وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

یادداشتهای یک مشاور و مدرس فعال در حوزه رسانه و سیاست ...

شماره تماس: 09159263347 (جهت دریافت مشاوره لطفا در ساعات غیر اداری و یا در شبکه های اجتماعی مبتنی بر این شماره تماس حاصل فرمایید.)

تذکر: بازنشر مطالب این پایگاه بلااشکال می باشد با این حال دوستان و رسانه های خبری و تحلیلی لطفا پیش از بازنشر یا انعکاس یادداشت ها و اخبار با ایمیل بنده مکاتبه نمایند.

پست الکترونیکی : NavidKamali.ir@Gmail.ir

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

اختصاصی طنین؛ پس از حمله موشکی شبانه ائتلاف سه جانبه آمریکا ، فرانسه و انگلیس به سوریه که با شلیک بیش از ۱۰۰ موشک به سوی اهداف مختلفی در خاک این کشور صورت گرفت موجی از انتقادات ناظران و تحلیل گران بین المللی بر علیه این اقدام در سطح رسانه ها و افکار عمومی منطقه و جهان به راه افتاد بطوری که بسیاری از صاحب نظران سیاسی و نظامی غربی نیز این اقدام را عقب گردی مذبوحانه در سیاست های منطقه ای غرب تعریف کردند.

در واقع ناظران و تحلیل گران بین المللی عملیات اجرا شده با محوریت آمریکا را بیش از اینکه یک عملیات بازدارنده در قبال دستاوردها و موفقیت های ارتش سوریه و متحدانش ارزیابی کنند معتقدند که این عملیات در واقع به نفع سوریه ، روسیه و جبهه مقاومت تمام شد زیرا موجب شد تا زین پس دولت بشار اسد همراه با متحدانش با قدرت و جسارت بیشتری سیاست های خود را در سوریه و حتی منطقه پیگیری و اجرا نمایند. 

از جمله دلایل مطرح شده توسط این تحلیل گران می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱. حجم پایین و ناکارآمد آتش اجرا شده توسط سه قدرت جهان غرب بر علیه اهداف سوری: 

ناظران بین المللی با اشاره به حجم پایین آتش صورت گرفته بر روی اهداف از پیش تعیین شده در خاک سوریه معتقدند که استفاده محدود از موشک ها میان برد و دوربرد کروز و تام هاوک دریایی و هوایی صرفا جنبه نمایشی داشته و نتوانسته است هزینه بالایی را به ارتش و دولت سوریه تحمیل نماید.

جالب اینکه بسیاری از اهداف مورد تهاجم موشک های ائتلاف آمریکایی به تاسیسات غیر فعال و خالی از نیروی انسانی برخورد کرده اند که این خود نشان از هدف گذاری اشتباه و ضعف اطلاعاتی ائتلاف آمریکایی دارد از این رو تحلیل گران معتقدند که این نوع و سطح از حمله نظامی به سوریه به هیچ شکل تضعیف کننده و بازدارانده نیست و صرفا به یک نمایش آتش بازی مشابهت دارد.


۲. ناکارآمدی تسلیحات غربی در مواجهه با پدافند های روسی: 

بنا بر شواهد منتشر شده اگر چه سه قدرت غربی برای انجام حملات خود از پیشرفته ترین موشک های دوربرد خود بهره برده اند با این حال پدافند هوایی سوریه که از تجهیزات و تسلیحاتی با متوسط عمر ۴۰ سال بهره می برد قادر شده است تا بیش از ۷۰ فروند از مجموع ۱۲۰ فروند موشک شلیک شده غربی را شناسایی و پیش از اصابت به اهداف تعیین شده سرنگون نماید که این حجم بالا از موشک های ساقط شده نه تنها ضربه بزرگی به تصویر قدرت نظامی دول غربی وارد می کند بلکه در حوزه اقتصادی نیز بیش از پیش زمین بازی را به نفع تسلیحات روسی و خصوصا سامانه های پدافندی آن تغییر می دهد.

از این رو طبیعتا در ماه های آتی شاهد خواهیم بود که کشورهای منطقه برای دستیابی به سامانه های پدافندی روسی تلاش خواهند کرد خصوصا عربستان سعودی که پیش از این نیز با توجه به چالش بالفعل موشک های بالستیک برکان یمنی علاقه خود را به تغییر سامانه های پدافندی خود از آمریکایی به روسی نشان داده و در سال گذشته نیز پیش قراردادهایی برای خرید سامانه اس ۴۰۰ با کرملین به امضاء رسانده است.


۳.نا امیدسازی گروه های تکفیری  از حمایت جدی غرب:

پس از وقوع نمایش شیمیایی دوما که از سوی تروریست های در حلقه محاصره قرار گرفته اجرا گردید.  این گروه ها منتظر اعمال سیاست های تهاجمی جدی بر علیه ارتش و دولت سوریه بودند که حداقل آن نیز اجرای سیاست «پرواز ممنوع» بر فراز مناطق پر تنش بود با این حال حملات محدود موشکی غرب این واقعیت را برای طرف های معارض دولت سوریه مشخص ساخت که غرب به هیچ عنوان مایل به درگیری مستقیم و پرداخت هزینه در مواجهه با دولت سوریه و همپیمانانش نیست .

لذا حتی موشک های دوربرد خود را نیز از خارج از مرزهای دریایی و هوایی سوریه به سوی این کشور شلیک کرد تا هیچ یک از جنگنده های شرکت کننده در این عملیات به سرنوشت جنگنده اف ۱۶ اسرائیلی که مدتی پیش پس از تجاوز به حریم هوایی سوریه توسط سامانه های پدافندی این کشور سرنگون شد دچار نشوند و در پی آن ناچار به تحمل هزینه های روانی و تبلیغی منفی آن نباشد.

از این رو پر واضح است که گروه های کرد سوری که بیش از هر جریان دیگر تحت آمریکا هستند با مشاهده اقدام محدود آمریکا در برخورد با دولت بشار اسد، امید خود را به داشتن حمایت جدی آمریکا برای کسب امتیازات بیشتر از دولت سوریه از دست خواهند داد و طبیعتا ناچار به همراهی بیشتر با دولت قانونی این کشور در مورد مسائل جاری و آتی این کشور خواهند شد که حداقل آن عقب نشینی کردها از هرگونه ایده یا برنامه اقلیم سازی در شرق و شمال شرق این کشور است.


۴. تقویت تعاملات استراتژیک سوریه با کشورهای هم پیمان در مواجهه با غرب:  ت

تهدیدات ترامپ پیش از انجام حمله موشکی به سوریه موجب شد تا همپیمانان این کشور بطور ویژه بر همکارهای سیاسی ، عملیاتی و راهبردی خود افزوده و بصورت جامع برنامه های خود جهت مواجهه با هرگونه مداخله سیاسی یا نظامی غرب در سوریه تدوین و بروزرسانی نمایند که یکی از نمونه های آن ارائه هشدار زود هنگام روسها به دولت سوریه جهت تخلیه اهداف مدنظر ائتلاف سه جانبه غربی به رهبری آمریکا بود که در نتیجه آن پس از موشک باران تاسیسات سوری وقوع هیچگونه تلفات انسانی ناشی از این حملات گزارش نگردید.

از سوی دیگر همزمان با اعلام آمادگی عربستان برای مشارکت در تجاوز احتمالی به سوریه نیروهای یمنی جبهه مقاومت با شلیک چند موشک بالستیک به سوی اهدافی در ریاض این پیام عدم مداخله در یک ماجراجویی جدید را به هئیت حاکمه سعودی مخابره کردند آنهم در شرایطی که این کشور هنوز توان خروج از باتلاق یمن را ندارد.


۵. بی اعتباری بیش از پیش هئیت حاکمه آمریکا در برابر جامعه جهانی:

آمریکا و دو قدرت اروپایی فرانسه و انگلیس پیش و پس از حمله هوایی به سوریه این اقدام را با تکیه بر شعار جلوگیری از بکارگیری مجدد سلاح های نامتعارف و شیمیایی و دفاع از حقوق بشر توجیه می کردند اما همزمانی شروع این تجاوز با ورود بازرسان بین المللی به سوریه که با استقبال دولت سوریه همراه بود موجب گردید تا این تردید بیش از پیش در افکار عمومی جامعه بین الملل ایجاد گردد که واقعه دوما صرفا نمایشی از پیش طراحی شده برای توجیه تجاوز به سوریه است زیرا جز تولیدات رسانه ای گروه های معارض فعال در دوما هیچ مستندی از کم و کیف و صحت و سقم این واقعه در دست نیست و آنگونه که مبرهن است دولت سوریه نیز در شرایطی که مخالفان حاضر در دوما در محاصره و تسلیم بودند و دست برتر را در تحولات میدانی کشور دارد نیازی به بهره برداری از سلاح شیمیایی نداشته است.

از سوی دیگر با توجه به عدم ارائه مجوز از سوی سازمان ملل متحد و شورای امنیت این حمله فاقد مشروعیت قانونی بوده که این امر خود موجب بروز اعتراض تعداد زیادی از کشورها نسبت به اقدام تجاوزکارانه و بی ثبات ساز آمریکا و همراهانش شده است.


یادداشتی از: نوید کمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۲۲
روابط عمومی

اختصاصی طنین؛ رئیس جمهوری آمریکا در جدیدترین واکنش خود نسبت به حوادث اخیر دوما و بکارگیری سلاح شیمیایی  بر علیه غیر نظامیان که به کشته و زخمی شدن صدها نفر منجر شده است اظهار داشت که پس از دیدار با مقامات نظامی این کشورش درباره نوع و ابعاد واکنش به سوریه تصمیمات اساسی اتخاذ خواهد کرد.

در عین حال هنوز منابع رسمی و ناظران بین المللی عامل بکارگیری گاز کلر را در دوما مشخص نکرده اند ولی ترامپ همراه با برخی از متحدان اروپایی خود از جمله فرانسه و انگلیس دولت سوریه به استفاده از این نوع تسلیحات ممنوعه متهم کرده و از اتخاذ سیاست ها تنبیهی بر علیه سوریه سخن می گویند.

ترامپ البته در بخش دیگری از اظهارات خود با اذعان به نامعلوم بودن عامل اصلی بکارگیری این نوع سلاح اظهار داشته است که "بالاخره می فهمیم که این حمله کار ایران، روسیه، رژیم اسد یا همه آنها بوده است" و  همچنین تاکید کرده است که عامل و حامیان این جنایت تاوان سنگینی پرداخت خواهند کرد.

از این رو و با توجه به برنامه زمانی ۲۴ تا ۴۸ ساعته اعلام شده از سوی ترامپ لازم دیده می شود تا سناریوهای احتمالی مد نظر هئیت حاکمه آمریکا برای واکنش بر علیه سوریه مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.


سناریوی اول «واکنش محدود»

بر اساس این سناریو دولت آمریکا به عنوان یک قدرت نظامی برتر در معادلات سیاسی جهان لزوما ناچار به واکنش نسبت به واقعه دوما است لذا مانند واقعه بمباران پایگاه شعیرات محتمل است که امریکا بار دیگر اقدام به بمباران یک یا چند هدف نظامی در عمق خاک سوریه نماید و طبیعتا جهت اجتناب از هرگونه تلفات این واکنش با بهره گیری از ناوگان دریایی آمریکا و موشک های کروز میان برد آنها صورت خواهد پذیرفت.

البته بنا به ادعای برخی منابع اسرائیلی پایگاه های هوایی و پدافندی سوریه از اولویت بالایی جهت انهدام توسط آمریکا برخوردارند که طبیعتا باید برای مقابله با این سناریو تدابیر های لازم را پیشبینی کرد.


سناریوی دوم «ایجاد منطقه پرواز ممنوع»

بر اساس این سناریو دولت آمریکا با همراهی شرکای اروپایی و منطقه ای خود پس از بمباران تعدادی از سایت های پدافندی و راداری سوریه اقدام به اعلام منطقه پرواز ممنوع در منطقه غوطه شرقی و برخی دیگر از مناطق  دارای تنش نمایند.

این سناروی از این رو قابل توجه است که رژیم صهیونیستی طی روزهای گذشته و بر اساس اخبار منابع مطلع صهیونیستی با بهره گیری از دو فروند جنگنده اف ۱۵ و از حریم هوایی لبنان اقدام به هدف قرار دادن پایگاه هوایی تیفور نمود آنهم در شرایطی که بصورت مشخص مطلع از حضور مستشاران نظامی ایران در این پایگاه بوده است لذا این اقدام اسرائیل را می توانبه عنوان یک عملیات ارزیابی پیش از شروع حمله گسترده به اهدافی مشخص در خاک سوریه تحلیل نمود.

البته طبیعتا ایجاد منطقه پرواز ممنوع در سوریه هزینه های سنگینی را به دولت های متخاصم  به رهبری آمریکا تحمیل خواهد نمود ولی رژیم صهیونیستی با استقبال از این اقدام به نوعی در پی تضمین تداوم ناآرامی ها در سوریه و ممانعت از تمرکز محور مقاومت بر مقابله با این رژیم اشغالگر است ، ترامپ نیز برخورد با سوریه را به عنوان فرصتی برای بازسازی چهره هژمونیک آمریکا در منطقه می داند و در این راه با تکیه بر پشتیبانی دلارهای سعودی آماده اجرای این سناریو است البته لازم به ذکر است که بر اساس دیدگاه ارزیابان بین المللی روسیه در این شرایط حاضر به تقابل با یک ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا نخواهد شد و طبیعتا آمریکا مایل به از دست دادن این فرصت نیست. 


سناریوی سوم «تشدید تحریم ها»

در این سناریو محتمل است که دولت ترامپ با بررسی تمام گزینه های پیش رو و با توجه به وجود بحران شدید مالی و سیاسی در این کشور ایجاد هر گونه تنش نظامی با روسیه و ایران را در خاک سوریه مناسب ندیده و صرفا برای اغنای افکار عمومی صرفا به طراحی و اجرای مجموعه ای از تحریم های جدید بر علیه دولت سوریه ، روسیه و ایران اقدام کند.

با توجه به آنچه بیان شد سه سناریوی مطرح شده را می توان تنها گزینه های پیش روی ترامپ برای واکنش به حوادث دوما برشمرد که طبیعتا در صورت وقوع سناریوهای اول و دوم که شامل استفاده از قدرت نظامی می شود جبهه مقاومت باید سناریوهای مقابله احتمالی را برای جلوگیری از کسب هرگونه دستاورد احتمالی توسط  آمریکا و متحدینش پیش بینی نماید.


یادداشتی از: نوید کمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۱۴
روابط عمومی

ملت یمن از واپسین روزهای ماه مارس 2015 و با شروع عملیات نظامی عملیات "طوفان قاطعیت"( عملیة عاصِفة الحزم)  ائتلاف عربی- سنی به رهبری عربستان سعودی بصورت متناوب از زمین، هوا و دریا  تحت محاصره و تجاوز قرار گرفته است و حتی پس از گذشت تقریبی سه سال از شروع، این تجاوز همچنان با شدت تداوم یافته است.
اگر نگاهی به چرایی شکل گیری این ائتلاف ضد یمنی از سوی عربستان سعودی داشته باشیم در می یابیم که این ائتلاف که از اعضای فعال آن می توان به امارات متحده  اشاره کرد، در هفته های اول قدرت یافتن جنبش  انقلابی شیعیان حوثی و با ترس از ایجاد یک کشور عربی شیعه در قلب کشورهای عربی– سنی خاورمیانه، با بهره گیری از شعار بازگرداندن مشروعیت قدرت به عبدربه منصور هادی رئیس جمهور فراری و هوادار آل سعود در یمن و عقب راندن انصار الله از پایتخت این کشور، آتش تجاوز گسترده نظامی به یمن را بر افروختند.


در طی این تجاوز چندین کشور عربی مشارکت داشتند اما گذر زمان و تحولات سیاسی منطقه و جهان بر کم و کیف ابعاد این ائتلاف تاثیر بسزایی گذاشت که بررسی آن خالی از لطف نیست. بطور مثال ایجاد اختلاف بین دوحه و ریاض در سال 2017  منجر به خروج قطر– یکی از فعال ترین کشورهای ائتلاف متجاوز به یمن- از این ائتلاف نظامی ضد یمنی به رهبری عربستان شد. با این حال کشورهایی مانند امارات متحده بدلیل منافع  مهم منطقه ای خود با شدت بر حجم و سطح مشارکت خود در این ائتلاف نظامی تحت رهبری ریاض افزودند که نتیجه آن کشتار هزاران یمنی غیر نظامی در طول سه سال گذشته است.
اما شواهد و تحولات جدید یمن نشان از فروپاشی باقیمانده این ائتلاف عربی- سنی دارد زیرا بر اساس شواهد و نشانه های موجود امارات متحده به عنوان مهمترین همراه عربستان در تجاوز به یمن دیگر منافع آتی خود را در همراهی با سیاست های منطقه ای آل سعود در قبال یمن نمی بیند.
منافع امارات متحده در یمن را می توان از جنبه های مختلف بررسی نمود، اما مهمترین جنبه آن برای حکام ابوظبی مساله امنیت تنگه باب المندب به عنوان یکی از پرتردد‌ترین تنگه‌های تجاری حمل انرژی جهان به ‌شمار می‌آید. زیرا حفاظت از انتقال پیدار نفت و گاز از مسیر دریای سرخ و کانال سوئز نقش و تأثیری غیر‌قابل انکار در توانایی شیوخ دبی و ابوظبی برای حفظ و توسعه اقتصاد امارات و همچنین تجارت با اروپا و آمریکای شمالی دارد.
از این رو امارات که در ابتدا تصور می کرد در صورت همراهی با بزرگترین قدرت عربی منطقه یعنی عربستان سعودی به راحتی به هدف خود که کنترل تنگه باب المندب و بندر عدن است دست خواهد یافت، اکنون و پس از گذشت سه سال و مشاهده عدم کسب هیچ گونه توفیقی از ائتلاف خود با ریاض متمایل به خروج از ائتلاف و حرکت به سوی پیشبرد مستقل سیاست های خود در قبال مسأله یمن شده است.
بنا بر مستندات و منابع متعدد موجود در طول سه سال گذشته امارات بر خلاف عربستان سیاست کنترل زمین را در پیش گرفته و به گروه‌های شبه نظامی یمنی تحت نفوذ خود کمک‌های مالی و نظامی هنگفتی را ارائه می دهد تا این گروه ها توانایی بیشتری برای اشغال و کنترل مناطق استراتژیک یمن داشته باشند و جالب اینکه حتی به صورت هدفمند و موازی، دولت منصور هادی اقدام به ایجاد و تقویت نهاد های امنیتی در جنوب یمن و شهر عدن کرده است.
با توجه به آنچه بیان شد حاکمان ابوظبی در رابطه با عدن سیاست حمایت از نیروهای جدایی طلب یمنی در پیش گرفته اند زیرا بصورت تاریخی در جنوب یمن همواره جریانات جدایی طلب از دولت مرکزی مستقر در صنعا و تأسیس کشوری مستقل در جنوب یمن وجود داشته است که یکی از مهمترین آنها جریان الحراک الجنوبی به رهبری فردی به نام عیدروس الزبیدی موسس شورای انتقالی جنوب است که مهمترین هدف آن تشکیل کشور یمن جنوبی است.
جالب اینکه عربستان سعودی و به طبع آن دولت منصور هادی به شکل جدی با سیاست های این جریان جدایی طلب مخالف اند و این اختلافات حتی به ضد و خورد های شدید نظامی نیز انجامیده است به طوری که  درگیری نیروهای گارد ریاست جمهوری منصور هادی و مسلحین وابسته به جدایی طلبان جنبش جنوب در تاریخ ۲۸ ژانویه سال جاری بیش از 10 کشته برجای گذاشت اما این تنش ها بین امارات و عربستان زمانی به اوج رسید که جنگنده‌ بمب افکن های آمریکایی امارات، به طور مستقیم پادگان نیرو‌های گارد منصور هادی را که تحت حمایت مستقیم عربستان قرار دارند را بمباران کردند که منجر به عقب نشینی نیروهای منصور هادی از بخش های زیادی از مناطق تحت کنترل این جریان سعودی شد.
حال با تضعیف بیش از پیش دولت منصور هادی در عدن و با توجه به تسلط بیش از پیش امارات بر منطقه جنوب عدن می توان انتظار داشت که به زودی امارات با اعلام جدایی خود از ائتلاف نظامی با عربستان به صورت منفرد پروژه تجزیه یمن را در راستای منافع اقتصادی خود و حفظ موقعیت دبی به عنوان تنها هاب اقتصادی منطقه پیگیری نماید.
بنا بر شواهد و داده های موجود می توان انتظار داشت که با ایجاد اختلاف بین  ابوظبی و ریاض زمینه برای تقویت حوثی ها در صنعا و مناطق تحت کنترل گروه های مردمی انقلابیون فراهم گردد. با این حال برای بررسی دقیق تر چالش ها و رصد های برخواسته از تحولات اخیر یمن باید با دقت بیشتری تحولات آتی این کشور را مورد رصد و تحلیل قرار داد.


* یادداشتی از: نوید کمالی - منتشر شده در پایگاه تحلیلی طنین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۱۶
روابط عمومی