وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

یادداشتهای یک روزنامه نگار ، مشاور و مدرس فعال در حوزه رسانه و سیاست ...

شماره تماس: 09159263347 (جهت دریافت «مشاوره» ، دعوت جهت «برگزاری کارگاه آموزشی» و ... لطفا در ساعات غیر اداری و یا در شبکه های اجتماعی مبتنی بر این شماره تماس حاصل فرمایید.)

تذکر: بازنشر مطالب این پایگاه بلااشکال می باشد.

پست الکترونیکی : NavidKamali.ir@iran.ir

طبقه بندی موضوعی


با سلام و عرض تحیات به خدمت کلیه مخاطبین عزیز و گرانقدر 

پیرو نقص فنی سرور های پرشین بلاگ (persianblog.ir) و از دست رفتن بخشی از آرشیو مطالب آموزشی اینجانب در آن سرویس و البته عدم پاسخ گویی مدیران محترم آن لازم دیدم تا برای تداوم بهتر رسالت آموزشی خود از آن سرویس دهنده که چند سالی میزبان وبلاگ بنده بود مهاجرت نماییم و انشاآلله در این وبلاگ جدید مبتنی بر سرویس بیان (Blog.ir) مطالب جدید آموزشی را در کنار یادداشت ها و تحلیل های رسانه ای خود منتشر خواهم نمودلذا از این پس برای پیگیری مطالب جدید حتما تنها به این وبلاگ سر بزنید و تنها از آدرس سابق برای دسترسی به مطالب گذشته بهره جویید.


به امید مفید بودن بیش از پیش آنچه برای شما منتشر می کنم . . . 

و من الله توفیق

نوید کمالی


لینک آدرس وبلاگ پیشین 

(دارای آرشیو مطالب از سال 1390 تا بهار 1396)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۹
روابط عمومی

بر اساس آمار سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، تعداد مشترکان اینترنت پر سرعت کشور به بیش از 70 میلیون نفر رسیده که ۶۰ میلیون نفر آنها مشترک اینترنت همراه نسل 3 و 4 هستند. همزمان ارزیابی‌های بین‌المللی از جمله گزارش «Hootsuite» از رشد 135 درصدی تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی ایران نسبت به سال قبل حکایت دارد که این آمار به معنای جمعیت 47 میلیونی کاربران شبکه‌های اجتماعی کشورمان است.

واینرهای اینستاگرام

بر اساس همین گزارش، رتبه‌های اول تا سوم جست‌وجوی کاربران ایرانی به کلیدواژه‌های «دانلود»، «فیلم» و «عکس» اختصاص یافته که این روند علاقه بالای کاربران ایرانی به محتواهای چند رسانه‌ای منتشر شده در فضای مجازی را نشان می‌دهد؛ از این‌رو بیراه نیست که در طول چند سال اخیر نفوذ رسانه اجتماعی اینستاگرام به ویژه در بین خانواده‌های ایرانی به شدت افزایش یافته و به طبع آن پدیده اینفلوئنسرها و واینرهای اینستاگرامی به یکی از مهم‌ترین تهدیدات ضد فرهنگی کشور بدل شده است.در فضای مجازی اینفلوئنسرها افرادی هستند که در یک بستر خاص، مانند اینستاگرام، دنبال‌کنندگان بسیاری دارند و نهادهای سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی از طریق همکاری با این افراد، به جای کل بازار، گروه‌ها و افراد خاصی را برای بازاریابی هدف قرار می‌دهند! غالباً اینفلوئنسرها دو منشأ دارند که اولین آن فضای حقیقی است؛ به این معنا که اینفلوئنسر به دلیل سابقه هنری یا سیاسی خود در فضای حقیقی شناخته شده بوده و آن اعتبار فضای حقیقی موجب تبدیل شدنش به یک چهره تأثیرگذار در فضای مجازی شده است؛ اما برخلاف نوع اول اغلب اینفلوئنسرهای فضای مجازی صرفاً به دلیل فعالیت‌های غالباً ساختارشکنانه خود در فضای مجازی به چهره‌های تأثیرگذار و پر مخاطب تبدیل شده‌اند!

برای نمونه، در طول سالیان گذشته در سایه بی‌توجهی نهادهای مسئول، کاربران دختر و پسر زیادی با عنوان اشتغال به حرفه مدلینگ و در سودای کسب شهرت و اعتبار عکس‌های بی‌حجاب خود را در اینستاگرام منتشر کرده‌اند که امروز برخی از آنها با عنوان «شاخ‌های مجازی» در بین میلیون‌ها کاربر فضای مجازی کشور شناخته شده‌اند.

اما این روزها پدیده «زوج‌های واینر» به تهدیدی به مراتب خطرناک‌تر از موج اول هجوم اینفلوئنسرها علیه ارزش‌ها و اعتقادات بدل شده است. واینرها در ادبیات رسانه‌های اجتماعی به کاربرانی گفته می‌شود که برای جذب مخاطب به انتشار عکس اکتفا نکرده و ویدئوهای کوتاه تولید می‌کنند.

صدف بیوتی

دو سبک معروف و نام آشنای واینرهای مجازی، بیوتی بلاگینگ و فود بلاگینگ یا تولید محتوا درباره مسائل آرایشی و مواد غذایی است و بیشتر واینرها در سایه معرفی و آموزش محصولات آرایشی و همچنین رستوران‌گردی، زندگی خصوصی خود را با کاربران به اشتراک گذاشته و از این طریق گاه به بیش از 3 میلیون دنبال‌کننده در اینستاگرام دست یافته‌اند که یک نمونه از آنها مدتی قبل از سوی مجله آمریکایی «فوربز» به عنوان برترین اینفلوئنسر زیبایی جهان معرفی شد. این چهره‌های مبتذل مجازی که دستی در تبلیغ همجنس‌گرایی، سگ‌بازی و... هم دارند، با مشارکت‌دهی به ظاهر همسران‌شان در تولید محتوا خط جدیدی از تهاجم فرهنگی با عنوان «غیرت‌زدایی از مردان ایرانی» را شروع کرده‌اند؛ زیرا بر اساس مفاهیم اسلامی‌ـ ایرانی، غیرت به منزله یک حس درونی موجب محافظت از حریم خانواده می‌شود و مرد باغیرت، ناموس خود را از دسترس لذت‌جویی و نگاه آلوده‌ دیگران دور می‌کند. هماهنگی محتوایی و جهت‌گیری واینرها در هدف قراردهی غیرت مردان ایرانی از فعالیت سازمان‌یافته آنها تحت اشراف سرویس‌های اطلاعاتی دشمن حکایت دارد؛ زیرا از سال‌ها قبل در محافل اندیشکده‌ای غرب هجمه به غیرت در جامعه موجب از هم پاشیدن نظام خانواده و حرکت به سوی آندلوسیزاسیون جامعه اسلامی می‌شود که نهادهای مسئول باید به این مسئله توجه ویژه داشته باشند و با انفعال خود عرصه را برای موج‌سواری این مزدوران فرهنگی دشمن باز نگذارند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۸ ، ۲۳:۴۹
روابط عمومی
دو هفته گذشته، شش کشور در چهار گوشه جهان شاهد بروز تنش‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داخلی و اعتراضات و اغتشاشات خیابانی بوده‌اند. در میان آنها اخبار مربوط به تحولات لبنان و عراق بیش از همه برای مخاطب ایرانی مهم است و رشد قابل توجه هم‌سپاری کلیدواژه‌های مرتبط با هشتگ‌های #لبنان و #عراق در میان کاربران ایرانی مؤید این موضوع است.

تحلیلگران بین‌المللی اذعان دارند تحولات اخیر عراق و لبنان هر چند مبنایی اقتصادی و اجتماعی دارد؛ اما انحرافات ایجاد شده در این اعتراضات مسالمت‌آمیز و تبدیل شدن آنها به اغتشاشات پرهیاهو ناشی از مداخله قدرت‌های سلطه‌گر منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است؛ البته بدیهی است محور سه‌جانبه عبری‌ـ عربی‌ـ آمریکایی فعال در منطقه همراه با جریانات ضد انقلاب تلاش دارد در راستای منافع استکباری خود از تحولات اخیر بهره‌برداری کنند و در نهایت به جبهه مقاومت و ام‌القری آن، یعنی جمهوری اسلامی ضربه بزند.

این جریان استکباری در فضای شبکه‌های اجتماعی فارسی و عربی علاوه بر ارائه تصویری وارونه از تحولات می‌کوشد با متهم‌ کردن ایران و جبهه مقاومت به ایفای نقش در حوادث اخیر، این برداشت را به مخاطب عمدتاً جوان شبکه‌های اجتماعی القا کند که اعتراضات منتج به اغتشاش اخیر دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مهمی به همراه داشته است!

برای نمونه، این جریان با برجسته‌سازی عقب‌نشینی دولت «سعد حریری» در اجرای نظام مالیاتی مورد اعتراض شهروندان لبنانی، اعتصاب و اعتراض خیابانی یا به طور کلی «شورشگری» را ابزاری مناسب برای مقابله با سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها معرفی می‌کند! آن هم در شرایطی که طی ماه‌های گذشته رسانه‌های فارسی زبان معاند تمرکز ویژه‌ای بر خط افزایش حساسیت و نگرانی افکار عمومی کشورمان نسبت به شروع دور جدیدی از اصلاح قیمت حامل‌های انرژی از جمله بنزین داشته‌اند.

بدیهی است بروز شورشگری گسترده نیازمند وجود بستر قابل توجهی از فقر، فساد، تبعیض و نارضایتی عمومی است که این بسترها به لطف انقلاب اسلامی در کشور ما به صورت گسترده موجود نیست؛ ‌بنابراین جریان رسانه‌ای معارض همراه با کمپین شکست‌خورده فشار حداکثری آمریکا تلاش دارد برجسته‌سازی برخی رخدادها، از جمله تجمعات محدود معیشتی کارکنان برخی صنایع خصوصی دارای سوء مدیریت، تصور و ذهنیت وجود این بسترها را به مخاطب رسانه‌های اجتماعی عامه‌پسند القا کند. 

مهندسی آشوب و اغتشاش
در واقع به نظر می‌رسد جریان رسانه‌ای دشمن از طریق «دنیای هشتگ‌ها» در حال «مهندسی آشوب و فتنه» در اذهان افکار عمومی است و بی‌راه نیست که رهبر معظم انقلاب در بیانات اخیر خود در جمع دانش‌آموختگان افسری ارتش جمهوری اسلامی فرمودند: «اگر فتنه از قتل بدتر است، پس بایستی نیروهایی که حافظ امنیت هستند آرایش لازم را، نظم لازم را برای مقابله‌ با فتنه هم بگیرند، آمادگی‌های خودشان را برای فتنه هم بایستی حفظ بکنند؛ این آن چیزی است که دستگاه‌ها بایستی به آن توجه داشته باشند.»

این هشدار را می‌توان دومین هشدار صریح رهبری در مورد طرح‌ریزی دشمن برای شروع موج جدیدی از فتنه دانست؛ زیرا آذر ماه سال گذشته نیز رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع خانواده‌های شهدا اشاره‌ای به نقشه‌های دشمن برای سال ۱۳۹۸ داشته و فرموده بودند: «اینکه اینها گفتند در سال ۱۳۹۷ چنین و چنان می‌کنیم، ممکن است فریب باشد؛ ممکن است جنجال را برای سال ۱۳۹۷ بکنند، نقشه را برای سال ۱۳۹۸ بکشند. همه باید حواس‌شان جمع باشد، به همه ملت عرض می‌کنم.»

خوشبختانه این هشدارها موجب اتخاذ سیاست‌های هوشمندانه‌ای از سوی جبهه انقلاب و نهادهای تأثیرگذار آن از جمله قوه قضائیه شده است که عبور از جنجال‌های قضایی در برخورد پر هیاهو با مجرمان سیاسی کم‌اهمیت و ممانعت از تبدیل آنان به «چهره روز» و ورود به عرصه مبارزه جدی و سازمان‌یافته با مفاسد اقتصادی از جمله نتایج قابل توجه آن است.

با این حال در عصر سلطه هشتگ‌ها، جبهه رسانه‌ای انقلاب در خط مقدم مقابله با فتنه‌های روانی و رسانه‌ای دشمن قرار دارد و فعالان این حوزه باید بیش از پیش از ظرفیت این فضا برای آگاهی بخشی عمومی نسبت به توطئه‌های دشمنان بهره ببرند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۸ ، ۲۳:۳۶
روابط عمومی

دنیای رمز ارزها دنیای روبه توسعه است و باید آسیب‌ها و منافع این فناوری نوظهور را شناخت. نوید کمالی، مدرس و پژوهشگر فناوری اطلاعات به تشریح ابعاد بیت کوین پرداخته و نبود قانون در این حوزه را مجالی برای بحران سازی اقتصادی دانست.

به گزارش خبرگزاری فارس; رمزارزها و دنیای بیت کوین، دنیایی است که پای خود را به ایران هم باز کرده وحالا می‌توان ادعا کرد که فناوری بلاکچین مرزی نمی‌شناسد. با حضور این فناوری نوظهور در ایران ، بحث درباره آن داغ شده است.کارشناسان زیادی نظرات خود را در این باره ارائه و از زوایای مختلف، آن را بررسی کردند.

همچنین، تعدادی از مخاطبان در سامانه«فارس من» از ایجاد رمز ارزها در کشور ابراز نگرانی کرده بودند و اعلام کردند:«دستگاه های ماینینگ با چه مجوزی و  توسط چه اشخاصی وارد کشور شده است و بیت کوین چه منافعی دارد؟»

برای آشنایی بیشتر با این موضوع با نوید کمالی، مدرس و پژوهشگر حوزه فناوری اطلاعات گفت‌وگو کردیم که در ادامه مشروح این مصاحبه را می خوانید.


آنچه در این گفت‌وگو می خوانید:

*حتی اگر نخواهیم به سمت رمز ارز ها خواهیم رفت

* فقدان قانون رمز ارزها فضا را برای کلاهبرداری و بحران سازی اقتصادی مهیا می کند

* در جنگ اقتصادی نیازمند رمز ارزهای بومی هستیم

* فریب نظارت ناپذیر بودن بیت کوین را نباید خورد

* FBI قبلا توانسته به شبکه های غیر متمرکز رمزنگاری شده نفوذ کند

* نیازمند افزایش آگاهی مردم در حوزه رمز ارزها هستیم


فارس: بیت کوین از چه زمانی در دنیا فراگیر شد؟

کمالی: بیت کوین یا انواع دیگر رمز ارزها همه به نوعی همان پول هستند و برای پاسخ به این سوال در ابتدا باید بدانیم که اصلا خود پول در ابتدا از کجا آمده است!؟ از این رو اگر نگاهی به تاریخ  تمدن بشر داشته باشیم می‌بینم که در گذشته‌های دور و در بدو خلقت بشر حیات و زندگی انسان با تلاش های فردی مانند شکار تامین می‌شد ولی با گذشت زمان و توسعه جوامع بشری انسان‌ها دیگر تنها به واسطه تلاش های شخصی خود قادر به ساخت و یا تهیه همه مایحتاج خود نبودند، از سوی دیگر هم انسان نمی‌توانست با زور و فشار بر دیگران هرچه را می‌خواهد به چنگ آورد لذا ناگزیر شد تا از راه معاوضه کالا به کالا و ارائه محصولات خود در قبال محصولات دیگران نیازهای روزمره زندگی خود و خانواده اش را تامین کند.

گذر زمان همواره شکل پول را تغییر داده و زمانی پول رایج سکه های طلا و نقره و برنز بود ، اما با اختراع دستگاه چاپ پول های کاغذی جایگزین آن شدند و امروز به مدد توسعه فناوری اطلاعات شاهد شکل جدید از پول به نام رمز ارزها یا پول‌هایی از جنس بیت کوین ، لیبرا فیس بوک و یا حتی گرام تلگرام هستیم که همه غالبا در طی ۱۰ سال اخیر که دوران اوج‌گیری شبکه های اجتماعی در زندگی بشر بود به ظهور و بروز رسیده اند که البته یکی از فدمی ترین آنها بیت کوین است که عرضه آن به سال ۲۰۰۹ باز می گردد.

در این مدل تبادل اقتصادی اولیه معاوضه دو کالا بدون تعیین ارزش دقیق هر یک از دو محصول صورت می‌گرفت و معیاری برای سنجش وجود نداشت که این مسأله در نهایت  با گسترش جوامع بدلیل ناکارآمدی خود به بن بست رسید و راه  برای مبادله غیرمستقیم کالا با کالا  مهیا شد . در این مدل مبادله اقتصادی محصولات بر اساس یک معیار خاص مثلا یک نوع سکه یا سنگ خاص ارزش گذاری شده و در ازای  دریافت مقدار مشخصی از آن معیار خاص کالای درخواستی به طرف مقابل تحویل داده می شد.

جالب اینجاست که قابلیت ها و جذابیت های نهفته در این مدل تبادل اقتصادی به حد بوده که در طی چند هزار سال گذشته زندگی اجتماعی بشر به نوعی به آن گره خورده  بطوری که بدون “پول” شاید اجتماعات بشری به شکل امروزی توان توسعه و پیشرفت نداشتند!

البته گذر زمان همواره شکل پول را تغییر داده و زمانی پول رایج سکه های طلا و نقره و برنز بود ، اما با اختراع دستگاه چاپ پول های کاغذی جایگزین آن شدند و امروز به مدد توسعه فناوری اطلاعات شاهد شکل جدید از پول به نام رمز ارزها یا پول‌هایی از جنس بیت کوین ، لیبرا فیس بوک و یا حتی گرام تلگرام هستیم که همه غالبا در طی ۱۰ سال اخیر که دوران اوج‌گیری شبکه های اجتماعی در زندگی بشر بود به ظهور و بروز رسیده اند که البته یکی از فدمی ترین آنها بیت کوین است که عرضه آن به سال ۲۰۰۹ باز می گردد.


فارس: چرا جهان به سمت استفاده از  بیت کوین متمایل شده است؟

کمالی: در پاسخ به این سوال بد نیست به عنوان یک نمونه تاریخی بدانیم که در زندان‌های جنگ جهانی و مکان هایی که ورود و خروج کالا سخت و ملاقات با زندانیان عملاً غیر ممکن بوده و هست ، یکی از اقسام رایج پول، کلاه‌هایی از جنس سیگار بوده است.


استفاده از کالا به جای پول، ریشه تاریخی دارد

در کتاب‌های خاطرات باقی مانده از دوران جنگ جهانی و یا روایات تاریخی زندانیان بازداشتگاه های مخوف جهان می خوانیم  که در این مکان های محصور زندانیان حاضر به یکدیگر کمک کرده و حتی کارهای یکدیگر را انجام دهند و در مقابل، چند نخ سیگار را که به هر روش غیرقانونی وارد زندان آنها شده بود دریافت کنند.به عبارت بهتر هر چند سیگار فی نفسه یک کالای مضر و بی خاصیت است و اما به‌دلیل شرایط خاص حاکم بر زندان ها کم کم به چنان کالایی گرانبهایی تبدیل شده بود که سیگاری‌ها هم بجای مصرف،  آن را ذخیره می‌کردند تا در مواقع مورد نیاز و  هنگام ضرورت خدمات مورد نیاز خود را از طریق آن تهیه کنند البته غیرسیگاری‌ها هم در ازای کارهایی که برای دیگران انجام می‌دادند، تعداد مشخصی سیگار طلب می‌کردند زیرا‍ هر نخ سیگار برایشان سرمایه‌ای می شد تا بعداً با آن خدمات مورد نیاز خود را تهیه و تامین کنند.

می توان به وضوح دید که شرایط حاکم بر یک جامعه‌ بسته و محدود مانند زندان موجب خلق یک سیستم مبادله ای مبتنی یک نوعی پول از جنس سیگار شده است .


امروز هم که شاهد فراگیری اعجاب انگیز فناوری اطلاعات در جهان هستیم و بنا بر پیش بینی ها تا سال ۲۰۲۰ قریب به ۲۰ هزار دستگاه الکترونیکی به اینترنت و شبکه جهانی اطلاعات متصل خواهند بود و حتی کمتر شهروندی را می توان یافت که عضو شبکه های اجتماعی و یا پیام رسان های جهانی نباشد طبیعتا این پارادایم جدید اجتماعی نیازمند پولی متناسب با فضای جدید است همانگونه که در سال های اخیر دیگر کمتر پول کاغذی دستمان می گیریم و از طریق اعتبار الکترونیکی حساب های خود نیازهای روزمره خود را برطرف می کنیم.


زنگ خطر برای استقلال اقتصاد کشورهای جهان

فارس:چرا تاکنون دولت در مقابل بیت کوین سکوت کرده و حالا به فکر استاندارد سازی آن است؟

کمالی: این مسأله تنها محدود به دولت و کشور ما نیست و دنیای امروز دارای حدود ۱۹۵ کشور است که دولت های بخش عمده از آنها هنوز سیاست مشخصی را در قبال رواج رمز ارزها اتخاذ نکرده اند اما وقتی یک شبکه اجتماعی مانند فیس بوک با ۲ میلیارد کاربر رمز ارز Libra را معرفی کرده است یعنی ۲ میلیارد نفر از جمعیت ۷.۵ میلیاردی جهان دیر یا زود تبادلات اقتصادی خود را با این مدل انجام خواهند داد که منحصر به یک شبکه اجتماعی آمریکایی و این مسأله خود زنگ خطری برای حکومت و دولت های جهان است باید هر چه سریعتر برای حفظ استقلال اقتصادی خود راهکارهای خود را در عرصه رمز ارزها طراحی و اجرا کنند ،  پر واضح است که در نهایت همه مجبور به حرکت به این سمت خواهند بود زیرا دنیای جدید نیازهای جدید خلق کرده است که با شیوه ها و الگوهای سنتی قادر به رفع آنها نیستیم لذا واکنش اولیه در مقابل رواج رمز ارزها که ناشی از ابهام های موجود نسبت به ماهیت و ابعاد ناشناخته آنهاست با شفاف تر شدن مسائل و افزایش اطلاعات مسئولان برداشته خواهد شد و به سرعت به سمت استانداردسازی نظام اقتصادی خود مبتنی بر رمز ارزها پیش خواهیم رفت.


در مورد مخفی بودن تعاملات مبتنی بر رمزارزها هم کاملا نمی توان مطمئن بود ولی طبیعتا اگر بتوانیم بین خود و طرف های مقابل یک نسخه بومی رمز ارز ایجاد کنیم طبیعتا بسیاری از نگرانی ها برطرف خواهد شد همانگونه که ونزوئلا در مواجهه با تحریم های آمریکای رمز ارز Perto را با پشتوانه ذخایر نفتی خود عرضه کرد.


راه حل برون رفت از شرایط تحریم

فارس: آیا بیت کوین می تواند راه حلی برای خروج از مشکلات تحریم باشد؟

کمالی: بطور کلی بله ؛ چرا که بر خلاف پول های سنتی ، ارز های دیجیتال متمرکز نیستند و این عدم تمرکز شناسایی و ردیابی مبدأ و مقصد استفاده از آنها را برای دولت های سلطه جویی مانند آمریکا که در شرایط فعلی پیگیر سیاست فشار حداکثری علیه کشورمان است سخت می کند و به واسطه رمز ارزها می توان حداقل بر روی کاغذ مطمئن بود که بسیار راحت تر می توان تعاملات اقتصادی کشور با سایر کشورهایی را که نگران تحریم های آمریکا هستند را پیگیری کرد اما در یک نمونه مشابهه به یاد داریم که سال ها از شبکه TOR به عنوان یک شبکه غیر متمرکز و کاملا غیرقابل کنترل و نظارت یاد می‌شد و بسیاری از کاربرانی که به هر دلیل قصد مخفی نگه داشتن فعالیت های اینترنتی خود را داشتند از این شبکه استفاده می کردند اما در نهایت افکار عمومی جهان خبر دار شدند که سازمان های نظارتی و جاسوسی آمریکا از جمله FBI بدلیل سلطه فناورانه خود بر فضای مجازی قادر به نفوذ و رصد کاربران در این شبکه به ظاهر غیر قابل کنترل شده اند.


از این رو در مورد مخفی بودن تعاملات مبتنی بر رمزارزها هم کاملا نمی توان مطمئن بود ولی طبیعتا اگر بتوانیم بین خود و طرف های مقابل یک نسخه بومی رمز ارز ایجاد کنیم طبیعتا بسیاری از نگرانی ها برطرف خواهد شد همانگونه که ونزوئلا در مواجهه با تحریم های آمریکای رمز ارز Perto را با پشتوانه ذخایر نفتی خود عرضه کرد.


در شرایط فعلی رمز ارزهای رایج را می توان به شیوه هایی مانند استخراج آن از طریق تهیه ماینرها یا دستگاه های پردازشگر گران قیمت و خرید از افراد و مراکز دارای رمز ارز تهیه کرد اما بدلیل فقدان پشتوانه قانونی فعلا هر یک از این اقدامات مشکلات و تبعات قانونی خاص خود را به همراه دارد لذا مردم باید در حد امکان پس از مطمئن شدن از وجود پشتوانه قانونی وارد این عرصه شوند که ایجاد این پشتوانه قانونی نیازمند همت مجلس و نهادهای سیاست گذار اقتصادی است.


فارس: چطور مردم می‌توانند وارد این چرخه مالی شوند؟

کمالی: در شرایط فعلی رمز ارزهای رایج را می توان به شیوه هایی مانند استخراج آن از طریق تهیه ماینرها یا دستگاه های پردازشگر گران قیمت و خرید از افراد و مراکز دارای رمز ارز تهیه کرد اما بدلیل فقدان پشتوانه قانونی فعلا هر یک از این اقدامات مشکلات و تبعات قانونی خاص خود را به همراه دارد لذا مردم باید در حد امکان پس از مطمئن شدن از وجود پشتوانه قانونی وارد این عرصه شوند که ایجاد این پشتوانه قانونی نیازمند همت مجلس و نهادهای سیاست گذار اقتصادی است.


نیاز به قانون مدون در استفاده از  رمزارزها

فارس: چه راه حل هایی برای جلوگیری از کلاهبرداری در رمز ارزها  وجود دارد؟

کمالی: در تمام فعالیت های اقتصادی تعریف شده قانون از حق و حقوق طرفین حمایت می کند و زمینه برخورد با متخلفین را هم فراهم می کند به همین دلیل در عرصه رمز ارزها نیازمند قانون ویژه ای هستیم تا از طریق آن امکان حمایت از فعالین این عرصه فراهم شود و با متخلفین نیز برخورد مناسب صورت گیرد.

پس می توان نتیجه گرفت که تا قانون مشخصی در حوزه رمز ارزها نداشته باشیم باید شهروندان را نسبت به تبعات فعالیت بدون پشتوان در این حوزه اقتصادی هوشیار کنیم زیرا کلاهبردارها در این چنین شرایطی تحت عناوین مختلفی از جمله صرافی دست به کلاهبرداری از علاقمندان به سرمایه گذاری در حوزه رمز ارزها می زند . فعلا نباید با چشمان بسته و صرفا برای کسب سود بیشتر وارد سرمایه گذاری بدون پشتوانه در این حوزه جدید اقتصادی شد.

تا قانون مشخصی در حوزه رمز ارزها نداشته باشیم باید شهروندان را نسبت به تبعات فعالیت بدون پشتوان در این حوزه اقتصادی هوشیار کنیم زیرا کلاهبردارها در این چنین شرایطی تحت عناوین مختلفی از جمله صرافی دست به کلاهبرداری از علاقمندان به سرمایه گذاری در حوزه رمز ارزها می زند . فعلا نباید با چشمان بسته و صرفا برای کسب سود بیشتر وارد سرمایه گذاری بدون پشتوانه در این حوزه جدید اقتصادی شد.


فارس: و سخن پایانی….

کمالی: دولت و نهادهای اقتصادی با همکاری صدا و سیما و سایر رسانه های پر مخاطب باید به صورت ویژه به حوزه معرفی رمز ارزها توجه کنند و آگاهی مخاطبان را در مورد سرمایه گذاری نا آگاهانه در این حوزه افزایش دهند زیرا شرایط اقتصادی به گونه ای است که افراد مختلف در سودای حفظ ارزش سرمایه های خود فریب هر تبلیغی از جمله خرید و فروش بیت کوین را خورده و بخش عمده ای از آنها هم بلافاصله قربانی کلاهبرداری می شوند لذا به نظر می رسد که نیاز امروز جامعه افزایش سواد اقتصادی مردم در حوزه رمز ارزها است و قطعا به کمک رسانه ها باید در این حوزه یک کار جهادی فرهنگی و آموزشی انجام گیرد.


برای مطالعه متن کامل مصاحبه در خبرگزاری فارس کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۸ ، ۰۲:۳۹
روابط عمومی

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، دولت الکترونیک و حمایت از تحقق آن، با وجود آنکه سال‌هاست در دستور کار قرار گرفته است اما هنوز جایگاه اصلی خود را در بدنه جامعه پیدا نکرده است، برای آشنایی بیشتر با این موضوع و مزایای ایجاد آن در جامعه با نوید کمالی، مدرس و پژوهشگر فناوری اطلاعات گفت وگو کردیم.

در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می خوانید:

 از چه زمانی مفهوم دولت الکترونیکی به عرصه خدمات دولتی و شهروندی وارد شد ؟

کمالیدر ابتدا باید به این نکته توجه کرد که دولت الکترونیک مفهومی متشکل از دو عبارت دولت و خدمات مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات است که پیشینه بخش اول آن به قرن ها قبل و سابقه چند صد ساله حکومت داری در جهان باز می گردد، اما بخش دوم سابقه ای کمتر از یک صد سال دارد و سال های اوج و گسترش آن به دوران پس از جنگ جهانی دوم باز می گردد.

مبارزه با فساد در دولت الکترونیک

در دوران پس از جنگ جهانی دوم به واسطه گسترش و افزایش کاربردهای فناوری اطلاعات در امور حکومتی و شهروندی یک مفهوم جدید با عنوان جامعه اطلاعاتی یا Information Society در جوامع علمی مطرح شد که به معنای جامعه ای است که در آن کیفیت زندگی، گستره تحولات اجتماعی و حتی توسعه اقتصادی به‌ گونه‌ای روزافزون به اطلاعات روزآمد و بهره برداری از آن متکی است، همچنین در اینچنین جامعه ای استاندارد و قاعده زندگی، کار، تفریح، نظام آموزشی و فرایندهای تجاری و اقتصادی از پیشرفت و دسترس پذیری اطلاعات در جامعه تأثیر می‌پذیرد و طبیعتا وجود هرگونه محدودیت منجر به عقب ماندن آن جامعه از سایر جوامع می شود.

لذا پس از ابداع اینترنت توسط آزمایشگاه ARPANET ارتش آمریکا آن هم در سال 1969، شاهد تشدید سرمایه گذاری های کلان دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ دنیا در عرصه‌های مرتبط با تحقق جامعه اطلاعاتی هستیم که حاصل این سرمایه گذاری‌ها را می توان در گسترش خیره کننده خطوط ارتباطی و اینترنتی در سال‌های پایانی قرن بیستم میلادی مشاهده کرد زیرا بنا بر آمارهای موجود در سال 2000 میلادی جهان دارای بیش از 361 میلیون کاربر اینترنت شد.

 از اهمیت جامعه الکترونیکی بگویید؟

کمالیجالب است بگویم این مساله تا آنجایی اهمیت دارد که آلوین تافلر نویسنده و آیندهپژوه آمریکایی در کتاب موج سوم خود عنوان کرده تمدن بشر تاکنون متأثر از دو موج عمده انقلاب کشاورزی ، صنعتی بوده و امروز به واسطه گسترش فناوری های ارتباطی درگیر موج سوم یعنی انقلاب اطلاعات شده است که در پی آن تاریخ تمدن وارد فصل جدید و نوینی می شود.

موضوع دولت الکترونیکی از چه زمانی وارد ایران شد ؟

کمالیبا گسترش اینترنت و روابط الکترونیکی در سطح جوامع جهان ایده بهره گیری از این ظرفیت در عرصه ارائه خدمات شهروندی و دولتی به عموم مردم مطرح گردید که نتیجه آن تعریف مفهوم دولت الکترونیکی و شهر الکترونیکی است.

در قالب این دو مفهوم قرار شد تا خدمات مورد نیاز شهروندان یک جامعه چه در سطوح ملی و چه شهری در بستر پورتال‌های اینترنتی به آنها ارائه شود و هر شهروند برای دریافت خدمات روزمره ای مانند بررسی حساب بانکی نیازمند حضور در بانک و صرف زمان و هزینه نباشد.

در دهه 90 خورشیدی مشخص شد که امکان ارائه الکترونیکی بیش از 1500 خدمت دولتی و نهادی به مردم وجود دارد که تا امروز هم بخش قابل توجهی از این خدمات در یک فرایند آرام اما پیوسته به مردم ارائه شده است

روستای الکترونیک، ارمغان گسترش روابط الکترونیکی

 چه میزان این مفهوم در کشور جای خود را باز کرده است؟

کمالی:خوشبختانه این دو مفهوم از طریق جامعه علمی به کشور ما نیز منتقل شد و در اوایل سال‌های دهه 80 خورشیدی ارائه خدمات ICT در شهرها و روستاهای دور افتاده کشور به شکل قابل توجهی افزایش یافت بطوری که شاهد راه اندازی روستای الکترونیکی هم بودیم!

در آن ایام به لطف افزایش سرمایه گذاری‌ها روند الکترونیکی سازی فرآیندهای خدماتی نهادهای دولتی آغاز شد و در دهه 90 خورشیدی مشخص شد که امکان ارائه الکترونیکی بیش از 1500 خدمت دولتی و نهادی به مردم وجود دارد که تا امروز هم بخش قابل توجهی از این خدمات در یک فرایند آرام اما پیوسته به مردم ارائه شده است.

تا تحقق دولت الکترونیک در ایران، فاصله زیاد است

آیا دولت الکترونیکی در ایران ایجاد شده است؟

کمالی:طبیعتا نمی توان قاطعانه از ایجاد دولت الکترونیکی در ایران سخن گفت زیرا تا تحقق کامل این مهم در کشور فاصله داریم و اما در طول یک دهه گذشته گام های اساسی زیادی در این حوزه برداشته شده که هر چند کند بوده اما می تواند زمینه را برای مدیریت بهینه‌تر خدمات دولت به ملت مهیا کند که از جمله مهمترین آنها می توان به الکترونیکی شدن کارت های ملی و هویتی شهروندان اشاره کرد.

دولت الکترونیکجایگاه شبکه ملی اطلاعات در دولت الکترونیکی چیست ؟

کمالی:بدون شک فناوری اطلاعات نقش مهمی در توسعه ظرفیت خدمت رسانی دولت ها دارد اما این خدمات وقتی از عمق و کیفیت بالایی برخوردار می گردند که پایداری سرویس آنها در شرایط گوناگون حفظ شود و با کوچکترین بحرانی شاهد از قطعی سرویس یا کاهش کیفیت آنها نباشیم.

از سوی دیگر برای ارائه خدمات الکترونیکی با کیفیت نیازمند ذخیره و پردازش حجم عظیمی از اطلاعات و متادیتاهای شهروندی هستیم که ارائه آنها در یک بستر غیر بومی مانند اینترنت بین المللی خود زمینه ساز تهدیدات متعددی علیه حال و آینده کشورمان می‌شود زیرا در فضای اینترنت امنیت معنایی ندارد و سرویس های جاسوسی خارجی می تواند با تکنیک‌های فنی مختلف اقدام به سرقت و راهزنی اطلاعات کاربران کنند. از این رو ایجاد یک بستر امن و مستقل داخلی ضروری جلوه می‌کند و از همین رو است که در طی سالیان گذشته ایجاد شبکه ملی اطلاعات همواره یکی از مطالبات اصلی نظام از دولت‌ها بوده است.

در واقع دشمن می داند که تحقق شبکه ملی اطلاعات موجب قطع شدن دست سرویس های اطلاعاتی آنها از داده ها و اطلاعات کاربران ایرانی می شود لذا تلاش می کند تا از طریق تحریم و نفوذ به هر شکل ممکن مانع از راه اندازی کامل شبکه ملی اطلاعات در کشور ما شود اما به فضل الهی دانشمندان جوان ایران توانسته اند در این حوزه گام های بلندی بردارند که طبیعتا زمینه را برای راه اندازی این مهم بیش از پیش آماده کرده است

 چه کسانی مخالف توسعه شبکه ملی اطلاعات هستند؟

کمالی:در ظاهر کسی مخالف ایجاد شبکه ملی اطلاعات نیست زیرا هیچ منطقی توان مخالفت با این سیاست منطقی را ندارد اما طبیعتا برخی بدلایل مختلف مایل به تسریع این فرایند نیستند که البته در این حوزه بحث نفوذ هم مطرح است که ماجرای نزار زاکا جاسوس آمریکایی از جمله موارد مرتبط با آن بود.

در واقع دشمن می داند که تحقق شبکه ملی اطلاعات موجب قطع شدن دست سرویس های اطلاعاتی آنها از داده ها و اطلاعات کاربران ایرانی می شود لذا تلاش می کند تا از طریق تحریم و نفوذ به هر شکل ممکن مانع از راه اندازی کامل شبکه ملی اطلاعات در کشور ما شود اما به فضل الهی دانشمندان جوان ایران توانسته اند در این حوزه گام های بلندی بردارند که طبیعتا زمینه را برای راه اندازی این مهم بیش از پیش آماده کرده است.

نسخه های جدیدتری از دولت الکترونیکی هم ارائه شده است؟

کمالی:بله، دولت الکترونیکی یک مفهوم است و تحقق آن مبتنی بر ابزارهایی است که به سرعت هر روز توسعه تکنولوژیکی پیدا می‌کنند. بطور مثال در اوایل دهه 90 میلادی تصویر ایده آل از دولت الکترونیکی، تصویر یک سایت یا پورتال اینترنتی بود که کاربران آن می توانستند با چند کلیک خدمات مورد نیاز خود را دریافت کنند! اما حالا در سال 2019 هستیم و با گسترش فناوری هایی مانند تلفن‌های همراه هوشمند ، واقعیت افزوده (AR) و در پیش بودن ارائه نسل پنجم تلفن های همراه یا 5راهکارهای جدید و بهینه تری برای ارائه خدمات به شهروندان مهیا شده است که یک نمونه آن دولت همراه یا M-GOV است.

جالب است بدانید که با توجه به حجم بالای کاربران ایرانی تلفن های همراه هوشمند که تعداد آنها بالغ بر 60 میلیون نفر برآورد می‌شود بدون شک می توان گفت که دولت همراه برخلاف دولت الکترونیکی مخاطبان بیشتری دارد اما طبیعتا تا سال 2030 شاهد عبور از این سطح فناوری و ورود به عرصه های جدیدی برای ارائه خدمات الکترونیکی خواهیم بود که از جمله آنها می توان به عرضه چیپ‌های زیستی و کاشتنی یا Bio-Chips اشاره کرد

در دولت الکترونیک مردم چگونه به خدمات دسترسی پیدا می‌کنند؟

کمالی:در دولت همراه مردم از طریق تلفن همراه خود و اپلیکیشن های کاربردی می تواند به خدمات الکترونیکی شده دسترسی پیدا کنند. جالب است بدانید که با توجه به حجم بالای کاربران ایرانی تلفن های همراه هوشمند که تعداد آنها بالغ بر 60 میلیون نفر برآورد می‌شود بدون شک می توان گفت که دولت همراه برخلاف دولت الکترونیکی مخاطبان بیشتری دارد اما طبیعتا تا سال 2030 شاهد عبور از این سطح فناوری و ورود به عرصه های جدیدی برای ارائه خدمات الکترونیکی خواهیم بود که از جمله آنها می توان به عرضه چیپ‌های زیستی و کاشتنی یا Bio-Chips اشاره کرد.

دولت الکترونیک، دولت شفافیت است

نقش دولت الکترونیکی در توسعه عدالت اجتماعی چیست ؟

کمالی:دولت الکترونیکی ، دولت شفافیت است. این بدان معنی است که در دولت الکترونیکی همه روندها و رویه ها ثبت و ذخیره می شوند و امکان نظارت بر عملکردها افزایش می یابد.بطور مثال شاید زمانی یک مدیر فاسد می توانست با سند سازی یک تخلف اقتصادی یا اداری انجام دهد و چند سال بعد هیچ کس سندی از تخلف او نمی یافت زیرا تمام اسناد کاغذی را سرقت یا معدوم می کرد اما امروز به لطف فناوری های ذخیره سازی صدها سال اطلاعات را می توان در یک هارد دیسک ذخیره کرد و سال ها از آن اطلاعات نگهداری کرد.

اگر امروز شاهد افشای فساد های گسترده در نظام بانکی کشور هستیم بخش مهمی از آن مدیون ثبت و ضبط اطلاعات در ابزارهای کنترلی و نظارتی فناورانه است والا شاید تا ده‌ها سال بعد کسی هم از فسادهای اخیر مطلع نمی‌شد

 ارائه خدمات الکترونیکی چه کمکی به شفافیت بیشتر می‌کند؟

کمالیوقتی یک خدمت الکترونیکی می شود همه کاربران به صورت یکسان امکان بهره مندی از آن را دارند و همه باید به یک آدرس مشخص جهت دریافت خدمات مراجعه کنند، اما در روند سنتی اینگونه نبود و یک فرد عادی باید در صف های طویل انجام خدمت می ایستاد و فرد دارای رانت به راحتی از طرق اتاق رئیس یک مجموعه فعالیت های مورد نیاز خود را پیگیری می‌کرد. در واقع برای دولت الکترونیکی فرقی نمی کند شما چه کسی هستید و آشنای شما کیست؛ زیرا در دولت الکترونیکی فرایند خدمت‌رسانی برای همه یکسان انجام می شود.

به عنوان نمونه هم بد نیست بدانید که اگر امروز شاهد افشای فساد های گسترده در نظام بانکی کشور هستیم بخش مهمی از آن مدیون ثبت و ضبط اطلاعات در ابزارهای کنترلی و نظارتی فناورانه است والا شاید تا 10 ها سال بعد کسی هم از فسادهای اخیر مطلع نمی‌شد.

مهمترین مشکل دولت الکترونیکی چیست؟

کمالی:شاید اگر یک نقصان در دولت الکترونیکی وجود داشته باشد طبیعتا آن یک نقیصه بحث شکاف خدماتی و اطلاعاتی خواهد بود زیرا متاسفانه فعلا نفوذ بستر شبکه ارتباطی در تمام کشور یکسان نیست و تمام شهروندان بخصوص ساکنان مناطق محروم از خدمات ارتباطی پایدار و پر سرعت ارزان قیمت برخوردار نیستند لذا نمی توانند به مانند یک شهروند ساکن در کلان شهرها از اینترنت پرسرعت نسل 4 یا 4.5 استفاده کنند و در نتیجه از خدمات با کیفیت آموزشی و اطلاعاتی دولت الکترونیکی محروم می مانند.

برخی‌ها مایل به الکترونیکی شدن تمام فرایندهای خدماتی دولت و نهادهای خدماتی نیستند زیرا معتقدند که الکترونیکی شدن مانع از بهره برداری آنها از رانت های مرتبط با خدمات می شود که طبیعتا در این حوزه باید با متخلفان واخلال‌گران برخورد جدی کرد و مدیران فساد ستیز را بر مسند سیاست گذاری آن دستگاه‌ها قرار داد.

البته برای رفع این نقیصه هم چاره ای جز افزایش سرمایه گذاری ها و توسعه خدمات دسترسی به شبکه نداریم که فعلا با توجه به تحریم‌ها باید با همکاری شرکت های دانش بنیان داخلی در این حوزه کار جهادی را آغاز کرد و برای تمام جمعیت ایران ارتباط پایدار را به ارمغان آورد.

 

از این نکته نیز نباید غفلت کرد که برخی ها مایل به الکترونیکی شدن تمام فرایندهای خدماتی دولت و نهادهای خدماتی نیستند زیرا معتقدند که الکترونیکی شدن مانع از بهره برداری آنها از رانت های مرتبط با خدمات می شود که طبیعتا در این حوزه باید با متخلفان و اخلال‌گران برخورد جدی کرد و مدیران فساد ستیز را بر مسند سیاست گذاری آن دستگاه‌ها قرار داد.

تفاوت دولت الکترونیکی با دولت هوشمند چیست ؟

کمالیمفهوم دولت هوشمند یا Smart Government یکی از مفاهیم جدید در حوزه حکمروایی دیجیتال است و بر خلاف رویکرد یکسویه دولت الکترونیکی معطوف به ارائه یکجانبه خدمات به شهروندان است در دولت هوشمند رابطه دولت و شهروندان تعاملی است و شهروندان هم می تواند از طریق بسترهایی ویژه به دولت و حکمرانان خود خدماتی را ارائه دهند.

یکی از مهمترین پایه های تمدن اسلامی ، تحقق و گسترش همه جانبه عدل و عدالت اسلامی در جامعه است و با توجه به فراگیر شدن تاثیر فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی بر زندگی شهروندان کشورمان به نظر می رسد که تحقق کامل دولت الکترونیکی و دولت هوشمند می تواند نقش مهم و تاثیرگذاری در گسترش عدالت شهروندی در کشور ما داشته باشد

بطور مثال در سطح یک شهر مدیران شهری می توانند با بهره گیری از فناوری های الکترونیکی اقدام به افزایش مشارکت شهروندان یا Citizen participation شهروندان در مدیریت شهری کنند که چند سال قبل در قالب پروژه شهر هوشمند بجستان واقع در استان خراسان رضوی گام هایی برای تحقق این مهم برداشته شد که از جمله آنها می توان به راه اندازی سامانه ایده شهر یا دریافت ایده های شهروندی از طریق فضای مجازی و ارائه موارد کاربردی و خلاقانه آن به مدیران شهری اشاره کرد.

بد نیست بدانید که امروز در برخی از پیشرفته ترین شهرهای جهان مدیران شهری و حتی دولت ها با بهره گیری از دولت هوشمند قبل از اتخاذ یک تصمیم مهم اقدام به جمع آوری نظرات و دیدگاه های شهروندان می کنند البته نه از طریق صندوق های رای.زیرا برگزاری آن پر هزینه و زمان بر است بلکه از طریق تلفن همراه شهروندان که از طریق آن امکان دسترسی آنی به نظرات افکار عمومی وجود دارد، لذا به این راهکار هوشمندانه دموکراسی الکترونیکی یا E-Democracy هم گفته می شود.

و سخن پایانی ...

کمالییکی از مهمترین پایه های تمدن اسلامی، تحقق و گسترش همه جانبه عدل و عدالت اسلامی در جامعه است و با توجه به فراگیر شدن تاثیر فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی بر زندگی شهروندان کشورمان به نظر می رسد که تحقق کامل دولت الکترونیکی و دولت هوشمند می تواند نقش مهم و تاثیرگذاری در گسترش عدالت شهروندی در کشور ما داشته باشد و از وقوع بسیار از تخلفات اداری و اقتصادی پیشگیری و جلوگیری کند البته تحقق این آرمان منوط به راه اندازی کامل شبکه ملی اطلاعات با تکیه بر توان داخلی و بومی جوانان متخصص ایرانی است لذا اگر امروز اولویت نظام مقابله با فاسد و برقراری عدالت همه جانبه است تمام مسؤولان و شرکت های دانش بنیان خصوصی بایستی با همراهی روسای قوای سه گانه با تمام ظرفیت های در دسترس خود به راه اندازی شبکه ملی اطلاعات کمک کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۰۲
روابط عمومی

به گزارش خبرگزاری فارس، نوید کمالی نوشت: با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در ایالات متحده امریکا سیاست مهار ایران به یکی از مهمترین اولویت های سیاست خارجی آمریکا بدل شد و حتی ترامپ در راستای پیشبرد سریعتر آن و خارج از تمام ضوابط و قوانین بین‌المللی دست به ایجاد کمپین فشار حداکثری علیه ملت ایران زد.

دولت آمریکا پس از خروج یکجانبه از توافق هسته ای سال 2015 یا همان برجام، در قالب کمپین فشار حداکثری یا همان maximum pressure campaign که از آن به عنوان سخت ترین و پیچیده ترین کارزار تحریمی آمریکا علیه یک کشور مستقل جهان یاد می‌شود تلاش کرد تا با تحدید منافع و منابع اقتصادی و سیاسی ایران هزینه تعامل و ارتباط با کشورمان را برای کشورهای جهان به شکل بی سابقه ای افزایش دهد بطوری که حتی خریداران غربی نفت ایران که غالبا جز متحدین و شرکای اقتصادی سنتی آمریکا محسوب می شوند نیز در معرض تحریم های سنگین اقتصادی قرار گرفتند بطوری که افزایش نگرانی ها از اعمال مجازت های تنبیهی آمریکا حتی اتحادیه اروپا را نسبت به پیامدهای بازسازی و تقویت روابط اقتصادی با کشورمان دچار نگرانی کرد که یکی از تبعات مهم به تعویق افتادن راه اندازی عملیاتی کانال تبادل مالی ویژه بین ایران و این اتحادیه یا همان INSTEX است.

ائتلاف دریایی آمریکا

با این حال بازگشت ثبات اقتصادی نسبی به کشور حکایت از ناکارآمدی تحریم‌های حداکثری آمریکا علیه ملت ایران دارد لذا کابینه ترامپ با اطلاع از ناکارآمدی تحریم های ضد ایرانی با یک رویکرد جدید تلاش دارد تا با تشدید جنگ روانی ضد ایرانی خود، رنگ و بوی وجود یک تهدید نظامی بالقوه را هم به آن بیفزاید، البته این فضاسازی نیازمند خلق رویدادهای ویژه ای بود که سازمان سیا از طریق بخش عملیات ویژه خود موسوم به Black Ops یا "عملیات سیاه" انجام آن را بر عهده گرفت. 

در عملیات های سیاه ماموریت ویژه، خرابکاری و بدنام سازی کشور هدف است که در ماجرای انفجارهای بندر فجیره و سواحل بندر جاسک شاهد اجرای این عملیات با همکاری رسانه های آمریکایی و اروپایی بودیم البته سابقه انجام این دست عملیات ها علیه ملت ایران به سال ها قبل باز می گردد زیرا در سال 2007 روزنامه دیلی تلگراف در یک گزارش ویژه از دستور جورج بوش مبنی بر صدور مجوز استفاده از عملیات سیاه علیه ایران پرده برداشت اما این بار پس از گذشته یک دهه از دستور بوش هدف از عملیات سیاه ایجاد همراهی افکار عمومی جهان برای تشدید حضور نظامی امریکا در خلیج فارس به عنوان بزرگترین آبراه انتقال انرژی جهان است.

در ادامه هم وقوع ماجرای هدف قرار گرفتن پهباد فوق پیشرفته آمریکایی موسوم به گلوبال هاوک توسط سامانه های پدافندی ایران و توقیف کشتی نفت کش قانون شکن انگلیسی در تنگه هرمز موجب شد تا دولت آمریکا با همراهی شرکای عبری-عربی و غربی خود بصورت رسمی از طرح ایجاد ائتلاف نظامی دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز رونمایی کند.

بنا بر اظهارات رسمی مقامات کاخ سفید، دولت آمریکا بر مبنای این طرح در تلاش است تا با مشارکت همپیمانان خود ائتلافی نظامی را برای حفاظت از منافع غرب در تنگه هرمز و باب المندب تشکیل دهد که در این رابطه ژنرال جوزف دانفورد به عنوان بالاترین مقام نظامی آمریکا خبر از رایزنی بین المللی کاخ سفید برای ایجاد سازوکاری جهت اسکورت کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز و باب‌المندب داده است. 

بر اساس این طرح قرار است که مسئولیت نظارت ، تجسس و تأمین کشتی‌های تجاری عبوری از تنگه هرمز و باب المندب بر عهده نیروی دریایی آمریکا باشد و سایر کشورهای عضو ائتلاف مسئولیت گشت‌زنی در اطراف کشتی‌های تجاری در حال تردید در این دو آبراه را بر عهده داشته باشند. 

این تحولات اخیر منطقه ای حکایت از تقلای دونالد ترامپ برای ایجاد راهی جدید جهت مهار منابع درآمدی ایران دارد از این رو وی می کوشد تا متحدان سنتی آمریکا را به ایجاد یک ائتلاف نظامی دریایی علیه ایران تشویق و تحریک کند هر چند که تاکنون کشورهایی زیادی از جمله آلمان ، ژاپن و اسپانیا مخالفت خود با حضور در این ائتلاف دریایی را اعلام کرده اند.

البته با رصد رسانه های داخلی آمریکا به این نکته پی می بریم که با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری 2020 آمریکا هدف از تاکید کاخ سفید بر ایجاد یک ائتلاف بین المللی بیشتر جنبه های تبلیغاتی و انتخاباتی آن است زیرا با توجه به رویکرد تبلیغاتی ترامپ مبنی بر اولویت دار بودن منافع داخلی آمریکا بر مسائل خارجی، وی نمی خواهد که در جریان مناظرات انتخاباتی متهم به عدول از این سیاست اقتصادی و حیف و میل بودجه در حوزه های غیر ضروری نظامی و امنیتی شود.


به نظر می رسد که  تاکید دولت آمریکا بر ایجاد این ائتلاف نظامی وجه دیگری هم دارد و آن اقدامی در جهت پیشبرد سیاست سلطه جویانه افزایش سلطه آمریکا بر روند انتقال انرژی و مهار چین در جنگ تجاری تعرفه ها با استفاده از سلاح نفت است تا به نوعی اعتبار مخدوش شده آمریکا در اذهان کشورهای خریدار امنیت از این کشور را احیاء کند.

البته ایجاد این ائتلاف دریایی هزینه های زیادی برای مشارکت کنندگان در آن خواهد داشت که اولین و مهمترین آن تشدید تنش ها و افزایش احتمال وقوع برخورد نظامی بین دو طرف درگیر در منطقه است.

ائتلاف دریایی

از سوی دیگر بدلیل عدم تعهد شرکت‌های بیمه‌ گر به پرداخت هزینه های ناشی از وقوع ضد و خورد نظامی در خلیج فارس، هزینه بیمه شناورهای عبوری از تنگه هرمز افزایش بی سابقه و تقریبا ده برابری یافته است و با توجه بر تاکید دولت آمریکا بر الزامی بودن تأمین نیرو انسانی ائتلاف توسط اعضای آن و اعزام کشتی‌های نظامی ویژه اسکورت نفتکش ها و کشتی های تجاری توسط آنها در عمل عضویت کشورها در این ائتلاف نظامی دریایی متضمن هزینه‌های سنگین و غیر قابل پیش‌بینی شده است که همه اینها عضویت در ائتلاف دریایی را برای همپیمانان آمریکا به گزینه ای سخت و نامطلوب بدل کرده است.

از این رو با توجه به عدم وابستگی شدید شرکای اروپایی آمریکا به نفت خاورمیانه و همچنین مخالفت چین و روسیه با این سیاست به ظاهر سیاسی-نظامی اما اقتصادی آمریکا که بیشتر جنبه افزایش سیطره آمریکا بر مهمترین آبراه انتقال انرژی جهان را دارد به نظر می رسد که این ائتلاف به سرانجام مطلوب و مورد نظر کاخ سفید نخواهد رسید و در صورت تشکیل نمادین آن که رسانه های آمریکایی به طنز نام ائتلاف تک نفره یا coalition of one بر آن نهاده اند تنها برای مدت محدودی دوام خواهد داشت و در دراز مدت نخواهد توانست به عنوان یک تهدید دائمی در راستای مهار و تحدید منافع ملت ایران عمل کند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۸ ، ۲۲:۴۹
روابط عمومی

صبح صادق- نوید کمالی/ در طول تاریخ پر شکوه چهل ساله انقلاب اسلامی نمی‌توان روزی را یافت که ایران اسلامی دمی را فارغ از تهدیدات و فشارهای دشمنان داخلی و خارجی گذرانده باشد؛ با این حال واکاوی حوادث تلخ و شیرین گوناگون چهل سال گذشته به صورت واضح و مبرهن این واقعیت را برای هر مخاطبی هویدا می‌کند که انقلاب اسلامی به پشتوانه اراده ملت انقلابی خود همواره پیروز میدان نبرد جبهه خیر و شر بوده و خواهد بود. در این باره امام خمینی(ره) به همین مضمون فرموده‌اند که اگر مردم و اراده و عزم آنان نبود، انقلاب پیروز نمی‌شد؛ بنابراین در دوران زعامت رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) نیز آن چیزی که سبب حفظ و ثبات انقلاب در کوران بحران‌ها و توطئه‌هایی از جنس فتنه ۸۸ شد، اراده ملت ایران در حفاظت از انقلاب و دستاوردهای آن بود. برای اثبات این مدعا و درک نقش و اهمیت اراده ملت ایران در مقابله با توطئه‌های دشمنان انقلاب اسلامی تنها کافی است که نگاهی به مهم‌ترین تحولات اخیر منطقه داشته باشیم تا به صورت مشهود به اهمیت فاکتور «اراده» یا Volition ملت ایران در تحقق پیروزی‌ها و تأمین منافع ملی کشورمان پی ببریم.

صبح صادق - یادداشت - نبرد اراده ها

کاهش تعهدات برجامی

افکار عمومی ایران و جهان پس از خروج یک‌جانبه دولت آمریکا از توافق هسته‌ای موسوم به برجام یا JCPOA شاهد تضعیف پی در پی این توافق از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور تمامیت خواه آمریکا بود؛ آن هم در شرایطی که سایر اعضای اروپایی باقی‌مانده در برجام برخلاف مواضع رسانه‌ای خود هیچ اقدام روشن و مشخصی را برای حفاظت از بنیان توافق هسته‌ای و منافع حداقلی برجام برای طرف ایرانی پیگیری نکردند و در عمل موضعی انفعالی را در مواجهه با تحریم‌های گسترده و پیچیده اقتصادی کاخ سفید علیه ملت ایران و خریداران نفت کشورمان در پیش گرفتند.

در نتیجه این رویکرد انفعالی و تحقق‌نیافتن تعهدات طرف غربی، دولتمردان کشورمان در راستای حفظ منافع ملی کشورمان، راهبرد بازگشت مرحله‌ای به وضعیت پیش از توافق هسته‌ای را در صورت اجرا نشدن تعهدات طرف غربی در پیش گرفتند و در اولین گام عملی عبور از محدودیت میزان نگهداری مواد هسته‌ای و آب‌سنگین را مطرح کرده و در گام دوم کاهش تعهدات برجامی نیز عبور از محدودیت ۶۷/۳ درصدی غنی‌سازی و راه‌اندازی راکتور اراک را اعلام کردند.

اعلام طرح گام به گام کاهش تعهدات برجامی به طور صریح این پیام را به طرف غربی توافق هسته‌ای منتقل کرد که دولت و ملت ایران انجام یک‌طرفه تعهدات هسته‌ای را قبول نداشته و تنها زمانی به تعهدات برجامی خود پایبند خواهند بود که طرف غربی نیز به آنچه تعهد کرده پایبند باشد.

نشریه Hill کنگره آمریکا در این باره می‌نویسد: به رغم افزایش شدید تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران، مخاطب اصلی ایران در نقض برجام اتحادیه اروپاست؛ زیرا ایالات متحده از توافق خارج شده و تحریم‌های شدیدی علیه ایران اعمال کرده و سبب شده بسیاری از سرمایه‌گذاران خارجی از ایران خارج شوند؛ از این رو تهران قادر نیست از مزایای اقتصادی وعده داده شده در توافق سال ۲۰۱۵استفاده کند؛ بنابراین با اجرای طرح کاهش گام به گام تعهدات برجامی از اروپا خواسته است در عمل اقدامی برای حفظ برجام و منافع آن انجام دهد؛ از این رو اتحادیه اروپا با مشاهده عزم ایران در کاهش تعهدات برجامی تلاش کرد تا به رغم تحریم‌های ایالات متحده با ایجاد ساز و کار جدید مالی موسوم به INSTEX بتواند تجارت خود با ایران را ادامه دهد.

همان‌گونه که این نشریه آمریکایی اذعان دارد، اراده ملت ایران در مقابله با زیاده‌خواهی‌های طرف غربی موجب شد تا اتحادیه اروپا برای ممانعت از فروپاشی برجام به اقداماتی از جمله ایجاد کانال ویژه تبادلات مالی بپردازد.

نبرد اراده ها

شکار گران‌قیمت‌ترین پهپاد 

بامداد پنجشنبه ۳۰ خردادماه خبر انهدام پیشرفته‌ترین پهپاد جاسوسی ارتش آمریکا از سوی سامانه پدافندی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوالی «کوه مبارک» استان هرمزگان، فضای رسانه‌ای دنیا را با تکانه‌ای خبری مواجه کرد؛ تکانه‌ای که فضای محاسباتی جامعه جهانی را در حوزه‌های گوناگون نظامی، سیاسی، حقوقی و… جمهوری اسلامی ایران و دشمنان منطقه‌ای و بین‌المللی‌اش با متغیر‌هایی مبهم مواجه کرد؛ متغیر‌هایی که در هیچ معادله امنیتی، نظامی، سیاسی و حقوقی احتمالی و پیش رو پاسخی برای آن وجود نداشت؛ رویدادی که ابهام عملیاتی و رویکردی آن در مواضع متناقض، دوگانه و مناقشه‌آمیز ایالات متحده و هم‌پیمانان عربی و غربی او کاملاً هویدا بود.

در این باره «اولریکه فرانکه»، عضو شورای اروپایی روابط خارجی آمریکا (ECFR)، در یادداشت خود در سایت Wired با اشاره به پیچیدگی و پرهزینه بودن پروژه این پهپاد جاسوسی نوشت: از دست دادن یک پهپاد گران‌قیمت گلوبال هاوک خسارت بزرگی برای آمریکاست؛ به ویژه به این دلیل که تصور می‌شد این پهپاد طوری طراحی شده که در ارتفاع بسیار بالا پرواز کند و آسیب‌ناپذیر باشد. این تحلیلگر بین‌المللی همچنین تأکید کرد: از دست دادن این پهپاد که احتمالاً جدیدترین نسخه از گلوبال هاوک بوده، ضربه بزرگی به اعتبار آمریکا زده است و حتی ممکن است بازار صادرات این پهپادهای جاسوسی را دچار مشکل کند.

توقیف نفت‌کش قانون‌شکن انگلیسی

در آخرین روزهای تیرماه، یک نفت‌کش انگلیسی به نام «استنا ایمپرو» (Stena impero) به دنبال نقض قوانین بین‌المللی دریانوردی در تنگه هرمز توقیف شد. این نفت‌کش در حالی که از سوی ناو جنگی اچ.‌ام.‌اس مونتروز بریتانیا همراهی می‌شد، در طول مسیر عبور از تنگه هرمز به صورت غیرمجاز وارد آب‌های سرزمینی کشورمان شد و همزمان علاوه بر عدم تمکین به هشدارهای رادیویی کشورمان سامانه مکان‌یاب خود را خاموش کرد؛ آن هم با این تصور که به دلیل هویت انگلیسی خود با هیچ برخورد تند قانونی مواجه نخواهد شد؛ اما برخلاف تصور ناوبران این نفت‌کش، با هماهنگی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این کشتی توقیف و به سمت لنگرگاهی در بندرعباس هدایت شد!

بدون‌شک مشابه این رویداد (توقیف نفت‌کش انگلیس) را نمی‌توان در طول تاریخ معاصر جهان مشاهده کرد؛ زیرا در طول سده اخیر کشورهایی از جمله انگلیس و آمریکا همواره به منزله قدرت‌های برتر نظامی و سیاسی جهان بر دریاها حکمروایی کرده بودند و هیچ‌گاه این‌گونه به دلیل تخلفات قانونی خود مؤاخذه و تحقیر نشده‌اند.

در این باره روزنامه انگلیسی Independent نیز گزارش ویژه‌ای منتشر کرد و نوشت: اقدام ایران برای توقیف نفت‌کش بریتانیایی در تنگه ‌هرمز اقدامی اجتناب‌ناپذیر و تاوانی بود که دولت انگلیس با بی‌فکری‌اش داد.

این روزنامه در پایان با اشاره به ماجرای توقیف نفت‌کش ایرانی در تنگه جبل‌الطارق ادامه داد: چطور نخست‌وزیر، کابینه و کارمندان ارشد دولت فکر کردند این تقابل با ایران می‌تواند با چیزی کمتر از یک پاسخ تحقیر‌آمیز برای بریتانیا پایان یابد!

تحلیل سیاسی

جمع‌بندی

امروز آمریکا عملاً وارد نبرد اراده‌ها با ایران شده‌ است که رهبر معظم انقلاب از آن با عنوان «جنگ اراده‌ها» نام می‌برند. در حقیقت جنگ اراده‌ها توصیف رهبر معظم انقلاب از شرایط کنونی روابط ایران و آمریکاست؛ به طوری که دشمن می‌کوشد از طریق زور و فریب اراده ملت ایران را در این نبرد تضعیف کند.

به هر حال روشن است که جنگ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، جنگ سرد و… همگی ذیل جنگ اراده‌ها قرار گرفته‌اند. مقاومت و ایستادگی تنها راه موفقیت و پیروزی در این نبرد است که تاکنون به شکست دشمن منجر شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۴۷
روابط عمومی

گروه علمی و دانشگاهی خبرگزاری فارس، پیام رسان‌های بومی و جایگزینی شبکه های اجتماعی داخلی به جای تلگرام از دغدغه‌هایی است که هنوز راه حل مناسبی برای آن پیدا نشده است. تاکنون با صاحب نظران عرصه فناوری اطلاعات گفت‌وگو کردیم اما نظر پژوهشگران  جوان و فعال در عرصه فضای مجازی و نگاهی که به این موضوع دارند، می تواند جذاب باشد.

به همین منظور با نوید کمالی کارشناس فضای مجازی، مدرس و پژوهشگر حوزه فناوری اطلاعات گفت وگو کردیم. در ادامه متن این گفت وگو را می خوانید:

نوید کمالی - Navid Kamali


زمان نامناسب برای ورود پیام‌رسان‌های داخلی به عرصه رقابت 

فارس: فعالیت پیام‌رسان‌ها در سال‌های گذشته را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

 کمالی: اولین مساله‌ای که در حوزه فعالیت پیام‌رسان‌ها باید توجه کنیم این است که ورود آنها به فضای رقابت درست زمانی اتفاق افتاد که محصولات خارجی بازار مصرف ایران را اشغال کرده بودند در آن زمان به این فکر افتادیم که تصرف بازار شبکه‌های اجتماعی خارجی تهدید است. 

به همین منظور نهادهای بالا دستی سعی کردند تا نسخه بومی پیام‌رسان‌ها را تولید کنند، این در حالی بود که کاربران از نسخه‌های خارجی استفاده می‌کردند و از این پیام‌رسان‌ها رضایت داشتند. 

فارس: چه عاملی باعث شد تا پیام‌رسان‌های داخلی به طور مطلوب نتوانند جایگزین تلگرام شوند؟ 

کمالی: ورود دیرهنگام پیام‌رسان‌های داخلی درست در زمانی که  تلگرام مخاطبان زیادی را در ایران بدست آورده بود باعث شد تا شرایط جذب مخاطب برای آنها سخت شود؛ همچنین تعدد پیام‌رسان‌های بومی که به مخاطب عرضه شد موجب شد تا تمرکز روی یک پیام‌رسان وجود نداشته باشد. 

فارس: تعدد پیام‌رسان‌های بومی چگونه موجب ناکامی استفاده از پیام‌رسان‌های ایرانی شد؟ 

کمالی: وقتی تعداد پیام‌رسان‌های داخلی معرفی شده به مردم زیاد شد، تمرکز فنی دولت و مجموعه‌های مرتبط به چند پیام‌رسان معطوف شد و همین امر موجب شد تا یک پیام‌رسان با  قدرت هرچه تمام‌تر در صحنه رقابت با تلگرام ظاهر نشود لذا قدرت و تجهیزات بین چند پیام‌رسان تقسیم شد و ظرفیت بخش خصوصی نیز به طور کامل استفاده نشد و نتیجه این دو عامل به شکست پروژه جایگزینی پیام‌رسان‌های بومی به جای تلگرام انجامید. 

یکی از مشکلاتی که این پیام‌رسان‌ها داشتند این بود که یک پیام پس از ارسال در همان لحظه به مخاطب نمی‌رسید و شاید یک روز زمان برای ارسال آن به مخاطب لازم بود که اینها ناشی از مشکلات زیرساختی بود. اما اگر تمام قدرت دولت و نهادهای مرتبط برای ایجاد زیرساخت یک پیام‌رسان متمرکز می‌شد هرگز شاهد چنین مشکلاتی نبودیم و همزمان می‌توانستیم به توسعه پیام‌‌رسان فکر کنیم. 


فارس: این ناکامی چه مشکلاتی را برای پیام‌رسان‌ها بوجود آورد؟ 

کمالی: همین موضوع باعث شد تا محصولات و خدماتی که توسط اپلیکیشن‌های داخلی ارائه می‌شد رضایت مخاطب را جلب نکند و پایداری بالایی میزان مخاطبین شبکه‌های اجتماعی ایرانی نداشته باشند. در صورتی که می‌توانستند این پیا‌م‌رسا‌ن‌ها در زمان مناسب رونمایی شده و جایگزین شوند. 

نوید کمالی - Navid Kamali
فارس: به نظر شما مشکلاتی که پیام‌رسان‌های داخلی داشتند باعث عدم استقبال مردم نشد؟ 
 

کمالی: بله؛ یکی از مشکلاتی که این پیام‌رسان‌ها داشتند این بود که یک پیام پس از ارسال در همان لحظه به مخاطب نمی‌رسید و شاید یک روز زمان برای ارسال آن به مخاطب لازم بود که اینها ناشی از مشکلات زیرساختی بود. اما اگر تمام قدرت دولت و نهادهای مرتبط برای ایجاد زیرساخت یک پیام‌رسان متمرکز می‌شد هرگز شاهد چنین مشکلاتی نبودیم و همزمان می‌توانستیم به توسعه پیام‌‌رسان فکر کنیم. 

پوسته‌های تلگرام، آفت جان پیام‌رسان بومی شد

فارس: وجود هاتگرام و تلگرام طلایی را چطور ارزیابی می‌کنید؟ 

کمالی: پوسته‌های غیررسمی تلگرام در شرایطی ایجاد شدند که مردم با فیلتر ناگهانی تلگرام به سمت استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی سوق پیدا کرده بودند اما هاتگرام و طلاگرام و پوسته‌های این چنینی تلگرام مجالی برای استفاده دوباره از تلگرام ایجاد کردند چرا که مردم وقتی می‌دیدند می‌توان با یک اپلیکیشن دوباره از همان خدمات تلگرام استفاده کنند دیگر از پیام‌رسان داخلی با مشکلاتی که داشت استقبال نمی‌کردند. 

قانون مبارزه با جرائم سایبری مربوط به سال 88 است؛ در حالی که باید قوانین در این حوزه به روز رسانی شود؛‌در سال 88 با موضوعاتی نظیر واقعیت افزوده و پیام‌رسان‌های متعدد روبرو نبودیم لذا در قوانین سایبری نیاز به روزآمدسازی با پدیده‌های نو داریم. همین موضوعات منجر شد تا پروژه پیام‌رسان داخلی نتواند با موفقیت به اتمام برسد و بازار شبکه‌های اجتماعی ایران نیز اکنون در دست پیام‌رسان خارجی است. 

فارس: چه قانونی؟ 
مشکل این است که ما نیامدیم به شکل قانونی و مناسب برای اعتماد سازی مخاطب فعالیت کنیم، قانونی هم برای این اعتمادسازی وجود نداشت. 

کمالی: در کشورهای مختلف دنیا حتی اتحادیه اروپا قانونی با تحت عنوان حفاظت از حریم خصوصی دیجیتال کاربران وضع شده که این قانون به کاربران کمک می‌کند در صورتی که متوجه شوند پیام‌‌رسانی که در حال استفاده از آن هستند از اطلاعاتشان سوء استفاده می‌کند سریع به مرجع قانونی رجوع کرده و از آن پیام‌رسان شکایت می‌کنند. 

قوانین کهنه سایبری نیاز به بازنگری دارد

متاسفانه در ایران چنین قانونی وجود ندارد و قانون مبارزه با جرائم سایبری مربوط به سال 88 است؛ در حالی که باید قوانین در این حوزه به روز رسانی شود؛‌در سال 88 با موضوعاتی نظیر واقعیت افزوده و پیام‌رسان‌های متعدد روبرو نبودیم لذا در قوانین سایبری نیاز به روزآمدسازی با پدیده‌های نو داریم. همین موضوعات منجر شد تا پروژه پیام‌رسان داخلی نتواند با موفقیت به اتمام برسد و بازار شبکه‌های اجتماعی ایران نیز اکنون در دست پیام‌رسان خارجی است. 

نوید کمالی - Navid Kamali

فیلترینگ بدون آگاه سازی مخاطب یک پروژه شکست خورده است 

فارس: به نظر شما فیلترینگ راه حل مناسبی  است؟ 

کمالی: موضوع ایجاد محدودیت برای هدایت کاربران به یک سمت مدنظر دولت یک پروژه‌ شکست خورده است چرا که این پروژه فیلترینگ در هر کشوری که اعمال شده با شکست مواجه شده مگر آنکه با آگاه‌سازی مخاطب و بالا بردن سواد رسانه‌ای بتوانیم مردم را از دلایل فیلترینگ آگاه کنیم.  

همچنین فیلتر کردن محتوا از طریق فنی باعث می‌شود دشمنان و رقبای منطقه‌ای با ایجاد راه‌هایی برای دور زدن فیلتر روی کشور سرمایه گذاری کنند و تکنولوژی‌های عبور از فیلتر را در اختیار مردم قرار دهند با این کار دسترسی به بار ترافیکی کشور به کشورهای دیگر سپرده می‌شود و آنها با استفاده از این اطلاعات می‌توانند سلیقه و ذائقه مردم با بشناسند و از عملیات روانی برای تاثیرگذاری در افکار عمومی استفاده کنند. 

در کشور چین نرم‌افزار وی چت به عنوان نرم افزار مرجع برای تمامی مردم چین در نظر گرفته شد بر همین اساس چینی‌ها برای استفاده از خدمات مختلف از قبیل خدمات بانکی و شهروندی باید نرم‌افزار وی چت را روی گوشی تلفن همراه خود نصب می‌کردند تا بتوانند از خدمات دولت بهره‌مند شوند . همین امر باعث شد تا وی چت توسعه و تمرکز بیشتری پیدا کند و حالا به عنوان پیام‌رسان ملی چین شناخته می‌شود. 


فارس: اگر فقط یک پیام‌رسان در زمان فیلتر تلگرام معرفی می‌شد آیا می‌توان امیدی به مهاجرت مردم به آن پیام‌رسان داشت؟ 

کمالی: به نظر می‌رسد این کار توفیق بیشتری نسبت به معرفی چند پیام‌رسان بومی دارد چرا که وقتی یک بستر معرفی می‌شود بخش خصوصی و دولت نیز می‌تواند حمایت مالی و تکنولوژی خوبی از پیام‌رسان انجام دهد. اما معرفی پوسته‌های تلگرام این موضوع را با مشکل مواجه کرد. طبیعتا اگر این سیاست غیرهوشمندانه اتفاق نمی‌ افتاد شاهد نتیجه دیگری بودیم. 

فارس: با اجماع پیام‌رسان‌های داخلی و ارتباط آنها با یکدیگر موافقید؟ 

کمالی: این موضوع که اگر یک شخص یک نوع پیام‌رسان را بر روی  گوشی تلفن همراه داشته باشد و شخص دیگری با یک پیام‌رسان دیگر بتواند به وی پیام دهد مشکلات و هزینه های بالایی را در پی دارد.البته اکنون به این نتیجه رسیدیم که توانمندسازی پیام‌رسان‌های بومی می‌تواند به اقتصاد کشور نیز کمک کند. به عنوان مثال در کشور چین نرم‌افزار وی چت به عنوان نرم افزار مرجع برای تمامی مردم چین در نظر گرفته شد بر همین اساس چینی‌ها برای استفاده از خدمات مختلف از قبیل خدمات بانکی و شهروندی باید نرم‌افزار وی چت را روی گوشی تلفن همراه خود نصب می‌کردند تا بتوانند از خدمات دولت بهره‌مند شوند. همین امر باعث شد تا وی چتتوسعه و تمرکز بیشتری پیدا کند و حالا به عنوان پیام‌رسان ملی چین شناخته می‌شود. 

اگر ما نیز در موضوع پیام‌رسان‌ها چنین کاری را انجام دهیم دیگر نیازی به اجماع پیام‌رسان‌ها وجود ندارد چرا که این کار هزینه‌های زیادی را هم به پیا‌م‌رسان‌ها و هم به دولت وارد می‌کند.  از لحاظ فنی نیز برای ایجاد زیرساخت لازم در جهت تحقق این کار هزینه و انرژی و زمان زیادی می‌طلبد لذا به نظر می‌رسد این کار نمی‌تواند موفقیت را برای سیاست‌گذاران و پیام‌رسان‌های داخلی به همراه بیاورد. 

 چند ماه قبل اعلام شد که سه پیام‌رسان سروش، گپ و بله به عنوان سه پیام‌رسان مورد حمایت نهادهای دولتی هستند که به صورت رسمی می‌توان از آنها استفاده کرد. البته زمزمه‌هایی در این خصوص وجود دارد که بعد از مدتی بعضی از این پیام‌رسان‌ها حذف شده و درنهایت از یک پیام‌رسان به عنوان پیام‌رسان بومی حمایت می‌شود. اما اگر این کار از همان ابتدا انجام می‌شد دیگر نیاز به صرف این میزان هزینه و زمان در این بازار پررقابت فناوری نبود. 

فارس: حمایت از چند پیا‌م‌رسان داخلی راهکار مناسبی نیست ؟ 

کمالی: اتفاقاً چند ماه قبل اعلام شد که سه پیام‌رسان سروش، گپ و بله به عنوان سه پیام‌رسان مورد حمایت نهادهای دولتی هستند که به صورت رسمی می‌توان از آنها استفاده کرد. البته زمزمه‌هایی در این خصوص وجود دارد که بعد از مدتی بعضی از این پیام‌رسان‌ها حذف شده و درنهایت از یک پیام‌رسان به عنوان پیام‌رسان بومی حمایت می‌شود. اما اگر این کار از همان ابتدا انجام می‌شد دیگر نیاز به صرف این میزان هزینه و زمان در این بازار پررقابت فناوری نبود. 

نوید کمالی - Navid Kamali

دور شدن پیام رسان‌های بومی از هدف اصلی

فارس:  در مجموع عملکرد پیام‌رسان‌های داخلی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

کمالی:متاسفانه نهادهای مرتبط با فعالیت پیام‌رسان‌های داخلی به خوبی از این پیام‌رسان‌ها حمایت نکردند در همان ابتدای فیلترینگ تلگرام مخاطبان به شدت به سمت پیام‌‌رسان بومی گرایش پیدا کردند چرا که این پیام‌‌رسان‌ها در ابتدای کار با ارائه تسهیلاتی نظیر اینترنت رایگان توانسته بودند مخاطبان را به خود جلب کنند اما در مسیر کار ناگهان این تسهیلات حذف شد و حمایت‌ها و وعده‌های داده شده ارائه نشد که همه این مسائل منجر شد تا این پیا‌م‌رسان‌ها گام به گام از مسیرشان دور شوند. 

حمله تروریستی داعش از عواقب استفاده از تلگرام بود

فارس: حمایت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات از پیام‌رسان‌های داخلی را کافی می‌دانید؟ 

کمالی: وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به عنوان نهاد متولی برای پیشرفت حوزه فناوری اطلاعات در کشور از ابتدا تلاش کرد تا مردم به سمت پیا‌م‌رسان‌های بومی و ملی سوق پیدا کنند. همچنین مشکلات و نیازهای پیام‌رسان‌های داخلی را بررسی و به دنبال جایگزینی آنها به جای تلگرام بودند. اما مشکل از اینجا شروع شد که اختلاف نظر بین این موضوع وجود داشت که آیا تلگرام از سبد مخاطب حذف شده است یا نه؟ چرا که پیش از این تلگرام به عنوان یک بستر ارتباطی بین شهروندان اطلاعات آنها را رد و بدل می‌کرد وهمین امر موجب شده بود تا سرویس‌های جاسوسی و مجرمین از آن استفاده کنند چنان که عملیات تروریستی داعش در مجلس شورای اسلامی نیز در بستر تلگرام صورت گرفت. 

طبیعتا همه کشورها به محض تهدیدات این چنینی سعی می‌کنند تا موضوع را رفع کنند ما نیز برای این کار تلاش کردیم اما در ابتدا رقیب بومی مناسبی برای تلگرام نداشتیم و در این حالت اگر تلگرام را حذف می‌کردیم باز هم مردم به سمت یک پیام‌رسان خارجی دیگر سوق پیدا می‌کردند. 

چنانچه تجربه فیلتر وایبر را داشتیم که مردم و مخاطبان به سمت چند پیام‌رسان خارجی سوق پیدا کردند اما وقتی مخاطبان دیدند که تلگرام یک بستری است که آماده پذیرش حجم بالای مخاطب را دارد دیگر پیا‌م‌رسان‌های خارجی را رها کرده و عضو تلگرام شدند. به همین دلیل تلگرام کاربران بیشتری  را در ایران و غرب آسیا پیدا کرد. 

 وقتی تلگرام فیلتر شد برای آن پوسته‌های مختلفی تعریف کردند که امکان نظارت نسبی را برای دولت فراهم می‌کرد.  این کار برای این موضوع انجام شد تا بتوانند به تدریج پیام‌رسان‌های بومی را جایگزین کنند اما حفظ پوسته‌های تلگرام نه تنها باعث شد که مردم از این نرم‌افزار و اپلیکیشن دل نکنند بلکه رقابت را برای پیام‌رسان‌های داخلی سخت‌تر کرد. 

فارس: به نظر شما جایگزین مناسبی برای تلگرام ارائه شده است؟

 کمالی: با وجود آنچه که تاکنون مشاهده کردیم تاکنون نتوانستند بستر یک جایگزین قوی و قدرتمند را برای تلگرام فراهم کنند؛ حتی اگر این بستر جایگزین وجود داشته اما به دلیل حذف خدمات ویژه مانند اینترنت رایگان و برخی تسهیلات اقبال زیادی نسبت به آن جایگزینی نشان داده نشده است. 

به تجربیات موفق جهانی رجوع کنیم

فارس: به نظر شما راهکار چیست؟ 

کمالی: با بررسی برخی از تجربیات موفق جهانی متوجه می‌شویم که باید تغییراتی در موضوع حمایت و استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی ایجاد کنیم اولین موضوع این است که باید بخش خصوصی را تقویت کرد چرا که در این بخش جوانان متخصصی حضور دارند که در حوزه فناوری فعال هستند اگر می‌خواهیم در حوزه فناوری اطلاعات حرفی برای گفتن داشته باشیم باید از شرکت‌‌های دانش بنیان علی‌الخصوص شرکت‌های فعال در حوزه پیام‌رسان‌های بومی حمایت کنیم. همچنین باید از لحاظ بودجه‌ای نیز این پیام‌رسان‌ها دغدغه‌ای نداشته باشند. 

نوید کمالی - Navid Kamali

فارس: یعنی دولت به آنها بودجه‌ای اختصاص دهد؟ 

کمالی: بله؛ باید مجلس و دولت یک تصمیم قاطع بگیرند و بودجه مناسب و مشخصی را برای مسیرهای نوین ارتباطی اختصاص دهند؛ یکی از مهمترین موضوعات به خصوص در انتخابات مجلس شورای اسلامی همین پیام‌رسان‌ها هستند که اگر به آنها توجه شود می‌تواند کمک زیادی به برگزاری یک انتخابات مطلوب کند. 

اگر می‌خواهیم در حوزه فناوری اطلاعات حرفی برای گفتن داشته باشیم باید از شرکت‌‌های دانش بنیان علی‌الخصوص شرکت‌های فعال در حوزه پیام‌رسان‌های بومی حمایت کنیم. همچنین باید از لحاظ بودجه‌ای نیز این پیام‌رسان‌ها دغدغه‌ای نداشته باشند. 

فارس: ارائه وام به شرکت های دانش‌بنیان به این موضوع کمک می‌کند؟ 

کمالی: متاسفانه حمایت از طریق ارائه وام باعث می‌شود که تنها برخی از این شرکت ها از این تسهیلات استفاده کنند و منجر به ایجاد رانت می‌‌شود اما تخصیص بودجه به شرکت‌های دانش‌بنیان و دارای ایده‌های خوب در حوزه پیام‌رسان‌های داخلی می‌تواند تا حدودی مشکلات این قشر را برطرف کند. 

فارس: و سخن آخر... 

کمالی: حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه فناوری اطلاعات و بخصوص پیام‌رسا‌ن‌ها و حمایت رسمی دولت و مجلس و اختصاص بودجه به فناوری‌های نوین ارتباطی تنها راهی است که می‌تواند به فعالیت و حیات این پیام‌رسان‌ها کمک کند. 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۳۹
روابط عمومی

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا روز پنج‌شنبه گذشته پیش از شروع سخنرانی خود در یک نشست خبری اعلام کرد که یک فروند پهپاد ایرانی توسط ناو نظامی این کشور در تنگه هرمز ساقط شده است.

بنا بر ادعای رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا این پهپاد به فاصله تقریبا ۱۰۰۰ متری شناور نظامی ترابری یواس‌اس باکسر USS Boxer که 28 سال از تاریخ ساخت آن می گذرد نزدیک و موجب تهدید امنیت خدمه آن شده بود!

وی در ادامه ادعاهای توطئه آمیز ضد ایرانی خود از کشورهای دنیا هم خواست تا با تقویت حضور نظامی خود در منطقه از کشتی‌های تجاریی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، حفاظت کنند!

ادعای جدید ترامپ


این ادعا در حالی از سوی عالی ترین مقام دولت ایالات متحده آمریکا مطرح شد که در فردای انتشار ادعای ضد ایرانی ترامپ، سرتیپ پاسدار ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح کشورمان با تکذیب اظهارات مقامات آمریکایی تاکید کرد که تمامی پهپادهای متعلق به جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز از جمله پهپاد مورد نظر رئیس جمهور آمریکا پس از انجام ماموریت شناسایی و کنترل برنامه‌ریزی شده به سلامت به پایگاه‌های خود بازگشته‌اند.

البته پیش از این موضع گیری پیشتر، عباس عراقچی، معاون وزارت خارجه کشورمان نیز در حساب توییتری خود سرنگونی پهپاد را تکذیب کرده و نوشته بود: "ما هیچ پهپادی را نه در تنگه هرمز و نه هیچ جای دیگر از دست نداده‌ایم، نگرانم که ناو یو ‌اس اس باکسر اشتباهی یکی از پهپادهای خودشان را هدف قرار داده باشد."


طبیعتا با توجه به عدم انتشار هرگونه تصویر و یا سندی در رابطه با هدف قرار گرفتن یک پهپاد ایرانی در آب های خلیج فارس به خوبی می توان این ادعای آمریکایی ها را تکذیب و رد کرد هر چند که پنتاگون نیز با انتشار یک بیانیه رسمی اصرار بر تایید آن دارد! 
حال با توجه به این ماجرا این سوال مرطح می شود که چرا ترامپ و نهادهای نظامی وابسته به دولت آمریکا از جمله وزارت دفاع این کشور بدون ارائه هیچ سند یا مدرکی مبنی بر هدف قرار دادن یک پهپاد ایرانی این ادعا و بر صحت و سقم آن تاکید می‌کنند؟!
برای پاسخ به این سوال باید به سه نکته ذیل توجه کرد!؟

نکته اول اینکه دونالد ترامپ در طی روزهای اخیر بدلیل طرح اظهارات نژاد پرستانه علیه چهار نماینده زن دموکرات کنگره آمریکا یعنی الکساندریا اوکاسیو- کورتز نماینده نیویورک، آیانا پرسلی نماینده ماساچوست، رشیده طلیب نماینده میشیگان و ایلهان عمر نماینده مینه‌سوتا به شدت در سطح افکار عمومی آمریکا تحت فشار قرار گرفته است! 

ترامپ پیشتر در پیام هایی در صفحه توییتر خود گفته بود این نمایندگان «باید به کشورهای خود برگردند که حکومت‌های فاجعه باری دارند و از نالایق‌ترین و فاسدترین حکومت‌ها هستند.» البته آنهم به این دلیل که این چهار زن از مخالفان سرسخت سیاست‌های او در کنگره به شمار می روند! لذا با توجه به افزایش اعتراضات مدنی نسبت به این اظهارات نژادپرستانه رئیس جمهور آمریکا به نظر می رسد که طرح موضوع هدف قرار دادن پهپاد ایرانی در واقع نقش یک  بمب خبری را برای به انحراف کشاندن افکار عمومی آمریکا ایفا می کند.


نکته دوم اینکه در ماجرای ساقط شدن یک فروند پهپاد جاسوسی MQ-4C معروف به گلوبال هاوک جهان به این واقعه بود لذا از دیدگاه تحلیل گران بین المللی این مساله موجب ایجاد تصویری منفعل از ترامپ پرخاش‌گر علیه ایران شده است و این مساله می تواند منجر به کم اعتبار شدن سیاست های آمریکایی در بین همپیمانان عرب و صهیونیست کاخ سفید شود لذا همانگونه که پیشتر انتظار می رفت دولت آمریکا با طرح موضوع هدف قرار دادن یک پهپاد ایرانی درست به اجرای یک عملیات روانی- رسانه‌ای زد تا به واسطه آن از حجم فشارهای انتقادی همپیمانان خود کم کرده و موجب افزایش اعتبار خود در جبهه ضد ایرانی ائتلاف عبری-عربی-غربی شود!

نکته سوم هم اینکه پس از ماجرای انفجار نفتکش‌ها در بندر فجیره و سواحل بندر جاسک دولت آمریکا با کمک همپیمانان منطقه ای خود در صدد تشدید حضور نیروهای دریایی غرب در منطقه  خلیج‌ فارس و دریای‌عمان و خاصه  تنگه هرمز است.


واشینگتن پس از آن که ایران را به دست داشتن در حملات اخیر متهم کرد پیشنهاد تشکیل یک ساز و کار چندملیتی برای افزایش امنیت دریایی در خلیج فارس را مطرح کرد هر چند که این پیشنهاد موجب بروز نگرانی‌هایی در میان آن دسته از کشورهای اروپایی که با تصمیم ترامپ در مورد خروج آمریکا از برجام مخالف بودند شد لذا با مرور اظهارات اخیر ترامپ به نظر می‌رسد که انتشار این خبر در راستای داغ نگه داشتن تنور طرح افزایش ناوهای جنگی آمریکا و اروپا در منطقه بوده است.

حال با نظر به سه نکته فوق می توان نتیجه گرفت که خبر انهدام پهپاد ایرانی یک سناریوی از پیش طراحی شده عملیات روانی برای پیشبرد سیاست های داخلی و خارجی دولت آمریکاست و با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری 2020 و تقلاهای سیاسی و روانی دولت ترامپ در جهت همراه سازی افکار عمومی آمریکا با سیاست های کاخ سفید به نظر می رسد که در طول هفته ها و ماه های پیش رو می توان انتظار تکرار اینگونه ادعاها را در شکل و ابعاد جدیدتر داشت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۵۶
روابط عمومی

دیپلماسی ایرانی - نوید کمالی : اگر قصد بررسی مهمترین سیاست های استعماری ایالات متحده آمریکا را در طول تاریخ 246 ساله تشکیل و استقلال آن داشته باشیم بدون شک متاخرترین مورد آن مربوط به دوران زمام داری چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا و سیاست اعلان جنگ تعرفه های او علیه اقتصادهای مطرح جهان خواهد بود.


جنگ تعرفه ها  یا جنگ گمرکی که از آن با عنوان Tariff war  یا Customs War نیز یاد می شود در واقع اشاره به سیاست ضد رقابتی جدید ترامپ در قبال رقبای اقتصادی آمریکا دارد و در جریان آن آمریکا در راستای کاهش توان رقابتی دیگر کشورها، روی کالاهای صادراتی آنها تعرفه وارداتی یا مالیات گمرکی سنگین وضع می کند تا در نتیجه قیمت نهایی آنها افزایش یافته و در نتیجه اقبال به خریدشان کم شود!

جنگ تعرفه

ترامپ تاجرپیشه از همان ابتدای شروع کارزار انتخاباتی خود توجه ویژه ای به موضوع چالش های اقتصادی پیش روی ایالات متحده از جمله مساله «کسری تراز تجاری» در مقابل چین و سایر رقبای اقتصادی این کشور داشت آن هم به این دلیل که طبق پیشبینی مراکز معتبر علمی جهان، چین تا سال 2030 به قدرتمندترین اقتصاد جهان بدل خواهد شد و به تبع آن جای آمریکا را در عرصه های سیاسی و اقتصادی جهان خواهد گرفت!


از این رو ترامپ پس از قرار گرفتن در مسند ریاست جمهوری بزرگ ترین اقتصاد جهان تلاش کرد به شعار انتخاباتی خود یعنی "عظمت را دوباره به آمریکا بر می گردانم!" یا "Make America Great Again" جامعه عمل بپوشاند، لذا مهمترین اولویت خود را بهبود شرایط اقتصادی آمریکا اعلام کرد و در همین راستا دستور داد گروهی از کارشناسان طرح اعمال تعرفه بر کالاهای وارداتی از چین را آماده کنند و در ماه آوریل سال ۲۰۱۷ نیز به وزیر تجارت خود بررسی طرح میزان تاثیر واردات فولاد چین بر امنیت ملی آمریکا را ابلاغ کرد!

ترامپ در سایه افزایش حساسیت مقامات چینی به این اقدام خصمانه اقتصادی در ماه اوت نماینده تجاری ایالات متحده را مسئول بررسی اعمال تجاری ناعادلانه چین کرد که این مساله با واکنش شدید دولت چین روبه رو شد اما واکنش چینی ها مانع از این نشد که در ابتدای سال 2018 تعرفه ۳۰ درصدی و مالیات 20 درصدی بر برخی از کالاهای صادراتی چین اعمال شود.

این اقدام دولت آمریکا هر چند با استقبال تولیدکنندگان داخلی آمریکا روبه رو شد اما واکنش تند و جدی چینی ها را در پی داشت به طوری که دولت چین رسما از اتخاذ سیاست های تقابلی علیه کالاهای آمریکایی خبر داد و در ماه آوریل 2018 بیش از 3 میلیارد دلار تعرفه گمرکی بر واردات محصولات آمریکایی اعمال کرد آن هم با این امید که دولت آمریکا به عقب نشینی در سیاست انحصارگریانه اقتصادی خود مجبور شود!

با این حال ترامپ قصد کوتاه آمدن از مهمترین برنامه تبلیغاتی خود برای انتخابات 2020 را نداشت و با تاکید بر اولویت حفظ منافع اقتصادی آمریکا در همان ماه بیش از 1300 محصول چینی را مشمول اعمال تعرفه های جدید کرد و در ادامه جنگ اقتصادی خود به حوزه های پر تنش دیگری از جمله حوزه های فناورانه مانند تکنولوژی نسل پنجم تلفن همراه (5th G) و هوش مصنوعی (AI) وارد شد و برخی کشورهای همپیمان را درگیر تنش با آمریکا کرد که تبعات سیاسی آن هم اکنون زمینه را برای عقب نشینی ترامپ از موضع تهاجمی اولیه علیه چین و دیگر رقبای اقتصادی آمریکا مهیا کرده است!

با این حال پر واضح است که ریشه وقوع این درگیری اقتصادی آمریکا با جهان در سیاست های انتخاباتی و انحصارگرایانه مقطعی ترامپ نیست بلکه این مساله ریشه در نگرانی سردمداران آمریکا از خطر افول ارکان قدرت سخت و نرم این کشور در دهه های پیش رو دارد زیرا در پی چندین دهه جنگ طلبی و مداخله جویی فرا منطقه ای آمریکا نه تنها این کشور به عنوان مقروض ترین دولت جهان شناخته می شود بلکه نسبت به سال 1945 در بین متحدین خود از کمترین اعتبار سیاسی برخوردار است لذا بدیهی است که اتخاذ سیاست جنگ تعرفه ها نه یک جنگ پیش دستانه و مقتدرانه بلکه تقلایی از سر ناامیدی سردمداران آمریکا نسبت به احیای اقتدار آمریکا است!

از این رو به نظر می رسد که طی هفته ها و ماه های پیش رو با افزایش هزینه های جنگ تعرفه ها شاهد عقب نشینی دولت آمریکا در اجرای این سیاست انحصارگرایانه اقتصادی خواهیم بود خصوصا به این دلیل که به زودی شاهد پر رنگ شدن فعالیت های انتخاباتی 2020 در ایالات متحده هستیم و ترامپ مایل نیست که تبلیغات انتخاباتی‌اش تحت تاثیر فشارهای سیاسی-اقتصادی چین و رقبای فرامنطقه ای قرار می گیرد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۸ ، ۲۳:۳۷
روابط عمومی

نوید کمالی - طی روزهای گذشته خبر انتخاب جانشین جدید فدریکا موگرینی مسئول سابق دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا به محور خبری و تحلیلی بسیاری از رسانه های فارسی زبان عرصه سیاست خارجی بدل شده است و این گمانه زنی به جامعه سیاسی کشور تزریق می شود که با انتخاب جوزف بورل فونتلز 74 ساله فصل جدیدی از روابط ایران و اروپا رقم خواهد خورد که اولین آن هم تقویت برجام و باز طراحی سازوکار مالی اتحادیه برای تداوم همکاری اقتصادی با کشورمان است!

اما آیا به راستی جایگاه «نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی» فارغ از اینکه چه کسی بر مسند آن نشسته باشد در حد و اندازه ای هست که قدرت و توان تاثیرگذاری بر آینده روابط ایران و اروپا را داشته باشد؟ و یا تمام این فضاسازی های رسانه ای  با هدف به تاخیر انداختن روند کاهش تعهدات برجامی کشورمان و تحمیل فرصت سوزی به نظام دنبال می شود تا حداقل در دولت دوازدهم که پایه و اساس آن مبتنی بر طراحی و اجرای برجام شکل یافته شاهد خروج از برجام نباشیم و میراث بد عهدی اروپا به دولت بعدی و فردای انتخابات ریاست جمهوری 1400 منتقل شود!؟

جوزف بورل

برای بررسی این سوال در ابتدا بایستی نگاهی به تاریخ پر فراز و نشیب روابط ایران و اتحادیه اروپا در طول چهار دهه گذشته داشته باشیم که البته مهمترین بخش آن هم به دوران شروع هزاره جدید میلادی باز می گردد زیرا با روی کار آمدن بوش پسر و در پی وقوع حوادث 11 سپتامبر، دولت ایالات متحده آمریکا با شعار مقابله با تروریسم بین الملل اقدام به معرفی کشورمان به عنوان محور شرارت یا Axis of Evilکرد و پس از ائتلاف سازی به افغانستان و عراق حمله ور شد!

همزمان با این تحولات و در مرداد ماه 1381، همزمان با تشدید حضور نظامی دولت آمریکا در منطقه ، کاخ سفید در راستای پیشبرد سیاست مهار ایران و با همکاری سازمان منافقین اقدام به انتشار گزارشاتی ساختگی در مورد ماهیت برنامه هسته ای کشورمان کرد که بر مبنای آن کشورمان متهم به تلاش در راستای ساخت سلاح اتمی شد!

این ادعای بی اساس موجب شد تا در سال 1382 مذاکرات اتمی کشورمان با غرب آغاز شود و برای نخستین بار سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلیس در کاخ سعد آباد در مقابل برنامه صلح آمیز اتمی کشورمان صف آرایی کنند و در پی تحمیل اراده خودبر هیئت مذاکره کننده، کشورمان به سمت تعلیق فعالیت های هسته ای هدایت شود.

در آن ایام اگر چه خاویر سولانا نماینده عالی سیاست امنیتی و خارجی مشترک اتحادیه اروپا بوداما محور سیاست های اتحادیه اروپا که متشکل از 28 کشور اروپایی است همواره در جایی خارج از مقر این اتحادیه در شهر بروکسل و عملا در پایتخت سه کشور اروپایی فوق الذکرتعیین می شد!

این روند حتی در دوران پس از سولانا و روی کارآمدن کاترین اشتون در سال 2009 ادامه داشت و هر چند ظاهرا رهبری مذاکرات پیچیده بر عهده اشتون بود اما به دلیل بهانه جویی های سه طرف اروپایی و همنوایی آنها با کاخ سفید فضا برای به بن بست رسیدن مذاکرات مهیا شد!


اما آنچه موجب شد تا دوران ابتدایی روی کار آمدن فدریکاموگرینی در سال 2014 متفاوت از دوران مسئولیت سولانا و اشتون شود نه توانایی بالقوه او در مدیریت سیاست خارجی اتحادیه بلکه چرخش سیاسی کاخ سفید و تمایل دولت وقت آمریکا به مذاکره و حل و فصل برنامه اتمی کشورمان از طریق تفاهم سیاسی و اقتصادی بود که طبیعتا موجب شد مافیای سه گانه اروپایی هم پای کار برجام بیاید!

در واقع اگر دولت وقت آمریکا با هدف کسب یک موفقیت تاریخی در مهار ایران تمایلی به مذاکره از خود نشان نمی داد هرگز سه قدرت اصلی اروپایی همسو با آمریکا مجال و فرصت پیشبرد مذاکرات هسته ای را به دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا و شخص موگرینی نمی دادند لذا عملا هیچ وقت نمی توان نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی را محور کنترل و هدایت سیاست خارجی اروپا دانست.

از این رو توافق هسته ای لوزان و برنامه جامع اقدام مشترک بیش از این که دستاورد موگرینی باشد دستاورد خواست جمعی ائتلاف آمریکایی- اروپایی است لذا امروز نباید درگیر خطای محاسباتی القاء شده توسط برخی رسانه ها شد و تغییر مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا را به مثابه یک  فرصت طلائی برای کشورمان تلقی نمود زیرا در شرایط فعلی بیش از اینکه سلایق شخصی و حرفه ای جوزف بورل فونتلز نقشی در سیاست خارجه آینده اتحادیه اروپا داشته باشد این رفتار و سیاست های ضد ایرانی آلمان ، فرانسه و انگلیس است که ابعاد و کیفیت روابط اروپا با ایران را مشخص می کند که تنها یک نمونه اخیر آن هم اقدام ارتش انگلیس نسبت به توقیف یک نفت کش ایرانی در تنگه جبل الطارق است.

در واقع می توان نتیجه گرفت در شرایطی که سه قدرت اروپایی همنوا با ترامپ در حال تهدید منافع جمهوری اسلامی ایران در منطقه و فرا منطقه هستند دور از منطق است که انتخاب یک پیرمرد 74 ساله اسپانیایی را که از قضا سال ها از دنیای سیاست به دور بوده را به عنوان یک فرصت ارزیابی نماییم و منافع ملی خود را به او که شاید به دلیل سن بالا فرصت حیات بالایی هم نداشته باشد گره بزنیم!



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۸ ، ۲۳:۰۴
روابط عمومی

| نوید کمالی| روزنامه رسالتبدون شک خبر هدف قرار گرفتن مهم‌ترین پهپاد جاسوسی ارتش آمریکا در آسمان استان هرمزگان را می‌توان مهم‌ترین خبر سیاسی و نظامی چند روز گذشته جهان دانست، زیرا این واقعه به‌نوبه خود دارای پیام‌هایی سیاسی و نظامی متعددی است که بیش از هرجایی در کاخ‌سفید دیده و شنیده می‌شود، آن‌هم زمانی که دولت آمریکا برای  پیشبرد سیاست فشار حداکثری و تحت فشار قرار دادن ملت ایران به‌صورت مستمر خبر از اعزام نیرو و تجهیزات نظامی به منطقه می‌دهد.

حال اگر قصد بررسی پیام‌های این واقعه را داشته باشیم در ابتدا بایستی توان و ظرفیت‌های نظامی ارتش ایالات‌متحده آمریکا در مقابل سایر قدرت‌های نظامی جهان را بدون احتساب تسلیحات و تجهیزات نامتعارف بررسی نماییم که در بین تمام موارد آن بدون شک مهم‌ترین وجه تمایز ارتش آمریکا از سایر قدرت‌های نظامی جهان، بهره‌مندی ارتش این کشور از قدرت هوایی و فضائی فوق‌پیشرفته است که آنهم به مدد  توان اقتصادی بالا و سرمایه‌گذاری سنگین این کشور در حوزه اقتصاد دانش‌محور به‌دست آمده است و دیگر کشورها در این حوزه کم‌تر قابل قیاس و رقابت با آمریکایی‌ها هستند.

اما اگر بخواهیم مهم‌ترین دستاوردهای نظامی آمریکا را در عرصه هوا و فضا را براساس اهمیت فهرست نماییم بدون شک هواپیماهای جاسوسی و چندمنظوره رادارگریز این کشور در صدر فهرست ما قرار خواهند گفت، زیرا براساس محاسبات نظری و تئوریک کارشناسان پنتاگون ، ارتش آمریکا به مدد این نوع تجهیزات رادارگریز قادر است تا در تمام میدان‌های نبرد بدون جلب کم‌ترین مزاحمت ازسوی پدافندهای معمول جهان اقدام به اجرای عملیات تجسسی و جنگی در آسمان دیگر کشورها کرده و با کم‌ترین هزینه به اهداف خود دست یابد.

از همین‌رو هم طی سالیان اخیر و خصوصا بعد از افزایش تنش‌ها در رابطه با پرونده هسته‌ای کشورمان، یکی از رایج‌ترین ترفندهای آمریکا برای تشدید جنگ روانی و بی‌ثباتی در منطقه، انتشار خبر استقرار جنگنده‌های رادار گریز در پایگاه های نظامی حوزه خلیج فارس بوده است.

پهباد جاسوسی

اما حالا با انتشار خبر هدف قرار گرفتن یک پهپاد فوق‌پیشرفته آمریکایی در آسمان استان هرمزگان دیگر این ترفند آمریکایی‌ها نیز نقش بر آب شد، زیرا پهپاد هدف قرار گرفته شده از نوع RQ-4 و معروف به گلوبال هاوک یا عقاب جهانی است که تکنولوژی فوق‌پیشرفته رادارگریز به‌کار رفته در آن تا حدود زیادی مشابه همان فناوری‌های به‌کار رفته در جنگنده های F-22 و F-35 است که هرچند وقت یک‌بار خبر استقرار آن در منطقه منتشر می شود.

برای درک اهمیت این پهپاد رادارگریز تنها کافی است بدانید که هزینه تحقیق و توسعه این پهپاد بالغ بر 10میلیارد دلار شده و قیمت هر فروند از آن نیز در حدود 222 میلیون دلار است؛ آن‌هم درحالی که قیمت هر فروند جنگنده F-16 تنها 18 میلیون دلار است.

البته سرمایه‌گذاری کلان آمریکایی‌ها برروی این پروژه دارای دو دلیل عمده است که اولین آن افزایش اشراف اطلاعاتی بر میدان نبرد و دوم ارتقاء ظرفیت‌ اقدام پیش‌دستانه علیه اهداف از پیش تعیین شده است، زیرا جنگنده‌های مسلح به این نوع فناوری‌های ضد‌رادار به‌راحتی و بر خلاف جنگنده بمب افکن‌های رایج، می‌توانند اهداف استراتژیک دشمن را در پشت خطوط دفاعی مورد هجوم قرار دهند، آن‌هم بدون اینکه سامانه‌های پدافندی و جنگ الکترونیک آنها قادر به مقابله با این تهاجم باشد.

در این رابطه بد نیست بدانید که پهپاد گلوبال هاوک به‌دلیل طراحی فوق‌پیشرفته خود قادر به انجام ماموریت در برد 22هزار کیلومتری است و 32ساعت بدون سوخت‌گیری مجدد امکان پرواز دارد.

ازسوی دیگر این پرنده رادارگریز، به‌دلیل دوربین‌ها و سنسورهای مختلف تعبیه شده در آن قادر است تا محوطه‌ای به ابعاد 100هزار کیلومتر را در یک روز اسکن و نقشه‌برداری کند و به‌صورت برخط و با سرعت 50مگابایت بر ثانیه آن را در اختیار اتاق فرماندهی و کنترل (C&C) خود قرار دهد ، لذا به‌همین دلیل به‌نظر می‌رسد این غول چند صد میلیون دلاری با هدف نقشه‌برداری از مناطق دفاعی و استراتژیکی کشورمان عازم سواحل هرمزگان شده بود.

با این‌همه البته این دیدگاه در دو مقطع تاریخی به‌شدت نقض شده که اولین آن مربوط به  ماجرای شکار پهپاد RQ-170 در دسامبر 2011 است و مورد اخیر هم که مربوط به ساقط کردن پهپاد RQ-4 است به خوبی اثبات می کند که توان پدافندی و جنگ الکترونیک ایران از آن‌چه آمریکایی‌های مستقر در اتاق‌های جنگ پنتاگون و سیا تصور می‌کنند پیشرفته‌تر و حتی مخوف‌تر است، لذا دیگر برای آنها گزینه اقدام پیش‌دستانه علیه منافع ایران نه تنها دور از دسترس بلکه در واقعیت غیرقابل دسترس است.

از این‌رو در پایان به‌نظر می رسد درپی این واقعه در روزها و هفته‌های آتی شاهد تشدید فشارهای کنگره و سنای آمریکا بر دولت ترامپ در راستای کاهش تنش‌آفرینی وی و گروه B خواهیم بود، زیرا ماجرای امروز تصویر جدیدی از هزینه‌ها و تبعات احتمالی هرگونه تقابل نظامی با ایران را پیش‌روی سیاست‌مدارن آمریکایی قرار داده است و همزمانی این مسئله با شروع برنامه‌های انتخاباتی آمریکا می‌تواند زمینه را برای عبور از ترامپ و بازگشت دموکرات‌ها به قدرت مهیا کند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۸ ، ۲۳:۰۱
روابط عمومی

دیپلماسی ایرانی - نوید کمالی: اگر نگاهی به دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ داشته باشیم بدون شک در خواهیم یافت که وی بر خلاف بسیاری از رهبران تاریخ ایالات متحده آمریکا، فردی با دوگانگی های مشهود است و این دوگانگی ها مانع از جدی گرفتن او در عرصه سیاست می شود! بطور مثال وی در حالی که هر روز در پیام های توییتری خود بر طبل جنگ علیه ایران می کوبد همزمان در تریبون های رسمی و غیر رسمی بر موضع صلح طلبانه خود تاکید می کند و خواهان مذاکره با تهران می شود و حتی پا را فراتر گذاشته و شماره خود را برای دیپلمات های کشورمان ارسال می کند! 

البته این موضع دوگانه ترامپ نه تنها خاص و مختص ایران نیست بلکه سایر طرف های تاثیر گذار بر سیاست داخلی و خارجی آمریکا از جمله چین، روسیه و حتی اروپا نیز با همین رویکرد ترامپ روبه رو هستند به طوری که حتی نزدیک ترین شرکای سیاسی وی نیز توان تشخصی دقیق تصمیمات جدی و نهایی او را ندارند. از این رو بدون شک می توان ترامپ را یک شخص و پدیده ویژه در عرصه سیاست آمریکا خواند و شاید به همین دلیل بود که سرلشکر سلیمانی او را به جای عنوان رئیس جمهوری آمریکا ملقب به عنوان «ترامپ قمارباز» کرد زیرا نحوه ورود ترامپ به سیاست بیش از این که تابعی از اراده جمعی دستگاه سیاست داخلی و خارجی آمریکا و متحدان نزدیک او باشد بیشتر تابعی از خواست و اراده شخصی و تاجر مآب گونه اوست. 

دیپلماسی ایرانی

برای درک چرایی این دوگانگی باید به این نکته توجه داشت که ترامپ فرزند و محصول تحولاتی متاثر از سرخوردگی و خستگی کسانی است که زمانی خود را متولی نظام و سلطه آمریکای پس از جنگ جهانی دوم می دانستند. در این رابطه بد نیست به این نکته اشاره شود که در حدود دو دهه قبل ساموئل هانتیگتون در کتاب معروف خود با عنوان "ما که هستیم، چالش هویت ملی در آمریکا" یا "Who Are We? The Challenges to America's National Identity" با تاکید بر ریشه های شکل گیری آمریکا مدعی شد که سفید پوستان آمریکایی که زمانی بنیانگذاران اولیه آمریکا بودند، امروز در حال به حاشیه رفتن در سرزمین خود هستند و در صورت تداوم این شرایط در آینده به یکی از اقلیت های زادگاه خود بدل خواهند شد. او با هشدار نسبت به در جریان بودن این فرایند چندین عامل موثر بر آن را ذکر می کند که از جمله مهمترین آنها می توان به مسائل اقتصادی، مهاجرتی، و همچنین کاهش کنترل سیاسی سفید پوستان بر حکومت امریکا اشاره کرد. این موارد دقیقا همان موضوعاتی هستند که ترامپ در طول سه سال گذشته همواره در سیاست های خود بر آنها تاکید کرده و رفع آنها را اولویت خود قرار داده است، در واقع ترامپ که خود را حاصل خشم و سرخوردگی طبقه بنیانگذاران اولیه آمریکا می داند تلاش دارد تا به هر نحو ممکن مانع از تداوم سرخوردگی آنها در پارادایم سیاسی و اقتصادی فعلی آمریکا شود لذا برای نیل به این مقصود در مراسم تحلیف ریاست جمهوری خود شعار "اول آمریکا" یا "First America" تکرار کرد! این شعار در گفتمان سیاسی ایالات متحده آمریکا اشاره به تلاش برای ایجاد سیاست‌های انزواگرایی، حمایت‌گرایی و عدم مداخله در امور غیر مرتبط به منافع ملی آمریکا دارد که نخستین بار توسط وودرو ویلسون، رئیس جمهوری دموکرات آمریکا در سال ۱۹۱۵ مطرح شد. وی در آن زمان شعار اول آمریکا را برای توجیه سیاست عدم مداخله آمریکا در جنگ جهانی اول استفاده کرد و پنج سال بعد از او هم وارن جی. هاردینگ از حزب جمهوری‌خواه با همین شعار توانست نظر مردم را جلب کرده و به مقام ریاست جهوری آمریکا دست پیدا کند. حال ترامپ نیز با تاسی از همین شعار قصد دارد تا منافع آمریکا را به هر شکل ممکن حفظ کرده و در حد ممکن تقویت کند اما آنچه او را با چالش جدی مواجهه می کند در تضاد بودن تلاش های او با ارزش های بنیادین نظام سلطه به رهبری آمریکاست که از جمله مهمترین آنها می توان به پدیده های جهانی سازی و پلورالیسم عقیدتی – فرهنگی اشاره کرد! به عبارت بهتر آمریکایی که خود مدعی و زمینه ساز پروژه جهانی سازی و هضم سایر فرهنگ های جهان در فرهنگ غربی – آمریکایی است خود امروز در حال اجرای سیاست های فاشیستی مهاجرتی در بطن آمریکاست به طوری که برای اخراج اتباع خارجی حتی از به کار بردن قفس های حیوانات و زندانی کردن کودکان خردسال نیز ابایی ندارد! 

در پایان پر واضح است که ترامپ در آخرین سال و ماه های ریاست جمهوری خود همین روند دوگانه را دنبال خواهد کرد اما تشدید گرفتاری های اقتصادی و سیاسی او مانع از این خواهد شد که وی تن به ریسک گرفتار شدن در تنش نظامی با ایران بدهد زیرا همچنان پرونده‌های پر حجم و حساس تری از جمله تجارت با چین و تقویت اقتصاد ملی آمریکا روی میز او در کاخ سفید گشوده است و تا برای حل آن به برجامی نرسد توان ورود جدی به پرونده های دیگر را نخواهد داشت!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۸ ، ۰۰:۱۰
روابط عمومی

پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/ نوید کمالی: رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در دیدار چهارشنبه هفته گذشته با جمعی از استادان و اعضای هیئت های علمی دانشگاه‌ها با اشاره به جنجال اخیر رسانه های بین المللی و بعضا داخلی در مورد اظهارات جدید دونالد ترامپ در رابطه با ابراز تمایل به شروع مذاکرات با کشورمان و نفی پروژه آمریکایی-صهیونیستی «تغییر نظام» توسط این مقام آمریکایی، با اشاره به هوشیاری ایران در مقابل این فریب و توطئه جدید آمریکا از این اظهارات به عنوان «تاکتیک مذاکره در سایه‌ راهبرد فشار» یاد کردند که نشان از اهمیت آگاهی مسئولین و آحاد افکار عمومی کشور در مورد آن دارد.

ماجرای شروع جنجال های اخیر به سفر دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به ژاپن باز می گردد زیرا پیام های این رویداد بیش از یک سفر دیپلماتیک عادی در سطح جهان دنبال و شنیده شد و موجی از واکنش ها را در کشور ما و بلکه در سطح منطقه برانگیخت که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.

ماجرا از این قرار است که ترامپ در سفر خود به ژاپن علاوه بر پیگیری عقد قراردادهای بزرگ نظامی و اقتصادی گریزی نیز به مسائل مهم منطقه ای زده و از سفر پیش روی شینزو آبه نخست وزیر ژاپن به کشورمان استقبال کرد و حتی بنا بر گزارش رسانه های ژاپنی از آبه درخواست کرد که هر چه سریعتر برای میانجیگری میان آمریکا و ایران به تهران سفر کند.

در همین ارتباط حتی روزنامه واشنگتن‌پست با تایید این اظهارات مدعی شده است که ترامپ با اشاره به آنچه "روابط خوب ژاپن با دشمنان آمریکا در غرب آسیا" خوانده شده که از تلاش‌های تلاش نخست وزیر ژاپن برای باز کردن باب گفتگو با ایران حمایت کرده است.

اما در بین این اظهارات ترامپ آنچه بیش از همه مورد توجه رسانه های بین المللی و همچنین داخلی قرار گرفت تاکید او بر عدم پیگیری سیاست براندازی یا Regime Change علیه کشورمان بود که البته این اظهارات دقیقا عکس آن چیزی است که پیشتر بصورت رسمی توسط ترامپ و سایر مقامات آمریکایی علیه کشورمان مطرح می شد زیرا اخیرا نیز ترامپ در یک سخنرانی عمومی از کشورمان به عنوان "ملت ترور" یاد کرده و از لزوم برخورد با کشورمان سخن گفته بود.

اما حال ترامپ در یک چرخش نمایشی با رد کردن گزینه تغییر نظام علیه کشورمان و ترغیب شینزو آبه به میانجگری فی ما بین تهران و واشینگتن فصل جدیدی را در تاریخ دو کشور گشوده است هر چند که عمر این باب جدید می تواند کمتر چند روز تا چند هفته باشد همانگونه که رویکرد مشابهه ترامپ با کره شمالی جز چند شوی تبلیغاتی دوام و نتیجه چندانی نداشت! با این حال برای درک ابعاد این چرخش «ضد ایرانی ترین رئیس جمهور تاریخ معاصر آمریکا» لازم است که نگاهی دقیق تر به چرایی وقوع این تحولات داشته باشیم.

برای درک موقعیت کنونی باید توجه داشت که فصل جدید تنش و بحران در روابط  ایران و آمریکا از ۱۵ اردیبهشت ماه سال جاری و اعلام خبر اعزام یک ناو هواپیمابر و شماری بمب‌افکن  به منطقه خلیج فارس توسط جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ سفید آغاز گردید. 

بولتون که می توان از او به عنوان ضد ایرانی ترین عنصر هئیت حاکمه آمریکا یاد کرد این اقدام را در راستای واکنش به «نشانه‌های نگران‌کننده و تنش‌آفرین» موجود علیه منافع منطقه ای آمریکا و متحدانش اعلام کرد و تاکید کرد که ایجاد تهدید علیه منافع آمریکا با واکنش جدی این کشور روبرو خواهد شد البته وی بر این نکته نیز تاکید داشت که آمریکا به دنبال جنگ با ایران نیست هر چند که ظاهر و محتوای اظهارات او و سایر مقامات آمریکایی تصویری کاملا متفاوت را به مخاطبین جهانی ارائه می داد تا جایی که حتی در شبکه های مجازی آمریکا، مخالفین جنگ شروع به ایجاد کمپین های ضد جنگ با ایران کردند که البته با استقبال مالیات دهندگان آمریکایی نیز روبرو شد.

اظهارات جنگ افروزانه و ضد امنیتی بولتون اگر چه هیچ سند و منبع قابل اعتنایی نداشت اما تحرکات منطقه ای مقامات آمریکایی و اخبار ضد و نقیض از اعزام نظامیان آمریکایی به منطقه بر حساسیت این اظهارات افزود آنهم در شرایطی که هم زمان با این تحولات تعدادی کشتی بین المللی از جمله چند نفت کش سعودی در اطراف ساحل فجیره امارات طعمه انفجار و حریق شدند که البته بلافاصله منابع صهیونیستی و آمریکا اعضای جبهه مقاومت با محوریت کشورمان را به عنوان متهم این ماجرا معرفی کردند.

وقوع این حادثه و همچنین حمله پهپادهای یمنی به خطوط انتقال نفت عربستان زنگ خطر ایجاد تنش در تنگه هرمز را که یکی از مهترین شاهراه های انتقال انرژی در جهان محسوب می شود به صدا درآورد زیرا که هر گونه تنش در این تنگه  به عنوان یک تهدید جدی علیه ثبات اقتصادی جهان محسوب می شود از همین رو پس از وقوع این حوادث کشورهای بزرگ جهان بر سطح تلاش‌های خود برای مهار بحران در منطقه افزودند که از جمله این تلاش ها می توان به سفر دیپلماتیک اخیر چندین مقام عالی رتبه منطقه ای و بین المللی به کشورمان اشاره کرد.

با این حال به نظر می رسد که آنچه بیش از همه موجب تغییر رویکرد ترامپ در مواجهه با کشورمان شده است نه فشار قدرت های جهانی بلکه مشاهده سطح بالای اتحاد ملی و آمادگی دفاعی کشورمان در راستای دفع هر گونه تهدید منطقه ای و فرامنطقه ای علیه منافع کشورمان است.

در واقع برآورد آمریکایی ها این بود که با انتشار خبر اعزام ناو هواپیما بر آبراهم لینکلن و شماری از بمب افکن ها به منطقه کشورمان از موضع سیاسی خود در مقابل زیاده خواهی های مستکبرانه آمریکا عقب نشینی خواهد کرد و وارد عرصه پذیرش شروط 12 گانه ترامپ خواهد شد، اما درست بر خلاف این تصور، دولت در یک اقدام تقابلی اعلام کرد که در نتیجه زیاده خواهی های آمریکا و تشدید تحریم ها دیگر به بخش هایی از توافق هسته ای موسوم به «برجام» پایبند نخواهد بود مگر آن‌که طرف‌های اروپایی طی دو ماه آینده عملا موجب کاهش تحریم‌ها علیه ایران شوند.

این اقدام که با استقبال افکار عمومی کشورمان روبرو شد درست برخلاف انتظار آمریکایی ها نشان از وحدت ملی ایرانیان در مقابل دشمن زیاده خواهشان داشت و به مقامات کاخ سفید اثبات کرد که ماه ها سرمایه گذاری آنها در راستای ایجاد شکاف های سیاسی ، اقتصادی و قومیتی در کشورمان راه به جایی نبرده است.

از این رو به نظر می رسد که ترامپ با مطرح کردن تمایل به انجام مذاکره با ایران و عبور از سیاست براندازی ایران در سفر ژاپن در واقع دست به یک تغییر تاکتیک در جهت بر هم زدن صفوف متحد و فشرده ملت ایران در مقابل آمریکا زده است زیرا پس از انتشار این خبر بلافاصله شاهدیم که برخی از لیدرهای سیاسی همسو با جریانات غربگرا با تقدیس این اظهارات در بستر فضای مجازی از شروع مذاکره مستقیم با آمریکا استقبال کرده و حتی پا را فراتر گذاشته و رد آن را فرصت سوزی و ضد منافع ملی بر شمرده اند!

طبیعتا همزمان با طرح مطالبه پذیرش درخواست ترامپ و قبول مذاکره با آمریکا از سوی جریان غربگرا، احتمال می رود که مافیای اقتصادی همسو با این جریان در راستای مساعد سازی فضای روانی جامعه دست به تلطیف شرایط اقتصادی و ایجاد ثبات نسبی در بازار نمایند تا این تصور واهی در بخشی از افکار عمومی شکل گیرد که تداوم این شرایط مشروط به قبول مذاکره با آمریکاست آنهم در شرایطی که همه به خوبی می دانند که مذاکره با آمریکا بدلیل بدعهدی های هئیت حاکمه فعلی این کشور آنهم در دوران ریاست جمهوری ترامپ به شدت از سوی رهبر معظم انقلاب نهی شده است. لذا می توان نتیجه گرفت که در نهایت هدف جریان غربگرا از استقبال از ایده جدید ترامپ مبنی بر حل و فصل تنش از طریق مذاکره مستقیم چیزی جز گره زدن معیشت عمومی به مذاکره و تحمیل هزینه مخالفت با آن به رهبری نیست. حال آنکه ترامپ با این حربه قصد بر هم زدن وحدت ملی و در نهایت اقدام در راستای تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران را دارد تا از این طریق علاوه بر تامین امنیت رژیم صهیونیستی مانع از رشد و گسترش اسلام اصیل انقلابی در جهان تحت سلطه غرب گردد.

از این رو با توجه به بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اخیر با جمعی از اساتید لازم است که آحاد مردم و مسئولین و البته رسانه ها و فعالین رسانه ای جبهه انقلاب نسبت به این توطئه جدید آمریکایی ها هوشیار باشند و با باز خوانی تاریخچه بدعهدی های آمریکا مانع از پیشبرد اهداف این توطئه توسط جریان غربگرا گردند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۸ ، ۱۲:۴۳
روابط عمومی

پایگاه بصیرت / گروه بین الملل / نوید کمالی : طی روزهای گذشته و پس از اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به خلیج فارس ، وقوع حادثه آتش سوزی در بندر فجیره و شلیک موشک کاتیوشا به منطقه سبز بغداد ، رسانه های مهم و برجسته خبری جهان بخش مهمی از توجه خود را معطوف به تحولات غرب آسیا و گمانه زنی در مورد وقوع تنش احتمالی در این منطقه کرده اند اما در بین صدها مقاله ای که ناکنون در خروجی این رسانه قرار گرفته است مقاله جدید "مکس بوت" مقاله نویس برجسته واشینگتن پست دارای نکات مهم و قابل تاملی است که پرداختن به آن خالی از لطف نیست.
بوت که عضو ارشد مرکز مطالعات امنیت ملی در شورای روابط خارجی آمریکا و همچنین نویسنده کتاب "جاده ای که انتخاب نشد" است در مقاله خود با عنوان "جنگ با ایران مادر همه باتلاق ها است" به بررسی احتمال وقوع برخورد نظامی بین ایران و آمریکا پرداخته و گزینه های نظامی دو طرف را در کنار سرنوشت احتمالی ایران بعد از جنگ احتمالی را مورد بررسی قرار داده است.
وی پس از افزایش گمانه زنی ها در مورد وقوع زد و خورد بین قوای ایرانی و آمریکایی در مقاله خود می نویسد: هفته گذشته را صرف بررسی توانمندی نظامی ایران کردم و هیچ گزینه نظامی سرنوشت سازی و کم هزینه ای را برای آمریکا -در عرصه مقابله با ایران- ندیدم! در عوض جنگ با ایران را مادر همه باتلاق ها دیدم، جنگی که جنگ عراق در برابر آن مثل آب خوردن است!


وی سپس با مقایسه تجهیزات نظامی و انسانی ایران و آمریکا بر این نکته تاکید می ورزد که فارغ از تجهیزات پیشرفته دریایی و هوایی آمریکا، در نبرد زمینی ارتش این کشور هیچ گزینه واقعی و قابل اعتنائی در برابر ایران ندارد  از سوی دیگر ارتش آمریکا برای تسلط بر ایران به 1.6 میلیون نظامی نیازمند است که این رقم چیزی بیش از دو برابر نیروهای وظیفه ارتش آمریکا در حال جاضر است.
وی حتی کسب توفیق در مهار ایران را نیازمند تداوم بخشی به سیاست تثبیت قوای نظامی پر شمار در ایران و منطقه می داند که این گزینه هم بصورت طبیعی منجر به تحمیل تلفات سنگین نظامی و انسانی به ارتش آمریکا خواهد شد که در نتیجه آن هزینه مالی بالا و کمرشکنی به دولت آمریکا تحمیل خواهد شد!
مکس بوت در ادامه با اشاره به گزارش سال 2011 مرکز ارزیابی استراتژیک و بودجه ای آمریکا (CSBA)، پاسخ ایران به هرگونه تجاوز نظامی آمریکا را در قالب گزینه هایی از جمله حملات نامتقارن توسط موشک ، زیردریایی ، پهباد ، حملات سایبری و حتی بهره گیری از ظرفیت های گروه های مقاومت علیه منافع آمریکا متصور شده و نتیجه گرفته که آمریکا برای دفع و مقابله با این حملات نا متقارن فعلا چاره مشخص و موثری ندارد.
این تحلیل گر شناخته شده آمریکایی با تاکید بر بهانه تکراری دولتمردان امریکا در مورد برنامه هسته ای کشورمان به برآوردهای اطلاعاتی موجود اشاره کرده و مدعی شده که هر گونه حمله نظامی به ایران تنها موجب تاخیر چهار ساله در پیشرفت برنامه هسته ای کشورمان می شود در حالی که "برجام" به تنهایی زمینه ساز تاخیر 15 ساله ایران در پیشبرد برنامه هسته ای شده است لذا بوت در نتیجه گیری خود بر این نکته اصرار می ورزد اگر هدف دولت آمریکا واقعا توقف برنامه اتمی ایران است، کاخ سفید باید به برجام برگردد!
با توجه به این مقاله و همچنین با نظر به سایر تحلیل های منتشر شده در رسانه های مطرح و شناخته شده آمریکایی می توان نتیجه گرفت که فضای تشتت آراء در بین قدرت های سیاسی حاکم بر این کشور هر روز بیش از پیش جدی و جدی تر می شود و طبیعتا اصرار ترامپ بر ایجاد تنش می تواند با تحریک قدرت های بزرگ سیاسی مخالف، زمینه را برای به ناکام ماندن او در انتخابات پیش روی آمریکا مهیا کند از این رو به نظر می رسد که ترامپ نیز خارج از فضای جنگ روانی تمایل چندانی به ورود به تنش با ایران ندارد.
با این حال در فضای جنگ روانی غفلت از کید دشمن آنهم از نوع آمریکایی اش هوشمندانه نیست خصوصا که تجربیات تاریخی مهمی مانند آنچه در خلیج تونکین رخ داد پیش روی ماست لذا در شرایط فعلی بیش از از هر چیر بایستی بر تقویت بنیه دفاعی و وحدت ملی تاکید کرد و با ستون های پنجمی که در قالب رسانه قصد ایجاد تفرقه و فشار داخلی را دارند –مانند ماجرای اخیر نشریه صدا - بدون اغماض برخورد کرد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۸ ، ۱۳:۵۹
روابط عمومی

طی روزهای گذشته با شدت یافتن تنش های خونین در خیابان های کاراکاس پایتخت کشور چپ گرای ونزوئلا به نظر می رسد که بحران سیاسی و اقتصادی این کشور لاتین تبار آمریکای جنوبی به سرنوشت سازترین روزهای خود رسیده است و دور از ذهن نیست که با تشدید فشارهای کمپین کشورهای غربی به رهبری آمریکا علیه نیکولاس مادورو رئیس جمهور قانونی ونزوئلا شاهد روزهای بحرانی تری در این کشور باشیم.

البته کاراکاس با این دست تنش آفرینی های غرب نا آشنا نیست زیرا کشور ونزوئلا از دو دهه قبل و با تشکیل جمهوری سوسیالیستی ونزوئلا توسط هوگو چاوز رهبر فقید این کشور که از آن بصورت رسمی با عنوان "جمهوری بولیواری ونزوئلا" یا " Bolivarian Republic of Venezuela" یاد می شود به مدار تقابل با سیاست های منطقه ای و حتی بین المللی کاخ سفید وارد شد و در پی آن همواره آماج تهدید ها و توطئه های آمریکایی ها بوده است.

اخبار ونزوئلا

بدون شک مهمترین ریشه  تنش های دو دهه گذشته  ونزوئلا و حتی رویدادهای اخیر خیابان های کاراکاس را باید در عرصه اقتصاد و نقش تعیین کننده منابع نفتی ونزوئلا در سیاست های اقتصادی بازار جهانی نفت مشاهده کرد زیرا چاوز بلافاصله پس از پیروزی انقلاب استقلال طلبانه خود در سال 2000 میلادی، ساختار اقتصادی ونزوئلا را بر خلاف نظر سرمایه گذاران آمریکایی صنعت نفت کشورش تغییر داد و مدیران آمریکایی شرکت ملی نفت و گاز ونزوئلا موسوم به "PDVSA" را اخراج کرد، بالطبع کاخ سفید نیز در پی این تغییر و تحول استراتژیک سیاستهای چاوز و بعدها جانشین او یعنی مادورو را در تقابل و تضاد با منافع استعماری خود ارزیابی کرد که برآیند این ارزیابی به حمایت از ده ها کودتا و توطئه ترور علیه مقامات عالی رتبه ونزوئلا منجر شد که هر بار نیز این تلاش ها با حمایت توده های مردم از رهبران انقلاب بولیواری با شکست مواجهه شده است.

اما در سال 2016 با خارج شدن جریان حزم اندیش واشینگتن از مدار قدرت و روی کار آمدن جریان تهاجم طلب در کاخ سفید به رهبری دونالد ترامپ، فصل جدید و متفاوتی از تقابل آمریکا با ونزوئلا آغاز شد زیرا ترامپ با هدایت مشاورین جنگ طلبی از جمله جان بولتون سیاست "تهاجم مستمر" را همراه با تکیه بر ابزارهای فشار همه جانبه علیه دولت قانونی ونزوئلا بکار بسته و همزمان با اعلام حمایت از کودتاگران ونزوئلایی به رهبری خوان گوایدو و تشکیل یک کمپین بین المللی در راستای حمایت از آنها، شروع به تحمیل تحریم های گسترده اقتصادی علیه مردم انقلابی ونزوئلا کرده و حتی برای تشدید فشار از اعلام احتمال تجاوز نظامی به این کشور هم دریغ نکرده است!

اگر قصد واکاوی چرایی عجله ترامپ برای سرنگونی دولت قانونی مادورو را داشته باشیم باید به این نکته توجه کنیم که کشور ونزوئلا با داشتن منابع نفتی به حجم تقریبی 300 میلیارد بشکه نفت، رتبه اول و در حدود 20 درصد کل ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد لذا در شرایطی که کاخ سفید در تلاش برای پیشبرد سیاست مهار ایران از طریق اعمال ممنوعیت در عرصه نفت کشورمان در بازارهای جهانی است طبیعتا دولت ضد آمریکایی حاکم بر ونزوئلا می تواند به عنوان یک هم پیمان ضد آمریکایی کشورمان با مداخله در بازار نفت، بازی آمریکا را علیه کشورمان بهم بریزد لذا پر واضح است که آمریکا برای پشیبرد پروژه ضد ایرانی خود با تمام وجود تلاش می کند تا دولت ونزوئلا را که توان خنثی سازی سیاست های نفتی ترامپ علیه کشورمان را دارد از هستی ساقط کند.

با این حال مهمترین مشکل بر سر راه کودتاگران و حامیان آمریکایی آنها حمایت توده های مردم از دولت قانونی این کشور است زیرا بخش عمده ای از مردم ونزوئلا به خوبی دوران سیاه تسلط کارتل های نفتی آمریکایی بر منابع نفتی این کشور را به یاد می‌آورند و به خوبی می دانند که شکست انقلاب بولیواری به معنای بازگشت تسلط استثمارگران آمریکایی بر منابع نفتی این کشور خواهد بود که این مساله نتیجه ای جز از دست رفتن مهمترین سرمایه اقتصادی این کشور ندارد لذا طراحان کودتا در کاخ سفید با درک عدم همراهی توده های مردم با سیاست براندازانه آنها تلاش دارند تا با تنگ تر کردن حلقه فشار اقتصادی بر اقشار متوسط و ضعیف ونزوئلا آنها را وادار به انتخاب گزینه سرنگونی میراث چاوز کنند.

از این رو دولت ترامپ در نخستین گام خود با ایجاد تدابیری اقتصادی موجب کاهش شدید ارزش پول ملی ونزوئلا موسوم به بولیوار شد آنهم با این نیت که مردم با از دست دادن بخش عمده ای از ارزش دارایی های خود  به خیابان ها ریخته و خواستار تجدید نظر دولت در سیاست های خارجی این کشور شوند و در صورت مقاومت دولت نیز سرنگونی نظام را مطالبه کنند.

در ادامه دولت آمریکا با حمایت از خوان گوایدو 35 ساله که از قضا پرورش یافته در یک خانواده ثروتمند ونزوئلائی است و دوره های تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه جورج واشینگتن آمریکا گذرانده است تلاش کرد تا مشروعیت رئیس دولت قانونی ونزوئلا را به چالش بکشد و با خلق چالش مشروعیت بر آتش فتنه سیاسی بدمد با این حال پس از هفته ها فتنه آفرینی بدلیل حمایت مردم و ارتش از دولت آمریکا نتوانست موفق به سرنگونی مادورو گردد لذا در روزهای اخیر با تشویق و تحریک فرماندهان و سربازان ارتش ونزوئلا به جدایی از نظام قانونی کشورشان و حمایت از آنها برای پیوستن به صفوف مخالفین دولت، تلاش دارد تا ارتش ونزوئلا را که بعد از توده های مردم مهمترین پشتیبان دولت انقلابی این کشور است با تجزیه و فروپاشی روبرو کند که در نتیجه آن امکان بروز درگیری های خونین در خیابان های کاراکاس وجود دارد که در صورت تشدید حتی می‌تواند منجر به شکل گیری جنگ داخلی و تجزیه این کشور منجر شود که به ظن آمریکایی ها در هر صورت تبعات آن منجر به تضعیف و حتی پایان نقش آفرینی ونزوئلا در جبهه ضد آمریکایی جهان خواهد شد.

دولت آمریکا برای تضمین تحقق این توطئه مذبوحانه تلاش دارد تا با تبلیغ احتمال مداخله نظامی آمریکا در ونزوئلا زمینه را برای تضعیف موضع حامیان دولت و تقویت کودتاگران مهیا کند با این حال با توجه به تداوم حمایت مردم و متحدین بین المللی از جمله مسکو و پکن از دولت نیکولاس مادورو به نظر می رسد که دولت آمریکا همچنان راه پر سنگلاخی پیش روی تحقق اهداف توطئه سیاسی و اقتصادی خود دارد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۷:۱۷
روابط عمومی

اگر تاکنون تصاویر و اخبار منتشر شده از اعتراضات سودان را مرور کرده باشید بدون شک حتما در میان تمام تصاویر مخابره شده از خارطوم پایتخت این کشور آفریقایی، تصویر یک معترض سفید پوش بیش از همه به چشمتان آمده است! آری در میان تمام تصاویر مخابره شده از اعتراضات خیابانی مردم سودان مهمترین تصویر مربوط به یک زن جوان به نام «آلاء صلاح» است که از قضاء به صورت ویژه مورد توجه رسانه های غربی قرار گرفته و تلاش می شود تا از او به عنوان یک الگو و نماد مبارزه در سودان و حتی دیگر کشورهای یاد شود!

با دقت در تصاویر و اخبار منتشر شده در مورد این دختر سودانی به خوبی به شباهت های تصویرسازی های انجام شده در مورد او و الگوی تبلیغی-رسانه ای دنبال شده برای تبلیغ دختران هنجار شکن خیابان های تهران که از سوی ضد انقلاب با عنوان «دختران خیابان انقلاب» از آنها یاد می شود پی می بریم! 

آلا صلاح

دختران خیابان انقلاب در واقع پویشی است که توسط عناصر ضد انقلاب فراری و در جهت انجام نوعی از اقدامات هنجار شکنانه و ضد حجاب اسلامی آغاز شده است و در قالب این پویش ضد فرهنگی، دختران و زنان فریب خورده به نشانه اعتراض به حجاب اسلامی با حرکتی نمادین کشف حجاب می کنند و همکارانشان از زوایای مختلف از آنها فیلم و عکس گرفته و جهت پوشش رسانه ای گسترده  که البته از قبل هم هماهنگ شده برای شبکه های ماهواره ای و مجازی ضد انقلاب ارسال می کنند!این اقدام که با هدایت یکی از خبرنگاران فراری ضد انقلاب و در قالب طرح «چهارشنبه های سفید» آغاز شد و در نهایت منتهی به بروز رفتارهایی از جنس کشف حجاب بر روی سکوهای نصب شده در میادین اصلی شهر تهران گردید از قضاء همزمان بود با شروع تحرکات منتهی به اغتشاشات دی ماه 96... !مقایسه پروژه ضد اسلامی دختران خیابان انقلاب با نمونه های مشابه انجام شده در سایر کشورهای اسلامی از جمله سودان ما را به این نتیجه می رساند که اتاق های فکر غرب در راستای پیشبرد سیاست های مستکبرانه خود در جهان اسلام، تمرکز خود را معطوف به حوزه زنان و بهره برداری تبلیغاتی از آنها کرده اند، به عبارت بهتر دشمنان جهان اسلام تلاش دارند تا با تعریف نقش و ماموریت ویژه برای زنان فریب خورده که عمدتا افرادی با مشکلات شدید و عدیده خانوادگی و روانی هستند، از آنها به عنوان یک ابزار کارآمد برای تحریک و فریب افکار عمومی در پروژه های براندازانه خود بهره ببرند.

حال اگر با نگاهی علمی قصد بررسی این استراتژی غربی را داشته باشیم با اندکی کنکاش در مفاهیم جامعه شناسانه به مفهوم سرمایه های نمادین یا "Symbolic Capital" برمی خوریم که  خود یکی از انواع چهارگانه سرمایه های جوامع بشری است.

تحولات سودان

بر اساس تعاریف علمی ارائه شده از سرمایه می توان اندوخته های ارزشمند یک اجتماع را حول چهار سرمایه دسته بندی کرد که عبارتند از سرمایه اقتصادی ، سرمایه اجتماعی ، سرمایه انسانی و سرمایه نمادین!در این بین اما کارکرد سرمایه نمادین خاص و ویژه است زیرا کارکرد آن معطوف به جذب و تکثیر انبوه انواع سرمایه های دیگر می باشد! در واقع سرمایه نمادین را می توان به مثابه موتور تولید انواع دیگر سرمایه دانست که در نقش یک کارخانه به تولید انواع سرمایه دیگر می پردازد!از این رو دشمن با توجه به شکست های متعدد خود در جذب توده های مردم علیه انقلاب اسلامی در استراتژی های براندازانه جدید خود تلاش دارد تا با تحریک زنان و حتی مردان فریب خورده به انجام اقدامات نمادین هنجارشکنانه و پوشش رسانه ای گسترده آن به ظن خود با خلق سرمایه نمادین از بلاهت آنها، سایر سرمایه های مورد نیاز خود برای پیشبرد سیاست براندازانه را تامین نماید که خنثی سازی آن جز با افزایش بصیرت و آگاهی عمومی در سطح جامعه و خصوصا اقشار آسیب پذیر ممکن نیست!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۰:۳۳
روابط عمومی

در پی ظهور پدیده تروریستی داعش، بسیاری از مردم کشورهای جنگ زده برای فرار از بحران‌های امنیتی و اقتصادی گریبان‌گیر کشورهای‌شان، راهی اروپا شدند. این پدیده به دلیل پیامدهای گسترده آن با واکنش منفی مقامات ارشد اتحادیه روبه‌رو شد و هر یک از اعضای این اتحادیه سیاست‌های گوناگونی را برای مقابله با این پدیده در پیش گرفتند که در بین همه آنها سیاست انگلیسی و پر حاشیه «برگزیت» یا «خروج انگلیس از اتحادیه اروپا» بیش از همه توجهات جهانی را به خود جلب کرده است.

دولت انگلیس در سال ۲۰۱۶ پس از برگزاری همه‌پرسی عمومی، خروج از اتحادیه اروپا را سیاست رسمی خود برای مصون داشتن این کشور از پیامدهای منفی مهاجرت و بحران‌های اقتصادی گریبان‌گیر اتحادیه اروپا دانست.

با این حال برگزیت چالش‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت زیادی برای انگلیس، اتحادیه اروپا و کل جهان خواهد داشت؛ همان‌گونه که در کوتاه‌مدت، اعلام خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، شوک‌های فراوانی را بر اقتصاد و بازارهای جهانی وارد کرد و موج جدیدی را از ملی‌گرایی افراطی و حملات علیه مهاجران و اقلیت‌های نژادی از جمله مسلمانان پدید آورد.

این چالش‌ها آنقدر مهم است که جامعه اطلاعاتی آمریکا در جدیدترین ارزیابی اطلاعاتی خود که در ژانویه 2019 منتشر شد، به این موضوع اشاره کرد و آن را تهدیدی علیه منافع آمریکا دانست. بر اساس این ارزیابی، روابط تجاری بین این کشور و اتحادیه اروپا که ارزش آن در سال 2017 یک تریلیون و دویست میلیارد دلار بود، به طور حتم به واسطه عدم دستیابی به توافقی کارآمد و مرتبط با برگزیت آسیب خواهد دید. 

البته با توجه به ارزیابی حتی توافقی خوب در مورد برگزیت نیز تهدیدی علیه آمریکا است؛ زیرا اگر خروج انگلیس از اتحادیه اروپا طبق برنامه محقق شود، مهم‌ترین شریک آمریکا در اتحادیه، آن هم در عرصه دنبال کردن سیاست‌های تحریمی علیه روسیه و همچنین گسترش بازار آزاد و لیبرالیسم اقتصادی از دست خواهد رفت.

برگزیت

از سوی دیگر باید توجه داشت که در حال حاضر دولت انگلیس به دلیل سابقه تاریخی و سیاسی خود یکی از مهم‌ترین بازیگردانان عرصه سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا است. به طور طبیعی نهایی شدن برگزیت زمین بازی را در اختیار کشورهای دیگری قرار خواهد داد که بعضاً سیاست‌هایی متفاوت و مستقل از کاخ سفید دارند.

با این حال تاکنون برخلاف برنامه زمانی از پیش طرح شده دولت انگلیس، ترزا می، نخست‌وزیر این کشور نتوانسته است برگزیت را اجرا کند و همچنان برای دستیابی به راه‌حلی به منظور خروج همراه با توافق از اتحادیه اروپا با شکست مواجه می‌شود. 

نخست‌وزیر انگلیس طی سه مرتبه نتوانسته است رأی موافق هم‌حزبی‌های خود را برای تأیید این توافق و خروج از اتحادیه اروپا کسب کند؛ بنابراین در شرایط فعلی تنها چاره عبور از بن بست سیاسی موجود را مراجعه به حزب کارگر که رقیب حزب او محسوب می‌شود، دیده است تا از طریق جلب حمایت این حزب بر مخالفان درون‌حزبی خود غلبه کند و در نهایت موفق به تأیید برگزیت شود. 

با این حال رصد جدیدترین تحولات برگزیت حکایت از شکست این اقدام ترزا مِی دارد؛ زیرا بیانیه اخیر حزب کارگر نشان می‌دهد نخست‌وزیر انگلیس نتوانسته رأی موافق این حزب را برای غلبه بر مخالفان خود جلب کند. از این رو می‌توان نتیجه گرفت دولت انگلیس بیش از آنچه پیشتر تصور می‌شد گرفتار پیچیدگی‌های سیاسی و اقتصادی خروج از اتحادیه اروپا است؛ بنابراین به نظر می‌رسد عبور از بحران برگزیت به زودی ممکن نخواهد بود، اما نکته مهم اینجاست که تداوم این پیچیدگی‌ها علاوه بر تشدید بحران سیاسی در انگلیس زمینه را برای تضعیف بیش از پیش مواضع اتحادیه اروپا در عرصه بین‌الملل فراهم خواهد کرد که این مسئله تأثیر مهمی بر پرونده‌های مهم از جمله برجام و تقابل غرب با روسیه خواهد داشت!

- نوید کمالی - هفته نامه صبح صادق

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۸ ، ۲۱:۵۸
روابط عمومی

در ادبیات سیاسی و رسانه ای غرب “بهار عربی” یا “Arab Spring” به انقلاب‌ها، خیزش‌ها و اعتراضات در جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا در سال‌های ۲۰۱۰ اطلاق می شود که منجر به سرنگونی و تغییر دیکتاتورهای حاکم بر تعدادی از کشور مهم عربی گردید که تاثیرات و تبعات برخی از آنها تا کنون ادامه دارد که از جمله آنها می توان به بحران جنگ داخلی لیبی اشاره کرد.

در اثر این موج اعتراضات که از آن در ادبیات سیاسی کشورمان با عنوان “بیداری اسلامی” یا “Islamic awakening” یاد می شود چهار حکومت دیکتاتوری عربی تونس، مصر، لیبی و یمن سرنگون شدند و سه حکومت بحرین، اردن و تا حدودی عربستان نیز با مشکلات جدی مواجه گشتند.

ماجرای بهار عربی یا بیداری اسلامی از خودسوزی محمد بوعزیزی، میوه فروش دوره گرد تونسی آغاز شد که در اعتراض به ممانعت و آزار و اذیت پلیس در شهر کوچک سیدی بوزید خود را به آتش کشید و این واقعه که از دید حکمرانان عرب منطقه کم اهمیت بود همانند یک چاشنی انفجاری مکانیزم شروع جنبش های عمومی اعتراضی را آغاز کرد.

مقاله بهار عربی

این تحولات تا پیش از شروع توسط هیچ یک از اقشار نخبه تونس و جهان عرب از جمله سیاست مداران و حتی تحلیل گران اعم از امنیتی ، دانشگاهی یا روزنامه نگار پیش‌بینی نشده بود لذا نه تونس بلکه هیچ از کشورهای درگیر با این پدیده آمادگی مواجهه با آن را نداشتند و تنها به استفاده از قوه قهره علیه مردم روی آوردند که این مسئله نیز به تشدید بحران انجامید.

تظاهراتی که در پی خودسوزی بوعزیزی رخ داد، بلا فاصله پس از سرنگون کردن زین العابدین بن علی در تونس، به سراسر منطقه شمال آفریقا و حتی غرب آسیا تسری یافت؛ مصر، مراکش، لیبی، الجزایر، سودان و موریتانی در قسمت آفریقایی جهان عرب و اردن، کویت، یمن، عربستان، عمان، بحرین در بخش آسیایی جهان عرب، دست خوش نا آرامی ها و تظاهرات وسیع مردمی شدند.

اگر قصد ریشه یابی چرایی وقوع این تحولات را داشته باشیم در می یابیم که یکی از مهمترین دلایل آن نارضایتی بالای افکار عمومی از نظام سیاسی حاکم بر این کشورها بوده است، زیرا همه کشورهای عربی بحران زده دارای نظام‌های سیاسی خودکامه و بسته بودند که به صورت یک عادت و در درجات مختلف به سرکوب مخالفان و منتقدان پرداخته و برای اکثریت مردم نقش موثری در ساختار سیاسی قائل نبودند. از همین رو نیز ابراز ناخرسندی عمیق از نظام‌های استبدادی در صدر شعارها و بیانیه های معترضین عرب قرار داشت.

در اینجا باید به این واقعیت توجه داشت که این دست کشورها از فقدان مطبوعات و رسانه های آزاد رنج می بردند زیرا حکمرانان دیکتاتور با توجه به خوی خودکامه و استبدادی خود تمایلی به شنیدن صدای مردم و مشکلات عمومی آنها نداشتند و مطبوعات و رسانه های حکومتی نیز تنها با انعکاس آنچه مطلوب دیکتاتورهای حاکم بر کشورهایشان بود بر حقایق میدانی و نارضایتی های مردمی سرپوش می گذاشتند، در واقع رژیم های استبدادی عرب با مسدود ساختن مجاری طرح و ابراز افکار عمومی نه فقط دیگران، بلکه خود را نیز فریب می دادند لذا تمام راه ها برای اصلاح وضع موجود در کشورهای خود را مسدود گذاشته بودند.

البته باید این نکته را هم در نظر داشت که آن دسته از دولت های عربی که دارای میزان قابل توجهی از “مردم سالاری” و بهره مند از سطح حداقلی از مشارکت مردمی بودند خیلی سریع از بحران گذشتند.

با پایان موج اول بهار عربی بسیاری از کشورهای منطقه که سال ها به شیوه خودکامه و صرفا امنیتی بر مردم حکومت کرده بودند به‌دلیل ترس از بازگشت مجدد موج اعتراضات دست به برخی اصلاحات اجتماعی و سیاسی زدند که از جمله آنها می‌توان به اصلاحات اجتماعی و فرهنگی محمد بن سلمان در عربستان سعودی که منجر به رفع برخی از مهمترین محدودیت های اجتماعی از جمله رانندگی زنان شد اشاره کرد هر چند در عمل حکام این دست کشورها نتوانستند از شیوه سنتی حکومت‌داری خود و سرکوب افکار عمومی دست بردارند!

بر اساس برآورد سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۶ ، بهار عربی به رشد اقتصادی شمال آفریقا و غرب آسیا لطمه زده و کشورهای این منطقه ۶۱۴ میلیارد دلار از وقوع حوادث آشوبناک آن زیان دیدند ;کمیسیون اقتصادی و اجتماعی آسیای غربی در سازمان ملل هم اعلام کرد که در جریان این تحولات معادل ۶ درصد تولید ناخالص داخلی بالقوه منطقه بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵، از دست رفته‌است و ناآرامی‌ها مشکل بدهی، بیکاری، فساد و فقر را تشدید کرده‌اند.

با توجه به این واقعیت میدانی که وقوع انقلاب عربی هر چند باعث بروز برخی اصلاحات سطحی در سطح جوامع عربی شد اما فقدان توجه به توسعه مردم سالاری در این کشورها و مسدود ماندن جریان های رسانه ای آزاد در کنار تداوم یافتن مشکلات و بحران های اقتصادی معیشتی یکبار دیگر موجب شد تا آتش زیر خاکستر اعتراضات مردمی در این کشورها شعله ور شود و در گام اول موجبات سرنگونی عبدالعزیر بوتفلیقه رئیس جمهور الجزایر و عمر البشیر دیکتاتور سودان را فراهم کند.

با توجه به شرایط سیاسی و اقتصادی فعلی جامعه جهانی و همچنین تداوم یافتن بحران بی ثباتی قیمت نفت خام در بازارهای جهانی که از قضا مهمترین منبع درآمد دولت های خودکامه منطقه است

به نظر می رسد که می توان شرایط فعلی را به عنوان پیش درآمدی بر شروع “موج دوم بهار عربی” در نظر گرفت که در صورت عدم اعمال اصلاحات اساسی در روند حکومت داری و اقتصاد کشورهای منطقه شمال آفریقا و غرب آسیا شاهد شعله ور شدن آن خواهیم بود که به مراتب می تواند خون بار تر از حوادث سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ شود که منجر به کشتار حدود ۳۷ هزار شهروند معترض شد.

البته باید توجه داشت که طبیعتا دشمنان جهان اسلام در این شرایط سعی خواهند کرد تا با سوار شدن بر موج اعتراضات جدید و هدایت آنها همانند ماجرای کودتای ارتش در سودان بار دیگر مهره های دست نشانده خود را در کشورهای استعمار زده عربی حاکم نمایند لذا بایستی با ورود به هنگام به این فصل نو از شروع بحران های اعتراضی در منطقه با افزایش بصیرت و بینش سیاسی توده های عرب و مسلمان غرب آسیا و شمال آفریقا بر خلاف انتظار جهان غرب، “فصل جدیدی از بیداری اسلامی” را رقم زد تا در نتیجه آن اعتراضات عمومی با آگاهی سیاسی و انقلابی همراه گشته و در نهایت دست های سردمداران جهان استکبار از جهان عرب کوتاه شود.

- نوید کمالی - روزنامه رسالت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۸ ، ۲۱:۵۲
روابط عمومی

نوید کمالی - سایت بصیرت / اعتراضات سراسری سودان پس از چهار ماه به نتیجه رسید و سرانجام عمر البشیر رئیس جمهور این کشور پس از سه دهه حکومت با مداخله ارتش و هدایت وزیر دفاع از قدرت برکنار شده و زمام امور این کشور بحران زده برای حداقل دو سال آینده در دست شورای نظامی انتقالی قرار گرفت.  
عمر حسن البشیر که اکنون در حصر خانگی است در دوران جوانی به ارتش پیوست و دوره های خود آموزشی را در مصر طی کرد و در همین ایام بود که با وقوع جنگ یوم کیپور در سال 1973 در صفوف ارتش عربی به رهبری مصر با رژیم صهیونیستی وارد جنگ شد.
البشیر سال ها بعد با حمایت مخالفان حکومت مرکزی سودان، کودتایی نظامی را با عنوان انقلاب نجات ملی تدارک دید و بدون خون ریزی، صادق المهدی نخست وزیر منتخب وقت را سرنگون کرد و با کنترلی که بر نیروهای مسلح سودان داشت بلافاصله اقدام به تعطیلی مجلس، احزاب و مطبوعات کرده و خود را به عنوان ریاست «شورای رهبری انقلاب نجات ملی» منصوب کرد.

آخرین اخبار سودان
ماهیت تمامیت خواه عمر البشیر موجب شد تا وی با کنار زدن اصول حکومت داری مردم سالارانه شخصا پست های ریاست جمهوری، نخست وزیری، فرمانده نیروهای مسلح و وزارت دفاع سودان را یکی پس از دیگر در اختیار گیرد و در واقع یک جمهوری دیکتاتوری را پایه ریزی کند.
اما عمر البشیربه این مسئولیت ها رضایت نمی داد و در نهایت برای قبضه کردن بیش از پیش قدرت در دستان خود در سال ۱۹۹۳ شورای رهبری را منحل و خود را رئیس جمهور سودان معرفی کرد با این حال برای توجیه افکار عمومی داخل و خارج در سال 1996 اقدام به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری کرد و جالب اینکه در پی آن برای دوره های پنج ساله همواره خود را رئیس جمهور منتخب مردم معرفی می کرد.
کشور سودان با 43 میلیون نفر جمعیت و با وجود دسترسی به منابع غنی طبیعی و معدنی همواره از مشکلات اقتصادی رنج برده است و کودتای عمر البشیر نیز قرار بود این کشور را از مشکلات اقتصادی گریبان گیر آن رهایی بخشد لذا البشیر در سال های نخست حکمرانی خود توجه زیادی به بهبود شرایط اقتصادی و معیشتی کشورش داشت به همین دلیل نیز در سال های ابتدایی ریاست جمهوری خود با مدیریت منابع نفتی جنوب علاوه بر افزایش درامدهای ارزی کشور و بهبود معیشت عمومی سودانی ها توانست بر محبوبیت و اقتدار خود بیفزاید.
اما این شرایط آنچنان دوام نیافت و با تشدید تنش ها بین بخش شمال و جنوبی سودان که منجر به جدایی جنوب این کشور و تشکیل کشور سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ شد، سودان با بحران شدید اقتصادی روبرو شد زیرا بخش عمده ای از منابع نفتی، آبی و جنگلی سودان در جنوب این کشور قرار داشت و با جدا شدن این بخش تولید نفت سودان که مهمترین منبع درآمد این کشور است به شدت کاهش یافت بطوری که در پی آن ارزش پول ملی این کشور به پایین ترین سطح در طول دهه های اخیر رسید. 
طبیعتا فقدان وجود منابع درآمدی ارزی و همچنین کاهش مداوم ارزش پول ملی موجب تشدید فشارهای اقتصادی و معیشتی بر مردم سودان شد که در نتیجه آن عمرالبشیر برای مهار اعتراضات عمومی کوشید تا منابع درآمدی جدید را برای نجات اقتصاد بحران زده کشورش بیابد.
از منظر عمر البشیر بهترین و مناسبت ترین راهکار برای تامین نیازمندهای اقتصادی سودان افزایش تعاملات سیاسی و اقتصادی با کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس بود تا از این طریق فرصت دریافت کمک های مالی برای سودان مهیا شود.
پس از شروع تلاش های دیپلماتیک سودان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در مذاکرات خود با عمر البشیر حمایت خود از سودان را منوط به قطع روابط این کشور با جمهوری اسلامی و مشارکت وی در طرح های منطقه‏ای این شورا از جمله سرکوب انقلاب یمن کردند که از قضا این درخواست ها مورد موافقت عمرالبشیر قرار گرفت آنهم در حالی که پیش از این سودان دارای روابط گرم و نزدیکی با ایران بود و بنا بر اظهارات مقامات وقت سودانی بخش عمده ای از زیرساخت های دفاعی و عمرانی این کشور توسط شرکت ها و متخصصان ایرانی ایجاد و به بهره برداری رسیده بود.
با این حال عمر البشیر با چشم پوشی نسبت به روابط گذشته خود با جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت و در یک چرخش آشکار در ماه مارس ۲۰۱۵ و تنها ساعاتی قبل از پیوستن به تجاوز نظامی عربستان سعودی به مردم مظلوم یمن تصمیم به اخراج کلیه ایرانیان حاضر در سودان گرفت و در ماه دسامبر نیز تمام روابط دیپلماتیک خود را با کشورمان بصورت یکجانبه قطع کرد.
دیکتاتور سودان امیدوار بود که این چرخش دیپلماتیک و سازش با جبهه غربی و عربی ضد مقاومت موجبات رونق اقتصادی کشورش را فراهم کند اما بر خلاف انتظار وی حتی حضور هزاران سرباز سودانی در صفوف ارتش متجاوز عربستان هم نتوانست موجب سرازیر شدن دلارهای نفتی ریاض به خارطوم شود که در نتیجه آن روز بروز بر فشارهای اقتصادی تحمیل شده بر مردم سودان افزوده می‌شد بطوری که از اواخر سال گذشته میلادی بدلیل افزایش تصاعدی تورم و همچنین کمبود کالاهای اساسی و افزایش قیمت سوخت و البته نان، اعتراضات شدید خیابانی در این کشور آغاز شد.
در این شرایط هر چند عمر البشیر به اشتباه محاسباتی خود در سازش با دشمنان کشورش پی برده بود و تلاش می کرد تا با ایفای نقش در پرونده سوریه، سودان را مجددا به محور مقاومت و خاصه ایران نزدیک نماید اما تشدید تظاهرات های سراسری و زد و خورد نیروهای امنیتی وفادار به او با معترضان خیابانی زمان را علیه او پیش برد و سرانجام پس از 30 سال حکمرانی بلامنازع عمر البشیر، توسط فرماندهان نظامی نزدیک به عربستان از قدرت برکنار و همراه با ده ها مقام وابسته به خود راهی حصر خانگی شد.
حالا سودانی ها با توجه به بیانیه ارتش این کشور باید حداقل تا دو سال آینده را تحت رهبری «شورای انتقالی نظامی» که ریاست آن بر عهده ارتشبد «عوض بن عوف» است، سپری کنند اما در نهایت نتیجه این کودتا هر چه باشد تجربه تاریخی و شکست خورده سازش و سازش کاری با غرب و سرسپردگان منطقه ای آنها تا سال ها بعد پیش روی نه تنها مقامات آینده سودان بلکه تمام رهبران کشورهای عربی و اسلامی خواهد بود. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۸ ، ۲۳:۲۴
روابط عمومی

نوید کمالی - هفته نامه صبح صادق / بررسی تاریخ و روند فتنه‌سازی‌های آمریکا علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در مقاطع مختلف 40 سال اخیر نشان از عزم جدی دولت آمریکا برای مقابله با ایران دارد که البته اظهارات اخیر مایک پنس، معاون ترامپ درباره دعوت مردم ایران به «تظاهرات خیابانی» علیه نظام اسلامی مهر تأییدی بر این سیاست ضد ایرانی دولت آمریکا است.

پنس به تازگی در سخنرانی خود همزمان با اوج گرفتن مداخلات سیاسی و امنیتی کاخ سفید در ونزوئلا از تلاش دولت آمریکا برای به رسمیت شناختن معارضان ایرانی، همانند آنچه در ونزوئلا شاهد آن هستیم، خبر داد! 

وی در سخنرانی خود به ماجرای شکست آمریکا در پیشبرد ماجرای فتنه 88 اذعان کرد و مدعی شد: «جهان دفعه قبل در جریان جنبش سبز فرصت رویارویی با رژیم ایران را از دست داد؛ اما این بار نه. این بار همه ما باید محکم بایستیم. در حالی که اقتصاد ایران همچنان در حال سقوط است و مردم ایران به خیابان‌ها می‌آیند، ملت‌های دوستدار آزادی باید برای پاسخگو کردن رژیم ایران برای شر و خشونتی که بر مردم خود، بر منطقه و بر جهان وارد کرده است، در کنار هم قرار گیرند.»

اخبار ونزوئلا

بررسی این اظهارات بی‌پرده مایک پنس که در واقع دومین مقام عالی‌رتبه دولت آمریکا است، نشان‌دهنده نوع راهبرد اتخاذ شده آمریکا علیه کشورمان است که مهم‌ترین نکته آن ناامیدی آمریکا از طراحی و اجرای گزینه‌های سخت علیه ملت ایران است. در واقع دولت آمریکا با درک شرایط حاکم بر ایران و جهان به ناکارآمدی تمرکز بر گزینه‌های سختی همچون مقابله نظامی با ایران پی برده، لذا تمرکز و سرمایه‌گذاری‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود را معطوف به افزایش فشارهای نرم علیه ملت ایران کرده که افزایش تحریم‌ها بخشی از این سیاست ضد ایرانی است. با این حال دولتمردان صهیونیست آمریکایی به خوبی به این نکته واقفند که افزایش فشارهای ضد انسانی‌شان علیه ملت ایران به تنهایی تأثیری بر عزم و اراده مردم و نظام اسلامی ایران نخواهد داشت؛ لذا تشدید فشارها و تحریم‌ها را تنها به عنوان گام اول راهبرد تغییر نظام در ایران در نظر گرفته‌اند.

آمریکایی‌ها در این گام تلاش می‌کنند با بهره‌گیری از امپراتوری رسانه‌ای خود مردم را از وضع موجود ناراضی کرده و آنها را به سوی آنچه از دید پنس تظاهرات خیابانی خوانده شده، سوق دهند که البته رهبر معظم انقلاب مدتی قبل در یک استعاره هوشمندانه از این سیاست آمریکایی به «سیاست عصبانی کردن مردم» یاد کردند. در همین راستا، در ماه‌های اخیر رسانه‌های فارسی‌زبان بیگانه به شدت بر حجم خبرسازی‌های خود در رابطه با مشکلات معیشتی و کارگری افزوده‌اند و در همه بخش‌های خبری و محتوایی آنها مطالبی با هدف تحریک اقشار آسیب‌پذیر قرار داده شده است!

اما آمریکایی‌ها در گام دوم سیاست ضد ایرانی خود تلاش دارند برخلاف سیاست‌های شکست‌خورده ضد ایرانی سابق خود، برای جمهوری اسلامی ایران یک آلترناتیو جایگزین و در دسترس خلق کنند؛ هر چند این سیاست را پیشتر و در جریان حمایت از سران فتنه 88 آزمایش کرده بودند؛ اما هوشیاری ملت ایران و قیام 9 دی موجب شکست این توطئه شد، لذا هم اکنون دولت آمریکا با طراحی پروژه آلترناتیوسازی در ونزوئلا و حمایت از خوان گوایدو تلاش دارد در یک محیط آزمایشگاهی توطئه‌ای از جنس فتنه 88 را در کشور ونزوئلا اجرا کند تا در صورت موفقیت این نمونه آزمایشگاهی فتنه جدیدی را علیه دشمن اصلی سیاست‌های استکباری خود، یعنی ایران طراحی کند.

البته آمریکایی‌ها یا همان احمق‌های درجه یک که رهبر معظم انقلاب پیشتر از آنها به عنوان دشمنان حقیر ملت ایران یاد کردند، به این نکته توجه ندارند که ماهیت ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران برخلاف تمام کشورها و ملت‌های دنیا در جهان بی‌بدیل است و این دست توطئه‌های آلترناتیوسازی هیچ‌گاه نخواهند توانست خللی در راه و مسیر ملت انقلابی ایران ایجاد کنند؛ زیرا مربی عبرت‌آموزی ملت ایران تجارب تاریخ معاصر و توطئه‌های تاریخی آمریکا در ایران و دنیاست که تنها به سود آمریکایی‌ها تمام شده است تا ملت‌ها!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۸ ، ۲۳:۱۹
روابط عمومی