى از راه تحریم‌ها. ما باید یک اقتصاد مقاومتىِ واقعى در کشور به وجود بیاوریم. امروز کارآفرینى معنایش این است.»

پس از آن در ۲۹ بهمن ماه سال ۱۳۹۲، رهبر انقلاب سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی را در ۲۴ ماده پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تهیه و به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ نمودند.

حال امروز برادر عزیزم حجت الاسلام نیکویی، رئیس مرکز گسترش اقتصاد مقاومتی لطف داشتند و بنده را در مسیر پیشبرد سیاست اقتصاد مقاومتی، به عنوان خادم «اداره مطالعات آسیا» معرفی کردند، هر چند مسئولیت سختی است اما امیدوارم بتوان در این مسیر گام راسخی برداشت و در گام دوم انقلاب زمینه ساز تحقق سیاست اقتصاد مقاومتی و توسعه اقتصادی کشورمان شد تا اینگونه هم کلام ولای امرمان تحقق یابد و هم لبخند رضایت بر چهره مردم عزیزمان نشیند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۹ ، ۲۲:۱۳
روابط عمومی

در طی چند سال اخیر پدیده اخبار جعلی و لزوم مقابله با منابع تولید و انتشار اخبار جعلی به یکی از مهمترین اولویت های کشورهای توسعه یافته جهان در عرصه مدیریت افکار عمومی بدل شده است چرا که با فراگیری فضای مجازی و افزایش ضریب نفوذ رسانه های اجتماعی، منابع تولید و انتشار اخبار جعلی به شکل قابل توجهی افزایش یافته اند که بی توجهی به آن‌ها می تواند هزینه های سنگینی را به جامعه تحمیل نماید.

به طور مثال در شرایطی که حساسیت افکار عمومی کشور نسبت به موضوع واکسیناسیون عمومی کرونا افزایش یافته و برخی رسانه های معاند در صدد القاء تبعیض در فرایند ارائه واکسن هستند، هفته گذشته برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی با انتشار تصویری ساختگی مدعی افشای نامه بکلی سری درخواست رئیس دفتر مقام معظم رهبری برای دریافت واکسن آمریکایی فایزر برای پرسنل بیت رهبری شدند.

تصویر مربوط به نامه ادعایی هر چند به صورت ناشیانه طراحی شده بود و در کمتر از چند ساعت به یکی از سوژه های طنز فضای مجازی بدل شد اما این مسئله به خوبی بار دیگر اثبات کرد که دشمن با بهره گیری از اخبار جعلی می تواند در شرایط حساس زمینه ساز فریب و تحریک نارضایتی در بخشی از افکار عمومی شود.

خوشبختانه هفته گذشته شورای‌عالی فضای مجازی کشور در راستای مقابله با نشر اطلاعات، اخبار و محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی مصوبه‌ای را در جلسه شصت و هشتم این شورا ابلاغ کرد. بر اساس این مصوبه جدید تا سه ماه آینده بایستی لایحه قضایی مقابله با اطلاعات و اخبار خبری خلاف واقع در فضای مجازی توسط قوه قضاییه و وزارت فرهنگ و وزارت ارتباطات ابلاغ شود.

در متن این مصوبه تاکید شده است که هدف شورا از تدوین و ابلاغ این مصوبه صیانت از سلامت و امنیت روانی جامعه و کاهش آسیب‌های موصوف از طریق تعریف و تعیین اقدامات پیشگیرانه و واکنشی و ارتقاء سطح مسئولیت‏ پذیری و پاسخگویی هماهنگ و به هنگام برای مقابله با ناهنجاری‏ ها و پیامدهای آن بوده است.

طبق متن این مصوبه شورای عالی فضای مجازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید ظرف مدت سه ماه، درگاه‌های نشر پرمخاطب را در سراسر کشور شناسایی و احراز هویت کند. در این مصوبه به پیام‌رسان‌های خارجی هم توجه شده و تاکید شده که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید با همکاری وزارت امور خارجه برای جمع‌آوری اطلاعات نقاط تماس درگاه‌ها و پیام‌رسان‌های اجتماعی خارجی برای مقابله فعال نشر اخبار خلاف واقع در این پلتفرم‌ها ساز و کاری را تعیین کنند.

بر اساس تعریفی که شورا در این مصوبه ارائه داده است، درگاه نشر شامل کانال، صفحه، وب‌سایت، برنامک و بات یا ربات‌های می‌شود که بیش از ۵ هزار مخاطب داشته باشد و همه مردم به آن دسترسی دارند، همچنین در این صفحات اطلاعات، اخبار و محتوای خبری منتشر یا بازنشر می‌شود و بر اساس مصوبه اخیر پلتفرم‌های نشر باید ساز و کار لازم برای تشخیص اطلاعات، اخبار و محتوای خبری خلاف واقع دریافتی قبل از انتشار اعم از رویه‌های انسانی یا ماشینی موسوم به تعدیل محتوا یا اتصال به سامانه‌های راستی آزمایی مرجع ایجاد کنند.

این مصوبه را می توان به فال نیک گرفت هر چند که تا اجرایی شدن و ارزیابی کارایی آن زمان زیادی باقی مانده اما از هم اکنون مشخص است که این مصوبه برای اثر بخشی مطلوب نیاز به درک این واقعیت دارد که چالش اصلی در عرصه مقابله با اخبار جعلی اعتماد مخاطب به رسانه‌ها و منابع رسانه ای عمدتا مشمول فیلترینگ شده خارج از چرخه نظارت و اعمال قانون جمهوری اسلامی ایران است و رسانه های داخلی بدون وجود این مصوبه هم خواهی نخواهی در مقابل تولید اخبار غیر معتبر مسئول بوده و هستند! 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۹ ، ۲۱:۴۰
روابط عمومی

دیپلماسی ایرانی: پس از پیروزی انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام شاهنشاهی در بهمن ماه سال 57، نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام بر آمده از یک انقلاب ضد سلطه، راهبرد صدور انقلاب اسلامی آزادی بخش خود را به دیگر ملت های جهان در دستور کار دستگاه سیاست خارجی خود قرار داد.

به طور خلاصه صدور انقلاب را می توان به انتقال نظام ارزشی انقلاب اسلامی به دیگر ملت‌های تحت سلطه تعریف کرد که زمینه ساز و بستر تحقق این هدف ارتباط با افکار عمومی و زیر گروه های اجتماعی و فرهنگی دیگر کشورهاست.

نگاهی به کارنامه و عملکرد وزارت امور خارجه کشورمان این واقعیت را پیش روی ما عیان می‌سازد که در عرصه پیشبرد سیاست نفوذ فرهنگی و اجتماعی جهانی و حتی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران این نهاد موفقیت چندانی به همراه نداشته است چرا که همچنان به سنتی ترین، کم اثرترین و البته پر هزینه ترین شکل ممکن ماموریت های محوله را در این حوزه خطیر و دارای اهمیت پیش می برد آن هم در حالی که ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان دو عنصر «معاند» و «معارض» گفتمان جمهوری اسلامی ایران با درک دقیق از شرایط جدید حاکم بر فضای فرهنگی و اجتماعی منطقه و جهان در حال تقویت گفتمان های حامی خود در فضای پیرامونی ما در غرب آسیا هستند. 

حال در ادامه برای بررسی دقیق تر این موضوع نگاهی به فعالیت ها و رویکردهای رسمی دستگاه سیاست خارجی آمریکا و رژیم صهیونیستی و در نهایت جمهوری اسلامی ایران در حوزه پیشبرد نفوذ فرهنگی و اجتماعی در سطح منطقه خواهیم داشت.

دیپلماسی دیجیتال ایالات متحده آمریکا:

دولت آمریکا خصوصا پس از روی کار آمدن باراک اوباما در سال 2009 به طور جدی سرمایه گذاری در حوزه نفوذ فرهنگی و اجتماعی در غرب آسیا را سر لوحه ماموریت دستگاه سیاست خارجی خود قرار داد و برای تحقق این هدف، حوزه دیپلماسی عمومی در این وزارت خارجه این کشور را تقویت کرد.

علاوه بر این دولت آمریکا با هدف تاثیر گذاری بر افکار عمومی ایرانیان و تاثیرگذار بر ادراک ضد آمریکایی موجود در سطح افکار عمومی منطقه، برای اولین بار در تاریخ دیپلماسی، سه سال پس از روی کار آمدن اوباما، در سال 2011 دست به راه‌اندازی سفارت خانه مجازی در تهران زد.

این سفارت خانه مجازی در واقع تلاشی رسمی اما در مجرایی غیر رسمی برای برقراری ارتباطی رسمی با شهروندان ایرانی بود و هر چند در عمل امکان ارائه خدمات کنسولی را به شهروندان ایرانی نداشت اما به عنوان تریبونی رسمی برای ارائه دیدگاه های رسمی دولت آمریکا خطاب به شهروندان ایرانی به کار گرفته شد. باید به این نکته توجه داشت که وب سایت سفارت خانه مجازی آمریکا حتی پس از  فیلترینگ دامنه آن در ایران به کار خود ادامه داد که این نشان از اهمیت این پروژه برای دستگاه سیاست خارجی آمریکا دارد.

علاوه بر این با توجه به  ضریب نفوذ بیش از 70 درصدی اینترنت در خاورمیانه و همچنین نرخ بالای حضور جوانان در فضای مجازی کشورهای این منطقه، وزارت امور خارجه آمریکا با انتشار دستور العملی ویژه کلیه دیپلمات های آمریکایی مستقر در این حوزه جغرافیایی را ملزم به حضور فعال و پویا در فضای مجازی کرد به همین دلیل نیز در دوران 8 ساله حضور اوباما در کاخ سفید و حتی دوران پس از آن شاهد حضور فعالانه دیپلمات های آمریکایی در شبکه های اجتماعی پر مخاطب منطقه اعم از توییتر، فیس بوک و اینستاگرام هستیم و هر شهروند می تواند به راحتی از طریق حساب های مجازی دیپلمات های آمریکایی با آنها ارتباط برقرار کند.

علاوه بر این کلیه سفارت خانه ها و کنسول گری های آمریکا در منطقه موظف به راه‌اندازی صفحات مجازی رسمی در شبکه های اجتماعی پر مخاطب شدند تا با تکیه بر ماهیت تعاملی شبکه های اجتماعی امکان تعامل مستمر با کاربران و افکار عمومی منطقه ماموریتی برای آن‌ها فراهم شود.

به طور مثال صفحه فیس‌بوک رسمی سفارت خانه آمریکا در بغداد، میزبان بیش از 2 میلیون دنبال کننده است که این آمار با احتساب دنبال کنندگان  صفحات وابسته به کنسولگری‌های این کشور در عراق افزایش قابل ملاحظه ای می یابد.

باید به این نکته توجه داشت که راهبرد راه اندازه ای صفحات رسمی سفارت خانه ها در شبکه های اجتماعی به حدی موفقیت آمیز بوده که امروزه در چارت سازمانی سفارت خانه های آمریکا ساختار و سازمان مدیریت این حوزه بخش های کلیدی است.

دیپلماسی دیجیتال رژیم صهیونیستی:

متاسفانه رژیم صهیونیستی در طول یک دهه اخیر میلادی سرمایه گذاری قابل توجهی در حوزه دیپلماسی نوین با محوریت دیپلماسی دیجیتال داشته، دیپلماسی سایبری یا دیجیتال که گونه ای جدید از دیپلماسی عمومی است برای رژیم صهیونیستی به حدی دارای اهمیت است که تمام دیپلمات‌های این رژیم در حوزه ماموریتی خود موظف به فعالیت در فضای مجازی و ارتباط با افکار عمومی کشورهای محل ماموریتشان هستند و بعید نیست که در ماه های پیش رو شاهد راه اندازی سفارت خانه های مجازی این رژیم در کشورهای اسلامی منطقه باشیم.

دلیل اهمیت این حوزه برای رژیم صهیونیستی ناشی از محدودیت های سیاسی و ادراکی حضور و فعالیت رسمی رژیم در سطح منطقه غرب آسیا است لذا رژیم صهیونیستی از فرصت ضریب نفوذ بالای فضای مجازی در غرب آسیا برای پیشبرد نفوذ و حضور نرم خود در منطقه بهره می برد.

به همین دلیل چند سالی است که معاونت دیپلماسی دیجیتال در وزارت امور خارجه این رژیم تشکیل شده است و این معاونت از بُعد تعداد نیروی انسانی دومین معاونت بزرگ و مهم این وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی محسوب می شود.

این معاونت در حال حاضر مسئولیت هدایت و جهت دهی محتوایی بیش از 800 صفحه و حساب رسمی وابسته به وزارت امور خارجه رژیم را بر عهده دارد که صفحاتی مانند «اسرائیل به فارسی» از جمله این حساب هاست. علاوه بر این جالب است بدانید که سایت رسمی وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی از زبان های پر کاربرد منطقه حتی زبان فارسی پشتیبانی می کند.

به عنوان نمونه و برای درک نحوه مدیریت صفحات مجازی رژیم بد نیست بدانید که «لیندا منوحین» مدیر بخش عراق معاونت دیپلماسی دیجیتال وزارت خارجه رژیم صهیونیستی است. 

وی یک فعال رسانه ای یهودی عراقی تبار است که سال ها قبل عراق را به مقصد اسرائیل ترک کرده و امروز مدیر یک تیم ده نفره تولید محتوا در حوزه عراق است، این تیم به صورت ویژه مسئولیت تامین محتوای دو صفحه فیسبوک، حساب توئیتر، اینستاگرام و یک کانال یوتیوب عرب زبان ویژه مخاطبان عراقی را بر عهده دارند که صفحه « إسرائیل باللهجة العراقیة» از جمله مهمترین آنهاست، این صفحه دارای بیش از 420 هزار دنبال کننده است، البته به طور کلی صفحات مجازی هدایت شده توسط این تیم صهیونیستی هر هفته میزبان قریب به 10 میلیون بازدیدکننده است.

علاوه بر این هزاران صفحه مجازی و صدها کاربر صهیونیست آشنا به زبان‌های مختلف از جمله عربی و فارسی با هدایت معاونت دیپلماسی دیجیتال وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی ماموریت ارتباط با شهروندان دیگر کشورها و پیشبرد سیاست‌های رژیم از جمله حساسیت‌زدایی نسبت به مسئله فلسطین و قبول ماهیت رژیم صهیونیستی را بر عهده دارند. صهیونیست ها بر این عقیده اند که مردم جهان خصوصا کشورهای اسلامی اگر چه از عملکرد اسرائیل خشمگین هستند ولی در عین حال در مورد این کشور کنجکاو هستند و دیپلماسی دیجیتال بهترین راهکار برای سوء استفاده از این کنجکاوی و جلب نظر آنها نسبت به رژیم صهیونیستی است. 

در این رابطه یوزی رابی، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه و آفریقای موشه دایان در دانشگاه تل آویو گفته است: «منطقه خاورمیانه در حال گذار است و بخش فزاینده ای از جوانان عرب، دیگر از اینکه با اسرائیلی ها گفت وگو کنند ترسی ندارند». وی همچنین معتقد است که حدود 60% از جمعیت خاورمیانه زیر 30 سال هستند و نسبت به والدین خود در مورد جهان خارج کنجکاوی بیشتری دارند، از این رو وی مدعی شده است: «سال‌ها دیکتاتوری‌های خاورمیانه به مردم تلقین می‌کردند که اسرائیل مقصر مشکلات و وضع موجود است، اما الان بیشترِ مردم می‌دانند که مشکل از اسرائیل نیست».

همانگونه که از اظهارات این مقام صهیونیست بر می آید، رژیم اشغالگر قدس امیدوار است که با بهره گیری از ضعف و غفلت حریف در حوزه فضای مجازی، با بهره گیری از دیپلماسی دیجیتال نفوذ خود در سطح افکار عمومی را تقویت کرده و عملاً سرمایه اجتماعی و روانی مخالف خود را در سطح منطقه کاهش دهد.


دیپلماسی دیجیتال جمهوری اسلامی ایران:

بررسی سوابق و کارکردهای دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از بی‌توجهی ناخواسته وزارت امور خارجه به حوزه دیپلماسی نوین نشان دارد و جز شخص وزیر و معدودی از سفرای ایران، ظهور و حضور دستگاه دیپلماسی ایران در فضای مجازی جهان و منطقه قابل توجه نیست، البته وزارت امور خارجه به صورت سنتی دارای یک وب سایت رسمی است که علاوه بر زبان فارسی از دو زبان عربی و انگلیسی نیز پشتیبانی می کند اما بروز رسانی بخش عربی و انگلیسی با سرعت بالا صورت نمی گیرد در واقع مخاطب اصلی مدنظر یا سایت بیش از اینکه مخاطب خارجی باشد، مخاطب داخلی است! 

در ذیل دامنه سایت مادر وزارت خارجه، صفحات سفارت خانه های جمهوری اسلامی ایران راه اندازی شده اند که آنها نیز به طبع سایت اصلی وزارت عمدتاً از سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی پشتیبانی می کنند اما متاسفانه با بررسی اغلب صفحات سفارت خانه های کشورمان در منطقه شاهدیم که تنها بخش فارسی، آن هم به صورت غیر روزآمد فعال است و حتی در کشورهای عربی بخش عربی غیرفعال است!

این مسئله بدین معناست که مجموعه متولی و یا متولیان امر، شناخت دقیقی از هدف و ماهیت سایت گردانی در حوزه سیاست خارجی ندارد چرا که هدف از راه اندازی این صفحات ایجاد بستر ارتباط با جامعه پذیرنده است و نه ارائه گزارش کار به مخاطب فارسی زبان داخل کشور، لذا سیاست گردانی به زبان فارسی آن هم در یک کشور ناآشنا به زبان فارسی و حتی عدم فعال سازی بخش انگلیسی موجب ناکارآمدی این سایت ها در ایجاد ارتباط با جامعه هدف شده است.

از این رو برای تبدیل شدن یک سایت رسمی به محل مراجعه افکار عمومی باید سه رویکرد را در رابطه با آنها مد نظر قرار داد: 

1.    پشتیبانی از زبان رسمی کشور پذیرنده؛
2.    ارائه خدمات کنسولی آنلاین در سایت سفارت خانه؛
3.    ارائه اخبار و اطلاعیه های روزآمد در صفحه اصلی؛

علاوه بر این کلیه سفرا و دیپلمات های جمهوری اسلامی ایران بایستی با جهت دهی راهبردی وزارت امور خارجه حضوری فعال در شبکه های اجتماعی حوزه ماموریتی داشته باشند و در این حوزه محدودیتی از جانب وزارت خارجه به آن‌ها تحمیل نشود.
متاسفانه در این حوزه نیز شاهدیم که بکارگیری دیپلمات های پیشکسوت عمدتاً ناآشنا با رسانه‌های نوین موجب رکود دیپلماسی دیجیتال جمهوری اسلامی ایران شده است و جز در برخی کشورها و به لطف ابتکار شخصی سفرا عملاً دیپلمات های کشورمان ارتباطی با افکار عمومی حاضر در فضای مجازی کشورهای پذیرنده ندارند.


نتیجه گیری و پیشنهادها

با توجه به آنچه مختصراً در این یادداشت که از سر دلسوزی به نگارش درآمده مورد اشاره قرار گرفت می توان نتیجه گرفت که در فصل جدید تحولات منطقه خصوصا پس از اعلام رسمی عادی سازی روابط برخی از همسایگان کشورمان با رژیم صهیونیستی و همچنین روی کار آمدن جو بایدن در آمریکا که دولت وی به نوعی دنبال کننده رویکردها و روش های دولت باراک اوباما است، جمهوری اسلامی ایران و به طور خاص دستگاه سیاست خارجی کشورمان باید رویکرد خود به حوزه دیپلماسی عمومی با محوریت دیپلماسی دیجیتال را مورد توجه قرار داده و رویکرد های پیشین به این حوزه را مورد تجدید نظر قرار دهد چرا که تداوم رویکردهای کم اثر و حتی بی اثر گذشته و تاکید صرف بر پیشبرد دیپلماسی از طریق روش های سنتی و پر هزینه و صرفاً تشریفاتی  موجب تضعیف موقعیت ایران در سطح افکار عمومی منطقه خواهد شد.

از این رو در ادامه چند پیشنهاد جهت بهره برداری مدیران و کارشناسان این حوزه در دستگاه سیاست خارجی ارائه می شود:

•    ارتقاء سواد رسانه ای و دیجیتال مدیران و کارشناسان وزارت امور خارجه از طریق برگزاری دوره‌ها و کارگاه های ضمن خدمت؛

•    راه اندازی مرکز فضای مجازی و دیپلماسی دیجیتال در وزارت امور خارجه با هدف پیشبرد دیپلماسی دیجیتال وزارت امور خارجه و همچنین پشتیبانی لازم از حوزه های ماموریتی و دیپلمات ها؛ 

•    آموزش کاربری شبکه های اجتماعی به رسته های سیاسی و دیپلمات های مامور به دیگر کشورها؛

•    بکارگیری سفرای جوان و آشنا به حوزه دیپلماسی عمومی و دیجیتال در حوزه های ماموریتی دارای اهمیت؛

•    آموزش زبان رسمی کشور پذیرنده به سفرا و دیپلمات های اعزامی؛

•    بازنگری در ساختار و سازمان روابط عمومی وزارت امور خارجه و تقویت این حوزه از طریق بکارگیری نیروهای متخصص آشنا به زبان های خارجی و حوزه دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای؛

•    تغییر کارکرد صفحات سفارت خانه ها از اطلاع رسانی محض  به ارائه خدمات کنسولی آنلاین(حرکت به سمت شکل دهی سفارت خانه مجازی)؛

•    ارزیابی مستمر کمی  و کیفی حضور سفرا و دیپلمات ها در فضای مجازی حوزه ماموریتی و لحاظ کردن این ارزیابی در فرایند ارتقاء دیپلمات ها؛

در پایان ذکر این نکته ضروریست که برخی از عقب ماندگی های دستگاه سیاست خارجی کشورمان ناشی از عدم روزآمد سازی اساسنامه وزارت امور خارجه است چرا که اساس نامه تدوین شده در سال 1352 به دلایل فنی و محتوایی عملاً قادر به پاسخگوی به نیاز های جدید دستگاه دیپلماسی انقلاب اسلامی در عصر جدید نیست و با تکیه بر آن تنها می توان دیپلماسی سنتی، پر هزینه و البته تشریفات پسند فعلی را پیگیری کرد. 

نویسنده: نوید کمالی، فعال و پژوهشگر حوزه رسانه و دیپلماسی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۹ ، ۰۰:۳۶
روابط عمومی

هفته گذشته رخدادهای زیادی در فضای رسانه‌ای کشورمان اذهان عمومی را به خود مشغول کرد که در بین همه آنها ماجرای پر حاشیه تلاش یک نماینده مجلس برای ورود به خط ویژه و عبور از ترافیک تهران موجب بروز واکنش‌های سیاسی و رسانه‌ای گسترده در کشور شد.

این ماجرا از جایی آغاز شد که کاربران فضای مجازی در رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های همراه خود با کلیپی روبه‌رو شدند که در آن یک سرباز جوان کم سن و سال با حالتی ناراحت و پریشان در هوای سرد شامگاه تهران به دوربین نگاه می‌کرد و می‌گفت: «حامد اکبری هستم. سر دروازه ‌دولت شیفتم. این راننده ماشین اومده بدون مجوز تردد خط ویژه...» باقی ماجرا را هم که حتماً در فضای مجازی شاهد بوده‌اید. حال و هوای این کلیپ و روایت نقل شده در جریان آن از همان بدو انتشار این ویدئو موجب بازنشر گسترده آن در فضای مجازی و بروز واکنش تند کاربران فضای مجازی شد.

از یک‌سو کاربران که خاطره ماجرای ضرب و شتم «سرباز بابلی» را هنوز در خاطر داشتند، خواهان برخورد جدی با فرد متخلف در این ماجرا بودند و از سوی دیگر هم برخی سودجویان سیاسی با سوء استفاده از فضای روانی ایجاد شده و تعمیم تخلف یک فرد به سایر مجلسیان شروع به عقده‌گشایی علیه مجلس انقلابی کرده و در راستای تضعیف سرمایه اجتماعی مجلس یازدهم هر آنچه از دست‌شان بر می‌آمد، انجام دادند.

حال فارغ از اینکه این ماجرا چه شد و چه گذشت که رسانه‌های زیادی به آن پرداخته‌اند، در ابتدا باید از عملکرد فرماندهان سبزپوش نیروی انتظامی به دلیل حمایت از سرباز وظیفه پاسدار قانون و حمایت از او در برابر هجمه‌ها و فشارها تقدیر کرد؛ چرا که یک مشاوره نادرست و مصلحت‌سنجی نابه‌جا در این ماجرا می‌توانست به تضعیف موقعیت نیروهای نظامی و انتظامی کشور در عرصه مقابله با قانون‌گریزان و قانون‌شکنان منجر شود؛ اما خوشبختانه حمایت تمام قد فرماندهان ناجا از سرباز قانون‌مدار این نهاد به همه اثبات کرد که قانون خط قرمز پاسداران نظم و امنیت است.

اما باید پذیرفت که مقصر اصلی این ماجرا نماینده متخلف نیست؛ بلکه مقصر آن مسئولانی هستند که با راه‌اندازی خطوط ویژه در هر جا و مکانی، برای عده‌ای محدود آن هم جلوی چشم همه ملت راه میان‌بر ایجاد می‌کنند و برای‌شان هم فرقی نمی‌کند که این راه میان‌بر در خیابان‌های تهران باشد یا یک راه میان‌بر در عرصه اقتصاد و دریافت تسهیلات اقتصادی!

جالب است که کارشناسان دلسوز انقلابی بارها در تریبون‌های رسانه‌ای مختلف یادآوری کرده‌اند که اصرار برخی از مسئولان و مدیران به استفاده از امتیازات خاص و ویژه مانند خط ویژه، خواهی‌نخواهی بازی در زمین دشمنان انقلاب اسلامی به شمار می‌آید؛ چرا که این دست امتیازات نتیجه‌ای جز تحریک نارضایتی آحاد ملت ندارد! برای درک بهتر این مسئله کافی است که از مردم شاهد عبور خودروهای LEDدار مسئولان ریز و درشت از خطوط ویژه خیابان سؤال شود که احساس آنها از دیدن این صحنه چیست؟!

در پایان باید به این نکته توجه داشت که ماجرای پر حاشیه اخیر با همه تلخی‌های متنش می‌تواند فرصتی برای اصلاح روند و رویه ناصواب تعیین امتیازات ویژه غیر ضروری برای برخی مسئولان و مدیران کشور باشد؛ لذا از جریان رسانه‌ای و کارشناسی دوستدار کشور انتظار می‌رود با رها کردن حواشی، از این فرصت کم‌نظیر در راستای تأمین منافع ملی ملت و خنثی‌سازی یکی از مهم‌ترین امیدهای دشمن بهره‌برداری کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۹ ، ۲۳:۰۴
روابط عمومی
به گزارش روابط عمومی فرهنگ سرای رسانه، مراسم رونمایی از کتاب «حقوق تحریم‌ها» همراه با نشست تخصصی «تحریم‌ها از منظر حقوق بین‌الملل» و «مشروعیت تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران» عصر دیروز، یکشنبه ۲۱ دی‌ماه در فرهنگ سرای رسانه برگزار شد. 

در این مراسم، چهره‌هایی نظیر رضا موسی‌زاده، استاد دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه، عبدالحسین صفایی و علیرضا ظاهری، عضو هیئت علمی دانشگاه, دکتر حمید یزدانیان کارشناس ارشد مسائل سیاسی و نوید کمالی سخنرانی کردند. 

در زیر گزارش تصویری این مراسم را می‌بینید: 



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۹ ، ۲۲:۱۵
روابط عمومی
بسیاری از بزرگان تاریخ قربانی قمار شده‌اند؛ شاید باور کردنی نباشد اما داستایفسکی، که یکی از قله‌های ادبیات داستانی در تمام طول تاریخ محسوب می‌شود نیز مدتی به این بیماری مبتلا شده بود!
رمان «قمارباز» حاصل تجربیات داستایفسکی از این ماجراست. این رُمان نشان می‌دهد که کسب و کارهایی بر مدار شانس و بخت آزمایی از گذشته تا به حال یک مسیر ثابت داشته‌اند؛ قهرمان این رمان، آموزگار جوان «آلکسی ایوانویچ» که راوی داستان هم هست وارد گردونه بخت آزمایی می‌شود، ابتدا موفقیت‌های کوچکی به دست می‌آورد که مشوق او برای ادامه کار است و در ادامه، هر چه دارد را می‌بازد؛ اما این شکست فقط باعث خالی شدن جیب آلکسی نمی‌شود، بلکه موجب تهی شدن روح او نیز می‌گردد! «قمارباز» بیش از 150 سال قبل نوشته شده بود، اما مشابه داستان آن تا زمان حال، دائم تکرار شده است!


شگرد سایت‌ها و صفحات مجازی
بخت آزمایی و قماربازی، شباهت زیادی به ترفندهای فریبکارانه شرکت‌های هرمی دارد. در دهه قبل که بازار مکاره گلدکوئیست‌ها داغ بود، آنها با ظاهری زیبا و شعارهای انسان دوستانه، نقش همیار افرادی را بازی می‌کردند که در رسیدن به رفاه، ناکام بودند و می‌خواستند طی مدت کوتاهی، به وضعیت مالی خوبی برسند؛ شعارهایی که افراد ساده دل و بلند پرواز را جذب می‌کردند اما در عمل، ترفندی برای سرکیسه کردن این افراد بودند.

صحبت‌های یک مال باخته در قمارمجازی!
این روزها رسانه‌ها از روش‌های مختلف کلاهبرداری سایت‌های قماربازی و به یغما رفتن اموال قماربازها می‌نویسند؛ از دستبرد زدن به حساب مالی افراد از طریق اطلاعات دریافت شده توسط شرکت کنندگان در سایت‌های قمار و شرط بندی گرفته تا فریب اعضا با بُردهای کوچک اولیه و معتاد ساختن آنها به بازی برای آوردن مبالغ بالا و در نهایت، زدن تیر خلاص و بالا کشیدن همه اموال اعضا! نتیجه قمار کردن در همه سایت‌ها و صفحات مجازی یک چیز است؛ باختن اعضا و ثروتمند شدن مدیران قمارخانه‌های مجازی!
البته همه آنها، عوام ساده دل و از همه جا بی‌خبر هستند، اما گاهی درمیان پاکباختگان، افراد حرفه‌ای هم دیده می‌شوند. پای صحبت یکی از آنها نشستیم و از ماجرایی گفت که مصداق بارز این بیت مولوی است: «خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/ بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر»
یک جوان حدود 30 ساله ساکن تهران است که رابطه اش با قمار را این گونه شرح می‌دهد: «یکی از سرگرمی‌هایم از دوران نوجوانی این بود که با دوستانم دور هم جمع می‌شدیم و به شرط، ورق بازی می‌کردیم. بزرگتر هم که شدیم این تفریح ادامه یافت. اگرچه از همان ابتدا هم دنبال پول نبودم، هدفم سرگرمی بود؛ چون اولا محفل ما دوستانه بود، چند دوست قدیمی بودیم که هر از گاهی دور هم جمع می‌شدیم، گاهی با ورق و گاهی نیز در بیلیارد برای اینکه فضا را جدی‌تر و هیجان انگیزتر کنیم، مقادیر ‌اندکی پول وسط می‌گذاشتیم. گاهی برنده می‌شدم و گاهی هم می‌باختم؛ مهم نبود، آن مقدار هم که بازنده می‌شدم به حساب هزینه تفریح و سرگرمی می‌گذاشتم!»
وی درباره چگونگی آشنایی‌اش با قمارخانه‌های فضای مجازی نیز توضیح می‌دهد: «یکی از دوستان پیشنهاد داد،سَری هم به صفحاتی که اخیرا در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شده بزنم، می‌گفت هم با پول کمتر می‌توان به مبالغ قلمبه تری رسید و هم اینکه جذابیت و سرگرمی این بازی‌ها در فضای مجازی بیشتر است. خلاصه اینکه من هم به طور امتحانی به یکی از این صفحات سر زدم و دیدم تعداد بالایی عضو دارد و خیلی‌ها اعلام می‌کردند که برنده شده‌اند و زندگی شان با وسط گذاشتن مبالغ ناچیز و از طریق همین سرگرمی ساده از این رو به آن رو شده است! ضمن اینکه چون خودم هم نسبت به فضای نت آگاهی داشتم و می‌توانستم جلوی رو دست خوردنم را بگیرم و هم اینکه تجربه سال‌ها قماربازی را داشتم، خیالم راحت بود که آسیبی نخواهم دید.»
او درباره اتفاقاتی که در این صفحه برایش پیش آمد هم می‌گوید: « اوائل مثل همان دورهمی‌های دوستانه، قمار در فضای مجازی هم برایم جنبه سرگرمی داشت و همیشه هم مبالغ کوچکی را وسط می‌گذاشتم؛ چند باری هم برنده شدم؛ واقعا مشوق خوبی بود؛ پول کمی می‌پرداختم و بازی‌ام اغلب با بُرد همراه بود. با توجه به سابقه و تجربه‌ام در قمار و همچنین تبحرم در کارهای رایانه ای، اعتماد به نفس فوق‌العاده‌ای داشتم. در تبلیغات هم می‌گفتند که اینجا دستی در کار نیست و نمی‌توان کلک زد و همه چیز متکی به شانس است، من هم خودم را خوش شانسی می‌دیدم که روی غلتک بُرد افتاده و می‌تواند به پیروزی‌های بزرگتر برسد... در نتیجه به مرور اعتماد به نفس اینکه با مبالغ بیشتری شانس خودم را امتحان کنم یافتم، اما هر چه مبالغ بالاتر می‌رفت، شانس من هم کمرنگ‌تر می‌شد و این بار روی دور باخت افتادم! از آنجا که قبلا مزه بُرد را چشیده بودم و می‌دانستم که می‌توانم جبران کنم، هر بار با مبلغ بیشتری پا به رقابت می‌گذاشتم تا آنجا که حتی ماشینم را هم فروختم تا بتوانم مبالغ میلیونی را وارد کنم تا بُرد چشمگیرتری به دست آورم تا عقب افتادگی و باخت‌های قبلی ام را تلافی کنم، غافل از اینکه من رفته رفته در باتلاقی فرو رفته بودم که هرچه دست و پا می‌زدم، بیشتر فرو می‌رفتم!»
وی ادامه می‌دهد: «یک سرگرمی کوچک و کم هزینه در مدت کوتاهی به بلای بزرگ زندگی ام تبدیل شد؛ دچار افسردگی شدم و در اوج موفقیت کاری، به دلیل نداشتن تمرکز و روحیه کار، شغلم را هم از دست دادم و... تازه الان معنی این حرف را می‌فهمم که در قمار، هیچ کس برنده نمی‌شود و همه بازنده هستند و به همین دلیل هم به قمار کنندگان، قمار«باز» می‌گویند و نه قمار«برنده»... هیچ وقت هم فکرش را نمی‌کردم صفحه‌ای که افراد مشهور و حتی یکی از خوانندگان مورد علاقه دوران نوجوانی ام آن را تبلیغ می‌کرد و صدها هزار دنبال‌کننده داشت و هزاران نفر هم می‌گفتند که از طریق آن پولدار شده‌اند، من را به یک ورشکسته تبدیل کند! آن هم من که هم کار رایانه را بلد بودم و هم تجربه دو دهه قمار داشتم!»

یک معادله کثیف
برخلاف بازی‌کنندگان همیشه بازنده، برگزارکنندگان و مدیران سایت‌ها و صفحات مجازی بخت آزمایی، همیشه برنده هستند! فقط کافی است سرنوشت یکی از آنها را مرور کنیم؛ «س.خ.ع» ابتدا یک نصاب ساده کامپیوتر بود، اما راه‌اندازی کازینوهای مجازی باعث شد تا تبدیل به یک سرمایه‌دار شود؛ اما ‌ای کاش این افراد فقط کارشان در حوزه مالی بود، امثال «س.خ.ع» بخت آزمایی را به فرهنگ و هنر کشور نیز تحمیل کردند؛ همچنانکه از«س.خ.ع» به عنوان حامی مالی یک برنامه تلویزیونی یاد می‌شد که با شبهه قمار و بخت‌آزمایی ابتدا از سوی برخی مراجع تقلید و سپس با هشدار مقام معظم رهبری نسبت به رویکرد برخی برنامه‌های سیما به روش‌های بخت آزمایی، تعطیل شد. نام او همچنین به عنوان سرمایه‌گذار تعدادی از فیلم‌های سینمای کشور و حتی حامی مالی یک دوره جشنواره فیلم فجر نیز مطرح شد. این نام به عنوان یکی از صاحبان پول‌های آلوده در سینما شهرت فراوانی یافت و عکس‌هایش همراه با بسیاری از سلبریتی‌ها در رسانه‌ها پر شد! در همان زمان که نام وی در سینما و تلویزیون برجسته شد، یکی از تارنماهای رصد‌کننده درگاه‌های پرداخت‌های مالی قمار و شرطبندی، طی بررسی‌های خود نشان داد که پرداخت‌های یک پایگاه شرط‌ بندی مجازی تا چندی پیش از طریق درگاه پرداخت و فروشگاه آنلاینی جعلی انجام می‌گرفته که در نماد الکترونیکی آن، نام همین جناب «س.خ.ع» به عنوان ثبت‌کننده ذکر شده است. یک آگهی در روزنامه‌های رسمی هم نشان می‌دهد که از این شخص به جرم کلاهبرداری اینترنتی شکایت شده بود!
به این ترتیب در جریان فعالیت‌های قمارگونه در فضای مجازی با یک معادله مواجه هستیم؛ یک سمت این معادله، جوانان با استعداد اما ساده‌دلی قرار دارند که با آرزوهای کوچک به بدبختی‌های بزرگ می‌رسند و سمت دیگر، افراد پخمه اما مکاری هستند که جای همان جوانان مستعد را می‌گیرند!

بازی سیاسی و تاراج اقتصادی
اما سؤال این است که قمارخانه‌های مجازی به کجا وصل هستند؟ چرا مدتی است که به طور قارچ گونه در ایران رو به گسترش هستند؟
نوید کمالی، کارشناس رسانه در گفت وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «پدیده قمار فارغ از آثار و جنبه‌های بحران آفرین اجتماعی و فرهنگی خود، درحوزه اقتصادی نیز به عنوان یکی از شیوه‌های پول‌شویی یا Money laundering مورد توجه باندهای تبهکار بین‌المللی قرار دارد.
گروه‌های تبهکار در عرصه‌هایی مانند قاچاق انسان و مواد مخدر و حتی در عرصه‌های ضدامنیتی مانند تروریسم با بهره‌گیری از بستر سایت‌های قمار و شرط بندی، پول‌های کثیف حاصل از اقدامات مجرمانه خود را به حساب سایت‌های شرط ‌بندی انتقال می‌دهند و پس از طی زمانی مشخص پول کثیف یا همان پول دارای منشاء مجرمانه خود را از سایت قمار خارج و به حساب خود منتقل می‌کنند و در طی این فرایند رد منبع اولیه پول خود را پنهان می‌کنند و اینگونه مانع از حساسیت نهادهای امنیتی می‌شوند.»
این کارشناس درباره ردیابی محافل قماربازی در شبکه‌های اجتماعی، ابراز می‌دارد: «دلیل گم شدن رد منبع اولیه پول در سایت‌های قمار و شرط بندی این است که قمار و
شرط بندی تابع قوانین اقتصادی مشخصی نیست، لذا به راحتی می‌توان برای پول خارج شده از این فرایند کثیف توجیهات مختلفی را در نظر گرفت و این‌گونه منبع اولیه پول را پنهان کرد.از این رو می‌توان مهم‌ترین حامی رواج سایت‌های قمار و شرط بندی در کشورمان را باندهای فساد و قاچاق مواد مخدر دانست، چرا که با توجه به سیاست‌های ضد پولشویی نظام بانکی کشورمان، باندهای تبهکار جز با بهره‌گیری از بستر غیرسالم تبادلات مالی سایت‌های قمار و شرط بندی امکان پولشویی و تامین منابع مورد نیاز شبکه‌های عملیاتی خود را ندارند.»
کمالی بیان می‌کند: «البته از این نکته نباید غافل شد که با توجه به قرار گرفتن کشورمان در یکی از حساس‌ترین مناطق جهان و وجود دشمنانی مانند رژیم صهیونیستی و آمریکا، این دشمنان نیز در صف حامیان حمایت از گسترش شبکه‌های پول شویی در کشورمان قرار دارند چرا که از طریق این شبکه‌ها می‌توانند منابع مورد نیاز مالی عناصر ضد انقلاب و نفوذی را در اختیار آنها قرار‌داده و این‌گونه از تداوم تهدید آفرینی دشمنان داخلی علیه امنیت ملی کشورمان حمایت کنند.»
وی تصریح می‌کند: «فارغ از گروه‌های تبهکار و دشمنان خارجی می‌توان ردپای یک طیف دیگر را نیز در جبهه حامیان توسعه شبکه‌های قمار و شرط بندی در کشور مشاهده کرد! این گروه سوم یک جریان سیاسی و یا حداقل بخشی از یک جریان سیاسی است که با بهره‌گیری از ظرفیت‌های اقتصادی و سیاسی خود به شکل پنهانی زمینه فعالیت بیش از پیش این شبکه‌ها را در کشورمان مهیا کرده است!به طور مثال عمده سایت‌های قمار و شرط بندی از طریق درگاه‌های بانکی قانونی کشورمان با مخاطبان خود ارتباط دارند، آن‌هم در حالی که ارائه خدمات بانکی به این دست فعالیت‌ها ممنوع است و با توجه به سال‌های اطلاع‌رسانی نهادهای قضائی و امنیتی در رابطه با لزوم مسدود ‌سازی سامانه‌های بانکی ارائه شده به فعالیت‌های مجرمانه هنوز نیز شاهد ارائه خدمات به این دست سایت‌های مجرمانه هستیم که طبعاً تداوم این سرویس‌دهی جز با حمایت‌های پنهانی یک جریان نفوذی ممکن نیست.
از این رو برای مقابله هوشمندانه و قاطع با پدیده سایت‌های قمار و شرط بندی باید با دقت حامیان آنها را که شامل سه طیف تبهکاران، دشمنان خارجی و جریان‌های سیاسی نفوذی داخلی تشکیل می‌دهند هدف قرار‌داد.»
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۹ ، ۱۵:۴۳
روابط عمومی

برنامه گفتگوی علمی بسیج در رابطه با نحوه مقابله با جنگ نرم با حضور احمدی(تهیه کننده)، یزدانیان(کارشناس مجری)، دکتر حسین نصیرزاده(دانش آموخته سیاسی و فرمانده بسیج کارکنان وزارت علوم)، دکتر مهدی رحمانی(دانش آموخته حقوق و فرمانده بسیج کارکنان دانشگاه خوارزمی) و نوید کمالی(کارشناس ارشد رسانه و فعال رسانه ای).

در این برنامه با حضور خبرگان علمی و نخبگان فناوری نظام‌های حاکم در حوزه‌های مالکیت فکری، توسعه علمی و پیش‌بینی‌های آتی علم و فناوری با هدف روشنگری و امید آفرینی مورد تحلیل و واکاوی قرار خواهد گرفت.

«لینک دسترسی به این گفتگو»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۹ ، ۰۱:۱۸
روابط عمومی

امروزه، فضای مجازی به مثابه یک بستر تولید و تبادل اطلاعات به یکی از فراگیرترین رسانه‌های تاریخ تمدن بشر بدل شده است؛ چرا که بر اساس ارزیابی‌های صورت گرفته، تنها در طول یک روز 5/2 کوالیتون (ده به توان هجده) بایت داده در فضای مجازی تولید و تبادل می‌شود، اما نکته اینجاست که تنها بخش محدودی از این حجم داده‌ها برای افکار عمومی اهمیت دارد و باقی آن صرفاً در سامانه‌های نرم‌افزاری و اطلاعاتی برای استفاده‌های آتی مانند داده کاوی و جاسوسی ذخیره می‌شود.

اخبار و تحلیل‌های رسانه‌ای یکی از انواع داده‌های پر کاربرد و پر مخاطب تولید شده در فضای مجازی است؛ به طوری که بر اساس نتایج بیشتر پژوهش‌ها امروزه فضای مجازی به مهم‌ترین منبع دریافت خبر و تحلیل نوع بشر بدل شده است و حتی در کشور ما نیز کانال‌های خبری مجازی بیش از سایر انواع سنتی رسانه‌های خبری مورد توجه قرار گرفته‌اند.

با ظهور شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های خبری مجازی و البته غیر رسمی به دلیل شکستن انحصار رسانه‌های رسمی و سنت‌گرا با اقبال افکار عمومی جهان روبه‌رو شدند؛ چرا که مدیریت ناکارآمد، غیر روزآمد و سنتی حاکم بر عمده رسانه‌های رسمی دیگر قادر به تأمین نیازهای اطلاعاتی مخاطبان نبود و به همین دلیل با ظهور رسانه‌های غیر رسمی مجازی، توده‌های مردم با علاقه به استفاده از آنها روی آوردند؛ چرا که به واسطه این رسانه‌ها می‌توانستند به اخبار و اطلاعات مورد نیاز و علاقه خود فارغ از چارچوب کند و پر ملاحظه رسانه‌های رسمی دست پیدا کنند.

با این حال در طول چند سال اخیر پس از مشخص شدن رویکردهای انحصارطلبانه غول‌های بزرگ عرصه رسانه و فناوری جهان از جمله گوگل و اپل، نخبگان سیاسی و اجتماعی جهان با این واقعیت تلخ روبه‌رو شدند که وابستگی افکار عمومی به فضای مجازی و رسانه‌های مبتنی بر آن عملاً آنها را در یک اکوسیستم اطلاع‌رسانی بسته و مدیریت شده قرار داده است که مهم‌ترین آسیب آن مدیریت ادراک کاربران از طریق مافیاهای سیاسی و اقتصادی است.

این موضوع آنقدر به نقل داغ محافل نخبگانی جهان بدل شده است که باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق آمریکا نیز به آن واکنش نشان داده و در یک مصاحبه بی‌سابقه شبکه‌های اجتماعی را بزرگ‌ترین تهدید علیه دموکراسی معرفی کرده است.

وی در مصاحبه اخیر خود به موضوع «زوال حقیقت» یا Truth Decay اشاره کرده و عامل آن را فضای مجازی و به طور خاص پلتفرم‌های بزرگ رسانه‌ای مانند فیس‌بوک و گوگل معرفی کرده است.

این اعتراف دیر هنگام اوباما و تأکید او بر نقش انکارناپذیر ابر رسانه‌های مجازی غرب در‌ انتشار اخبار جعلی و فریب افکار عمومی در حالی صورت گرفته است که وی خود پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2009 را مدیون حمایت شبکه‌های اجتماعی است و در طول دوران هشت ساله حضور خود در کاخ سفید بارها کشور ما را به دلیل ادعاهایی مانند «محدودسازی اینترنت» و «تلاش برای جلوگیری از انتقال آزاد اطلاعات» مشمول فشار و تحریم کرده بود، اما هم اکنون علاوه بر ممنوع‌سازی حضور فرزندانش در شبکه‌های اجتماعی، از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بزرگ به عنوان عوامل زوال حقیقت در جامعه بشری یاد می‌کند و خواهان عبور از شرایط فعلی پیش از افول آمریکا می‌شود!

بدون شک تعمیق و تأمل در اعتراف اخیر رئیس‌جمهور سابق آمریکا و تأکید وی بر نقش‌آفرینی فضای مجازی و اکوسیستم‌های رسانه‌ای انحصارطلب در بروز و تشدید شکاف‌های سیاسی و اجتماعی آمریکا می‌تواند به تقویت منطق حمایت از توسعه شبکه ملی اطلاعات در کشور ما کمک کند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۹ ، ۰۰:۱۱
روابط عمومی

هر هفته در بین اخبار اقتصادی شاهد ظهور و بروز و البته برجسته‌سازی موضوعاتی هستیم که اگر چه مستقیماً ماهیت اقتصادی ندارند؛ اما ریشه آنها به مشکلات اقتصادی و معیشتی برمی‌گردد و در نتیجه فراگیری مشکلات اقتصادی، افکار عمومی در واکنش به موضوعات اجتماعی و سیاسی انسجام و اتحاد بیشتری یافته و در قالب درد مشترک واکنش قابل توجهی از خود بروز می‌دهد.

برای نمونه، اگر در ماجرای تخریب خانه آسیه پناهی، پیرزن کرمانشاهی به دست عوامل شهرداری کرمانشاه برخی افراد، مسئولان و رسانه‌ها توانستند به صورت حداقلی در دفاع از عملکرد شهرداری و حتی لزوم اجرای قانون سخن برانند؛ اما در واکنش به ماجرای تخریب منزل خانواده بندرعباسی دیگر خبری از این دست حمایت‌ها نبود و یکصدا تمام افکار عمومی، رسانه‌ها و البته مسئولان از لزوم برخورد سخت با عاملان و آمران این ماجرا سخن گفتند و اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری نیز با صدور ابلاغی از استانداران سراسر کشور خواست پیش از تخریب منازل مردم نسبت به «تأمین سرپناه مناسب برای افراد ساکن» اقدام کنند، موضوعی که قطعاً بدون یک ابلاغیه و دستور نیز باید مد نظر مسئولان محلی کشورمان باشد!

البته اگر کمی موشکافانه‌تر به موضوع نگاه کنیم، در خواهیم یافت که ماجراهای پر حاشیه سال‌های اخیر به ویژه مواردی، مانند تخریب منازل اقشار کم درآمد ناشی از تداوم نگاه سنتی به مسئولیت و دولت‌داری در کشور ماست.

به عبارت دقیق‌تر، در شرایطی که فضای اطلاعاتی و رسانه‌ای کشور تحت سیطره رسانه‌های غیر رسمی و عمدتاً مجازی است. متاسفانه در نگاه برخی مدیران و مسئولان، افکار عمومی صرفاً کارکردی گیرنده و تبعیت‌کننده دارد؛ آنهم در حالی که حداقل از ابتدای دهه 80 فراگیری فضای مجازی در کشور ما موجب تقویت حضور و فعالیت رسانه‌های غیر رسمی و حتی فردی و وبلاگی شده است که به مدد این نوع رسانه‌ها افکار عمومی نسبت به مسائل حاکم بر جامعه، به موجودیتی تعاملی و واکنش‌گرا بدل شده و بی‌توجهی به این واقعیت می‌تواند هزینه‌های سنگینی را به کشور و نظام تحمیل کند.

از این رو در مدل‌های نوین حکمرانی تلاش می‌شود رابطه مسئولان و افکار عمومی بیش از پیش نزدیک شده تا سیاست‌های طراحی و اجرا شده از سوی مسئولان کمترین فاصله را با خواست و مطالبه افکار عمومی داشته باشد و از این طریق کمترین اصطکاک بین مردم و دولت شکل گیرد.

برای نمونه، در ماجرای تخریب خانه‌های افراد محروم اگر برخی مسئولان محلی شرایط حاکم بر افکار عمومی کشور را در نظر گرفته بودند، قطعاً ملاحظاتی را در اجرای قانون لحاظ می‌کردند و اینگونه برای نظام و کشور هزینه ایجاد نمی‌کردند؛ برای نمونه مسئولان می‌توانستند برای جلوگیری از ایجاد حس تبعیض و بروز خشم و اعتراض در افکار عمومی همزمان با تخریب آلونک‌ها، چند ویلای غیرقانونی مسئولان را که پیش از این رسانه‌ای شده، بولدوزری و نه نرم نرمک تخریب می‌کردند تا احساس برابر بودن قانون برای همه در جامعه تقویت شود.

از این رو ضروری است که نهادهای مسئول و خاصه اجرایی کشور از جمله وزارت کشور بازنگاهی به روندها و شیوه‌های سیاست‌گذاری و اجرای سیاست‌های خود داشته باشند و با تنظیم قواعد و دستورالعمل‌هایی منطبق با شرایط روز حاکم بر جامعه و کشور مانع از تکرار حوادث تنش‌آفرین از سوی مسئولان محلی کشور شوند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۹ ، ۲۳:۵۰
روابط عمومی

یکی از چالش‌های اساسی دولت‌داری در کشور ما فقدان ثبات سیاست­ گذاری در عرصه­ های کلان و راهبردی است؛ چرا که دولت­ ها عمدتاً خود را متعهد به پیگیری طرح­ ها و برنامه ­های راهبردی دولت قبل نمی­ بینند.
 
متاسفانه در هر دوره تغییر ترکیب قوه مجریه شاهدیم که سیاست­ های جدیدی بر فضای سیاسی و اقتصادی کشور حاکم می­شود، ضدیت با سیاست­ های اقتصادی و سیاسی دولت قبل به شعار دولت جدید بدل می­ گردد و هرآنچه به مدت هشت سال ساخته­ شده به یک‌باره در دولت جدید ویران ­شده و سیاست­ های جدیدی پایه گذاری می­شود. در واقع هر دولت همانند ققنوسی تلاش می­ کند تا یکبار با سوزاندن داشته ­های قبلی خود، از نو بنایی تازه را شکل­ دهد و دولت بعدی نیز بالطبع همین روند را تکرار می­کند!
 
مشهود­ترین و شناخته ­ترین مثال در این رابطه، ماجرای مخالفت دولت یازدهم با ادامه طرح «مسکن مهر» دولت نهم و دهم است. دولت نهم که در سال1384 با شعار حمایت از محرومین و کم­ درآمدها در انتخابات پیروز شده ­بود، با اجرای طرح مسکن مهر تلاش­ کرد تا قشرهای کم­ درآمد را از طریق واگذاری زمین و ارائه تسهیلات ارزان ­قیمت خانه‌دار کند.
 
این طرح در طول دو دولت «محمود احمدی نژاد» با هدف ساخت و ارائه 4میلیون و 400هزار واحد مسکونی به صورت جدی پیشرفت رفت و سرانجام با پیشرفتی ۷۰درصدی تحویل دولت جدید شد. این طرح در زمان خود توانست حجم زیادی از نیاز جامعه به مسکن را تامین ­کند و بخش قابل توجهی از مردم به لطف این سیاست خانه ­دار شدند؛ اما با تغییر دولت و استقرار تیم جدید در پاستور، حمایت­ های سابق از طرح مسکن مهر به پایان رسید.

طرح مسکن مهر به دلیل آنکه از لحاظ روانی نماد دولت قبل بود از سوی دولت جدید کنار گذاشته­ شد و وزیر وقت راه و شهرسازی دولت یازدهم هم رسماً افتخار دوران مدیریتی خود را عدم افتتاح حتی یک واحد مسکن مهر اعلام ­کرد!
 
در واقع اختلاف سلیقه سیاسی جریان حاکم بر دولت جدید با دولت سابق موجب ­شد تا نیاز دهک ­های پایین جامعه به مسکن ارزان­ قیمت نادیده گرفته ­شود و شرایط به شکلی رقم­ بخورد که امروز دیگر اقشار کم ­درآمد و حتی طیف گسترده ­ای از کارمندان دولت نیز توان فکر کردن به خرید مسکن را ندارند و جامعه اجاره نشین ­ها نیز هر شب با اضطراب تمدید اجاره ­خانه خود شب را سپری می­ کنند.
 
مثال مسکن مهر نشان ­دهنده عدم ثبات سیاست­ گذاری در دولت­ های کشور ماست؛ چرا که برنامه ریزی‌های کلان دولت­ ها بیش از اینکه تابع سیاست­ های کلان نظام باشد، تابع سلیقه و گرایش های فردی و سیاسی سران دولت ­ها است.
 
طبیعتاً برای اصلاح این رویه غلط و پرهزینه نیازمند عبور از مدل سیاست­گذاری فعلی در کشور و برجسته ­کردن نقش اتاق­ های فکر تخصصی و مستقل در سیاست گذاری ­های کلان کشور هستیم چرا که تجربه جهانی اثبات کرده ­است، دولت‌های موفق دولت‌هایی هستند که نه براساس سلایق سیاسی دولت‌مردان، بلکه بر اساس طرح­ها و برنامه ­های ارائه ­شده توسط اتاق­ های فکر معتبر و متعهد به منافع ملی گام برمی دارند.
 
با توجه به اهمیت موضوع در ادامه به چیستی اتاق­ های فکر و جایگاه آن­ها در تولید فکر و برنامه برای مدیریت کشورها می­ پردازیم.


حکمرانی مبتنی بر پژوهش؛ چرا کشور به اتاق های فکر نیاز دارد؟

 

اتاق فکر یا اندیشکده چیست؟

در ادبیات بین الملل به اتاق­ های فکر که مسئولیت طراحی فکر و سیاست ­های مورد نیاز دولت­‌ها و کشورها را دارند «Think Tank» می‌گویند، البته در کشور ما نیز عبارتی مانند پژوهشکده و اندیشکده اشاره به اتاق‌های فکر دارد، به طور مثال مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی یک اتاق فکر با مسئولیت تولید فکر و برنامه برای مجلس و نمایندگان ملت است.
 
عبارت Think tank یا همان اتاق فکر، نخستین بار توسط نظامیان آمریکایی، در بحبوحه جنگ جهانی دوم مطرح شد؛ چرا‌که نظامیان برای برنامه‌ریزی عملیات­ های خود در فضاهای ویژه­ ای جمع می­شدند و در این محل‌ها دست به تبادل نظر و تصمیم­ سازی می­زدند. در آن ایام این محل­ ها به اتاق فکر معروف بودند و به مرور زمان با بازشدن پای اتاق های فکر به حوزه ­های دیگر این نام بر روی آن‌ها باقی ماند.
 
بر اساس تعاریف معتبر بین المللی اتاق فکر یک موسسه، شرکت یا گروهی است که برای مطالعه پیرامون یک موضوع خاص سازمان‌یافته و اطلاعات، ایده‌ها و توصیه‌هایی را به نهادهای سفارش دهنده ارائه می‌دهند. همان‌گونه که از تعریف فوق بر می­ آید، کارکنان یک اتاق فکر جمعی از نخبگان علمی و سیاسی هستند که کاری غیر از خواندن، بحث ­کردن، تفکر و نوشتن ندارند، این گروه از افراد وظیفه دارند که به موضوعات مهم و حیاتی برای سازمان یا دولت متبوع خود بپردازند.
 
در واقع با وجود اتاق‌­های فکر تخصصی، دیگر سیاست‌مداران شخصا نیازی به طراح سیاست­ ها و برنامه­ ها ندارند و سیاست ­های کلان کشور نیز از گزند سلایق حزبی-قبیله­ ای دولت ها تا حد زیادی مصون می ماند. بد نیست بدانید که در کشور ما عمده مراکز پژوهشی و اتاق‌های فکر، دولتی بوده و ذیل سازمان­ ها و نهادهای دولتی فعالیت می ­کنند.
 
به طور مثال مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست­ جمهوری، به عنوان اتاق فکر دولت عمل می­کند؛ اما مشکل اینجاست که پژوهشکده­ های تابع دولت توسط مدیران تابع دولت مدیریت می ­شوند و تبعاً استقلال رای آن‌ها تا جایی است که از خط قرمزهای دولت مستقر عبور نکند! همان­طور که وقتی سیاست دولت مستقر نفی مسکن مهر است طبعاً هیچ اندیشکده و اتاق فکر وابسته به دولتی مجال و امکان حمایت از طرح مسکن مهر را ندارد.
 
در دیگر کشورها این مشکل از طریق حمایت از ایجاد اتاق­ های فکر در قالب سازمان‌های غیرانتفاعی حل شده ­است و دولت ‌ها تنها بخشی از منابع مورد نیاز این دست نهادها را تامین می ­کند و تامین عمده منابع مورد نیاز اندیشکده ­ها بر عهده بخش خصوصی و کمک های مردمی­ است.
 
مدل فعالیت اتاق‌های فکر نیز به این صورت ­است که افراد نخبه و دارای سوابق درخشان علمی و حرفه­ ای و همچنین کارکنان و پیشکسوتان متخصص نهادهای مختلف، اعم از فرهنگی، اجتماعی و حتی نظامی و امنیتی بر اساس حوزه فعالیت تخصصی خود جذب و استخدام می­شوند، این افراد باید دارای توانایی­ هایی مانند تحلیل اطلاعات، پیش بینی تحولات، نوشتن گزارش و مقاله و حتی سخنرانی باشند.
 

حکمرانی مبتنی بر پژوهش؛ چرا کشور به اتاق های فکر نیاز دارد؟

 

با توجه به آنچه تا به اینجا بیان­ شد، اتاق فکر را می‌توان مرکزی مطالعاتی و پژوهشی در نظر گرفت که ماموریت اصلی آن مطالعات و تحقیقات کاربردی در راستای کمک به تصمیم­ سازی مسئولان است؛ این مرکز باید برای حل مسایل و مشکلات پیش‌روی یک سازمان یا کشور، راهکارهای مناسبی را احصاء و ارائه نماید و حتی در صورت لزوم ایده­ هایی خلاقانه ارائه ­دهد.
 
باید به این نکته توجه داشت که یک اتاق فکر پویا باید بتواند به صورت روزآمد تحولات را رصد کرده و بر مبنای نیاز کشور یا سازمان هدف خود تحلیل و پیش بینی انجام دهد و با آگاهی­ رسانی ­های به هنگام خود یاری‌گر سیاست­ گذاران باشد.
 

چرا به اندیشکده ها نیاز داریم؟

عمده مقامات عالی سیاسی و اجرایی کشور ما مانند مقامات دیگر کشورها درگیر مسائل روزمره و اجرایی هستند و عملاً فرصتی برای تحقیق و پژوهش و آینده پژوهی ندارند، در واقع اولویت آن‌ها حل و فصل مسائل جاری است، لذا مقامات تصمیم­ گیرنده اگر هم خودسرانه تصمیمی بگیرند، طبعاً در طولانی ­مدت هزینه آن بر دوش نظام، دولت و ملت تحمیل خواهدشد؛ بنابراین باید نهاد و مجموعه­ ای مستقل به عنوان بازوی فکری و مشورتی مقامات سیاسی و اجرایی ایفای نقش کند و به ­دور  از حب و بغض ­های سیاسی و جناحی آنچه را که تضمین­ کننده منافع ملی است به مسئولان پیشنهاد دهد.
 
امروزه این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که توسعه و پیشرفت یک کشور و ملت با تکیه بر تصمیمات فردی سیاستمداران و مدیران ممکن نیست و نخبگان جامعه باید به صورت جمعی در رابطه با آینده یک کشور و ملت به فرایند تصمیم ­سازی مسئولان کمک نمایند.
 
البته باید به نکته اشاره کرد که گروه ­های مشاوران به آن صورتی که امروزه در کشور ما مرسوم ­است به هیچ وجه امکان پرکردن جای اتاق ­های فکر و اندیشکده های مستقل را ندارند چرا که در گذر زمان، حلقه مشاوران مدیران و مسئولان گرفتار خطاها، برداشت ­ها و تصمیمات هاله ­ای شده و کارایی خود را از دست می دهند که چرایی آن نیاز به بحث مفصلی دارد که در حوصله این مقاله کوتاه نیست.
 
ناگفته نماند که ملزم کردن سیاست­مدارن به پیروی از رهنمودها و پیشنهادات اتاق­ های فکر و اندیشکده ­ها نیاز به قانون­گذاری و فرهنگ‌سازی در نظام مدیرتی کشور دارد و تا این دو اقدام صورت نپذیرد طبیعتاً مسئولان و مدیران به سادگی از خودمحوری کوتاه نخواهندآمد، با این حال مجلس شورای اسلامی و رسانه ­های کشورمان بایستی در این حوزه ورود کرده با تدوین قانون و همچنین فرهنگ سازی مناسب، زمینه حرکت به سمت حکمرانی و مدیریت مبتنی بر پژوهش را در نظام مدیریتی کشور حاکم نمایند.


یادداشتی از: نوید کمالی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۹ ، ۲۲:۲۴
روابط عمومی