وبگاه رسمی نوید کمالی

مجموعه‌ای از اندیشه‌ها و دیدگاه‌های منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه‌ها و همایش‌های ملی و بین المللی

مجموعه‌ای از اندیشه‌ها و دیدگاه‌های منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه‌ها و همایش‌های ملی و بین المللی

وبگاه رسمی نوید کمالی

یادداشت‌های یک روزنامه‌نگار، مولف و مدرس فعال در حوزه سیاست خارجی، امنیت ملی و قدرت نرم ...

شماره تماس: 00989159263347 (جهت دریافت «مشاوره» ، دعوت جهت «برگزاری کارگاه آموزشی» و ... لطفا در ساعات غیر اداری و یا در شبکه های اجتماعی مبتنی بر این شماره تماس حاصل فرمایید.)

تذکر: بازنشر مطالب این پایگاه بلااشکال می باشد.

پست الکترونیکی : NavidKamali.ir@iran.ir

طبقه بندی موضوعی

۵۳ مطلب با موضوع «تحلیل سیاسی» ثبت شده است

اختصاصی طنین؛ رئیس جمهوری آمریکا در جدیدترین واکنش خود نسبت به حوادث اخیر دوما و بکارگیری سلاح شیمیایی  بر علیه غیر نظامیان که به کشته و زخمی شدن صدها نفر منجر شده است اظهار داشت که پس از دیدار با مقامات نظامی این کشورش درباره نوع و ابعاد واکنش به سوریه تصمیمات اساسی اتخاذ خواهد کرد.

در عین حال هنوز منابع رسمی و ناظران بین المللی عامل بکارگیری گاز کلر را در دوما مشخص نکرده اند ولی ترامپ همراه با برخی از متحدان اروپایی خود از جمله فرانسه و انگلیس دولت سوریه به استفاده از این نوع تسلیحات ممنوعه متهم کرده و از اتخاذ سیاست ها تنبیهی بر علیه سوریه سخن می گویند.

ترامپ البته در بخش دیگری از اظهارات خود با اذعان به نامعلوم بودن عامل اصلی بکارگیری این نوع سلاح اظهار داشته است که "بالاخره می فهمیم که این حمله کار ایران، روسیه، رژیم اسد یا همه آنها بوده است" و  همچنین تاکید کرده است که عامل و حامیان این جنایت تاوان سنگینی پرداخت خواهند کرد.

از این رو و با توجه به برنامه زمانی ۲۴ تا ۴۸ ساعته اعلام شده از سوی ترامپ لازم دیده می شود تا سناریوهای احتمالی مد نظر هئیت حاکمه آمریکا برای واکنش بر علیه سوریه مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.


سناریوی اول «واکنش محدود»

بر اساس این سناریو دولت آمریکا به عنوان یک قدرت نظامی برتر در معادلات سیاسی جهان لزوما ناچار به واکنش نسبت به واقعه دوما است لذا مانند واقعه بمباران پایگاه شعیرات محتمل است که امریکا بار دیگر اقدام به بمباران یک یا چند هدف نظامی در عمق خاک سوریه نماید و طبیعتا جهت اجتناب از هرگونه تلفات این واکنش با بهره گیری از ناوگان دریایی آمریکا و موشک های کروز میان برد آنها صورت خواهد پذیرفت.

البته بنا به ادعای برخی منابع اسرائیلی پایگاه های هوایی و پدافندی سوریه از اولویت بالایی جهت انهدام توسط آمریکا برخوردارند که طبیعتا باید برای مقابله با این سناریو تدابیر های لازم را پیشبینی کرد.


سناریوی دوم «ایجاد منطقه پرواز ممنوع»

بر اساس این سناریو دولت آمریکا با همراهی شرکای اروپایی و منطقه ای خود پس از بمباران تعدادی از سایت های پدافندی و راداری سوریه اقدام به اعلام منطقه پرواز ممنوع در منطقه غوطه شرقی و برخی دیگر از مناطق  دارای تنش نمایند.

این سناروی از این رو قابل توجه است که رژیم صهیونیستی طی روزهای گذشته و بر اساس اخبار منابع مطلع صهیونیستی با بهره گیری از دو فروند جنگنده اف ۱۵ و از حریم هوایی لبنان اقدام به هدف قرار دادن پایگاه هوایی تیفور نمود آنهم در شرایطی که بصورت مشخص مطلع از حضور مستشاران نظامی ایران در این پایگاه بوده است لذا این اقدام اسرائیل را می توانبه عنوان یک عملیات ارزیابی پیش از شروع حمله گسترده به اهدافی مشخص در خاک سوریه تحلیل نمود.

البته طبیعتا ایجاد منطقه پرواز ممنوع در سوریه هزینه های سنگینی را به دولت های متخاصم  به رهبری آمریکا تحمیل خواهد نمود ولی رژیم صهیونیستی با استقبال از این اقدام به نوعی در پی تضمین تداوم ناآرامی ها در سوریه و ممانعت از تمرکز محور مقاومت بر مقابله با این رژیم اشغالگر است ، ترامپ نیز برخورد با سوریه را به عنوان فرصتی برای بازسازی چهره هژمونیک آمریکا در منطقه می داند و در این راه با تکیه بر پشتیبانی دلارهای سعودی آماده اجرای این سناریو است البته لازم به ذکر است که بر اساس دیدگاه ارزیابان بین المللی روسیه در این شرایط حاضر به تقابل با یک ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا نخواهد شد و طبیعتا آمریکا مایل به از دست دادن این فرصت نیست. 


سناریوی سوم «تشدید تحریم ها»

در این سناریو محتمل است که دولت ترامپ با بررسی تمام گزینه های پیش رو و با توجه به وجود بحران شدید مالی و سیاسی در این کشور ایجاد هر گونه تنش نظامی با روسیه و ایران را در خاک سوریه مناسب ندیده و صرفا برای اغنای افکار عمومی صرفا به طراحی و اجرای مجموعه ای از تحریم های جدید بر علیه دولت سوریه ، روسیه و ایران اقدام کند.

با توجه به آنچه بیان شد سه سناریوی مطرح شده را می توان تنها گزینه های پیش روی ترامپ برای واکنش به حوادث دوما برشمرد که طبیعتا در صورت وقوع سناریوهای اول و دوم که شامل استفاده از قدرت نظامی می شود جبهه مقاومت باید سناریوهای مقابله احتمالی را برای جلوگیری از کسب هرگونه دستاورد احتمالی توسط  آمریکا و متحدینش پیش بینی نماید.


یادداشتی از: نوید کمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۱۴
روابط عمومی

ملت یمن از واپسین روزهای ماه مارس 2015 و با شروع عملیات نظامی عملیات "طوفان قاطعیت"( عملیة عاصِفة الحزم)  ائتلاف عربی- سنی به رهبری عربستان سعودی بصورت متناوب از زمین، هوا و دریا  تحت محاصره و تجاوز قرار گرفته است و حتی پس از گذشت تقریبی سه سال از شروع، این تجاوز همچنان با شدت تداوم یافته است.
اگر نگاهی به چرایی شکل گیری این ائتلاف ضد یمنی از سوی عربستان سعودی داشته باشیم در می یابیم که این ائتلاف که از اعضای فعال آن می توان به امارات متحده  اشاره کرد، در هفته های اول قدرت یافتن جنبش  انقلابی شیعیان حوثی و با ترس از ایجاد یک کشور عربی شیعه در قلب کشورهای عربی– سنی خاورمیانه، با بهره گیری از شعار بازگرداندن مشروعیت قدرت به عبدربه منصور هادی رئیس جمهور فراری و هوادار آل سعود در یمن و عقب راندن انصار الله از پایتخت این کشور، آتش تجاوز گسترده نظامی به یمن را بر افروختند.


در طی این تجاوز چندین کشور عربی مشارکت داشتند اما گذر زمان و تحولات سیاسی منطقه و جهان بر کم و کیف ابعاد این ائتلاف تاثیر بسزایی گذاشت که بررسی آن خالی از لطف نیست. بطور مثال ایجاد اختلاف بین دوحه و ریاض در سال 2017  منجر به خروج قطر– یکی از فعال ترین کشورهای ائتلاف متجاوز به یمن- از این ائتلاف نظامی ضد یمنی به رهبری عربستان شد. با این حال کشورهایی مانند امارات متحده بدلیل منافع  مهم منطقه ای خود با شدت بر حجم و سطح مشارکت خود در این ائتلاف نظامی تحت رهبری ریاض افزودند که نتیجه آن کشتار هزاران یمنی غیر نظامی در طول سه سال گذشته است.
اما شواهد و تحولات جدید یمن نشان از فروپاشی باقیمانده این ائتلاف عربی- سنی دارد زیرا بر اساس شواهد و نشانه های موجود امارات متحده به عنوان مهمترین همراه عربستان در تجاوز به یمن دیگر منافع آتی خود را در همراهی با سیاست های منطقه ای آل سعود در قبال یمن نمی بیند.
منافع امارات متحده در یمن را می توان از جنبه های مختلف بررسی نمود، اما مهمترین جنبه آن برای حکام ابوظبی مساله امنیت تنگه باب المندب به عنوان یکی از پرتردد‌ترین تنگه‌های تجاری حمل انرژی جهان به ‌شمار می‌آید. زیرا حفاظت از انتقال پیدار نفت و گاز از مسیر دریای سرخ و کانال سوئز نقش و تأثیری غیر‌قابل انکار در توانایی شیوخ دبی و ابوظبی برای حفظ و توسعه اقتصاد امارات و همچنین تجارت با اروپا و آمریکای شمالی دارد.
از این رو امارات که در ابتدا تصور می کرد در صورت همراهی با بزرگترین قدرت عربی منطقه یعنی عربستان سعودی به راحتی به هدف خود که کنترل تنگه باب المندب و بندر عدن است دست خواهد یافت، اکنون و پس از گذشت سه سال و مشاهده عدم کسب هیچ گونه توفیقی از ائتلاف خود با ریاض متمایل به خروج از ائتلاف و حرکت به سوی پیشبرد مستقل سیاست های خود در قبال مسأله یمن شده است.
بنا بر مستندات و منابع متعدد موجود در طول سه سال گذشته امارات بر خلاف عربستان سیاست کنترل زمین را در پیش گرفته و به گروه‌های شبه نظامی یمنی تحت نفوذ خود کمک‌های مالی و نظامی هنگفتی را ارائه می دهد تا این گروه ها توانایی بیشتری برای اشغال و کنترل مناطق استراتژیک یمن داشته باشند و جالب اینکه حتی به صورت هدفمند و موازی، دولت منصور هادی اقدام به ایجاد و تقویت نهاد های امنیتی در جنوب یمن و شهر عدن کرده است.
با توجه به آنچه بیان شد حاکمان ابوظبی در رابطه با عدن سیاست حمایت از نیروهای جدایی طلب یمنی در پیش گرفته اند زیرا بصورت تاریخی در جنوب یمن همواره جریانات جدایی طلب از دولت مرکزی مستقر در صنعا و تأسیس کشوری مستقل در جنوب یمن وجود داشته است که یکی از مهمترین آنها جریان الحراک الجنوبی به رهبری فردی به نام عیدروس الزبیدی موسس شورای انتقالی جنوب است که مهمترین هدف آن تشکیل کشور یمن جنوبی است.
جالب اینکه عربستان سعودی و به طبع آن دولت منصور هادی به شکل جدی با سیاست های این جریان جدایی طلب مخالف اند و این اختلافات حتی به ضد و خورد های شدید نظامی نیز انجامیده است به طوری که  درگیری نیروهای گارد ریاست جمهوری منصور هادی و مسلحین وابسته به جدایی طلبان جنبش جنوب در تاریخ ۲۸ ژانویه سال جاری بیش از 10 کشته برجای گذاشت اما این تنش ها بین امارات و عربستان زمانی به اوج رسید که جنگنده‌ بمب افکن های آمریکایی امارات، به طور مستقیم پادگان نیرو‌های گارد منصور هادی را که تحت حمایت مستقیم عربستان قرار دارند را بمباران کردند که منجر به عقب نشینی نیروهای منصور هادی از بخش های زیادی از مناطق تحت کنترل این جریان سعودی شد.
حال با تضعیف بیش از پیش دولت منصور هادی در عدن و با توجه به تسلط بیش از پیش امارات بر منطقه جنوب عدن می توان انتظار داشت که به زودی امارات با اعلام جدایی خود از ائتلاف نظامی با عربستان به صورت منفرد پروژه تجزیه یمن را در راستای منافع اقتصادی خود و حفظ موقعیت دبی به عنوان تنها هاب اقتصادی منطقه پیگیری نماید.
بنا بر شواهد و داده های موجود می توان انتظار داشت که با ایجاد اختلاف بین  ابوظبی و ریاض زمینه برای تقویت حوثی ها در صنعا و مناطق تحت کنترل گروه های مردمی انقلابیون فراهم گردد. با این حال برای بررسی دقیق تر چالش ها و رصد های برخواسته از تحولات اخیر یمن باید با دقت بیشتری تحولات آتی این کشور را مورد رصد و تحلیل قرار داد.


* یادداشتی از: نوید کمالی - منتشر شده در پایگاه تحلیلی طنین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۱۶
روابط عمومی

طی روزهای گذشته نخستین سفر رسمی ملک سلمان پادشاه عربستان به روسیه انجام گرفت و وی به عنوان اولین پادشاه سعودی در طول تاریخ این کشور برای سه روز میزبان با همراهی یک هئیت بلند پایه سیاسی ، نظامی و اقتصادی میهمان کرملین شد.

این سفر از آن روی دارای اهمیت جلوه می کند که می دانیم در طول عمر نظام سعودی و خصوصا در طول ۴ دهه گذشته هیچگاه روسیه و عربستان روابط نزدیک و دوستانه ای نداشته اند و بطور مثال در دوران جنگ سرد و اشغال افغانستان که عربستان با کمک های گسترده مالی خود از مجاهدین موجب بروز تلفات سنگین و در نهایت شکست ارتش سرخ شوروی شد.

 البته یکی از دلایل مهم عدم همسویی عربستان و روسیه با یکدیگر را باید در روابط صمیمی و نزدیک مقامات سعودی با آمریکا دانست و از هم رو عربستان تاکنون تحت پرچم آمریکا از تعامل سازنده با روسیه محروم مانده است.


اما پس از رخدادهای دهه اخیر خاورمیانه و خصوصا جنگ ۷ ساله سوریه این واقعیت را برای حاکمان سعودی مشخص کرد که آمریکا نمی تواند پشتوانه مطمئنی برای آینده این نظام و تامین کننده منافع آن در دراز مدت باشد.

بطور مثال در جریان جنگ سوریه اگر چه میلیاردها دلار سرمایه نفتی سعودی صرف حمایت نظامی و تسلیحاتی از مخالفان بشار اسد و همچنین جلب نظر قدرت های غربی برای خلع ید بشار اسد از قدرت شد اما اکنون سران آل سعود مشاهده می کنند که محور ایران و روسیه و سوریه برنده  نهایی این نبرد طولانی مدت است و حتی مقامات آمریکایی و اروپایی نیز تثبیت بشاراسد در سوریه را پذیرفته اند و جالب اینکه حتی بعضا در حوزه سیاست داخلی عربستان نیز به محکوم سازی اقدامات این حکومت خصوصا در حوزه حقوق بشر می پردازند.

از سوی دیگر پس از سالها جنگ در یمن نیز نه تنها بر اقتدار و وجه بین المللی عربستان در بین دول عربی- سنی افزوده نشده است بلکه اکنون ائتلاف بین المللی به رهبری این کشور هم از هم پاشیده شده و حتی شورای همکاری خلیج فارس (GCC) نیز بدلیل افزایش اختلاف در بین اعضاء  مانند گذشته کارایی چندانی برای حفظ وحدت بین کشورهای عربی ندارد.

لذا سران سعودی و در راس آنها ملک سلمان و فرزند ارشدش محمد بن سلمان دریافتند که برای بهبود شرایط و بازگشت عربستان به عرصه تاثیرگذاری بین المللی باید بصورت فرا قطبی عمل کرده و روابط این کشور با ملل قدرمتند منطقه ای و بین المللی را ترمیم و بازسازی نمود.

از این رو در طی ماه های گذشته ریاض علاوه بر میزبانی از نخستین سفر بین المللی ترامپ به خاورمیانه میزبان طیف وسیعی از سران شیعه و سنی منطقه بوده است و اکنون نیز ملک سلمان با چهره ای گشاده و دستانی مملو از دلارهای نفتی عازم مسکو شده است تا علاوه بر جلب نظران سران کرملین به همراهی بیشتر با سیاست های ریاض زمینه را برای جلوگیری از مداخله بیشتر روسیه در حوزه های به اصطلاح تحت نفوذ عربستان مهیا کنند.

ملک سلمان در سفر به مسکو بسته پیشنهادی را به همراه دارد که عبارتند از :

  1. - سرمایه گذاری گسترده تجار و شرکت های عربستانی در حوزه های اقتصادی ، عمرانی و گردشگری روسیه
  2. -همراهی عربستان و جلب نظر ۱۰ عضو همراه این کشور در اوپیک به منظور افزایش قیمت فراورده های نفتی
  3. - عقد قرارداد های بزرگ نظامی و تسلیحاتی در کنار ساخت کارخانجات مربوطه و دریافت خدمات پشتیبانی و آموزشی از روسیه

همانگونه که مشخص است مقامات عربستان با درک این واقعیت که روسیه بدلیل مشکلات اقتصادی نیاز به جلب و کسب سرمایه های خارجی دارد با تالیف این بسته های پیشنهادی می کوشند که پوتین را متقاعد به همراهی با عربستان کنند زیرا به زودی روسیه شاهد برگزاری دور جدیدی از انتخابات ریاست جمهوری است و افزایش بهای فراورده های نفتی در کنار فروش تسلیحات گران قیمت می تواند موجب شکوفایی اقتصاد بحران زده روسیه شود که طبعا می تواند تاثیر زیادی بر افزایش اقبال عمومی به انتخاب مجدد ولادیمیر پوتین به مقام ریاست جمهوری داشته باشد و همزمان بازار انحصاری فروش تسلیحات آمریکایی به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را هم بدست آورد.

تا این لحظه آنگونه که مشخص است مقامات روسیه با فروش سیستم پدافند هوایی پیشرفته S-۴۰۰ به عربستان مواقت کرده اند و کارخانه تولید این سیستم پدافندی به همراه چند کارخانه دیگر تولید تسلیحات روسی از جمله سلاح اتوماتیک جدیدAk-۱۰۳ در خاک عربستان ایجاد خواهد شد.

بدون شک راه اندازی شبکه پدافند S-۴۰۰ در کنار سامانه های پدافندی آمریکایی از جمله HAWK و THAAD برای مقامات سعودی از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا این کشور بطور مستقیم در معرض تهدید موشکی بالفعل از سوی حوثی ها یمن است و این سیستم هوایی می تواند به افزایش امنیت نقاط در تیرس موشک های حوثی  از جله تاسیسات نفتی ARAMCO  کمک فراوانی نماید.

با این حال نباید و در پایان نباید فراموش کرد که تنها ۲ ماه قبل از مشارکت گسترده نظامی روسیه در سوریه ، عربستان بیش از ۱۰ میلیارد دلار در این کشور سرمایه گذاری نموده بود اما پوتین بی توجه به خواسته های مقامات سعودی به نبرد با مخالفان بشار اسد پرداخت از این رو نمی توان بطور کامل پرداخت این مشوق های مالی به روسیه را دلیلی بر همسویی آتی مقامات کرملین با حاکمان ریاض خصوصا در موارد حساس خاورمیانه دانست.

- یادداشتی از : نوید کمالی  - پایگاه تحلیلی طنین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۹:۴۲
روابط عمومی