وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

یادداشتهای یک روزنامه نگار ، مشاور و مدرس فعال در حوزه رسانه و سیاست ...

شماره تماس: 09159263347 (جهت دریافت «مشاوره» ، دعوت جهت «برگزاری کارگاه آموزشی» و ... لطفا در ساعات غیر اداری و یا در شبکه های اجتماعی مبتنی بر این شماره تماس حاصل فرمایید.)

تذکر: بازنشر مطالب این پایگاه بلااشکال می باشد.

پست الکترونیکی : NavidKamali.ir@iran.ir

طبقه بندی موضوعی


با سلام و عرض تحیات به خدمت کلیه مخاطبین عزیز و گرانقدر 

پیرو نقص فنی سرور های پرشین بلاگ (persianblog.ir) و از دست رفتن بخشی از آرشیو مطالب آموزشی اینجانب در آن سرویس و البته عدم پاسخ گویی مدیران محترم آن لازم دیدم تا برای تداوم بهتر رسالت آموزشی خود از آن سرویس دهنده که چند سالی میزبان وبلاگ بنده بود مهاجرت نماییم و انشاآلله در این وبلاگ جدید مبتنی بر سرویس بیان (Blog.ir) مطالب جدید آموزشی را در کنار یادداشت ها و تحلیل های رسانه ای خود منتشر خواهم نمودلذا از این پس برای پیگیری مطالب جدید حتما تنها به این وبلاگ سر بزنید و تنها از آدرس سابق برای دسترسی به مطالب گذشته بهره جویید.


به امید مفید بودن بیش از پیش آنچه برای شما منتشر می کنم . . . 

و من الله توفیق

نوید کمالی


لینک آدرس وبلاگ پیشین 

(دارای آرشیو مطالب از سال 1390 تا بهار 1396)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۹
روابط عمومی
بی‌شک تا به حال این توصیه را شنیده‌اید که باید برای شناخت یک فرد با وی به مسافرت رفت، از او پولی قرض گرفت یا حداقل از او چیزی خواست؛ البته نمی‌توان به آسانی نتیجه این آزمایش‌ها را ملاک تشخیص دوست خوب و بد قرار داد، اما آنچه مسلم است، در شرایط عادی و خوشی همه خوب، خوش، مهربان و دست و دل باز هستند، اما با پیش آمدن اندکی فشار و مشکل شرایط تغییر می‌کند و همان فرد خوب، صمیمی و همراه به یک فرد غریبه یا حتی بدتر از آن بدل می‌شود و کار را به جایی می‌رساند که منفعت قطع ارتباط به وجود هرگونه ارتباطی با او می‌چربد.
در ادبیات فارسی به این دست افراد «حزب بادی» و در ادبیات عامیانه غرب «کانفورمیست» می‌گویند که اشاره به افراد فرصت‌طلبی دارد که به راحتی توانایی تغییر جهت دادن بر حسب دگرگونی اوضاع و سود شخصی را دارند؛ این رفتار آنقدر مذموم است که از سال‌ها قبل درباره آن فیلم‌ها و موسیقی‌های گوناگونی ساخته شده که معروف‌ترین و شناخته شده‌ترین آن آهنگ  conformista اثر «جورجو گابر» است.
افرادی که از آنها به عنوان عضو حزب باد یاد می‌شود در ظاهر همواره به سوی قدرتِ وقت گرایش دارند، اما در باطن به اصولی پایبند نیستند، حتی اصول و ارزش‌ها را به راحتی فدای منفعت شخصی یا نزدیک شدن به افراد جدیدی می‌کنند که در کانون ثروت یا قدرت قرار می‌گیرند.
به عبارت بهتر، کسی که مرام حزب بادی را برای خود بر می‌گزیند، در بزنگاه‌ها برای رسیدن به نفع شخصی، حاضر به فدا کردن همه چیز است، حتی اگر پای مهم‌ترین اصول و ارزش‌ها در میان باشد؛ از این رو کانفورمیست‌ها را می‌توان مصداق همان منافقین نام آشنای تاریخ اسلام و انقلاب دانست.
مصداق‌های امروزی این افراد را هم به راحتی می‌توان در فضای مجازی و به ویژه شبکه‌های اجتماعی و بین چهره‌های سیاسی، سلبریتی‌ها حتی اینفلوئنسرها به وفور پیدا کرد. آری، دقیقاً همان افرادی که امروز خود را به فراموشی رفتار، گفتار و تبلیغات دیروز خود زده‌اند و صریحاً خلاف گذشته خود حرف‌ می‌زنند و عمل می‌کنند.
برای یک حزب بادی فرقی نمی‌کند با چه کسی کار می‌کند، خواهی سپاه یزید باشد یا  کاروان حسین(ع)؛ حزب بادی برایش منفعت ارزش است و این ارزش او را تابع وزش باد منفعت می‌کند، از هر سو که باد منفعت شخصی بوزد، به آن سو می‌دود، حتی در آنجا شمشیر می‌زند.
غرض از نگارش این یادداشت، ماجرای افشاگری اخیر «سیروان خسروی» درباره پشت پرده مافیای رفتارهای سیاسی سلبریتی‌هاست که در آن رفتارهای این روزهای برخی چهره‌های شناخته شده فضای هنری و رسانه‌ای کشور در جهت سیاه‌نمایی ایران را یک رفتار مزوّرانه خوانده است.
وی همچنین در پست اینستاگرامی خود دلیل فعالیت‌های تبلیغاتی برخی از سلبریتی‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری دوره گذشته و حمایت آنها از یک چهره خاص را ناشی از پرداخت امتیازاتی از جنس دریافت دستمزد «۳ سانس کنسرت تهران» که مبلغ هنگفتی می‌شود، اعلام کرد.
این اعتراف صریح سیروان خسروی از بازی کانفورمیستی یا حزب بادی سلبریتی‌های معروف کشورمان حکایت دارد؛ چرا که همان‌هایی که دیروز منفعت‌شان در «تَکرار می‌کنم» بود، امروز به منتقدان سرسخت دولت بدل شده‌اند؛ نمونه‌اش هم حامد بهداد که چندی قبل در واکنش به گرانی بنزین و حوادث آبان‌ ماه نوشته بود: «مفتضح ما هنرمندان که به امید بهبود جامعه فریب خوردیم و رأی دادیم و تشویق کردیم و ناسزا خوردیم.»
البته ناگفته نماند، خود ما هم نقش مهمی در پرورش کانفورمیست‌های مجازی، سیاسی، هنری، حتی ورزشی داریم؛ زیرا تا کسی در چارچوب منافعش حرفی می‌زند یا حرکتی مطلوب ارزش‌های جمعی و نظام ما از خود بروز می‌دهد، سریع و بدون واکاوی ابعاد و زوایای پنهان، از وی حمایت می‌کنیم و تا حد ممکن بسترهای رشد و دیده شدنش را فراهم می‌کنیم، اما غافل از اینکه آنچه بیان کرده صرفاً تاکتیکی برای بهره‌برداری از جریان انقلاب بوده است و با وزش باد منفعت از سویی دیگر به همه آنچه پیش‌تر کرده بود به سرعت پشت پا خواهد زد.
مثالش هم کیمیا علیزاده که پس از کسب مدال برنز المپیک آنقدر به او امتیازات مالی و پر و بال تبلیغاتی داده شد که اصلاً خبر پناهندگی‌اش به هلند و بیانیه ضد ایرانی‌اش برای خیلی‌ها باور نکردنی بود. از این رو اگر می‌خواهیم از شر کانفورمیست‌ها در امان بمانیم باید به خودمان و جامعه آموزش دهیم که بیش از حد سلبریتی‌ها، اینفلوئنسرها و کلاً آدم‌های حزب باد را جدی نگیریم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۸ ، ۲۲:۲۶
روابط عمومی
بعد از اقدام تروریستی آمریکا در به شهادت رساندن سردار رشید اسلام، سپهبد حاج‌قاسم سلیمانی جامعه ایران یکپارچه سیاه‌پوش شد و یک‌صدا فریاد انتقام‌خواهی از آمریکای جنایتکار و مسببان پیدا و پنهان دیگر این حادثه تروریستی را سر داد که در نتیجه آن، همزمان با خاک سپاری سردار محبوب دل‌ها موشک‌های ایرانی اولین سیلی انتقام را به صورت آمریکایی‌ها حاضر در پایگاه نظامی «عین‌الاسد» وارد کرد؛ اما کسی نمی‌دانست که یک حادثه سهوی ناشی از خطای انسانی در کنار سوء مدیریت افکار عمومی، تنها ساعاتی پس از زدن سیلی اولیه #انتقام_سخت می‌تواند فضا را برای سوءاستفاده مجدد دشمن و شروع موج جدیدی از اغتشاشات مهیا کند.
ماجرا از این قرار بود که با توجه به احتمال حمله تلافی‌جویانه آمریکا، پدافند هوایی کشور در حالت آماده‌باش کامل قرار گرفته بودبا اشتباه اپراتور به سوی یک هواپیما شلیک کرده بود.
این شلیک مرگبار اگرچه به از دست رفتن جان شهروندان ایرانی و خارجی زیادی منجر شد، اما باید پذیرفت پیش از این نیز حوادث مشابهی از این دست در جهان رخ داده است؛ به طور مثال در سال ۲۰۱۷ و در جریان یک حادثه مشابه در میانه بحران جدایی‌طلبی اوکراین، یک هواپیمای مسافربری خطوط هوایی مالزی مورد اصابت موشک پدافند هوایی قرار گرفت که به کشته شدن ۲۹۸ مسافر آن منجر شد؛ لذا ماهیت اولیه این ماجرا زمینه منحصر به فردی برای موج‌سواری دشمن نداشت، لذا دستگاه رسانه‌ای دشمن برای موج‌سواری و تحریک افکار عمومی کشورمان و انتقام‌گیری از #انتقام_سخت بر جنبه‌ای دیگر از ماجرا متمرکز شد و آن هم چیزی نبود جز ماجرای سه روز تمرکز رسانه‌ها و منابع خبری رسمی بر ردّ هرگونه فرضیه‌ای مربوط به سقوط هواپیمای اوکراینی جز نقص فنی.در واقع دشمن در همان ساعات اولیه اعلام وقوع حادثه این گزاره را در اذهان عمومی برجسته کرد که چرا مقامات مسئول پیش از بازیابی اطلاعات جعبه سیاه بر کلیدواژه حتمی بودن نقص فنی هواپیما تأکید دارند؟ 

متأسفانه، وجود نداشتن یک سخنگوی واحد برای بحران پیش‌آمده موجب شد تا با تکرار، برجسته‌سازی و القای این گزاره در اذهان مخاطب فاقد سواد رسانه‌ای‌ـ که اغلب محتوای خبری مورد نیاز خود را از رسانه غیر رسمی دریافت می‌کندـ این شایعه در افکار عمومی شدت بگیرد که قطعاً در این ماجرا پای یک توطئه حکومتی در میان است، آن هم در شرایطی که بر اساس عرف و اصول مدیریت بحران، تمام کشورها تا پیش از مشخص شدن تمام ابعاد یک حادثه از اعلام رسمی علت آن اجتناب می‌کنند.
اما این بار مسئله فرق می‌کرد. در شرایطی که جبهه رسانه‌ای دشمن به دنبال عبور دادن ملت ایران از گفتمان ضد آمریکایی یکپارچه پس از شهادت سردار سلیمانی بود و با شدت تزریق گرد سیاه بی‌اعتمادی به جامعه را دنبال می‌کرد، سردار حاجی‌زاده، فرمانده هوافضای سپاه در یک اقدام شجاعانه، شرافتمندانه و بدون فرافکنی و برخلاف سیره مسئولان ارشدی که در شرایط بحران خود را بی‌خبر از هر مسئله مهمی در کشور معرفی می‌کنند، مسئولیت حادثه را بر عهده گرفت.
فارغ از چند و چون ماجرا، می‌توان از این حادثه برای بازسازی و ارتقای دستگاه مدیریت افکار عمومی کشور درس‌های مهم گرفت که اولین آن لزوم تعیین یک سخنگوی واحد برای بحران‌هاست؛ زیرا در ماجرای اخیر و پیش از اعلام رسمی دلیل بروز حادثه، شخصیت‌های حقیقی و حقوقی زیادی در این باره اظهار نظر کردند که برخی از آنها زمینه سوءاستفاده دشمن را فراهم کردند.
دومین درس، لزوم افزایش شفافیت رسانه‌ای در شرایط بحران است؛ به این معنا که در عصر جدید ارتباطات، رسانه نمی‌تواند صرفاً به تریبون یک طرفه مسئولان بدل شود، بلکه باید برای جلب اعتماد افکار عمومی به رسانه رسمی فرصت پرسش‌گری و پیگیری سؤالات افکار عمومی را داد.
و در نهایت سومین درس اینکه در ماجرای اخیر این امکان وجود داشت که اینفلوئنسرهای رسانه‌ای جبهه انقلاب پیش از اعلام رسمی عامل حادثه در جریان مسئله قرار گیرند و در جریان دفاع تمام کمال از گزاره «نقص فنی» و در رقابت با رسانه‌های معارض اعتبار رسانه‌ای خود را قربانی نکنند تا در حوادث آتی امکان تأثیرگذاری بر افکار عمومی برای آنها محفوظ بماند.

یادداشتی از: نوید کمالی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۸ ، ۰۰:۲۹
روابط عمومی

کنفدراسیون فوتبال آسیا در یک اقدام عجیب و غیر قابل قبول رسما اعلام کرد که باشگاه های ایرانی حاضر در رقابت های این فصل لیگ قهرمانان آسیا بایستی در زمین یک کشور ثالث از رقبای خود میزبانی کنند! این اقدام کنفدراسیون هر چند با واکنش جدی کشورمان روبرو شد اما مرغ AFC همچنان یک پا دارد و احتمالا این تصمیم ضد ایرانی تغییر نخواهد کرد.

اعلام این خبر هر چند موجب فوران خشم و عصبانیت فوتبال دوستان کشورمان شد اما ضربه حیثیتی و روانی این تصمیم به اعتبار بین المللی کشورمان مهتمر از خشم گذرا فوتبال دوستان است و طبیعتاً نباید به سادگی از کنار آن عبور کرد زیرا کنفدراسیون فوتبال آسیا به این دلیل میزبانی کشورمان از تیم های شرکت کننده در مسابقات آتی را ممنوع کرده که با شیطنت  و مهندسی برخی کشورهای منطقه جمعی از داوران و تیم ها شرکت کننده در مسابقات بدلیل آنچه نگرانی های امنیتی خوانده شده مخالفت خود با حضور در ایران را اعلام کرده اند.

خوشبختانه در واکنش به این اقدام کنفدرسایون هر چهار باشگاه فوتبالی  شهرخودرو، استقلال، پرسپولیس و سپاهان اعلام کرده‌اند که در صورت لغو نشدن تصمیم AFC در لیگ قهرمانان آسیا شرکت نخواهند کرد اما آیا به همین سادگی امکان عبور از توطئه سیاسی اخیر وجود دارد!؟ در پشت پرده این توطئه چه بازیگرانی فعال هستند و هدفشان از طراحی این پروژه ضد ایرانی چیست؟

 

پشت پرده تصمیم  ضد ایرانی

تصمیم اخیر کنفدراسیون فوتبال آسیا علیه کشورمان را می توان از ابعاد و زوایای مختلفی بررسی کرد که مهمترین آنها عبارتند از:

1.     با توجه به تابعیت بحرینی رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا به نظر می رسد که هدف از ابلاغ تصمیم ضد ایرانی اخیر در واقع تحمیل یک جنگ روانی بین المللی علیه کشورمان و زیر سوال بردن جزیره ثبات خاورمیانه در افکار عمومی جهان است زیرا لغو میزبانی ایران از بازی های لیگ قهرمانان آسیا با ادعای نا امن بودن کشورمان صورت گرفته که این مسئله یک تصویر نامطلوب و بی ثبات از کشورمان را به جهان مخابره می کند؛

2.     همزمانی تصمیم AFC با رخدادهای ضد ایرانی دیگر از جمله ترور سردار حاج قاسم سلیمانی، اعلام تحریم های اقتصادی جدید و فعال سازی مکانیسم ماشه همه نشان از تلاش جبهه متحد ضد ایرانی در راستای پیشبرد جنگ ترکیبی علیه کشورمان دارد آنهم به این صورت که همزمان با تداوم فشارهای سیاسی و اقتصادی به شکل ویژه به جنگ روانی نیز توجه می شود و از هر فرصتی برای بحران سازی روانی علیه کشورمان بهره برداری می گردد تا ملت ایران متقاعد به حمایت از بازگشت به میز مذاکره شوند؛

3.     برجسته سازی حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی و حفظ خط خبری آن در افکار عمومی جهان با هدف تداوم جنگ روانی علیه نیروهای مسلح کشورمان و نا امن جلوه دادن مرزهای هوایی ایران؛

4.     مهیا کردن فضای قهرمانی کشورهای عربی در مسابقات قهرمانی فوتبال آسیا پس از کنار زدن چهار تیم ایرانی؛

5.     بی توجهی به دیپلماسی ورزشی و فقدان آشنایی مناسب مدیران ارشد ورزش کشورمان با حقوق بین‌الملل ورزش و ساز و کار دادگاه بین المللی فوتبال CAS، دفاع از اعتبار ورزشی کشورمان را در میادین بین‌المللی را با مشکل روبرو کرده که این مسئله خود موجب شده تا دسیسه سازان ضد ایرانی حیاط خلوت مناسبی برای پرونده سازی حقوقی علیه کشورمان پیدا کنند و با هر ادعای باطلی ضربه ای به منافع ملی کشورمان وارد نمایند.

 

ردپای طراحان توطئه

همانگونه که پیشتر عنوان شد ریاست فعالی AFC بر عهده شیخ سلمان بن ابراهیم آل خلیفه از کشور بحرین است و تردیدی نسبت به دشمنی آشکار خاندان آل خلیفه با کشورمان وجود ندارد لذا اگر بحرین را مجری توطئه ضد ایرانی اخیر بدانیم قطعاً کشورهای دیگری طراحی این پروژه را بر عهده داشته اند.

برای کشف ردپای طراحان این ماجرا بایستی به خط خبری ماجرا دقت کرد و دید که اخبار مربوط به این ماجرا بیشتر از طریق چه کشورهایی پوشش داده می شود!

خشوبختانه مرور و پایش اخبار حکایت از این امر دارد که سعودی ها و اماراتی ها بیشترین نقش را در اطلاع رسانی و برجسته سازی اخبار مربوط به محرومیت میزبانی ایران از مسابقات قهرمانی آسیا دارند، بطور مثال روزنامه اماراتی البیان در رابطه با چرایی محرومیت میزبانی ایران از سوی AFC نوشت: "بعد از ترور سردار سلیمانی فرمانده سپاه قدس منطقه شاهد تنش سیاسی و نظامی شد و بعد از آن ایران با موشک‌های بالستیک پاسخ این حمله آمریکا را داد و در همان روز یک هواپیمای اوکراینی به اشتباه در ایران سقوط کرد که این منجر به کشته شدن ۱۷۶ نفر شد. به نظر می‌رسد که دلیل تصمیم کنفدراسیون فوتبال آسیا این موضوعات باشد، البته ایران اصرار دارد که این کشور امن‌ترین کشور منطقه برای برگزاری هر رقابتی است".

 سایت روزنامه الشرق الاوسط عربستان نیز در ادامه این جنگ روانی مدعی شد: " دلیل تصمیم اخیر AFC این بوده که شرکت‌های هواپیمایی کشورهای مختلف بعد از اتفاقی که برای هواپیمای اوکراینی افتاد از سفر کردن به ایران خودداری می‌کنند."

سایت نشریه الریاضیه عربستان نیز در نوشت:" کنفدراسیون فوتبال آسیا اعلام کرده به چند دلیل اجازه میزبانی به ایران نمی‌دهد از جمله اینکه داوران حاضر نیستند در این کشور قضاوت کنند."

از این رو مشخص است که عربستان سعودی و امارات نقشی جدی در تحریک AFC در جهت اعلام محرومیت میزبانی کشورمان از مسابقات فوتبالی پیش رو داشته اند اما واضح و مبرهن است که این بازی ضد ایرانی اتاق فکر بزرگتری در خارج از منطقه دارد و آن هم جایی نیست جز میز ایران سازمان سیا در لانگلی ایالت ویرجینیای ایالات متحده آمریکا؛ زیرا مسئولیت طراحی و مدیریت پروژه های ایران هراسی از جمله مورد بر عهده این نهاد اطلاعاتی است.

واژه ایران هراسی یا Iranophobia  به معنای ایجاد ترس شدید و غیرعقلانی از کشور و ملت ایران است و آمریکایی ها در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی آن را در قالب یک پروژه سیاسی-امنیتی به صورت مستمر پیگیری کرده اند.

دشمنان کشورمان با بهره گیری از مسائلی همچون توان هسته ای، قدرت موشکی و نفوذ منطقه ای همواره تلاش می‌کنند تا از کشورمان به عنوان یک تهدید بزرگ برای ثبات و امنیت منطقه تصویر سازی کنند تا از این طریق سایر کشورها را نیز در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران همراه نمایند.

به عبارت بهتر ایران هراسی یک سیاست گذاری راهبردی برای مهار انقلاب اسلامی است و از این رو بی توجهی به اقداماتی از جمله لغو میزبانی مسابقات فوتبال قهرمانان آسیا در کشورمان و انجام واکنش هایی منفعلانه نسبت به آن می توانند منافع ملی و منطقه ای کشورمان را با تهدیدات جدی روبرو نماید لذا از مسئولین دستگاه دیپلماسی سیاسی و ورزشی کشورمان انتظار می رود که در مواجهه با تصمیم جدید AFC تدابیر موثر و سازنده ای را پیگیری نموده و از حقوق ملت ایران در عرصه های بین المللی به بهترین نحو دفاع نمایند.


یادداشتی از: نوید کمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۸ ، ۲۳:۲۲
روابط عمومی

بعد از ماجرای ترور سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و جمعی از یاران شهیدش افکار عمومی ایران و جهان شاهد وقوع سلسله وار حوادث گوناگونی در سطح ایران و منطقه بود. اما در بین همه آنها، فعال شدن مکانیسم ماشه توسط طرف‌های اروپایی باقی مانده در برجام بود که اکنون به سرخط تحلیل های رسانه های مطرح جهان بدل شده است. با توجه به تاثیرگذار بودن تحولات سیاسی بر اقتصاد و معیشت عمومی حال این سوال در افکار عمومی کشور مطرح شده است که مکانیسم ماشه چیست و چه تاثیری بر زندگی آنها خواهد داشت؟ برای پاسخ به این سوال باید نگاهی به ساز و کار حل اختلاف توافق هسته ای معروف به برجام یا JCPOA  داشته باشیم.

 

مکانیسم ماشه

مکانیسم ماشه یا SnapBack  همان «ساز و کار حل اختلافات» یا dispute mechanism است که جزئیات آن در بند‌های ۳۶ و ۳۷ این توافق بین المللی ذکر شده است، در این بندها مسائل مربوط به حل و فصل اختلاف میان طرف‌های دخیل در توافق هسته که شامل کشورهای ایران، آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و چین یا همان 1+5 است ذکر شده و در صورت بروز هر گونه اختلاف و مناقشه در طول توافق باید به آن مراجعه کرد.

بر اساس این دو بند طرف های توافق در صورت ناکام ماندن فرایند پیش‌برد تعهدات تعهد شده، می‌توانند با فعال کردن مکانیسم ماشه موجب بازگشت خودکار تحریم‌های بین المللی علیه کشورمان شوند. البته در سوی دیگر توافق کشور ما نیز می‌تواند به طور آزادانه فرایند اتمی پیش از برجام را مجددا پیگیری نماید.

بر اساس بندهای 36 و 37 در صورتی که طرف های مقابل کشورمان را به عدم پایبندی اساسی به مفاد توافق هسته‌ای متهم کنند، خواهند توانست این اتهام را به کمیسیون مشترک برجام کشانده و کشورمان را وادار به جلب رضایت طرف‌های شاکی کنند. البته فرصت جلب رضایت به 30 روز محدود شده است و در صورتی که در این زمان رضایت طرف شاکی جلب نشود، پرونده شکایت از کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارسال خواهد شد.

 

شورای امنیت نیز که شامل پنج عضو دائم و ده عضو غیر دائم است بایستی حداکثر طی یک ماه پس از دریافت پرونده شکایت درباره بازگشت تحریم‌های ایران رأی‌گیری کند.

 

البته باید به این نکته توجه داشت که اعضای دائم این شورا عبارتند از روسیه، چین، آمریکا، فرانسه و انگلیس و با توجه به روابط راهبردی کشورمان با دو کشور روسیه و چین انتظار عمومی بر این است که تصمیمات ضد ایرانی طرف های غربی برجام که از قضا عضو دائم شورای امنیت با وتوی این دو کشور روبرو شود. اما در عمل این انتظار آن‌چنان نزدیک به واقعیت نیست، زیرا کشور‌های غربی عضو برجام در مذاکرات هسته ای ساختار این رأی‌گیری را به گونه‌ای مهندسی کرده اند که امکان وتوی نظرشان درباره تحمیل مجدد تحریم‌ها علیه کشورمان برای روسیه و چین مقدور نخواهد بود.

 

بر اساس مکانیسم ماشه اعضای شورای امنیت به جای رأی‌گیری درباره رفع تحریم‌ها بر سر ادامه رفع تحریم‌ها رأی‌گیری خواهند کرد در این صورت هم طبیعتا نظر طرف های غربی مخالفت با روند ادامه رفع تحریم ها خواهد بود که نتیجه آن چیزی جز بازگشت قطعنامه‌های تحریمی پیشین سازمان ملل متحد علیه کشورمان نخواهد بود.

 

البته طرف های دشمنان کشورمان از جمله ایالات متحده امریکا می کوشند تا دور جدید تحریم ها شامل قرار گرفتن کشورمان در ذیل فصل هفت سازمان ملل متحد باشد.

 

فصل هفت سازمان ملل متحد چیست!؟

عنوان فصل هفت منشور ملل متحد که این روزها زیاد از آن صحبت می شود، چیزی نیست جز «اقدام در موارد تهدید علیه صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز» و شورای امنیت در هر زمانی که بخواهد بصورت جدی به پرونده یک کشور رسیدگی کند، آن کشور را ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد قرار می‌دهد.

 

اما در بین بندهای متعدد فصل هفت بند‌های ۴۱ و ۴۲ بیش از همه دارای اهمیت هستند. زیرا بر مبنای بند ۴۱ شورای امنیت می‌تواند برای اجرای تصمیمات خود می‌تواند از اعضای ملل متحد درخواست همکاری نماید که بر اساس تعریف این بند این اقدامات ممکن است که شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات لجستیکی زمینی، هوایی و دریایی و حتی قطع روابط سیاسی باشد.

بند ۴۲ فصل هفت نیز شامل استفاده از زور و گزینه نظامی برای مهار کشور و تهدید مورد نظر شورای امنیت است و بر اساس تعریف آن در صورتی که شورا تشخیص دهد که اقدامات پیش‌بینی‌شده در ماده ۴۱ برای مهار تهدید کافی نیست یا نخواهد بود، می‌تواند به وسیله نیروهای نظامی اعضای سازمان ملل متحد برای آنچه حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی خوانده شده وارد عمل شود.

یک نکته جالب اینکه اگر در قطعنامه شورای امنیت، صرفا عبارت قرار گرفتن در ذیل فصل هفت درج شود به صورت همزمان آن کشور شامل بند 41 و 42 یعنی مواجه با تحریم و اقدام نظامی خواهد شد. اما اگر عبارتی مانند ذیل بند 41 فصل هفت در بیانیه اعلام شود صرفا کشور هدف با تحریم روبرو خواهد شد.

 

راهکارهای پیش روی ایران

عملا باید پذیرفت تحریم‌های شورای امنیت نسبت به تحریم‌های گوناگون و چند وجهی آمریکا دارای اهمیت کم‌تری هستند و اگر حتی با نهایی شدن بازگشت تحریم ها هر شش قطعنامه شورای امنیت علیه کشورمان بازگردد، باز هم توانی در حد تحریم‌های آمریکا نخواهد داشت. لذا نباید با برجسته سازی تحریم‌های احتمالی، اذهان عمومی را مطابق میل برخی جریان ها مشتاق حمایت از مذاکره با شیطان بزرگ کرد.

 

البته در برابر این اقدام غیر اخلاقی سه کشور اروپایی عضو برجام، کشورمان بایستی رسما پنج گام اعلام شده کاهش تعهدات برجامی را به حالت اجرایی در آورده  و بلافاصله غنی‌سازی ۲۰ درصد را آغاز نماید.

 

همزمان کشورمان بایستی تعداد سانتریفیوژهای خود را افزایش داده و روند افزایش ذخایر هسته‌ای را پیگیری نماید. زیرا بر اساس بند سوم توافق هسته ای مصوب مجلس شورای اسلامی دولت کشورمان موظف است که هرگونه عدم ‌پایبندی طرف مقابل را در زمینه لغو مؤثر تحریم‌ها یا بازگرداندن تحریم‌های لغوشده و یا وضع تحریم جدید تحت هر عنوان دیگر را به‌ دقت رصد کرده و اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام دهد و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و توسعه سریع برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز جمهوری اسلامی ایران را سامان دهد. به‌طوری‌که ظرف مدت دو سال ظرفیت غنی‌سازی کشور به یکصد و نود هزار سو افزایش یابد.

 

پر واضح است که با اجرای این روند و اطلاع رسانی آن در سطح گسترده افکار عمومی غرب علیه تمایل دولت هایشان برای شروع دور جدیدی از تنش فرا منطقه ای بسیج خواهد شد و همزمان دولت های غربی بر مصمم بودن کشورمان برای پیگیری حقوق اساسی هسته ای خود پی خواهد برد که این مسئله می تواند زمینه عقب نشینی آنها از موضع فعلی را فراهم کند. خصوصا به این دلیل که طرف های غربی و خاصه اروپایی تمایلی به شروع رقابت تسلیحاتی گسترده در غرب آسیا ندارند و شروع این دست رقابت ها را زمینه ساز بروز تهدیدات مهلکی علیه امنیت ملی خود ارزیابی می کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۸ ، ۲۳:۳۶
روابط عمومی
خبرگزاری فارس؛ یادداشت میهمان ـ نوید کمالی کارشناس مسائل سیاسی: از سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی به عنوان محبوب ترین و مقتدرترین چهره تاثیرگذار جهان اسلام یاد می شود و برخی وی را همسان مالک بن حارث نخعی یا همان مالک اشتر علی (ع) که شخصیتی شناخته شده در تاریخ صدر اسلام است ارزیابی کرده و در عمل وی را قهرمانی ملی و منطقه ای که نام و یادش در صفحات تاریخ ایران و بلکه جهان اسلام و خاصه تشییع ماندگار خواهد شد معرفی می کنند.

حاج قاسم سلیمانی که ماجرای شهادتش به مهمترین رخداد ایران و جهان اسلام بدل شد، در ظاهر یک شخصیت نظامی است که در کسوت فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیش از دو دهه از عمر با برکت خویش را که برابر با نیمی از عمر انقلاب اسلامی است صرف پیشبرد آرمان های انقلاب اسلامی در پشتیبانی از مستضعفین عالم و مبارزه با استعمار و استکبار کشورهایی از جمله امریکا نمود و در آخرین لحظات عمر نیز در حال پیگیری پیشبرد همین مبارزه مقدس بود که بدست آمریکایی ها به شهادت رسید.

شکی نیست که در یک برداشت باینری، این مختصات شغلی و جایگاه مسئولیتی آنهم در قالب یک فرمانده ارشد نظامی این تصویر را در ذهن مخاطب نا آشنا با شخصیت آسمانی سردار دل ها تداعی می کند که وی بطور قطع بایستی دارای روحیات خشک امنیتی، نظامی داشته باشد اما در عمل و برخلاف این برداشت کلاسیک از شخصیت چهره های نظامی، وی بیش از هر چهره فرهنگی ، سیاسی و حتی نظامی کشور در بین افکار عمومی دارای محبوبیت داشت و امروز حتی پس از شهادتش بر حجم دوستداران او بیش از پیش افزوده شده بطوری که حتی برخی محبوبیت این فرمانده نظامی را در تاریخ ایران کم نظیر و بی سابقه ارزیابی می کنند.
در واقع اگر چه حاج قاسم یک فرمانده نظامی بود اما در عمل شخصیت او بزرگتر از این بود که در چهارچوب یک شغل یا مسئولیت محصور شده و صرفا در همان چهارچوب نقش آفرینی نماید بلکه وی با بهره گیری از شخصیت چند وجهی خود در جبهه جنگ یک فرمانده بی همتای نظامی، در مواجه با رهبران سیاسی منطقه و جهان یک دیپلمات کار کشته و در برخورد با رزمندگان و خانواده های شهدا و توده های مردم یک همدل، همراه و پشتیبان بی بدیل بود بطوری که فرزندان شهداء در حضور و آغوش پر مهر او انعکاسی از پدر شهید خود را مشاهد می کردند و عاشقانه دوستدار سردار بودند و بعد از شهادتش گفتند و نوشتند که گویی دگر بار پدر خویش را از دست داده اند.

پس اگر بخواهیم راز محبوبیت حاج قاسم را بازشناسایی کنیم باید از جنبه های گوناگون این شهید که موجب نفوذ حب و محبت او در قلب های توده های مردم در این سو و آنسوی مرزهای خاکی کشورمان شده مطلع شویم.

اولین مورد از مهمترین و محوری ترین دلایل محبوبیت حاج قاسم مربوط به ماجرای حضور و مبارزه داهیانه و شجاعانه او در برابر داعش و جماعت تکفیری است بطوری که این حضور خالصانه خود زمینه سازی و مشوق حضور داوطلبانه هزاران رزمنده محب اهل بیت(ع) در جبهه مقابله با داعش شد که نتیجه آن را می‌توان در فروپاشی امپراطوری وحشت داعش مشاهده کرد.

در واقع حضور شجاعانه حاج قاسم در عراق و سوریه و متوقف نشدن او در سنگرهای فرماندهی و کنترل جنگ و قرار گرفتن بر فراز خاکریزها و کنترل میدانی صحنه نبرد بود که باعث شد در عمل حاج قاسم به قهرمان بی بدیل رزمندگان جبهه مقاومت و همچنین توده های مردم بدل شود.

اما فرای از این جنبه های حرفه ای حاج قاسم در حوزه فرماندهی جنگ، یک از مهمترین ویژگی های وی حضور موثر در عرصه های اجتماعی بود، بطوری که می توان این ویژگی های شهید را به عنوان تجلی عملی مردمی بودن در معنای صحیح و دقیق آن دانست.

حاج قاسم اگر امروز محبوب دل هاست رازش را باید در مهرورزی و تعامل او با همه اقشار مردم دانست زیرا هر چند یکی از مهمترین مسئولیت های نظام و کشور و انقلاب را بر عهده داشت اما این مسئولیت ها و عناوین و ستاره ها موجب نشد تا از ارتباط با مردم فاصله بگیرد و تنها آنها را از پشت شیشه خودروها بنگرد.

حاج قاسم اگر چه مرد جنگ بود اما می دانست که امروز مهمترین عرصه جنگ با دشمن عرصه جنگ نرم است و برایش تاکید بر اهمیت جنگ نرم صرفا تکرار یک حرف قشنگ نبود و بلکه در عمل از هر فرصتی برای بیان و پیگیری دغدغه های فرهنگی و اجتماعی و بیدار کردن مسئولین از خواب غفلت بهره می برد.

بطور مثال حاج قاسم سلیمانی در سال  96 و در یک سخنرانی رسمی در جمع ائمه جماعات مساجد با انتقاد بی پرده از برخی روحانیون بی توجه به تحولات فرهنگی و اجتماعی روز اظهار داشته بود: "وقتی یک برادر چند شغله و خسته را امام جماعت یک مسجد می‌کنیم، این فرد چطور می‌خواهد محیط مسجد را حفظ کند؟"

شهید سلیمانی اما نقد خود را محدود به بی توجهی برخی مسئولین فرهنگی به مسائل اجتماعی و فرهنگی نکرده و به نقد جزم‌گرایی در مواجهه با مسائل فرهنگی و اجتماعی که در برخی حوزه های حساس اجتماعی که بیش از همه نیاز به جلب مشارکت عمومی دارد هم می پرداخت: "من و آدم‌های خودم. من و رفقای خودم. من و مریدهای خودم. این بی‌حجاب است، این باحجاب است. این چپ است، آن راست است، این اصلاح طلب است، او اصولگراست، خب پس چه کسی را می‌خواهید حفظ کنید؟ همان دختر کم‌حجاب دختر من است. دختر ما و شماست؛ نه دختر خاص من و شما، اما جامعه ماست."

این ویژگی ها و دیدگاه ها در کنار ساده زیستی و عدم ظهور و بروز به عنوان یک چهره سیاسی عرفی و صادق بودن در کلام و روش و منش منجر به این امر شد که سلیمانی در اذهان عمومی به عنوان یک چهره محبوب و قابل اتکا جلوه کند و محبوب قلب ها باشد و این محبوبیت در کنار اقدامات نظامی و راهبردی او در جبهه مقاومت و در کنار سایر ویژگی ها گفته و ناگفته موجب شد تا سرمایه عظیمی تحت عنوان سرمایه اجتماعی اقتدار محور مقاومت خلق شود و سلیمانی به عنوان نماد این اقتدار به محور توجه قلوب همراهان مقاومت اسلامی در مواجهه استکبار بدل گردد.

اما امروز که شهید در بین ما نیست، بر خلاف انتظار دشمن نه تنها این سرمایه و اقتدار ناشی از عملکرد و کردار حاج قاسم در داخل و خارج کشور کاهش نیافت بلکه شهادت او زمینه ساز اجماع ملی و منطقه ای علیه استکبار جهانی و خاصه آمریکای جنایتکار شد و امروز مسئولین بایستی از این سرمایه به خوبی حراست و حفاظت کرده و در بسط آن در حوزه منطقه ای و فرا منطقه ای کوشا باشند.

حادثه غمبار سقوط هواپیمای مسافری، بهانه ای به دست دشمنان حاج قاسم داده است تا با سواستفاده از احساسات جریحه دار شده مردم، کینه خود از راه و میراث این سردار پرافتخار را به نمایش بگذارند. این کینه نه عجیب است و نه غیرمنتظره؛ آمریکا و مزدوران آن از حاج قاسم کم سیلی نخورده اند. او همانقدر که در بین آحاد مردم محبوب است، از سوی دشمنان این مردم، مورد غضب و کینه است.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۸ ، ۲۳:۳۶
روابط عمومی

اگر به مرور اخبار تحولات جهان اسلام و غرب آسیا علاقه داشته باشید حتما طی هفته های اخیر اخبار مربوط به تحولات لیبی توجه شما را به خود جلب کرده است، لیبی که بر اساس برآوردهای بین المللی دارای ذخایر نفتی عظیمی به حجم بیش از 48 میلیارد بشکه است و هنوز میدان‌های نفتی زیادی در این کشور مورد بهره برداری قرار نگرفته، این روزها به یکی از محورهای اصلی و البته جدید تحولات سیاسی جهان مبدل شده و به نظر می رسد که تداوم شرایط فعلی این کشور می تواند موجب شروع یک تنش بین المللی جدید و حتی فراگیرتر از بحران سوریه شود که برخی از آن با عنوان خطر جنگ جهانی سوم یاد می‌کنند.
 
متاسفانه با گذشت قریب به 9 سال از سرنگونی نظام دیکتاتوری قذافی این کشور عربی _ آفریقایی حال و روز خوشی ندارد و از یک سو ترکیه و قطر از سوی دیگر امارات، مصر و دیگر کشورهای غربی در حال جدال بر سر سهم خواهی از منابع عظیم نفتی این کشور هستند زیرا عدم وجود یک دولت مقتدر ملی موجب شده تا این‌گونه دست درازی‌ها با مانعی از جانب ملت لیبی روبرو نگردد، البته تمام متجاوزین و غارتگران امروز منابع لیبی از شعارهای زیبا و مخاطب پسندی برای سرپوش گذاشتن بر نیات واقعی خود بهره می‌برند که مهمترین نمونه آن طرح ادعای تلاش برای برقراری امنیت در این کشور نفت‌خیز است.
 
رقابت سلطان و پادشاه!
عربستان و ترکیه که هر یک خود را در جایگاه رهبری جهان اسلام تعریف و تبلیغ می‌کنند در عمل به دو بازیگر منطقه ای مهم در جریان تحولات لیبی بدل شده اند زیرا سرنوشت این کشور را به عنوان بستری تاثیرگذار بر هژمونی آینده خود ارزیابی می کنند.

به همین دلیل نیز بر اساس گزارشات منتشر شده در رسانه های بین المللی، عربستان به «ژنرال حفتر» در ازای اقدام در جهت تصرف طرابلس پایتخت لیبی وعده ارائه ده‌ها میلیون دلار کمک مالی ارائه کرده است. ترکیه نیز مانند تجربه سوریه و عراق در راستای افزایش بازار تحت نفوذ خود و تبدیل شدن به مهمترین قدرت اقتصادی غرب آسیا، برنامه های سرمایه گذاری اقتصادی وسیعی را برای لیبی طراحی کرده است که ارزش آنها بالغ بر 18 میلیارد دلار برآورد می شود. اما از دیدگاه آنکارا برای حفظ منافع ترکیه در لیبی چاره ای جز حفاظت از دولت وفاق ملی مستقر در طرابلس نیست.
 
البته رقابت ترکیه و عربستان به تشکیل دو جبهه مختلف انجامیده و امروز تونس و قطر در صف آنکارا به حمایت از دولت وفاق ملی مشغول اند و ایتالیا، فرانسه و امارت در صف ریاض در حال حمایت از ژنرال حفتر هستند. البته در پی طرح درخواست لزوم تسلیم طرابلس طی ۷۲ ساعت از سوی قوای نظامی ژنرال حفتر، دولت وفاق ملی مستقر در طرابلس رسما از اردوغان و ارتش ترکیه برای ورود لیبی و جلوگیری از سقوط پایتخت این کشور دعوت کرد و با تایید پارلمان ترکیه رسماً پای این کشور به جنگ نظامی در لیبی علیه قوای تحت حمایت عربستان کشیده شد، آن هم در شرایطی که طرح این درخواست و اعلام موافقت اولیه اردوغان با واکنش شدید کشورهایی مختلفی از جمله عربستان، مصر و امارات روبرو شد و حتی این کشورها خواهان مداخله آمریکا برای ممانعت از حضور ترکیه در جنگ داخلی لیبی شدند.
 


تحرکات جدید ترکیه در لیبی
به دلیل فروپاشی نیروی هوایی لیبی در جریان جنگ داخلی این کشور عملا در طول سالیان گذشته، بحران لیبی اغلب یک جنگ فرسایشی زمینی بوده، لذا اولین درخواست دولت وفاق ملی از ترکیه ایجاد پوشش هوایی بر سر طرابلس و ممانعت از نزدیک شدن ستون های نظامی ژنرال حفتر به این شهر است هر چند که در صف مقابل هم جنگنده های مصری و اماراتی در حال حمایت از لشکرکشی ژنرال حفتر به سوی طرابلس هستند.
 
با این حال با توجه به نزدیکی پایگاه هوایی ترکیه در قبرس به لیبی و همچنین تمایل تونس به همکاری با ترکیه و ارائه بستر بهره برداری نظامی از خاک این کشور به نظر می‌رسد که نیروی هوایی ترکیه امکان حضور پررنگی را در عرصه جنگ داخلی لیبی خواهد داشت، هر چند که این مسئله منجر به حضور فعال‌تر کشورهای رقیب در این بحران خواهد شد، آن هم به این دلیل که مصر در مجاورت لیبی قرار داد و امارات هم دارای چندین پایگاه نظامی و لجستیکی در گوشه و کنار آفریقا است و حداقل بر اساس آمار منتشر شده این دو کشور آمادگی رزم بالایی برای ورود به بحران لیبی دارند.

با این حال فارغ از مباحث مربوط به برتری نظامی هر یک از دو طرف ماجرا، یکی از چالش برانگیزترین اقدامات اخیر ترکیه اعزام گروهی از تروریست‌های سوری تحت حمایت خود به طرابلس است که این مسئله به نوبه خود می‌تواند پیامدهای جدی و خطرناکی برای منطقه بحران زده شمال آفریقا به همراه داشته باشد.
 
همه چیز مربوط به نفت نیست!
شکی نیست که منابع نفتی عظیم لیبی یکی از مهمترین دلایل مداخله کشورهای مختلف در بحران این کشور است اما این بحران یک جنبه برجسته دیگر هم دارد که اهمیت آن برای برخی طرف ها از مسئله انرژی کمتر نیست.
 
ریشه اختلاف ترکیه و عربستان به تفاوت نگاه و ایدئولوژی حاکم بر آنها بر می گردد، زیرا دولت ترکیه خود را میراث دار اخوان مسلمین می داند و با همراهی قطر سعی در حمایت از دولت وفاق ملی لیبی دارد، اما در مقابل امارات و مصر که هر دو به شدت از قدرت‌گیری اخوان المسلمین در شمال آفریقا واهمه دارند و با همراهی عربستان در صدد ریشه کن کردن این تهدید ایدئولوژیک علیه منافع خود هستند و در این بین نگرانی ژنرال سیسی رئیس جمهور مصر، بیش از همه است. زیرا وی شخصا با کودتایی علیه اخوان المسلمین به قدرت رسید و قدرت گیری جریان اخوان در مرزهای غربی این کشور و تکیه زدن آنها بر منابع نفتی عظیم لیبی می‌تواند آینده حکومت نظامی مصر را با تهدید و چالش جدی روبرو کند.
 


اروپا و بحران لیبی
طرف های اروپایی و به طور خاص فرانسه و ایتالیا که از گذشته دارای روابطی نزدیک با لیبی بوده‌اند امروز با همراهی جبهه سعودی در تلاش برای سرنگونی دولتی هستند که فعلا از منظر سازمان ملل متحد به عنوان دولت رسمی لیبی شناخته می‌شود. اما با این تفاوت که این دو کشور اروپایی ترجیح می‌دهند که شخصا داعیه دار حضور نظامی در لیبی نباشند و ناتو به عنوان نماینده نظامی اتحادیه اروپا در این بحران مداخله کند. هرچند که این مسئله با یک چالش جدی به نام ترکیه روبرو است، زیرا ترکیه رسما از اعضای ناتو به شمار می‌رود اما به نظر نمی‌رسد که در شرایط فعلی آنکارا مایل باشد تا بر خلاف سیاست های فعلی خود در قبال طرابلس با ناتو همکاری کند.
 
همچنین آلمان به عنوان یکی از مهمترین کشورهای اروپایی عضو ناتو علاقه ای به مداخله نظامی در بحران لیبی ندارد و بیشتر بر پیگیری فرایند حل و فصل سیاسی تاکید می ورزد. با این حال در صورت جدی شدن بحران لیبی و حضور نظامی ترکیه در این کشور دور از ذهن نیست که قدرت های نگران اروپایی مستقلاً برای حفظ منافع استراتژیک خود در لیبی وارد عمل شوند و شعله های جنگی فراگیر در آن منطقه شکل گیرد.
 
بازی دوگانه قدرت های بزرگ
روسیه هر چند در شرایط فعلی از طریق نیروهای ویژه خود موسوم به «گروه واگنر» از نیروهای ژنرال حفتر حمایت می کند. اما در عمل تمایلی به پایان تنش در لیبی ندارد، زیرا در صورت حاکم شدن ثبات بر این کشور امکان صادرات گاز لیبی به اروپا فراهم خواهد شد و این مسئله نفوذ روسیه بر اروپای نیازمند انرژی را تا حدود زیادی کاهش خواهد داد. لذا به نظر می‌رسد که تا حد امکان مسکو مایل به تداوم بحران در لیبی است.
 
واشنگتن نیز در شرایط فعلی عملا در مقابل ترکیه قرار دارد. اما به جای درگیری مستقیم تلاش می‌کند تا با تحریک قبرس و یونان، آزادی عمل ترکیه برای مداخله نظامی در بحران لیبی را تا حد امکان کاهش دهد. با توجه به آنچه بیان شد بحران لیبی عملا در حال تبدیل شدن به یکی از پیچیده ترین بحران های تاریخ معاصر آن منطقه است، که این مسئله می‌تواند زمینه وقوع یک تنش خون‌بارتر و گسترده تر نسبت به بحران سوریه را بیش از پیش مهیا کند. لذا از هم اکنون بازیگران منطقه ای بایستی خود را برای مواجهه با چالش امنیتی و اقتصادی متعدد ناشی این بحران خود ساخته آماده کنند.


یادداشتی از : نوید کمالی -  تحلیلگر راهبردی حوزه رسانه و دیپلماسی

این یادداشت با عنوان "نگاهی به تحولات اخیر لیبی ائتلاف های منطقه ای از جان لیبی چه می خواهند؟" پیشتر در راسخون منتشر شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۸ ، ۲۰:۴۱
روابط عمومی

در میان صدها و بلکه هزاران واقعه‌ای که هر روز در سطح جهان به وقوع می‌پیوندد و انتشار خبرش توجه کاربران را به خود جلب می‌کند، کمتر پیش می‌آید یک خبر واحد به ترند بین‌المللی یا محور توجه اذهان عمومی جهان بدل شود و برای یک مدت طولانی در همین جایگاه باقی بماند، مگر آنکه آن خبر یا رخداد در منظر افکار عمومی جهان اهمیت بالایی داشته باشد و مردم آن رخداد را مهم و بر زندگی و آینده خود تأثیرگذار ارزیابی کنند.


برای نمونه واقعه ۱۱ سپتامبر یا اعلام ظهور و سقوط حکومت تروریستی داعش از جمله رخدادهایی بود که در تمام کشورهای جهان به صورت ویژه به آن توجه کردند؛ زیرا بر همگان آشکار بود که عواقب و آثار مربوط به این رخدادها به یک حوزه خاص جغرافیایی محدود نیست.

از این رو در ماجرای تروریستی اخیر که به شهادت سردار رشید سپاه اسلام، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و جمعی از یارانش به دست نظامیان تروریست آمریکایی منجر شد، پس از اعلام و تأیید رسمی خبر آن با توجه به ابعاد فرا منطقه‌ای این حادثه تروریستی شاهد بودیم موجی از توجه افکار عمومی جهان، فارغ از رنگ، نژاد، زبان، دین و آیین پیرامون این موضوع شکل گرفت؛ اما نه به این صورت که صرفاً عبارت Qasem Soleimani به ترند و موضوع بحث و تبادل نظر در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی کاربران بین‌المللی تبدیل شود؛ بلکه همراه با عبارات مربوط به نام شهید، هشتگ‌های دیگری مانند World War۳، WWIII و Iran به ترند عمومی کاربران فرا منطقه‌ای بدل شد؛ این موضوع اطلاع جامعه جهانی نسبت به اهمیت حادثه ترور سردار رشید جبهه مقاومت و تبعات دامن‌گیر آن برای آمریکا و متحدان تروریستش را نمایان می‌کند.


خوشبختانه، یکی از امید بخش‌ترین جلوه‌های این واقعه استفاده کاربران فضای مجازی از هشتگ «جنگ جهانی سوم» در گفت‌وگوهای مربوط به این حادثه بود، کاربران با چنین عملی این واقعیت را فریاد می‌زنند که فارغ از سلطه نظام رسانه‌ای پلید و استکباری غرب، هنوز هم وجدان‌های‌شان نسبت به آنچه در جهان می‌گذرد، بیدار است و این واقعه تروریستی را یک حادثه معمولی قلمداد نمی‌کنند.
البته دلیل این برداشت نیز مشخص است؛ حاج قاسم فقط یک فرمانده ایرانی نبود، بلکه سلیمانی در عمل، راهبر و نماینده پیشگام جبهه ایستادگی در مقابله با هیمنه استکباری غرب به سرکردگی آمریکا بود و مبارزه نفس‌گیر او با تروریسم بین‌الملل در طول قریب به دو دهه گذشته موجب شد امروز نه تنها غرب آسیا بلکه شرق آسیا، اتحادیه اروپا و دیگر نقاط جهان از شر تروریسم سیاه دست‌پرورده آمریکا رهایی یابد.
به عبارت بهتر، مخاطب جهانی امروز به مدد رسانه‌های پرتعداد منطقه‌ای، بین‌المللی و به ویژه رسانه‌های آزاد جبهه مقاومت به خوبی دریافته است ترور اخیر در فرودگاه بغداد، در عمل هدفی جز تقویت تروریسم ندارد؛ زیرا قربانی ترور خود قهرمان مبارزه با تروریسم لقب داشت، آن هم در حالی که به اذعان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، هیلاری کلینتون و دیگر سران این کشور عامل شکل‌گیری این گروه تروریستی جنایتکار بودند؛ بنابراین افکار عمومی جهان به خوبی دریافته است که آمران این اقدام تروریستی و غیرقانونی با صدور فرمان شلیک موشک به خودرو حامل سردار سلیمانی، در عمل کوشیده‌اند تا این قهرمان نامور جهانی را از صحنه بیرون و مسیر بازگشت تروریسم را به منطقه مهیا کنند؛ البته از منظر کاربران جهانی نتیجه این اقدام چیزی جز مهیا شدن زمینه مواجهه جبهه خیر و شر که از آن با نام‌هایی مانند World War III یاد کرده‌اند، نخواهد بود.

شکی نیست که مقیاس و ماهیت جنگ جهانی آتی بشر با دو جنگ جهانی سابق متفاوت خواهد بود؛ زیرا در دو جنگ جهانی گذشته میلیون‌ها انسان فقط به دلیل زیاده‌خواهی مادی و ارضی رهبرانی، مانند استالین، چرچیل و هیتلر به کام مرگ افتادند؛ اما در جنگ جهانی جدید، جهان فارغ از منفعت‌طلبی‌های قومی، نژادی و ایدئولوژیک رایج در تاریخ بشر به دو گروه خیر و شر تقسیم خواهد شد که جبهه شر آن حافظ وضع موجود و خواهان تداوم سلطه استعمار بر نوع بشر است و نمایندگی آن با کاخ سفید و سردمداران تروریست منش آمریکایی است، اما در مقابل جبهه خیر با اولویت بخشی به مفاهیم عالی و متعالی انسانی، مانند آزادگی و نفی طاغوت به مقابله با این جریان محافظه کار استکباری بر خواهد خاست و پرچم‌داری این جبهه با کشور و ملتی جز ایران و سرداران پرتعداد آن نخواهد بود.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۸ ، ۰۰:۰۲
روابط عمومی

«فضای مجازی» به منزله اقیانوسی بی‌انتها از انواع محتواهای گوناگون همواره به مثابه یک فرصت و تهدید توأمان برای آحاد ملت‌های جهان مطرح بوده و همه کشورها در طول دهه‌های گذشته تلاش کرده‌اند به نوعی با اعمال سیاست‌های سایبری مانع از اثرگذاری مخرب اینترنت بر منافع ملی‌شان شوند.

برای نمونه، در پی رواج جرایم منافی عفت سایبری، از جمله هرزه‌نگاری کودکان در کشورهای غربی، این کشورها تولید و انتشار محتوای تصویری و چند رسانه‌ای مربوط به افراد زیر 18 سال را ممنوع کرده و در برخی از آنها نوجوانان زیر 16 سال حق عضویت در شبکه‌های اجتماعی را ندارند.نهادهای مسئول ما نیز در سال 1372 در پی ورود اینترنت به کشور، در راستای حراست و حفاظت از ملت و منافع ملی به فکر طراحی قواعدی برای جلوگیری از آسیب‌های اینترنتی افتادند و در نتیجه آن از سال 1381 فهرست بلندبالایی از پایگاه‌های غیر اخلاقی و ضد ارزشی مسدود شد؛ اما این پایان ماجرا نبود و از آن سال تا به امروز مسئولان کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه درگیر یک جنگ 17 ساله با تهدیدات فضای مجازی شده‌اند و پایانی بر این جنگ متصور نیست؛ زیرا هر چه فناوری فیلترینگ و مسدودسازی محتوای مجرمانه کشور پیشرفت می‌کند، راه‌های جدید عبور از فیلترینگ هم به روی کاربران باز می‌شود! بنا بر اظهارات وزیر ارتباطات ۴۲ تا ۴۵ میلیون کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند و از آنجایی که تقریباً همه رسانه‌های اجتماعی معروف، به جز اینستاگرام‌ در کشورمان فیلتر شده‌اند، کارشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از کاربران فضای مجازی کشور برای دستیابی به شبکه‌های اجتماعی پر مخاطب به شکلی از راهکارهای عبور از فیلترینگ، از جمله VPNها استفاده می‌کنند که این مسئله اطلاعات کاربران ایرانی را در معرض خطر سرقت و شنود از سوی سرویس‌های اطلاعاتی دشمن قرار داده است!

اما جالب است که در سال‌های اخیر توئیتر به مثابه یک رسانه فیلتر شده خارجی به رسانه محبوب برخی مسئولان و سیاستمداران کشورمان برای تعامل با افکار عمومی بدل شده است؛ آن هم در شرایطی که دسترسی به آن جز با ابزارهای عبور از فیلترینگ میسر نیست! از این‌رو با توجه به پافشاری بر تداوم سیاست سنتی فیلترینگ و استفاده نکردن از مدل‌های جدید کنترل محتواهای مجرمانه، این سؤال در اذهان افکار عمومی ایجاد شده که «رطب خورده منع رطب کی کند!»

مخالفان سیاست سنتی فیلترینگ معتقدند، تداوم الگوی جاری مسدود‌سازی محتوای مجرمانه پدیده «گسترش محتوای باز» را به همراه دارد؛ به این معنا که پس از فعال شدن فیلترشکن هر نوع اطلاعات و پیام‌ها‌ی پالایش نشده‌ در اختیار افراد و به ویژه کاربران جوان و نوجوان قرار می‌گیرد؛ آن هم در حالی که بیشتر این کاربران هدف‌شان از نصب فیلترشکن نه دسترسی به محتوای غیر اخلاقی، بلکه دانلود یک بازی یا به روزرسانی نرم‌افزارهای تلفن همراه هوشمندشان است؛ اما به دلیل سودهای کلان دلالی فیلترشکن‌ها که بنا بر برخی تخمین‌ها گردش مالی آن 50 تا 75 میلیارد تومان در ماه است، برخی جریان‌ها مخالف عبور از فیلترینگ سنتی و خواهان تداوم سیاست‌های فعلی هستند.

امروزه بیشتر کارشناسان بر اثربخش نبودن فیلترینگ غیر هوشمند در کاهش آسیب‌های فضای مجازی تأکید کرده‌اند و راهکار مبارزه با چالش‌های اجتماعی را در «ارتقای سواد رسانه‌ای» و «فرهنگ‌سازی» در این ارتباط دانسته‌اند. به اعتقاد آنها، می‌توان با روش‌های جدیدی، از جمله «دسته‌بندی کاربران اینترنت» به گروه‌هایی، مانند پژوهشگران و دانشجویان، خبرنگاران، دانش‌آموزان و کاربران خانگی و ارائه دسترسی‌های لازم به هر گروه، ضمن کاهش مراجعه کاربران به راهکارهای خطرآفرین عبور از فیلترینگ، نظارت و پایش بهتر و دقیق‌تری نسبت به شیوه بهره‌برداری کاربران از فضای مجازی داشت.


نسخه صوتی را در این لینک بشنوید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۸ ، ۰۰:۱۶
روابط عمومی

بر اساس آمار سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، تعداد مشترکان اینترنت پر سرعت کشور به بیش از 70 میلیون نفر رسیده که ۶۰ میلیون نفر آنها مشترک اینترنت همراه نسل 3 و 4 هستند. همزمان ارزیابی‌های بین‌المللی از جمله گزارش «Hootsuite» از رشد 135 درصدی تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی ایران نسبت به سال قبل حکایت دارد که این آمار به معنای جمعیت 47 میلیونی کاربران شبکه‌های اجتماعی کشورمان است.

واینرهای اینستاگرام

بر اساس همین گزارش، رتبه‌های اول تا سوم جست‌وجوی کاربران ایرانی به کلیدواژه‌های «دانلود»، «فیلم» و «عکس» اختصاص یافته که این روند علاقه بالای کاربران ایرانی به محتواهای چند رسانه‌ای منتشر شده در فضای مجازی را نشان می‌دهد؛ از این‌رو بیراه نیست که در طول چند سال اخیر نفوذ رسانه اجتماعی اینستاگرام به ویژه در بین خانواده‌های ایرانی به شدت افزایش یافته و به طبع آن پدیده اینفلوئنسرها و واینرهای اینستاگرامی به یکی از مهم‌ترین تهدیدات ضد فرهنگی کشور بدل شده است.در فضای مجازی اینفلوئنسرها افرادی هستند که در یک بستر خاص، مانند اینستاگرام، دنبال‌کنندگان بسیاری دارند و نهادهای سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی از طریق همکاری با این افراد، به جای کل بازار، گروه‌ها و افراد خاصی را برای بازاریابی هدف قرار می‌دهند! غالباً اینفلوئنسرها دو منشأ دارند که اولین آن فضای حقیقی است؛ به این معنا که اینفلوئنسر به دلیل سابقه هنری یا سیاسی خود در فضای حقیقی شناخته شده بوده و آن اعتبار فضای حقیقی موجب تبدیل شدنش به یک چهره تأثیرگذار در فضای مجازی شده است؛ اما برخلاف نوع اول اغلب اینفلوئنسرهای فضای مجازی صرفاً به دلیل فعالیت‌های غالباً ساختارشکنانه خود در فضای مجازی به چهره‌های تأثیرگذار و پر مخاطب تبدیل شده‌اند!

برای نمونه، در طول سالیان گذشته در سایه بی‌توجهی نهادهای مسئول، کاربران دختر و پسر زیادی با عنوان اشتغال به حرفه مدلینگ و در سودای کسب شهرت و اعتبار عکس‌های بی‌حجاب خود را در اینستاگرام منتشر کرده‌اند که امروز برخی از آنها با عنوان «شاخ‌های مجازی» در بین میلیون‌ها کاربر فضای مجازی کشور شناخته شده‌اند.

اما این روزها پدیده «زوج‌های واینر» به تهدیدی به مراتب خطرناک‌تر از موج اول هجوم اینفلوئنسرها علیه ارزش‌ها و اعتقادات بدل شده است. واینرها در ادبیات رسانه‌های اجتماعی به کاربرانی گفته می‌شود که برای جذب مخاطب به انتشار عکس اکتفا نکرده و ویدئوهای کوتاه تولید می‌کنند.

صدف بیوتی

دو سبک معروف و نام آشنای واینرهای مجازی، بیوتی بلاگینگ و فود بلاگینگ یا تولید محتوا درباره مسائل آرایشی و مواد غذایی است و بیشتر واینرها در سایه معرفی و آموزش محصولات آرایشی و همچنین رستوران‌گردی، زندگی خصوصی خود را با کاربران به اشتراک گذاشته و از این طریق گاه به بیش از 3 میلیون دنبال‌کننده در اینستاگرام دست یافته‌اند که یک نمونه از آنها مدتی قبل از سوی مجله آمریکایی «فوربز» به عنوان برترین اینفلوئنسر زیبایی جهان معرفی شد. این چهره‌های مبتذل مجازی که دستی در تبلیغ همجنس‌گرایی، سگ‌بازی و... هم دارند، با مشارکت‌دهی به ظاهر همسران‌شان در تولید محتوا خط جدیدی از تهاجم فرهنگی با عنوان «غیرت‌زدایی از مردان ایرانی» را شروع کرده‌اند؛ زیرا بر اساس مفاهیم اسلامی‌ـ ایرانی، غیرت به منزله یک حس درونی موجب محافظت از حریم خانواده می‌شود و مرد باغیرت، ناموس خود را از دسترس لذت‌جویی و نگاه آلوده‌ دیگران دور می‌کند. هماهنگی محتوایی و جهت‌گیری واینرها در هدف قراردهی غیرت مردان ایرانی از فعالیت سازمان‌یافته آنها تحت اشراف سرویس‌های اطلاعاتی دشمن حکایت دارد؛ زیرا از سال‌ها قبل در محافل اندیشکده‌ای غرب هجمه به غیرت در جامعه موجب از هم پاشیدن نظام خانواده و حرکت به سوی آندلوسیزاسیون جامعه اسلامی می‌شود که نهادهای مسئول باید به این مسئله توجه ویژه داشته باشند و با انفعال خود عرصه را برای موج‌سواری این مزدوران فرهنگی دشمن باز نگذارند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۸ ، ۲۳:۴۹
روابط عمومی
دو هفته گذشته، شش کشور در چهار گوشه جهان شاهد بروز تنش‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داخلی و اعتراضات و اغتشاشات خیابانی بوده‌اند. در میان آنها اخبار مربوط به تحولات لبنان و عراق بیش از همه برای مخاطب ایرانی مهم است و رشد قابل توجه هم‌سپاری کلیدواژه‌های مرتبط با هشتگ‌های #لبنان و #عراق در میان کاربران ایرانی مؤید این موضوع است.

تحلیلگران بین‌المللی اذعان دارند تحولات اخیر عراق و لبنان هر چند مبنایی اقتصادی و اجتماعی دارد؛ اما انحرافات ایجاد شده در این اعتراضات مسالمت‌آمیز و تبدیل شدن آنها به اغتشاشات پرهیاهو ناشی از مداخله قدرت‌های سلطه‌گر منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است؛ البته بدیهی است محور سه‌جانبه عبری‌ـ عربی‌ـ آمریکایی فعال در منطقه همراه با جریانات ضد انقلاب تلاش دارد در راستای منافع استکباری خود از تحولات اخیر بهره‌برداری کنند و در نهایت به جبهه مقاومت و ام‌القری آن، یعنی جمهوری اسلامی ضربه بزند.

این جریان استکباری در فضای شبکه‌های اجتماعی فارسی و عربی علاوه بر ارائه تصویری وارونه از تحولات می‌کوشد با متهم‌ کردن ایران و جبهه مقاومت به ایفای نقش در حوادث اخیر، این برداشت را به مخاطب عمدتاً جوان شبکه‌های اجتماعی القا کند که اعتراضات منتج به اغتشاش اخیر دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مهمی به همراه داشته است!

برای نمونه، این جریان با برجسته‌سازی عقب‌نشینی دولت «سعد حریری» در اجرای نظام مالیاتی مورد اعتراض شهروندان لبنانی، اعتصاب و اعتراض خیابانی یا به طور کلی «شورشگری» را ابزاری مناسب برای مقابله با سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها معرفی می‌کند! آن هم در شرایطی که طی ماه‌های گذشته رسانه‌های فارسی زبان معاند تمرکز ویژه‌ای بر خط افزایش حساسیت و نگرانی افکار عمومی کشورمان نسبت به شروع دور جدیدی از اصلاح قیمت حامل‌های انرژی از جمله بنزین داشته‌اند.

بدیهی است بروز شورشگری گسترده نیازمند وجود بستر قابل توجهی از فقر، فساد، تبعیض و نارضایتی عمومی است که این بسترها به لطف انقلاب اسلامی در کشور ما به صورت گسترده موجود نیست؛ ‌بنابراین جریان رسانه‌ای معارض همراه با کمپین شکست‌خورده فشار حداکثری آمریکا تلاش دارد برجسته‌سازی برخی رخدادها، از جمله تجمعات محدود معیشتی کارکنان برخی صنایع خصوصی دارای سوء مدیریت، تصور و ذهنیت وجود این بسترها را به مخاطب رسانه‌های اجتماعی عامه‌پسند القا کند. 

مهندسی آشوب و اغتشاش
در واقع به نظر می‌رسد جریان رسانه‌ای دشمن از طریق «دنیای هشتگ‌ها» در حال «مهندسی آشوب و فتنه» در اذهان افکار عمومی است و بی‌راه نیست که رهبر معظم انقلاب در بیانات اخیر خود در جمع دانش‌آموختگان افسری ارتش جمهوری اسلامی فرمودند: «اگر فتنه از قتل بدتر است، پس بایستی نیروهایی که حافظ امنیت هستند آرایش لازم را، نظم لازم را برای مقابله‌ با فتنه هم بگیرند، آمادگی‌های خودشان را برای فتنه هم بایستی حفظ بکنند؛ این آن چیزی است که دستگاه‌ها بایستی به آن توجه داشته باشند.»

این هشدار را می‌توان دومین هشدار صریح رهبری در مورد طرح‌ریزی دشمن برای شروع موج جدیدی از فتنه دانست؛ زیرا آذر ماه سال گذشته نیز رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع خانواده‌های شهدا اشاره‌ای به نقشه‌های دشمن برای سال ۱۳۹۸ داشته و فرموده بودند: «اینکه اینها گفتند در سال ۱۳۹۷ چنین و چنان می‌کنیم، ممکن است فریب باشد؛ ممکن است جنجال را برای سال ۱۳۹۷ بکنند، نقشه را برای سال ۱۳۹۸ بکشند. همه باید حواس‌شان جمع باشد، به همه ملت عرض می‌کنم.»

خوشبختانه این هشدارها موجب اتخاذ سیاست‌های هوشمندانه‌ای از سوی جبهه انقلاب و نهادهای تأثیرگذار آن از جمله قوه قضائیه شده است که عبور از جنجال‌های قضایی در برخورد پر هیاهو با مجرمان سیاسی کم‌اهمیت و ممانعت از تبدیل آنان به «چهره روز» و ورود به عرصه مبارزه جدی و سازمان‌یافته با مفاسد اقتصادی از جمله نتایج قابل توجه آن است.

با این حال در عصر سلطه هشتگ‌ها، جبهه رسانه‌ای انقلاب در خط مقدم مقابله با فتنه‌های روانی و رسانه‌ای دشمن قرار دارد و فعالان این حوزه باید بیش از پیش از ظرفیت این فضا برای آگاهی بخشی عمومی نسبت به توطئه‌های دشمنان بهره ببرند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۸ ، ۲۳:۳۶
روابط عمومی

دنیای رمز ارزها دنیای روبه توسعه است و باید آسیب‌ها و منافع این فناوری نوظهور را شناخت. نوید کمالی، مدرس و پژوهشگر فناوری اطلاعات به تشریح ابعاد بیت کوین پرداخته و نبود قانون در این حوزه را مجالی برای بحران سازی اقتصادی دانست.

به گزارش خبرگزاری فارس; رمزارزها و دنیای بیت کوین، دنیایی است که پای خود را به ایران هم باز کرده وحالا می‌توان ادعا کرد که فناوری بلاکچین مرزی نمی‌شناسد. با حضور این فناوری نوظهور در ایران ، بحث درباره آن داغ شده است.کارشناسان زیادی نظرات خود را در این باره ارائه و از زوایای مختلف، آن را بررسی کردند.

همچنین، تعدادی از مخاطبان در سامانه«فارس من» از ایجاد رمز ارزها در کشور ابراز نگرانی کرده بودند و اعلام کردند:«دستگاه های ماینینگ با چه مجوزی و  توسط چه اشخاصی وارد کشور شده است و بیت کوین چه منافعی دارد؟»

برای آشنایی بیشتر با این موضوع با نوید کمالی، مدرس و پژوهشگر حوزه فناوری اطلاعات گفت‌وگو کردیم که در ادامه مشروح این مصاحبه را می خوانید.


آنچه در این گفت‌وگو می خوانید:

*حتی اگر نخواهیم به سمت رمز ارز ها خواهیم رفت

* فقدان قانون رمز ارزها فضا را برای کلاهبرداری و بحران سازی اقتصادی مهیا می کند

* در جنگ اقتصادی نیازمند رمز ارزهای بومی هستیم

* فریب نظارت ناپذیر بودن بیت کوین را نباید خورد

* FBI قبلا توانسته به شبکه های غیر متمرکز رمزنگاری شده نفوذ کند

* نیازمند افزایش آگاهی مردم در حوزه رمز ارزها هستیم


فارس: بیت کوین از چه زمانی در دنیا فراگیر شد؟

کمالی: بیت کوین یا انواع دیگر رمز ارزها همه به نوعی همان پول هستند و برای پاسخ به این سوال در ابتدا باید بدانیم که اصلا خود پول در ابتدا از کجا آمده است!؟ از این رو اگر نگاهی به تاریخ  تمدن بشر داشته باشیم می‌بینم که در گذشته‌های دور و در بدو خلقت بشر حیات و زندگی انسان با تلاش های فردی مانند شکار تامین می‌شد ولی با گذشت زمان و توسعه جوامع بشری انسان‌ها دیگر تنها به واسطه تلاش های شخصی خود قادر به ساخت و یا تهیه همه مایحتاج خود نبودند، از سوی دیگر هم انسان نمی‌توانست با زور و فشار بر دیگران هرچه را می‌خواهد به چنگ آورد لذا ناگزیر شد تا از راه معاوضه کالا به کالا و ارائه محصولات خود در قبال محصولات دیگران نیازهای روزمره زندگی خود و خانواده اش را تامین کند.

گذر زمان همواره شکل پول را تغییر داده و زمانی پول رایج سکه های طلا و نقره و برنز بود ، اما با اختراع دستگاه چاپ پول های کاغذی جایگزین آن شدند و امروز به مدد توسعه فناوری اطلاعات شاهد شکل جدید از پول به نام رمز ارزها یا پول‌هایی از جنس بیت کوین ، لیبرا فیس بوک و یا حتی گرام تلگرام هستیم که همه غالبا در طی ۱۰ سال اخیر که دوران اوج‌گیری شبکه های اجتماعی در زندگی بشر بود به ظهور و بروز رسیده اند که البته یکی از فدمی ترین آنها بیت کوین است که عرضه آن به سال ۲۰۰۹ باز می گردد.

در این مدل تبادل اقتصادی اولیه معاوضه دو کالا بدون تعیین ارزش دقیق هر یک از دو محصول صورت می‌گرفت و معیاری برای سنجش وجود نداشت که این مسأله در نهایت  با گسترش جوامع بدلیل ناکارآمدی خود به بن بست رسید و راه  برای مبادله غیرمستقیم کالا با کالا  مهیا شد . در این مدل مبادله اقتصادی محصولات بر اساس یک معیار خاص مثلا یک نوع سکه یا سنگ خاص ارزش گذاری شده و در ازای  دریافت مقدار مشخصی از آن معیار خاص کالای درخواستی به طرف مقابل تحویل داده می شد.

جالب اینجاست که قابلیت ها و جذابیت های نهفته در این مدل تبادل اقتصادی به حد بوده که در طی چند هزار سال گذشته زندگی اجتماعی بشر به نوعی به آن گره خورده  بطوری که بدون “پول” شاید اجتماعات بشری به شکل امروزی توان توسعه و پیشرفت نداشتند!

البته گذر زمان همواره شکل پول را تغییر داده و زمانی پول رایج سکه های طلا و نقره و برنز بود ، اما با اختراع دستگاه چاپ پول های کاغذی جایگزین آن شدند و امروز به مدد توسعه فناوری اطلاعات شاهد شکل جدید از پول به نام رمز ارزها یا پول‌هایی از جنس بیت کوین ، لیبرا فیس بوک و یا حتی گرام تلگرام هستیم که همه غالبا در طی ۱۰ سال اخیر که دوران اوج‌گیری شبکه های اجتماعی در زندگی بشر بود به ظهور و بروز رسیده اند که البته یکی از فدمی ترین آنها بیت کوین است که عرضه آن به سال ۲۰۰۹ باز می گردد.


فارس: چرا جهان به سمت استفاده از  بیت کوین متمایل شده است؟

کمالی: در پاسخ به این سوال بد نیست به عنوان یک نمونه تاریخی بدانیم که در زندان‌های جنگ جهانی و مکان هایی که ورود و خروج کالا سخت و ملاقات با زندانیان عملاً غیر ممکن بوده و هست ، یکی از اقسام رایج پول، کلاه‌هایی از جنس سیگار بوده است.


استفاده از کالا به جای پول، ریشه تاریخی دارد

در کتاب‌های خاطرات باقی مانده از دوران جنگ جهانی و یا روایات تاریخی زندانیان بازداشتگاه های مخوف جهان می خوانیم  که در این مکان های محصور زندانیان حاضر به یکدیگر کمک کرده و حتی کارهای یکدیگر را انجام دهند و در مقابل، چند نخ سیگار را که به هر روش غیرقانونی وارد زندان آنها شده بود دریافت کنند.به عبارت بهتر هر چند سیگار فی نفسه یک کالای مضر و بی خاصیت است و اما به‌دلیل شرایط خاص حاکم بر زندان ها کم کم به چنان کالایی گرانبهایی تبدیل شده بود که سیگاری‌ها هم بجای مصرف،  آن را ذخیره می‌کردند تا در مواقع مورد نیاز و  هنگام ضرورت خدمات مورد نیاز خود را از طریق آن تهیه کنند البته غیرسیگاری‌ها هم در ازای کارهایی که برای دیگران انجام می‌دادند، تعداد مشخصی سیگار طلب می‌کردند زیرا‍ هر نخ سیگار برایشان سرمایه‌ای می شد تا بعداً با آن خدمات مورد نیاز خود را تهیه و تامین کنند.

می توان به وضوح دید که شرایط حاکم بر یک جامعه‌ بسته و محدود مانند زندان موجب خلق یک سیستم مبادله ای مبتنی یک نوعی پول از جنس سیگار شده است .


امروز هم که شاهد فراگیری اعجاب انگیز فناوری اطلاعات در جهان هستیم و بنا بر پیش بینی ها تا سال ۲۰۲۰ قریب به ۲۰ هزار دستگاه الکترونیکی به اینترنت و شبکه جهانی اطلاعات متصل خواهند بود و حتی کمتر شهروندی را می توان یافت که عضو شبکه های اجتماعی و یا پیام رسان های جهانی نباشد طبیعتا این پارادایم جدید اجتماعی نیازمند پولی متناسب با فضای جدید است همانگونه که در سال های اخیر دیگر کمتر پول کاغذی دستمان می گیریم و از طریق اعتبار الکترونیکی حساب های خود نیازهای روزمره خود را برطرف می کنیم.


زنگ خطر برای استقلال اقتصاد کشورهای جهان

فارس:چرا تاکنون دولت در مقابل بیت کوین سکوت کرده و حالا به فکر استاندارد سازی آن است؟

کمالی: این مسأله تنها محدود به دولت و کشور ما نیست و دنیای امروز دارای حدود ۱۹۵ کشور است که دولت های بخش عمده از آنها هنوز سیاست مشخصی را در قبال رواج رمز ارزها اتخاذ نکرده اند اما وقتی یک شبکه اجتماعی مانند فیس بوک با ۲ میلیارد کاربر رمز ارز Libra را معرفی کرده است یعنی ۲ میلیارد نفر از جمعیت ۷.۵ میلیاردی جهان دیر یا زود تبادلات اقتصادی خود را با این مدل انجام خواهند داد که منحصر به یک شبکه اجتماعی آمریکایی و این مسأله خود زنگ خطری برای حکومت و دولت های جهان است باید هر چه سریعتر برای حفظ استقلال اقتصادی خود راهکارهای خود را در عرصه رمز ارزها طراحی و اجرا کنند ،  پر واضح است که در نهایت همه مجبور به حرکت به این سمت خواهند بود زیرا دنیای جدید نیازهای جدید خلق کرده است که با شیوه ها و الگوهای سنتی قادر به رفع آنها نیستیم لذا واکنش اولیه در مقابل رواج رمز ارزها که ناشی از ابهام های موجود نسبت به ماهیت و ابعاد ناشناخته آنهاست با شفاف تر شدن مسائل و افزایش اطلاعات مسئولان برداشته خواهد شد و به سرعت به سمت استانداردسازی نظام اقتصادی خود مبتنی بر رمز ارزها پیش خواهیم رفت.


در مورد مخفی بودن تعاملات مبتنی بر رمزارزها هم کاملا نمی توان مطمئن بود ولی طبیعتا اگر بتوانیم بین خود و طرف های مقابل یک نسخه بومی رمز ارز ایجاد کنیم طبیعتا بسیاری از نگرانی ها برطرف خواهد شد همانگونه که ونزوئلا در مواجهه با تحریم های آمریکای رمز ارز Perto را با پشتوانه ذخایر نفتی خود عرضه کرد.


راه حل برون رفت از شرایط تحریم

فارس: آیا بیت کوین می تواند راه حلی برای خروج از مشکلات تحریم باشد؟

کمالی: بطور کلی بله ؛ چرا که بر خلاف پول های سنتی ، ارز های دیجیتال متمرکز نیستند و این عدم تمرکز شناسایی و ردیابی مبدأ و مقصد استفاده از آنها را برای دولت های سلطه جویی مانند آمریکا که در شرایط فعلی پیگیر سیاست فشار حداکثری علیه کشورمان است سخت می کند و به واسطه رمز ارزها می توان حداقل بر روی کاغذ مطمئن بود که بسیار راحت تر می توان تعاملات اقتصادی کشور با سایر کشورهایی را که نگران تحریم های آمریکا هستند را پیگیری کرد اما در یک نمونه مشابهه به یاد داریم که سال ها از شبکه TOR به عنوان یک شبکه غیر متمرکز و کاملا غیرقابل کنترل و نظارت یاد می‌شد و بسیاری از کاربرانی که به هر دلیل قصد مخفی نگه داشتن فعالیت های اینترنتی خود را داشتند از این شبکه استفاده می کردند اما در نهایت افکار عمومی جهان خبر دار شدند که سازمان های نظارتی و جاسوسی آمریکا از جمله FBI بدلیل سلطه فناورانه خود بر فضای مجازی قادر به نفوذ و رصد کاربران در این شبکه به ظاهر غیر قابل کنترل شده اند.


از این رو در مورد مخفی بودن تعاملات مبتنی بر رمزارزها هم کاملا نمی توان مطمئن بود ولی طبیعتا اگر بتوانیم بین خود و طرف های مقابل یک نسخه بومی رمز ارز ایجاد کنیم طبیعتا بسیاری از نگرانی ها برطرف خواهد شد همانگونه که ونزوئلا در مواجهه با تحریم های آمریکای رمز ارز Perto را با پشتوانه ذخایر نفتی خود عرضه کرد.


در شرایط فعلی رمز ارزهای رایج را می توان به شیوه هایی مانند استخراج آن از طریق تهیه ماینرها یا دستگاه های پردازشگر گران قیمت و خرید از افراد و مراکز دارای رمز ارز تهیه کرد اما بدلیل فقدان پشتوانه قانونی فعلا هر یک از این اقدامات مشکلات و تبعات قانونی خاص خود را به همراه دارد لذا مردم باید در حد امکان پس از مطمئن شدن از وجود پشتوانه قانونی وارد این عرصه شوند که ایجاد این پشتوانه قانونی نیازمند همت مجلس و نهادهای سیاست گذار اقتصادی است.


فارس: چطور مردم می‌توانند وارد این چرخه مالی شوند؟

کمالی: در شرایط فعلی رمز ارزهای رایج را می توان به شیوه هایی مانند استخراج آن از طریق تهیه ماینرها یا دستگاه های پردازشگر گران قیمت و خرید از افراد و مراکز دارای رمز ارز تهیه کرد اما بدلیل فقدان پشتوانه قانونی فعلا هر یک از این اقدامات مشکلات و تبعات قانونی خاص خود را به همراه دارد لذا مردم باید در حد امکان پس از مطمئن شدن از وجود پشتوانه قانونی وارد این عرصه شوند که ایجاد این پشتوانه قانونی نیازمند همت مجلس و نهادهای سیاست گذار اقتصادی است.


نیاز به قانون مدون در استفاده از  رمزارزها

فارس: چه راه حل هایی برای جلوگیری از کلاهبرداری در رمز ارزها  وجود دارد؟

کمالی: در تمام فعالیت های اقتصادی تعریف شده قانون از حق و حقوق طرفین حمایت می کند و زمینه برخورد با متخلفین را هم فراهم می کند به همین دلیل در عرصه رمز ارزها نیازمند قانون ویژه ای هستیم تا از طریق آن امکان حمایت از فعالین این عرصه فراهم شود و با متخلفین نیز برخورد مناسب صورت گیرد.

پس می توان نتیجه گرفت که تا قانون مشخصی در حوزه رمز ارزها نداشته باشیم باید شهروندان را نسبت به تبعات فعالیت بدون پشتوان در این حوزه اقتصادی هوشیار کنیم زیرا کلاهبردارها در این چنین شرایطی تحت عناوین مختلفی از جمله صرافی دست به کلاهبرداری از علاقمندان به سرمایه گذاری در حوزه رمز ارزها می زند . فعلا نباید با چشمان بسته و صرفا برای کسب سود بیشتر وارد سرمایه گذاری بدون پشتوانه در این حوزه جدید اقتصادی شد.

تا قانون مشخصی در حوزه رمز ارزها نداشته باشیم باید شهروندان را نسبت به تبعات فعالیت بدون پشتوان در این حوزه اقتصادی هوشیار کنیم زیرا کلاهبردارها در این چنین شرایطی تحت عناوین مختلفی از جمله صرافی دست به کلاهبرداری از علاقمندان به سرمایه گذاری در حوزه رمز ارزها می زند . فعلا نباید با چشمان بسته و صرفا برای کسب سود بیشتر وارد سرمایه گذاری بدون پشتوانه در این حوزه جدید اقتصادی شد.


فارس: و سخن پایانی….

کمالی: دولت و نهادهای اقتصادی با همکاری صدا و سیما و سایر رسانه های پر مخاطب باید به صورت ویژه به حوزه معرفی رمز ارزها توجه کنند و آگاهی مخاطبان را در مورد سرمایه گذاری نا آگاهانه در این حوزه افزایش دهند زیرا شرایط اقتصادی به گونه ای است که افراد مختلف در سودای حفظ ارزش سرمایه های خود فریب هر تبلیغی از جمله خرید و فروش بیت کوین را خورده و بخش عمده ای از آنها هم بلافاصله قربانی کلاهبرداری می شوند لذا به نظر می رسد که نیاز امروز جامعه افزایش سواد اقتصادی مردم در حوزه رمز ارزها است و قطعا به کمک رسانه ها باید در این حوزه یک کار جهادی فرهنگی و آموزشی انجام گیرد.


برای مطالعه متن کامل مصاحبه در خبرگزاری فارس کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۸ ، ۰۲:۳۹
روابط عمومی

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، دولت الکترونیک و حمایت از تحقق آن، با وجود آنکه سال‌هاست در دستور کار قرار گرفته است اما هنوز جایگاه اصلی خود را در بدنه جامعه پیدا نکرده است، برای آشنایی بیشتر با این موضوع و مزایای ایجاد آن در جامعه با نوید کمالی، مدرس و پژوهشگر فناوری اطلاعات گفت وگو کردیم.

در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می خوانید:

 از چه زمانی مفهوم دولت الکترونیکی به عرصه خدمات دولتی و شهروندی وارد شد ؟

کمالیدر ابتدا باید به این نکته توجه کرد که دولت الکترونیک مفهومی متشکل از دو عبارت دولت و خدمات مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات است که پیشینه بخش اول آن به قرن ها قبل و سابقه چند صد ساله حکومت داری در جهان باز می گردد، اما بخش دوم سابقه ای کمتر از یک صد سال دارد و سال های اوج و گسترش آن به دوران پس از جنگ جهانی دوم باز می گردد.

مبارزه با فساد در دولت الکترونیک

در دوران پس از جنگ جهانی دوم به واسطه گسترش و افزایش کاربردهای فناوری اطلاعات در امور حکومتی و شهروندی یک مفهوم جدید با عنوان جامعه اطلاعاتی یا Information Society در جوامع علمی مطرح شد که به معنای جامعه ای است که در آن کیفیت زندگی، گستره تحولات اجتماعی و حتی توسعه اقتصادی به‌ گونه‌ای روزافزون به اطلاعات روزآمد و بهره برداری از آن متکی است، همچنین در اینچنین جامعه ای استاندارد و قاعده زندگی، کار، تفریح، نظام آموزشی و فرایندهای تجاری و اقتصادی از پیشرفت و دسترس پذیری اطلاعات در جامعه تأثیر می‌پذیرد و طبیعتا وجود هرگونه محدودیت منجر به عقب ماندن آن جامعه از سایر جوامع می شود.

لذا پس از ابداع اینترنت توسط آزمایشگاه ARPANET ارتش آمریکا آن هم در سال 1969، شاهد تشدید سرمایه گذاری های کلان دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ دنیا در عرصه‌های مرتبط با تحقق جامعه اطلاعاتی هستیم که حاصل این سرمایه گذاری‌ها را می توان در گسترش خیره کننده خطوط ارتباطی و اینترنتی در سال‌های پایانی قرن بیستم میلادی مشاهده کرد زیرا بنا بر آمارهای موجود در سال 2000 میلادی جهان دارای بیش از 361 میلیون کاربر اینترنت شد.

 از اهمیت جامعه الکترونیکی بگویید؟

کمالیجالب است بگویم این مساله تا آنجایی اهمیت دارد که آلوین تافلر نویسنده و آیندهپژوه آمریکایی در کتاب موج سوم خود عنوان کرده تمدن بشر تاکنون متأثر از دو موج عمده انقلاب کشاورزی ، صنعتی بوده و امروز به واسطه گسترش فناوری های ارتباطی درگیر موج سوم یعنی انقلاب اطلاعات شده است که در پی آن تاریخ تمدن وارد فصل جدید و نوینی می شود.

موضوع دولت الکترونیکی از چه زمانی وارد ایران شد ؟

کمالیبا گسترش اینترنت و روابط الکترونیکی در سطح جوامع جهان ایده بهره گیری از این ظرفیت در عرصه ارائه خدمات شهروندی و دولتی به عموم مردم مطرح گردید که نتیجه آن تعریف مفهوم دولت الکترونیکی و شهر الکترونیکی است.

در قالب این دو مفهوم قرار شد تا خدمات مورد نیاز شهروندان یک جامعه چه در سطوح ملی و چه شهری در بستر پورتال‌های اینترنتی به آنها ارائه شود و هر شهروند برای دریافت خدمات روزمره ای مانند بررسی حساب بانکی نیازمند حضور در بانک و صرف زمان و هزینه نباشد.

در دهه 90 خورشیدی مشخص شد که امکان ارائه الکترونیکی بیش از 1500 خدمت دولتی و نهادی به مردم وجود دارد که تا امروز هم بخش قابل توجهی از این خدمات در یک فرایند آرام اما پیوسته به مردم ارائه شده است

روستای الکترونیک، ارمغان گسترش روابط الکترونیکی

 چه میزان این مفهوم در کشور جای خود را باز کرده است؟

کمالی:خوشبختانه این دو مفهوم از طریق جامعه علمی به کشور ما نیز منتقل شد و در اوایل سال‌های دهه 80 خورشیدی ارائه خدمات ICT در شهرها و روستاهای دور افتاده کشور به شکل قابل توجهی افزایش یافت بطوری که شاهد راه اندازی روستای الکترونیکی هم بودیم!

در آن ایام به لطف افزایش سرمایه گذاری‌ها روند الکترونیکی سازی فرآیندهای خدماتی نهادهای دولتی آغاز شد و در دهه 90 خورشیدی مشخص شد که امکان ارائه الکترونیکی بیش از 1500 خدمت دولتی و نهادی به مردم وجود دارد که تا امروز هم بخش قابل توجهی از این خدمات در یک فرایند آرام اما پیوسته به مردم ارائه شده است.

تا تحقق دولت الکترونیک در ایران، فاصله زیاد است

آیا دولت الکترونیکی در ایران ایجاد شده است؟

کمالی:طبیعتا نمی توان قاطعانه از ایجاد دولت الکترونیکی در ایران سخن گفت زیرا تا تحقق کامل این مهم در کشور فاصله داریم و اما در طول یک دهه گذشته گام های اساسی زیادی در این حوزه برداشته شده که هر چند کند بوده اما می تواند زمینه را برای مدیریت بهینه‌تر خدمات دولت به ملت مهیا کند که از جمله مهمترین آنها می توان به الکترونیکی شدن کارت های ملی و هویتی شهروندان اشاره کرد.

دولت الکترونیکجایگاه شبکه ملی اطلاعات در دولت الکترونیکی چیست ؟

کمالی:بدون شک فناوری اطلاعات نقش مهمی در توسعه ظرفیت خدمت رسانی دولت ها دارد اما این خدمات وقتی از عمق و کیفیت بالایی برخوردار می گردند که پایداری سرویس آنها در شرایط گوناگون حفظ شود و با کوچکترین بحرانی شاهد از قطعی سرویس یا کاهش کیفیت آنها نباشیم.

از سوی دیگر برای ارائه خدمات الکترونیکی با کیفیت نیازمند ذخیره و پردازش حجم عظیمی از اطلاعات و متادیتاهای شهروندی هستیم که ارائه آنها در یک بستر غیر بومی مانند اینترنت بین المللی خود زمینه ساز تهدیدات متعددی علیه حال و آینده کشورمان می‌شود زیرا در فضای اینترنت امنیت معنایی ندارد و سرویس های جاسوسی خارجی می تواند با تکنیک‌های فنی مختلف اقدام به سرقت و راهزنی اطلاعات کاربران کنند. از این رو ایجاد یک بستر امن و مستقل داخلی ضروری جلوه می‌کند و از همین رو است که در طی سالیان گذشته ایجاد شبکه ملی اطلاعات همواره یکی از مطالبات اصلی نظام از دولت‌ها بوده است.

در واقع دشمن می داند که تحقق شبکه ملی اطلاعات موجب قطع شدن دست سرویس های اطلاعاتی آنها از داده ها و اطلاعات کاربران ایرانی می شود لذا تلاش می کند تا از طریق تحریم و نفوذ به هر شکل ممکن مانع از راه اندازی کامل شبکه ملی اطلاعات در کشور ما شود اما به فضل الهی دانشمندان جوان ایران توانسته اند در این حوزه گام های بلندی بردارند که طبیعتا زمینه را برای راه اندازی این مهم بیش از پیش آماده کرده است

 چه کسانی مخالف توسعه شبکه ملی اطلاعات هستند؟

کمالی:در ظاهر کسی مخالف ایجاد شبکه ملی اطلاعات نیست زیرا هیچ منطقی توان مخالفت با این سیاست منطقی را ندارد اما طبیعتا برخی بدلایل مختلف مایل به تسریع این فرایند نیستند که البته در این حوزه بحث نفوذ هم مطرح است که ماجرای نزار زاکا جاسوس آمریکایی از جمله موارد مرتبط با آن بود.

در واقع دشمن می داند که تحقق شبکه ملی اطلاعات موجب قطع شدن دست سرویس های اطلاعاتی آنها از داده ها و اطلاعات کاربران ایرانی می شود لذا تلاش می کند تا از طریق تحریم و نفوذ به هر شکل ممکن مانع از راه اندازی کامل شبکه ملی اطلاعات در کشور ما شود اما به فضل الهی دانشمندان جوان ایران توانسته اند در این حوزه گام های بلندی بردارند که طبیعتا زمینه را برای راه اندازی این مهم بیش از پیش آماده کرده است.

نسخه های جدیدتری از دولت الکترونیکی هم ارائه شده است؟

کمالی:بله، دولت الکترونیکی یک مفهوم است و تحقق آن مبتنی بر ابزارهایی است که به سرعت هر روز توسعه تکنولوژیکی پیدا می‌کنند. بطور مثال در اوایل دهه 90 میلادی تصویر ایده آل از دولت الکترونیکی، تصویر یک سایت یا پورتال اینترنتی بود که کاربران آن می توانستند با چند کلیک خدمات مورد نیاز خود را دریافت کنند! اما حالا در سال 2019 هستیم و با گسترش فناوری هایی مانند تلفن‌های همراه هوشمند ، واقعیت افزوده (AR) و در پیش بودن ارائه نسل پنجم تلفن های همراه یا 5راهکارهای جدید و بهینه تری برای ارائه خدمات به شهروندان مهیا شده است که یک نمونه آن دولت همراه یا M-GOV است.

جالب است بدانید که با توجه به حجم بالای کاربران ایرانی تلفن های همراه هوشمند که تعداد آنها بالغ بر 60 میلیون نفر برآورد می‌شود بدون شک می توان گفت که دولت همراه برخلاف دولت الکترونیکی مخاطبان بیشتری دارد اما طبیعتا تا سال 2030 شاهد عبور از این سطح فناوری و ورود به عرصه های جدیدی برای ارائه خدمات الکترونیکی خواهیم بود که از جمله آنها می توان به عرضه چیپ‌های زیستی و کاشتنی یا Bio-Chips اشاره کرد

در دولت الکترونیک مردم چگونه به خدمات دسترسی پیدا می‌کنند؟

کمالی:در دولت همراه مردم از طریق تلفن همراه خود و اپلیکیشن های کاربردی می تواند به خدمات الکترونیکی شده دسترسی پیدا کنند. جالب است بدانید که با توجه به حجم بالای کاربران ایرانی تلفن های همراه هوشمند که تعداد آنها بالغ بر 60 میلیون نفر برآورد می‌شود بدون شک می توان گفت که دولت همراه برخلاف دولت الکترونیکی مخاطبان بیشتری دارد اما طبیعتا تا سال 2030 شاهد عبور از این سطح فناوری و ورود به عرصه های جدیدی برای ارائه خدمات الکترونیکی خواهیم بود که از جمله آنها می توان به عرضه چیپ‌های زیستی و کاشتنی یا Bio-Chips اشاره کرد.

دولت الکترونیک، دولت شفافیت است

نقش دولت الکترونیکی در توسعه عدالت اجتماعی چیست ؟

کمالی:دولت الکترونیکی ، دولت شفافیت است. این بدان معنی است که در دولت الکترونیکی همه روندها و رویه ها ثبت و ذخیره می شوند و امکان نظارت بر عملکردها افزایش می یابد.بطور مثال شاید زمانی یک مدیر فاسد می توانست با سند سازی یک تخلف اقتصادی یا اداری انجام دهد و چند سال بعد هیچ کس سندی از تخلف او نمی یافت زیرا تمام اسناد کاغذی را سرقت یا معدوم می کرد اما امروز به لطف فناوری های ذخیره سازی صدها سال اطلاعات را می توان در یک هارد دیسک ذخیره کرد و سال ها از آن اطلاعات نگهداری کرد.

اگر امروز شاهد افشای فساد های گسترده در نظام بانکی کشور هستیم بخش مهمی از آن مدیون ثبت و ضبط اطلاعات در ابزارهای کنترلی و نظارتی فناورانه است والا شاید تا ده‌ها سال بعد کسی هم از فسادهای اخیر مطلع نمی‌شد

 ارائه خدمات الکترونیکی چه کمکی به شفافیت بیشتر می‌کند؟

کمالیوقتی یک خدمت الکترونیکی می شود همه کاربران به صورت یکسان امکان بهره مندی از آن را دارند و همه باید به یک آدرس مشخص جهت دریافت خدمات مراجعه کنند، اما در روند سنتی اینگونه نبود و یک فرد عادی باید در صف های طویل انجام خدمت می ایستاد و فرد دارای رانت به راحتی از طرق اتاق رئیس یک مجموعه فعالیت های مورد نیاز خود را پیگیری می‌کرد. در واقع برای دولت الکترونیکی فرقی نمی کند شما چه کسی هستید و آشنای شما کیست؛ زیرا در دولت الکترونیکی فرایند خدمت‌رسانی برای همه یکسان انجام می شود.

به عنوان نمونه هم بد نیست بدانید که اگر امروز شاهد افشای فساد های گسترده در نظام بانکی کشور هستیم بخش مهمی از آن مدیون ثبت و ضبط اطلاعات در ابزارهای کنترلی و نظارتی فناورانه است والا شاید تا 10 ها سال بعد کسی هم از فسادهای اخیر مطلع نمی‌شد.

مهمترین مشکل دولت الکترونیکی چیست؟

کمالی:شاید اگر یک نقصان در دولت الکترونیکی وجود داشته باشد طبیعتا آن یک نقیصه بحث شکاف خدماتی و اطلاعاتی خواهد بود زیرا متاسفانه فعلا نفوذ بستر شبکه ارتباطی در تمام کشور یکسان نیست و تمام شهروندان بخصوص ساکنان مناطق محروم از خدمات ارتباطی پایدار و پر سرعت ارزان قیمت برخوردار نیستند لذا نمی توانند به مانند یک شهروند ساکن در کلان شهرها از اینترنت پرسرعت نسل 4 یا 4.5 استفاده کنند و در نتیجه از خدمات با کیفیت آموزشی و اطلاعاتی دولت الکترونیکی محروم می مانند.

برخی‌ها مایل به الکترونیکی شدن تمام فرایندهای خدماتی دولت و نهادهای خدماتی نیستند زیرا معتقدند که الکترونیکی شدن مانع از بهره برداری آنها از رانت های مرتبط با خدمات می شود که طبیعتا در این حوزه باید با متخلفان واخلال‌گران برخورد جدی کرد و مدیران فساد ستیز را بر مسند سیاست گذاری آن دستگاه‌ها قرار داد.

البته برای رفع این نقیصه هم چاره ای جز افزایش سرمایه گذاری ها و توسعه خدمات دسترسی به شبکه نداریم که فعلا با توجه به تحریم‌ها باید با همکاری شرکت های دانش بنیان داخلی در این حوزه کار جهادی را آغاز کرد و برای تمام جمعیت ایران ارتباط پایدار را به ارمغان آورد.

 

از این نکته نیز نباید غفلت کرد که برخی ها مایل به الکترونیکی شدن تمام فرایندهای خدماتی دولت و نهادهای خدماتی نیستند زیرا معتقدند که الکترونیکی شدن مانع از بهره برداری آنها از رانت های مرتبط با خدمات می شود که طبیعتا در این حوزه باید با متخلفان و اخلال‌گران برخورد جدی کرد و مدیران فساد ستیز را بر مسند سیاست گذاری آن دستگاه‌ها قرار داد.

تفاوت دولت الکترونیکی با دولت هوشمند چیست ؟

کمالیمفهوم دولت هوشمند یا Smart Government یکی از مفاهیم جدید در حوزه حکمروایی دیجیتال است و بر خلاف رویکرد یکسویه دولت الکترونیکی معطوف به ارائه یکجانبه خدمات به شهروندان است در دولت هوشمند رابطه دولت و شهروندان تعاملی است و شهروندان هم می تواند از طریق بسترهایی ویژه به دولت و حکمرانان خود خدماتی را ارائه دهند.

یکی از مهمترین پایه های تمدن اسلامی ، تحقق و گسترش همه جانبه عدل و عدالت اسلامی در جامعه است و با توجه به فراگیر شدن تاثیر فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی بر زندگی شهروندان کشورمان به نظر می رسد که تحقق کامل دولت الکترونیکی و دولت هوشمند می تواند نقش مهم و تاثیرگذاری در گسترش عدالت شهروندی در کشور ما داشته باشد

بطور مثال در سطح یک شهر مدیران شهری می توانند با بهره گیری از فناوری های الکترونیکی اقدام به افزایش مشارکت شهروندان یا Citizen participation شهروندان در مدیریت شهری کنند که چند سال قبل در قالب پروژه شهر هوشمند بجستان واقع در استان خراسان رضوی گام هایی برای تحقق این مهم برداشته شد که از جمله آنها می توان به راه اندازی سامانه ایده شهر یا دریافت ایده های شهروندی از طریق فضای مجازی و ارائه موارد کاربردی و خلاقانه آن به مدیران شهری اشاره کرد.

بد نیست بدانید که امروز در برخی از پیشرفته ترین شهرهای جهان مدیران شهری و حتی دولت ها با بهره گیری از دولت هوشمند قبل از اتخاذ یک تصمیم مهم اقدام به جمع آوری نظرات و دیدگاه های شهروندان می کنند البته نه از طریق صندوق های رای.زیرا برگزاری آن پر هزینه و زمان بر است بلکه از طریق تلفن همراه شهروندان که از طریق آن امکان دسترسی آنی به نظرات افکار عمومی وجود دارد، لذا به این راهکار هوشمندانه دموکراسی الکترونیکی یا E-Democracy هم گفته می شود.

و سخن پایانی ...

کمالییکی از مهمترین پایه های تمدن اسلامی، تحقق و گسترش همه جانبه عدل و عدالت اسلامی در جامعه است و با توجه به فراگیر شدن تاثیر فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی بر زندگی شهروندان کشورمان به نظر می رسد که تحقق کامل دولت الکترونیکی و دولت هوشمند می تواند نقش مهم و تاثیرگذاری در گسترش عدالت شهروندی در کشور ما داشته باشد و از وقوع بسیار از تخلفات اداری و اقتصادی پیشگیری و جلوگیری کند البته تحقق این آرمان منوط به راه اندازی کامل شبکه ملی اطلاعات با تکیه بر توان داخلی و بومی جوانان متخصص ایرانی است لذا اگر امروز اولویت نظام مقابله با فاسد و برقراری عدالت همه جانبه است تمام مسؤولان و شرکت های دانش بنیان خصوصی بایستی با همراهی روسای قوای سه گانه با تمام ظرفیت های در دسترس خود به راه اندازی شبکه ملی اطلاعات کمک کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۰۲
روابط عمومی

به گزارش خبرگزاری فارس، نوید کمالی نوشت: با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در ایالات متحده امریکا سیاست مهار ایران به یکی از مهمترین اولویت های سیاست خارجی آمریکا بدل شد و حتی ترامپ در راستای پیشبرد سریعتر آن و خارج از تمام ضوابط و قوانین بین‌المللی دست به ایجاد کمپین فشار حداکثری علیه ملت ایران زد.

دولت آمریکا پس از خروج یکجانبه از توافق هسته ای سال 2015 یا همان برجام، در قالب کمپین فشار حداکثری یا همان maximum pressure campaign که از آن به عنوان سخت ترین و پیچیده ترین کارزار تحریمی آمریکا علیه یک کشور مستقل جهان یاد می‌شود تلاش کرد تا با تحدید منافع و منابع اقتصادی و سیاسی ایران هزینه تعامل و ارتباط با کشورمان را برای کشورهای جهان به شکل بی سابقه ای افزایش دهد بطوری که حتی خریداران غربی نفت ایران که غالبا جز متحدین و شرکای اقتصادی سنتی آمریکا محسوب می شوند نیز در معرض تحریم های سنگین اقتصادی قرار گرفتند بطوری که افزایش نگرانی ها از اعمال مجازت های تنبیهی آمریکا حتی اتحادیه اروپا را نسبت به پیامدهای بازسازی و تقویت روابط اقتصادی با کشورمان دچار نگرانی کرد که یکی از تبعات مهم به تعویق افتادن راه اندازی عملیاتی کانال تبادل مالی ویژه بین ایران و این اتحادیه یا همان INSTEX است.

ائتلاف دریایی آمریکا

با این حال بازگشت ثبات اقتصادی نسبی به کشور حکایت از ناکارآمدی تحریم‌های حداکثری آمریکا علیه ملت ایران دارد لذا کابینه ترامپ با اطلاع از ناکارآمدی تحریم های ضد ایرانی با یک رویکرد جدید تلاش دارد تا با تشدید جنگ روانی ضد ایرانی خود، رنگ و بوی وجود یک تهدید نظامی بالقوه را هم به آن بیفزاید، البته این فضاسازی نیازمند خلق رویدادهای ویژه ای بود که سازمان سیا از طریق بخش عملیات ویژه خود موسوم به Black Ops یا "عملیات سیاه" انجام آن را بر عهده گرفت. 

در عملیات های سیاه ماموریت ویژه، خرابکاری و بدنام سازی کشور هدف است که در ماجرای انفجارهای بندر فجیره و سواحل بندر جاسک شاهد اجرای این عملیات با همکاری رسانه های آمریکایی و اروپایی بودیم البته سابقه انجام این دست عملیات ها علیه ملت ایران به سال ها قبل باز می گردد زیرا در سال 2007 روزنامه دیلی تلگراف در یک گزارش ویژه از دستور جورج بوش مبنی بر صدور مجوز استفاده از عملیات سیاه علیه ایران پرده برداشت اما این بار پس از گذشته یک دهه از دستور بوش هدف از عملیات سیاه ایجاد همراهی افکار عمومی جهان برای تشدید حضور نظامی امریکا در خلیج فارس به عنوان بزرگترین آبراه انتقال انرژی جهان است.

در ادامه هم وقوع ماجرای هدف قرار گرفتن پهباد فوق پیشرفته آمریکایی موسوم به گلوبال هاوک توسط سامانه های پدافندی ایران و توقیف کشتی نفت کش قانون شکن انگلیسی در تنگه هرمز موجب شد تا دولت آمریکا با همراهی شرکای عبری-عربی و غربی خود بصورت رسمی از طرح ایجاد ائتلاف نظامی دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز رونمایی کند.

بنا بر اظهارات رسمی مقامات کاخ سفید، دولت آمریکا بر مبنای این طرح در تلاش است تا با مشارکت همپیمانان خود ائتلافی نظامی را برای حفاظت از منافع غرب در تنگه هرمز و باب المندب تشکیل دهد که در این رابطه ژنرال جوزف دانفورد به عنوان بالاترین مقام نظامی آمریکا خبر از رایزنی بین المللی کاخ سفید برای ایجاد سازوکاری جهت اسکورت کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز و باب‌المندب داده است. 

بر اساس این طرح قرار است که مسئولیت نظارت ، تجسس و تأمین کشتی‌های تجاری عبوری از تنگه هرمز و باب المندب بر عهده نیروی دریایی آمریکا باشد و سایر کشورهای عضو ائتلاف مسئولیت گشت‌زنی در اطراف کشتی‌های تجاری در حال تردید در این دو آبراه را بر عهده داشته باشند. 

این تحولات اخیر منطقه ای حکایت از تقلای دونالد ترامپ برای ایجاد راهی جدید جهت مهار منابع درآمدی ایران دارد از این رو وی می کوشد تا متحدان سنتی آمریکا را به ایجاد یک ائتلاف نظامی دریایی علیه ایران تشویق و تحریک کند هر چند که تاکنون کشورهایی زیادی از جمله آلمان ، ژاپن و اسپانیا مخالفت خود با حضور در این ائتلاف دریایی را اعلام کرده اند.

البته با رصد رسانه های داخلی آمریکا به این نکته پی می بریم که با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری 2020 آمریکا هدف از تاکید کاخ سفید بر ایجاد یک ائتلاف بین المللی بیشتر جنبه های تبلیغاتی و انتخاباتی آن است زیرا با توجه به رویکرد تبلیغاتی ترامپ مبنی بر اولویت دار بودن منافع داخلی آمریکا بر مسائل خارجی، وی نمی خواهد که در جریان مناظرات انتخاباتی متهم به عدول از این سیاست اقتصادی و حیف و میل بودجه در حوزه های غیر ضروری نظامی و امنیتی شود.


به نظر می رسد که  تاکید دولت آمریکا بر ایجاد این ائتلاف نظامی وجه دیگری هم دارد و آن اقدامی در جهت پیشبرد سیاست سلطه جویانه افزایش سلطه آمریکا بر روند انتقال انرژی و مهار چین در جنگ تجاری تعرفه ها با استفاده از سلاح نفت است تا به نوعی اعتبار مخدوش شده آمریکا در اذهان کشورهای خریدار امنیت از این کشور را احیاء کند.

البته ایجاد این ائتلاف دریایی هزینه های زیادی برای مشارکت کنندگان در آن خواهد داشت که اولین و مهمترین آن تشدید تنش ها و افزایش احتمال وقوع برخورد نظامی بین دو طرف درگیر در منطقه است.

ائتلاف دریایی

از سوی دیگر بدلیل عدم تعهد شرکت‌های بیمه‌ گر به پرداخت هزینه های ناشی از وقوع ضد و خورد نظامی در خلیج فارس، هزینه بیمه شناورهای عبوری از تنگه هرمز افزایش بی سابقه و تقریبا ده برابری یافته است و با توجه بر تاکید دولت آمریکا بر الزامی بودن تأمین نیرو انسانی ائتلاف توسط اعضای آن و اعزام کشتی‌های نظامی ویژه اسکورت نفتکش ها و کشتی های تجاری توسط آنها در عمل عضویت کشورها در این ائتلاف نظامی دریایی متضمن هزینه‌های سنگین و غیر قابل پیش‌بینی شده است که همه اینها عضویت در ائتلاف دریایی را برای همپیمانان آمریکا به گزینه ای سخت و نامطلوب بدل کرده است.

از این رو با توجه به عدم وابستگی شدید شرکای اروپایی آمریکا به نفت خاورمیانه و همچنین مخالفت چین و روسیه با این سیاست به ظاهر سیاسی-نظامی اما اقتصادی آمریکا که بیشتر جنبه افزایش سیطره آمریکا بر مهمترین آبراه انتقال انرژی جهان را دارد به نظر می رسد که این ائتلاف به سرانجام مطلوب و مورد نظر کاخ سفید نخواهد رسید و در صورت تشکیل نمادین آن که رسانه های آمریکایی به طنز نام ائتلاف تک نفره یا coalition of one بر آن نهاده اند تنها برای مدت محدودی دوام خواهد داشت و در دراز مدت نخواهد توانست به عنوان یک تهدید دائمی در راستای مهار و تحدید منافع ملت ایران عمل کند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۸ ، ۲۲:۴۹
روابط عمومی

صبح صادق- نوید کمالی/ در طول تاریخ پر شکوه چهل ساله انقلاب اسلامی نمی‌توان روزی را یافت که ایران اسلامی دمی را فارغ از تهدیدات و فشارهای دشمنان داخلی و خارجی گذرانده باشد؛ با این حال واکاوی حوادث تلخ و شیرین گوناگون چهل سال گذشته به صورت واضح و مبرهن این واقعیت را برای هر مخاطبی هویدا می‌کند که انقلاب اسلامی به پشتوانه اراده ملت انقلابی خود همواره پیروز میدان نبرد جبهه خیر و شر بوده و خواهد بود. در این باره امام خمینی(ره) به همین مضمون فرموده‌اند که اگر مردم و اراده و عزم آنان نبود، انقلاب پیروز نمی‌شد؛ بنابراین در دوران زعامت رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) نیز آن چیزی که سبب حفظ و ثبات انقلاب در کوران بحران‌ها و توطئه‌هایی از جنس فتنه ۸۸ شد، اراده ملت ایران در حفاظت از انقلاب و دستاوردهای آن بود. برای اثبات این مدعا و درک نقش و اهمیت اراده ملت ایران در مقابله با توطئه‌های دشمنان انقلاب اسلامی تنها کافی است که نگاهی به مهم‌ترین تحولات اخیر منطقه داشته باشیم تا به صورت مشهود به اهمیت فاکتور «اراده» یا Volition ملت ایران در تحقق پیروزی‌ها و تأمین منافع ملی کشورمان پی ببریم.

صبح صادق - یادداشت - نبرد اراده ها

کاهش تعهدات برجامی

افکار عمومی ایران و جهان پس از خروج یک‌جانبه دولت آمریکا از توافق هسته‌ای موسوم به برجام یا JCPOA شاهد تضعیف پی در پی این توافق از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور تمامیت خواه آمریکا بود؛ آن هم در شرایطی که سایر اعضای اروپایی باقی‌مانده در برجام برخلاف مواضع رسانه‌ای خود هیچ اقدام روشن و مشخصی را برای حفاظت از بنیان توافق هسته‌ای و منافع حداقلی برجام برای طرف ایرانی پیگیری نکردند و در عمل موضعی انفعالی را در مواجهه با تحریم‌های گسترده و پیچیده اقتصادی کاخ سفید علیه ملت ایران و خریداران نفت کشورمان در پیش گرفتند.

در نتیجه این رویکرد انفعالی و تحقق‌نیافتن تعهدات طرف غربی، دولتمردان کشورمان در راستای حفظ منافع ملی کشورمان، راهبرد بازگشت مرحله‌ای به وضعیت پیش از توافق هسته‌ای را در صورت اجرا نشدن تعهدات طرف غربی در پیش گرفتند و در اولین گام عملی عبور از محدودیت میزان نگهداری مواد هسته‌ای و آب‌سنگین را مطرح کرده و در گام دوم کاهش تعهدات برجامی نیز عبور از محدودیت ۶۷/۳ درصدی غنی‌سازی و راه‌اندازی راکتور اراک را اعلام کردند.

اعلام طرح گام به گام کاهش تعهدات برجامی به طور صریح این پیام را به طرف غربی توافق هسته‌ای منتقل کرد که دولت و ملت ایران انجام یک‌طرفه تعهدات هسته‌ای را قبول نداشته و تنها زمانی به تعهدات برجامی خود پایبند خواهند بود که طرف غربی نیز به آنچه تعهد کرده پایبند باشد.

نشریه Hill کنگره آمریکا در این باره می‌نویسد: به رغم افزایش شدید تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران، مخاطب اصلی ایران در نقض برجام اتحادیه اروپاست؛ زیرا ایالات متحده از توافق خارج شده و تحریم‌های شدیدی علیه ایران اعمال کرده و سبب شده بسیاری از سرمایه‌گذاران خارجی از ایران خارج شوند؛ از این رو تهران قادر نیست از مزایای اقتصادی وعده داده شده در توافق سال ۲۰۱۵استفاده کند؛ بنابراین با اجرای طرح کاهش گام به گام تعهدات برجامی از اروپا خواسته است در عمل اقدامی برای حفظ برجام و منافع آن انجام دهد؛ از این رو اتحادیه اروپا با مشاهده عزم ایران در کاهش تعهدات برجامی تلاش کرد تا به رغم تحریم‌های ایالات متحده با ایجاد ساز و کار جدید مالی موسوم به INSTEX بتواند تجارت خود با ایران را ادامه دهد.

همان‌گونه که این نشریه آمریکایی اذعان دارد، اراده ملت ایران در مقابله با زیاده‌خواهی‌های طرف غربی موجب شد تا اتحادیه اروپا برای ممانعت از فروپاشی برجام به اقداماتی از جمله ایجاد کانال ویژه تبادلات مالی بپردازد.

نبرد اراده ها

شکار گران‌قیمت‌ترین پهپاد 

بامداد پنجشنبه ۳۰ خردادماه خبر انهدام پیشرفته‌ترین پهپاد جاسوسی ارتش آمریکا از سوی سامانه پدافندی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوالی «کوه مبارک» استان هرمزگان، فضای رسانه‌ای دنیا را با تکانه‌ای خبری مواجه کرد؛ تکانه‌ای که فضای محاسباتی جامعه جهانی را در حوزه‌های گوناگون نظامی، سیاسی، حقوقی و… جمهوری اسلامی ایران و دشمنان منطقه‌ای و بین‌المللی‌اش با متغیر‌هایی مبهم مواجه کرد؛ متغیر‌هایی که در هیچ معادله امنیتی، نظامی، سیاسی و حقوقی احتمالی و پیش رو پاسخی برای آن وجود نداشت؛ رویدادی که ابهام عملیاتی و رویکردی آن در مواضع متناقض، دوگانه و مناقشه‌آمیز ایالات متحده و هم‌پیمانان عربی و غربی او کاملاً هویدا بود.

در این باره «اولریکه فرانکه»، عضو شورای اروپایی روابط خارجی آمریکا (ECFR)، در یادداشت خود در سایت Wired با اشاره به پیچیدگی و پرهزینه بودن پروژه این پهپاد جاسوسی نوشت: از دست دادن یک پهپاد گران‌قیمت گلوبال هاوک خسارت بزرگی برای آمریکاست؛ به ویژه به این دلیل که تصور می‌شد این پهپاد طوری طراحی شده که در ارتفاع بسیار بالا پرواز کند و آسیب‌ناپذیر باشد. این تحلیلگر بین‌المللی همچنین تأکید کرد: از دست دادن این پهپاد که احتمالاً جدیدترین نسخه از گلوبال هاوک بوده، ضربه بزرگی به اعتبار آمریکا زده است و حتی ممکن است بازار صادرات این پهپادهای جاسوسی را دچار مشکل کند.

توقیف نفت‌کش قانون‌شکن انگلیسی

در آخرین روزهای تیرماه، یک نفت‌کش انگلیسی به نام «استنا ایمپرو» (Stena impero) به دنبال نقض قوانین بین‌المللی دریانوردی در تنگه هرمز توقیف شد. این نفت‌کش در حالی که از سوی ناو جنگی اچ.‌ام.‌اس مونتروز بریتانیا همراهی می‌شد، در طول مسیر عبور از تنگه هرمز به صورت غیرمجاز وارد آب‌های سرزمینی کشورمان شد و همزمان علاوه بر عدم تمکین به هشدارهای رادیویی کشورمان سامانه مکان‌یاب خود را خاموش کرد؛ آن هم با این تصور که به دلیل هویت انگلیسی خود با هیچ برخورد تند قانونی مواجه نخواهد شد؛ اما برخلاف تصور ناوبران این نفت‌کش، با هماهنگی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این کشتی توقیف و به سمت لنگرگاهی در بندرعباس هدایت شد!

بدون‌شک مشابه این رویداد (توقیف نفت‌کش انگلیس) را نمی‌توان در طول تاریخ معاصر جهان مشاهده کرد؛ زیرا در طول سده اخیر کشورهایی از جمله انگلیس و آمریکا همواره به منزله قدرت‌های برتر نظامی و سیاسی جهان بر دریاها حکمروایی کرده بودند و هیچ‌گاه این‌گونه به دلیل تخلفات قانونی خود مؤاخذه و تحقیر نشده‌اند.

در این باره روزنامه انگلیسی Independent نیز گزارش ویژه‌ای منتشر کرد و نوشت: اقدام ایران برای توقیف نفت‌کش بریتانیایی در تنگه ‌هرمز اقدامی اجتناب‌ناپذیر و تاوانی بود که دولت انگلیس با بی‌فکری‌اش داد.

این روزنامه در پایان با اشاره به ماجرای توقیف نفت‌کش ایرانی در تنگه جبل‌الطارق ادامه داد: چطور نخست‌وزیر، کابینه و کارمندان ارشد دولت فکر کردند این تقابل با ایران می‌تواند با چیزی کمتر از یک پاسخ تحقیر‌آمیز برای بریتانیا پایان یابد!

تحلیل سیاسی

جمع‌بندی

امروز آمریکا عملاً وارد نبرد اراده‌ها با ایران شده‌ است که رهبر معظم انقلاب از آن با عنوان «جنگ اراده‌ها» نام می‌برند. در حقیقت جنگ اراده‌ها توصیف رهبر معظم انقلاب از شرایط کنونی روابط ایران و آمریکاست؛ به طوری که دشمن می‌کوشد از طریق زور و فریب اراده ملت ایران را در این نبرد تضعیف کند.

به هر حال روشن است که جنگ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، جنگ سرد و… همگی ذیل جنگ اراده‌ها قرار گرفته‌اند. مقاومت و ایستادگی تنها راه موفقیت و پیروزی در این نبرد است که تاکنون به شکست دشمن منجر شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۴۷
روابط عمومی

گروه علمی و دانشگاهی خبرگزاری فارس، پیام رسان‌های بومی و جایگزینی شبکه های اجتماعی داخلی به جای تلگرام از دغدغه‌هایی است که هنوز راه حل مناسبی برای آن پیدا نشده است. تاکنون با صاحب نظران عرصه فناوری اطلاعات گفت‌وگو کردیم اما نظر پژوهشگران  جوان و فعال در عرصه فضای مجازی و نگاهی که به این موضوع دارند، می تواند جذاب باشد.

به همین منظور با نوید کمالی کارشناس فضای مجازی، مدرس و پژوهشگر حوزه فناوری اطلاعات گفت وگو کردیم. در ادامه متن این گفت وگو را می خوانید:

نوید کمالی - Navid Kamali


زمان نامناسب برای ورود پیام‌رسان‌های داخلی به عرصه رقابت 

فارس: فعالیت پیام‌رسان‌ها در سال‌های گذشته را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

 کمالی: اولین مساله‌ای که در حوزه فعالیت پیام‌رسان‌ها باید توجه کنیم این است که ورود آنها به فضای رقابت درست زمانی اتفاق افتاد که محصولات خارجی بازار مصرف ایران را اشغال کرده بودند در آن زمان به این فکر افتادیم که تصرف بازار شبکه‌های اجتماعی خارجی تهدید است. 

به همین منظور نهادهای بالا دستی سعی کردند تا نسخه بومی پیام‌رسان‌ها را تولید کنند، این در حالی بود که کاربران از نسخه‌های خارجی استفاده می‌کردند و از این پیام‌رسان‌ها رضایت داشتند. 

فارس: چه عاملی باعث شد تا پیام‌رسان‌های داخلی به طور مطلوب نتوانند جایگزین تلگرام شوند؟ 

کمالی: ورود دیرهنگام پیام‌رسان‌های داخلی درست در زمانی که  تلگرام مخاطبان زیادی را در ایران بدست آورده بود باعث شد تا شرایط جذب مخاطب برای آنها سخت شود؛ همچنین تعدد پیام‌رسان‌های بومی که به مخاطب عرضه شد موجب شد تا تمرکز روی یک پیام‌رسان وجود نداشته باشد. 

فارس: تعدد پیام‌رسان‌های بومی چگونه موجب ناکامی استفاده از پیام‌رسان‌های ایرانی شد؟ 

کمالی: وقتی تعداد پیام‌رسان‌های داخلی معرفی شده به مردم زیاد شد، تمرکز فنی دولت و مجموعه‌های مرتبط به چند پیام‌رسان معطوف شد و همین امر موجب شد تا یک پیام‌رسان با  قدرت هرچه تمام‌تر در صحنه رقابت با تلگرام ظاهر نشود لذا قدرت و تجهیزات بین چند پیام‌رسان تقسیم شد و ظرفیت بخش خصوصی نیز به طور کامل استفاده نشد و نتیجه این دو عامل به شکست پروژه جایگزینی پیام‌رسان‌های بومی به جای تلگرام انجامید. 

یکی از مشکلاتی که این پیام‌رسان‌ها داشتند این بود که یک پیام پس از ارسال در همان لحظه به مخاطب نمی‌رسید و شاید یک روز زمان برای ارسال آن به مخاطب لازم بود که اینها ناشی از مشکلات زیرساختی بود. اما اگر تمام قدرت دولت و نهادهای مرتبط برای ایجاد زیرساخت یک پیام‌رسان متمرکز می‌شد هرگز شاهد چنین مشکلاتی نبودیم و همزمان می‌توانستیم به توسعه پیام‌‌رسان فکر کنیم. 


فارس: این ناکامی چه مشکلاتی را برای پیام‌رسان‌ها بوجود آورد؟ 

کمالی: همین موضوع باعث شد تا محصولات و خدماتی که توسط اپلیکیشن‌های داخلی ارائه می‌شد رضایت مخاطب را جلب نکند و پایداری بالایی میزان مخاطبین شبکه‌های اجتماعی ایرانی نداشته باشند. در صورتی که می‌توانستند این پیا‌م‌رسا‌ن‌ها در زمان مناسب رونمایی شده و جایگزین شوند. 

نوید کمالی - Navid Kamali
فارس: به نظر شما مشکلاتی که پیام‌رسان‌های داخلی داشتند باعث عدم استقبال مردم نشد؟ 
 

کمالی: بله؛ یکی از مشکلاتی که این پیام‌رسان‌ها داشتند این بود که یک پیام پس از ارسال در همان لحظه به مخاطب نمی‌رسید و شاید یک روز زمان برای ارسال آن به مخاطب لازم بود که اینها ناشی از مشکلات زیرساختی بود. اما اگر تمام قدرت دولت و نهادهای مرتبط برای ایجاد زیرساخت یک پیام‌رسان متمرکز می‌شد هرگز شاهد چنین مشکلاتی نبودیم و همزمان می‌توانستیم به توسعه پیام‌‌رسان فکر کنیم. 

پوسته‌های تلگرام، آفت جان پیام‌رسان بومی شد

فارس: وجود هاتگرام و تلگرام طلایی را چطور ارزیابی می‌کنید؟ 

کمالی: پوسته‌های غیررسمی تلگرام در شرایطی ایجاد شدند که مردم با فیلتر ناگهانی تلگرام به سمت استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی سوق پیدا کرده بودند اما هاتگرام و طلاگرام و پوسته‌های این چنینی تلگرام مجالی برای استفاده دوباره از تلگرام ایجاد کردند چرا که مردم وقتی می‌دیدند می‌توان با یک اپلیکیشن دوباره از همان خدمات تلگرام استفاده کنند دیگر از پیام‌رسان داخلی با مشکلاتی که داشت استقبال نمی‌کردند. 

قانون مبارزه با جرائم سایبری مربوط به سال 88 است؛ در حالی که باید قوانین در این حوزه به روز رسانی شود؛‌در سال 88 با موضوعاتی نظیر واقعیت افزوده و پیام‌رسان‌های متعدد روبرو نبودیم لذا در قوانین سایبری نیاز به روزآمدسازی با پدیده‌های نو داریم. همین موضوعات منجر شد تا پروژه پیام‌رسان داخلی نتواند با موفقیت به اتمام برسد و بازار شبکه‌های اجتماعی ایران نیز اکنون در دست پیام‌رسان خارجی است. 

فارس: چه قانونی؟ 
مشکل این است که ما نیامدیم به شکل قانونی و مناسب برای اعتماد سازی مخاطب فعالیت کنیم، قانونی هم برای این اعتمادسازی وجود نداشت. 

کمالی: در کشورهای مختلف دنیا حتی اتحادیه اروپا قانونی با تحت عنوان حفاظت از حریم خصوصی دیجیتال کاربران وضع شده که این قانون به کاربران کمک می‌کند در صورتی که متوجه شوند پیام‌‌رسانی که در حال استفاده از آن هستند از اطلاعاتشان سوء استفاده می‌کند سریع به مرجع قانونی رجوع کرده و از آن پیام‌رسان شکایت می‌کنند. 

قوانین کهنه سایبری نیاز به بازنگری دارد

متاسفانه در ایران چنین قانونی وجود ندارد و قانون مبارزه با جرائم سایبری مربوط به سال 88 است؛ در حالی که باید قوانین در این حوزه به روز رسانی شود؛‌در سال 88 با موضوعاتی نظیر واقعیت افزوده و پیام‌رسان‌های متعدد روبرو نبودیم لذا در قوانین سایبری نیاز به روزآمدسازی با پدیده‌های نو داریم. همین موضوعات منجر شد تا پروژه پیام‌رسان داخلی نتواند با موفقیت به اتمام برسد و بازار شبکه‌های اجتماعی ایران نیز اکنون در دست پیام‌رسان خارجی است. 

نوید کمالی - Navid Kamali

فیلترینگ بدون آگاه سازی مخاطب یک پروژه شکست خورده است 

فارس: به نظر شما فیلترینگ راه حل مناسبی  است؟ 

کمالی: موضوع ایجاد محدودیت برای هدایت کاربران به یک سمت مدنظر دولت یک پروژه‌ شکست خورده است چرا که این پروژه فیلترینگ در هر کشوری که اعمال شده با شکست مواجه شده مگر آنکه با آگاه‌سازی مخاطب و بالا بردن سواد رسانه‌ای بتوانیم مردم را از دلایل فیلترینگ آگاه کنیم.  

همچنین فیلتر کردن محتوا از طریق فنی باعث می‌شود دشمنان و رقبای منطقه‌ای با ایجاد راه‌هایی برای دور زدن فیلتر روی کشور سرمایه گذاری کنند و تکنولوژی‌های عبور از فیلتر را در اختیار مردم قرار دهند با این کار دسترسی به بار ترافیکی کشور به کشورهای دیگر سپرده می‌شود و آنها با استفاده از این اطلاعات می‌توانند سلیقه و ذائقه مردم با بشناسند و از عملیات روانی برای تاثیرگذاری در افکار عمومی استفاده کنند. 

در کشور چین نرم‌افزار وی چت به عنوان نرم افزار مرجع برای تمامی مردم چین در نظر گرفته شد بر همین اساس چینی‌ها برای استفاده از خدمات مختلف از قبیل خدمات بانکی و شهروندی باید نرم‌افزار وی چت را روی گوشی تلفن همراه خود نصب می‌کردند تا بتوانند از خدمات دولت بهره‌مند شوند . همین امر باعث شد تا وی چت توسعه و تمرکز بیشتری پیدا کند و حالا به عنوان پیام‌رسان ملی چین شناخته می‌شود. 


فارس: اگر فقط یک پیام‌رسان در زمان فیلتر تلگرام معرفی می‌شد آیا می‌توان امیدی به مهاجرت مردم به آن پیام‌رسان داشت؟ 

کمالی: به نظر می‌رسد این کار توفیق بیشتری نسبت به معرفی چند پیام‌رسان بومی دارد چرا که وقتی یک بستر معرفی می‌شود بخش خصوصی و دولت نیز می‌تواند حمایت مالی و تکنولوژی خوبی از پیام‌رسان انجام دهد. اما معرفی پوسته‌های تلگرام این موضوع را با مشکل مواجه کرد. طبیعتا اگر این سیاست غیرهوشمندانه اتفاق نمی‌ افتاد شاهد نتیجه دیگری بودیم. 

فارس: با اجماع پیام‌رسان‌های داخلی و ارتباط آنها با یکدیگر موافقید؟ 

کمالی: این موضوع که اگر یک شخص یک نوع پیام‌رسان را بر روی  گوشی تلفن همراه داشته باشد و شخص دیگری با یک پیام‌رسان دیگر بتواند به وی پیام دهد مشکلات و هزینه های بالایی را در پی دارد.البته اکنون به این نتیجه رسیدیم که توانمندسازی پیام‌رسان‌های بومی می‌تواند به اقتصاد کشور نیز کمک کند. به عنوان مثال در کشور چین نرم‌افزار وی چت به عنوان نرم افزار مرجع برای تمامی مردم چین در نظر گرفته شد بر همین اساس چینی‌ها برای استفاده از خدمات مختلف از قبیل خدمات بانکی و شهروندی باید نرم‌افزار وی چت را روی گوشی تلفن همراه خود نصب می‌کردند تا بتوانند از خدمات دولت بهره‌مند شوند. همین امر باعث شد تا وی چتتوسعه و تمرکز بیشتری پیدا کند و حالا به عنوان پیام‌رسان ملی چین شناخته می‌شود. 

اگر ما نیز در موضوع پیام‌رسان‌ها چنین کاری را انجام دهیم دیگر نیازی به اجماع پیام‌رسان‌ها وجود ندارد چرا که این کار هزینه‌های زیادی را هم به پیا‌م‌رسان‌ها و هم به دولت وارد می‌کند.  از لحاظ فنی نیز برای ایجاد زیرساخت لازم در جهت تحقق این کار هزینه و انرژی و زمان زیادی می‌طلبد لذا به نظر می‌رسد این کار نمی‌تواند موفقیت را برای سیاست‌گذاران و پیام‌رسان‌های داخلی به همراه بیاورد. 

 چند ماه قبل اعلام شد که سه پیام‌رسان سروش، گپ و بله به عنوان سه پیام‌رسان مورد حمایت نهادهای دولتی هستند که به صورت رسمی می‌توان از آنها استفاده کرد. البته زمزمه‌هایی در این خصوص وجود دارد که بعد از مدتی بعضی از این پیام‌رسان‌ها حذف شده و درنهایت از یک پیام‌رسان به عنوان پیام‌رسان بومی حمایت می‌شود. اما اگر این کار از همان ابتدا انجام می‌شد دیگر نیاز به صرف این میزان هزینه و زمان در این بازار پررقابت فناوری نبود. 

فارس: حمایت از چند پیا‌م‌رسان داخلی راهکار مناسبی نیست ؟ 

کمالی: اتفاقاً چند ماه قبل اعلام شد که سه پیام‌رسان سروش، گپ و بله به عنوان سه پیام‌رسان مورد حمایت نهادهای دولتی هستند که به صورت رسمی می‌توان از آنها استفاده کرد. البته زمزمه‌هایی در این خصوص وجود دارد که بعد از مدتی بعضی از این پیام‌رسان‌ها حذف شده و درنهایت از یک پیام‌رسان به عنوان پیام‌رسان بومی حمایت می‌شود. اما اگر این کار از همان ابتدا انجام می‌شد دیگر نیاز به صرف این میزان هزینه و زمان در این بازار پررقابت فناوری نبود. 

نوید کمالی - Navid Kamali

دور شدن پیام رسان‌های بومی از هدف اصلی

فارس:  در مجموع عملکرد پیام‌رسان‌های داخلی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

کمالی:متاسفانه نهادهای مرتبط با فعالیت پیام‌رسان‌های داخلی به خوبی از این پیام‌رسان‌ها حمایت نکردند در همان ابتدای فیلترینگ تلگرام مخاطبان به شدت به سمت پیام‌‌رسان بومی گرایش پیدا کردند چرا که این پیام‌‌رسان‌ها در ابتدای کار با ارائه تسهیلاتی نظیر اینترنت رایگان توانسته بودند مخاطبان را به خود جلب کنند اما در مسیر کار ناگهان این تسهیلات حذف شد و حمایت‌ها و وعده‌های داده شده ارائه نشد که همه این مسائل منجر شد تا این پیا‌م‌رسان‌ها گام به گام از مسیرشان دور شوند. 

حمله تروریستی داعش از عواقب استفاده از تلگرام بود

فارس: حمایت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات از پیام‌رسان‌های داخلی را کافی می‌دانید؟ 

کمالی: وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به عنوان نهاد متولی برای پیشرفت حوزه فناوری اطلاعات در کشور از ابتدا تلاش کرد تا مردم به سمت پیا‌م‌رسان‌های بومی و ملی سوق پیدا کنند. همچنین مشکلات و نیازهای پیام‌رسان‌های داخلی را بررسی و به دنبال جایگزینی آنها به جای تلگرام بودند. اما مشکل از اینجا شروع شد که اختلاف نظر بین این موضوع وجود داشت که آیا تلگرام از سبد مخاطب حذف شده است یا نه؟ چرا که پیش از این تلگرام به عنوان یک بستر ارتباطی بین شهروندان اطلاعات آنها را رد و بدل می‌کرد وهمین امر موجب شده بود تا سرویس‌های جاسوسی و مجرمین از آن استفاده کنند چنان که عملیات تروریستی داعش در مجلس شورای اسلامی نیز در بستر تلگرام صورت گرفت. 

طبیعتا همه کشورها به محض تهدیدات این چنینی سعی می‌کنند تا موضوع را رفع کنند ما نیز برای این کار تلاش کردیم اما در ابتدا رقیب بومی مناسبی برای تلگرام نداشتیم و در این حالت اگر تلگرام را حذف می‌کردیم باز هم مردم به سمت یک پیام‌رسان خارجی دیگر سوق پیدا می‌کردند. 

چنانچه تجربه فیلتر وایبر را داشتیم که مردم و مخاطبان به سمت چند پیام‌رسان خارجی سوق پیدا کردند اما وقتی مخاطبان دیدند که تلگرام یک بستری است که آماده پذیرش حجم بالای مخاطب را دارد دیگر پیا‌م‌رسان‌های خارجی را رها کرده و عضو تلگرام شدند. به همین دلیل تلگرام کاربران بیشتری  را در ایران و غرب آسیا پیدا کرد. 

 وقتی تلگرام فیلتر شد برای آن پوسته‌های مختلفی تعریف کردند که امکان نظارت نسبی را برای دولت فراهم می‌کرد.  این کار برای این موضوع انجام شد تا بتوانند به تدریج پیام‌رسان‌های بومی را جایگزین کنند اما حفظ پوسته‌های تلگرام نه تنها باعث شد که مردم از این نرم‌افزار و اپلیکیشن دل نکنند بلکه رقابت را برای پیام‌رسان‌های داخلی سخت‌تر کرد. 

فارس: به نظر شما جایگزین مناسبی برای تلگرام ارائه شده است؟

 کمالی: با وجود آنچه که تاکنون مشاهده کردیم تاکنون نتوانستند بستر یک جایگزین قوی و قدرتمند را برای تلگرام فراهم کنند؛ حتی اگر این بستر جایگزین وجود داشته اما به دلیل حذف خدمات ویژه مانند اینترنت رایگان و برخی تسهیلات اقبال زیادی نسبت به آن جایگزینی نشان داده نشده است. 

به تجربیات موفق جهانی رجوع کنیم

فارس: به نظر شما راهکار چیست؟ 

کمالی: با بررسی برخی از تجربیات موفق جهانی متوجه می‌شویم که باید تغییراتی در موضوع حمایت و استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی ایجاد کنیم اولین موضوع این است که باید بخش خصوصی را تقویت کرد چرا که در این بخش جوانان متخصصی حضور دارند که در حوزه فناوری فعال هستند اگر می‌خواهیم در حوزه فناوری اطلاعات حرفی برای گفتن داشته باشیم باید از شرکت‌‌های دانش بنیان علی‌الخصوص شرکت‌های فعال در حوزه پیام‌رسان‌های بومی حمایت کنیم. همچنین باید از لحاظ بودجه‌ای نیز این پیام‌رسان‌ها دغدغه‌ای نداشته باشند. 

نوید کمالی - Navid Kamali

فارس: یعنی دولت به آنها بودجه‌ای اختصاص دهد؟ 

کمالی: بله؛ باید مجلس و دولت یک تصمیم قاطع بگیرند و بودجه مناسب و مشخصی را برای مسیرهای نوین ارتباطی اختصاص دهند؛ یکی از مهمترین موضوعات به خصوص در انتخابات مجلس شورای اسلامی همین پیام‌رسان‌ها هستند که اگر به آنها توجه شود می‌تواند کمک زیادی به برگزاری یک انتخابات مطلوب کند. 

اگر می‌خواهیم در حوزه فناوری اطلاعات حرفی برای گفتن داشته باشیم باید از شرکت‌‌های دانش بنیان علی‌الخصوص شرکت‌های فعال در حوزه پیام‌رسان‌های بومی حمایت کنیم. همچنین باید از لحاظ بودجه‌ای نیز این پیام‌رسان‌ها دغدغه‌ای نداشته باشند. 

فارس: ارائه وام به شرکت های دانش‌بنیان به این موضوع کمک می‌کند؟ 

کمالی: متاسفانه حمایت از طریق ارائه وام باعث می‌شود که تنها برخی از این شرکت ها از این تسهیلات استفاده کنند و منجر به ایجاد رانت می‌‌شود اما تخصیص بودجه به شرکت‌های دانش‌بنیان و دارای ایده‌های خوب در حوزه پیام‌رسان‌های داخلی می‌تواند تا حدودی مشکلات این قشر را برطرف کند. 

فارس: و سخن آخر... 

کمالی: حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه فناوری اطلاعات و بخصوص پیام‌رسا‌ن‌ها و حمایت رسمی دولت و مجلس و اختصاص بودجه به فناوری‌های نوین ارتباطی تنها راهی است که می‌تواند به فعالیت و حیات این پیام‌رسان‌ها کمک کند. 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۳۹
روابط عمومی

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا روز پنج‌شنبه گذشته پیش از شروع سخنرانی خود در یک نشست خبری اعلام کرد که یک فروند پهپاد ایرانی توسط ناو نظامی این کشور در تنگه هرمز ساقط شده است.

بنا بر ادعای رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا این پهپاد به فاصله تقریبا ۱۰۰۰ متری شناور نظامی ترابری یواس‌اس باکسر USS Boxer که 28 سال از تاریخ ساخت آن می گذرد نزدیک و موجب تهدید امنیت خدمه آن شده بود!

وی در ادامه ادعاهای توطئه آمیز ضد ایرانی خود از کشورهای دنیا هم خواست تا با تقویت حضور نظامی خود در منطقه از کشتی‌های تجاریی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، حفاظت کنند!

ادعای جدید ترامپ


این ادعا در حالی از سوی عالی ترین مقام دولت ایالات متحده آمریکا مطرح شد که در فردای انتشار ادعای ضد ایرانی ترامپ، سرتیپ پاسدار ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح کشورمان با تکذیب اظهارات مقامات آمریکایی تاکید کرد که تمامی پهپادهای متعلق به جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز از جمله پهپاد مورد نظر رئیس جمهور آمریکا پس از انجام ماموریت شناسایی و کنترل برنامه‌ریزی شده به سلامت به پایگاه‌های خود بازگشته‌اند.

البته پیش از این موضع گیری پیشتر، عباس عراقچی، معاون وزارت خارجه کشورمان نیز در حساب توییتری خود سرنگونی پهپاد را تکذیب کرده و نوشته بود: "ما هیچ پهپادی را نه در تنگه هرمز و نه هیچ جای دیگر از دست نداده‌ایم، نگرانم که ناو یو ‌اس اس باکسر اشتباهی یکی از پهپادهای خودشان را هدف قرار داده باشد."


طبیعتا با توجه به عدم انتشار هرگونه تصویر و یا سندی در رابطه با هدف قرار گرفتن یک پهپاد ایرانی در آب های خلیج فارس به خوبی می توان این ادعای آمریکایی ها را تکذیب و رد کرد هر چند که پنتاگون نیز با انتشار یک بیانیه رسمی اصرار بر تایید آن دارد! 
حال با توجه به این ماجرا این سوال مرطح می شود که چرا ترامپ و نهادهای نظامی وابسته به دولت آمریکا از جمله وزارت دفاع این کشور بدون ارائه هیچ سند یا مدرکی مبنی بر هدف قرار دادن یک پهپاد ایرانی این ادعا و بر صحت و سقم آن تاکید می‌کنند؟!
برای پاسخ به این سوال باید به سه نکته ذیل توجه کرد!؟

نکته اول اینکه دونالد ترامپ در طی روزهای اخیر بدلیل طرح اظهارات نژاد پرستانه علیه چهار نماینده زن دموکرات کنگره آمریکا یعنی الکساندریا اوکاسیو- کورتز نماینده نیویورک، آیانا پرسلی نماینده ماساچوست، رشیده طلیب نماینده میشیگان و ایلهان عمر نماینده مینه‌سوتا به شدت در سطح افکار عمومی آمریکا تحت فشار قرار گرفته است! 

ترامپ پیشتر در پیام هایی در صفحه توییتر خود گفته بود این نمایندگان «باید به کشورهای خود برگردند که حکومت‌های فاجعه باری دارند و از نالایق‌ترین و فاسدترین حکومت‌ها هستند.» البته آنهم به این دلیل که این چهار زن از مخالفان سرسخت سیاست‌های او در کنگره به شمار می روند! لذا با توجه به افزایش اعتراضات مدنی نسبت به این اظهارات نژادپرستانه رئیس جمهور آمریکا به نظر می رسد که طرح موضوع هدف قرار دادن پهپاد ایرانی در واقع نقش یک  بمب خبری را برای به انحراف کشاندن افکار عمومی آمریکا ایفا می کند.


نکته دوم اینکه در ماجرای ساقط شدن یک فروند پهپاد جاسوسی MQ-4C معروف به گلوبال هاوک جهان به این واقعه بود لذا از دیدگاه تحلیل گران بین المللی این مساله موجب ایجاد تصویری منفعل از ترامپ پرخاش‌گر علیه ایران شده است و این مساله می تواند منجر به کم اعتبار شدن سیاست های آمریکایی در بین همپیمانان عرب و صهیونیست کاخ سفید شود لذا همانگونه که پیشتر انتظار می رفت دولت آمریکا با طرح موضوع هدف قرار دادن یک پهپاد ایرانی درست به اجرای یک عملیات روانی- رسانه‌ای زد تا به واسطه آن از حجم فشارهای انتقادی همپیمانان خود کم کرده و موجب افزایش اعتبار خود در جبهه ضد ایرانی ائتلاف عبری-عربی-غربی شود!

نکته سوم هم اینکه پس از ماجرای انفجار نفتکش‌ها در بندر فجیره و سواحل بندر جاسک دولت آمریکا با کمک همپیمانان منطقه ای خود در صدد تشدید حضور نیروهای دریایی غرب در منطقه  خلیج‌ فارس و دریای‌عمان و خاصه  تنگه هرمز است.


واشینگتن پس از آن که ایران را به دست داشتن در حملات اخیر متهم کرد پیشنهاد تشکیل یک ساز و کار چندملیتی برای افزایش امنیت دریایی در خلیج فارس را مطرح کرد هر چند که این پیشنهاد موجب بروز نگرانی‌هایی در میان آن دسته از کشورهای اروپایی که با تصمیم ترامپ در مورد خروج آمریکا از برجام مخالف بودند شد لذا با مرور اظهارات اخیر ترامپ به نظر می‌رسد که انتشار این خبر در راستای داغ نگه داشتن تنور طرح افزایش ناوهای جنگی آمریکا و اروپا در منطقه بوده است.

حال با نظر به سه نکته فوق می توان نتیجه گرفت که خبر انهدام پهپاد ایرانی یک سناریوی از پیش طراحی شده عملیات روانی برای پیشبرد سیاست های داخلی و خارجی دولت آمریکاست و با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری 2020 و تقلاهای سیاسی و روانی دولت ترامپ در جهت همراه سازی افکار عمومی آمریکا با سیاست های کاخ سفید به نظر می رسد که در طول هفته ها و ماه های پیش رو می توان انتظار تکرار اینگونه ادعاها را در شکل و ابعاد جدیدتر داشت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۵۶
روابط عمومی

دیپلماسی ایرانی - نوید کمالی : اگر قصد بررسی مهمترین سیاست های استعماری ایالات متحده آمریکا را در طول تاریخ 246 ساله تشکیل و استقلال آن داشته باشیم بدون شک متاخرترین مورد آن مربوط به دوران زمام داری چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا و سیاست اعلان جنگ تعرفه های او علیه اقتصادهای مطرح جهان خواهد بود.


جنگ تعرفه ها  یا جنگ گمرکی که از آن با عنوان Tariff war  یا Customs War نیز یاد می شود در واقع اشاره به سیاست ضد رقابتی جدید ترامپ در قبال رقبای اقتصادی آمریکا دارد و در جریان آن آمریکا در راستای کاهش توان رقابتی دیگر کشورها، روی کالاهای صادراتی آنها تعرفه وارداتی یا مالیات گمرکی سنگین وضع می کند تا در نتیجه قیمت نهایی آنها افزایش یافته و در نتیجه اقبال به خریدشان کم شود!

جنگ تعرفه

ترامپ تاجرپیشه از همان ابتدای شروع کارزار انتخاباتی خود توجه ویژه ای به موضوع چالش های اقتصادی پیش روی ایالات متحده از جمله مساله «کسری تراز تجاری» در مقابل چین و سایر رقبای اقتصادی این کشور داشت آن هم به این دلیل که طبق پیشبینی مراکز معتبر علمی جهان، چین تا سال 2030 به قدرتمندترین اقتصاد جهان بدل خواهد شد و به تبع آن جای آمریکا را در عرصه های سیاسی و اقتصادی جهان خواهد گرفت!


از این رو ترامپ پس از قرار گرفتن در مسند ریاست جمهوری بزرگ ترین اقتصاد جهان تلاش کرد به شعار انتخاباتی خود یعنی "عظمت را دوباره به آمریکا بر می گردانم!" یا "Make America Great Again" جامعه عمل بپوشاند، لذا مهمترین اولویت خود را بهبود شرایط اقتصادی آمریکا اعلام کرد و در همین راستا دستور داد گروهی از کارشناسان طرح اعمال تعرفه بر کالاهای وارداتی از چین را آماده کنند و در ماه آوریل سال ۲۰۱۷ نیز به وزیر تجارت خود بررسی طرح میزان تاثیر واردات فولاد چین بر امنیت ملی آمریکا را ابلاغ کرد!

ترامپ در سایه افزایش حساسیت مقامات چینی به این اقدام خصمانه اقتصادی در ماه اوت نماینده تجاری ایالات متحده را مسئول بررسی اعمال تجاری ناعادلانه چین کرد که این مساله با واکنش شدید دولت چین روبه رو شد اما واکنش چینی ها مانع از این نشد که در ابتدای سال 2018 تعرفه ۳۰ درصدی و مالیات 20 درصدی بر برخی از کالاهای صادراتی چین اعمال شود.

این اقدام دولت آمریکا هر چند با استقبال تولیدکنندگان داخلی آمریکا روبه رو شد اما واکنش تند و جدی چینی ها را در پی داشت به طوری که دولت چین رسما از اتخاذ سیاست های تقابلی علیه کالاهای آمریکایی خبر داد و در ماه آوریل 2018 بیش از 3 میلیارد دلار تعرفه گمرکی بر واردات محصولات آمریکایی اعمال کرد آن هم با این امید که دولت آمریکا به عقب نشینی در سیاست انحصارگریانه اقتصادی خود مجبور شود!

با این حال ترامپ قصد کوتاه آمدن از مهمترین برنامه تبلیغاتی خود برای انتخابات 2020 را نداشت و با تاکید بر اولویت حفظ منافع اقتصادی آمریکا در همان ماه بیش از 1300 محصول چینی را مشمول اعمال تعرفه های جدید کرد و در ادامه جنگ اقتصادی خود به حوزه های پر تنش دیگری از جمله حوزه های فناورانه مانند تکنولوژی نسل پنجم تلفن همراه (5th G) و هوش مصنوعی (AI) وارد شد و برخی کشورهای همپیمان را درگیر تنش با آمریکا کرد که تبعات سیاسی آن هم اکنون زمینه را برای عقب نشینی ترامپ از موضع تهاجمی اولیه علیه چین و دیگر رقبای اقتصادی آمریکا مهیا کرده است!

با این حال پر واضح است که ریشه وقوع این درگیری اقتصادی آمریکا با جهان در سیاست های انتخاباتی و انحصارگرایانه مقطعی ترامپ نیست بلکه این مساله ریشه در نگرانی سردمداران آمریکا از خطر افول ارکان قدرت سخت و نرم این کشور در دهه های پیش رو دارد زیرا در پی چندین دهه جنگ طلبی و مداخله جویی فرا منطقه ای آمریکا نه تنها این کشور به عنوان مقروض ترین دولت جهان شناخته می شود بلکه نسبت به سال 1945 در بین متحدین خود از کمترین اعتبار سیاسی برخوردار است لذا بدیهی است که اتخاذ سیاست جنگ تعرفه ها نه یک جنگ پیش دستانه و مقتدرانه بلکه تقلایی از سر ناامیدی سردمداران آمریکا نسبت به احیای اقتدار آمریکا است!

از این رو به نظر می رسد که طی هفته ها و ماه های پیش رو با افزایش هزینه های جنگ تعرفه ها شاهد عقب نشینی دولت آمریکا در اجرای این سیاست انحصارگرایانه اقتصادی خواهیم بود خصوصا به این دلیل که به زودی شاهد پر رنگ شدن فعالیت های انتخاباتی 2020 در ایالات متحده هستیم و ترامپ مایل نیست که تبلیغات انتخاباتی‌اش تحت تاثیر فشارهای سیاسی-اقتصادی چین و رقبای فرامنطقه ای قرار می گیرد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۸ ، ۲۳:۳۷
روابط عمومی

نوید کمالی - طی روزهای گذشته خبر انتخاب جانشین جدید فدریکا موگرینی مسئول سابق دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا به محور خبری و تحلیلی بسیاری از رسانه های فارسی زبان عرصه سیاست خارجی بدل شده است و این گمانه زنی به جامعه سیاسی کشور تزریق می شود که با انتخاب جوزف بورل فونتلز 74 ساله فصل جدیدی از روابط ایران و اروپا رقم خواهد خورد که اولین آن هم تقویت برجام و باز طراحی سازوکار مالی اتحادیه برای تداوم همکاری اقتصادی با کشورمان است!

اما آیا به راستی جایگاه «نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی» فارغ از اینکه چه کسی بر مسند آن نشسته باشد در حد و اندازه ای هست که قدرت و توان تاثیرگذاری بر آینده روابط ایران و اروپا را داشته باشد؟ و یا تمام این فضاسازی های رسانه ای  با هدف به تاخیر انداختن روند کاهش تعهدات برجامی کشورمان و تحمیل فرصت سوزی به نظام دنبال می شود تا حداقل در دولت دوازدهم که پایه و اساس آن مبتنی بر طراحی و اجرای برجام شکل یافته شاهد خروج از برجام نباشیم و میراث بد عهدی اروپا به دولت بعدی و فردای انتخابات ریاست جمهوری 1400 منتقل شود!؟

جوزف بورل

برای بررسی این سوال در ابتدا بایستی نگاهی به تاریخ پر فراز و نشیب روابط ایران و اتحادیه اروپا در طول چهار دهه گذشته داشته باشیم که البته مهمترین بخش آن هم به دوران شروع هزاره جدید میلادی باز می گردد زیرا با روی کار آمدن بوش پسر و در پی وقوع حوادث 11 سپتامبر، دولت ایالات متحده آمریکا با شعار مقابله با تروریسم بین الملل اقدام به معرفی کشورمان به عنوان محور شرارت یا Axis of Evilکرد و پس از ائتلاف سازی به افغانستان و عراق حمله ور شد!

همزمان با این تحولات و در مرداد ماه 1381، همزمان با تشدید حضور نظامی دولت آمریکا در منطقه ، کاخ سفید در راستای پیشبرد سیاست مهار ایران و با همکاری سازمان منافقین اقدام به انتشار گزارشاتی ساختگی در مورد ماهیت برنامه هسته ای کشورمان کرد که بر مبنای آن کشورمان متهم به تلاش در راستای ساخت سلاح اتمی شد!

این ادعای بی اساس موجب شد تا در سال 1382 مذاکرات اتمی کشورمان با غرب آغاز شود و برای نخستین بار سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلیس در کاخ سعد آباد در مقابل برنامه صلح آمیز اتمی کشورمان صف آرایی کنند و در پی تحمیل اراده خودبر هیئت مذاکره کننده، کشورمان به سمت تعلیق فعالیت های هسته ای هدایت شود.

در آن ایام اگر چه خاویر سولانا نماینده عالی سیاست امنیتی و خارجی مشترک اتحادیه اروپا بوداما محور سیاست های اتحادیه اروپا که متشکل از 28 کشور اروپایی است همواره در جایی خارج از مقر این اتحادیه در شهر بروکسل و عملا در پایتخت سه کشور اروپایی فوق الذکرتعیین می شد!

این روند حتی در دوران پس از سولانا و روی کارآمدن کاترین اشتون در سال 2009 ادامه داشت و هر چند ظاهرا رهبری مذاکرات پیچیده بر عهده اشتون بود اما به دلیل بهانه جویی های سه طرف اروپایی و همنوایی آنها با کاخ سفید فضا برای به بن بست رسیدن مذاکرات مهیا شد!


اما آنچه موجب شد تا دوران ابتدایی روی کار آمدن فدریکاموگرینی در سال 2014 متفاوت از دوران مسئولیت سولانا و اشتون شود نه توانایی بالقوه او در مدیریت سیاست خارجی اتحادیه بلکه چرخش سیاسی کاخ سفید و تمایل دولت وقت آمریکا به مذاکره و حل و فصل برنامه اتمی کشورمان از طریق تفاهم سیاسی و اقتصادی بود که طبیعتا موجب شد مافیای سه گانه اروپایی هم پای کار برجام بیاید!

در واقع اگر دولت وقت آمریکا با هدف کسب یک موفقیت تاریخی در مهار ایران تمایلی به مذاکره از خود نشان نمی داد هرگز سه قدرت اصلی اروپایی همسو با آمریکا مجال و فرصت پیشبرد مذاکرات هسته ای را به دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا و شخص موگرینی نمی دادند لذا عملا هیچ وقت نمی توان نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی را محور کنترل و هدایت سیاست خارجی اروپا دانست.

از این رو توافق هسته ای لوزان و برنامه جامع اقدام مشترک بیش از این که دستاورد موگرینی باشد دستاورد خواست جمعی ائتلاف آمریکایی- اروپایی است لذا امروز نباید درگیر خطای محاسباتی القاء شده توسط برخی رسانه ها شد و تغییر مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا را به مثابه یک  فرصت طلائی برای کشورمان تلقی نمود زیرا در شرایط فعلی بیش از اینکه سلایق شخصی و حرفه ای جوزف بورل فونتلز نقشی در سیاست خارجه آینده اتحادیه اروپا داشته باشد این رفتار و سیاست های ضد ایرانی آلمان ، فرانسه و انگلیس است که ابعاد و کیفیت روابط اروپا با ایران را مشخص می کند که تنها یک نمونه اخیر آن هم اقدام ارتش انگلیس نسبت به توقیف یک نفت کش ایرانی در تنگه جبل الطارق است.

در واقع می توان نتیجه گرفت در شرایطی که سه قدرت اروپایی همنوا با ترامپ در حال تهدید منافع جمهوری اسلامی ایران در منطقه و فرا منطقه هستند دور از منطق است که انتخاب یک پیرمرد 74 ساله اسپانیایی را که از قضا سال ها از دنیای سیاست به دور بوده را به عنوان یک فرصت ارزیابی نماییم و منافع ملی خود را به او که شاید به دلیل سن بالا فرصت حیات بالایی هم نداشته باشد گره بزنیم!



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۸ ، ۲۳:۰۴
روابط عمومی

| نوید کمالی| روزنامه رسالتبدون شک خبر هدف قرار گرفتن مهم‌ترین پهپاد جاسوسی ارتش آمریکا در آسمان استان هرمزگان را می‌توان مهم‌ترین خبر سیاسی و نظامی چند روز گذشته جهان دانست، زیرا این واقعه به‌نوبه خود دارای پیام‌هایی سیاسی و نظامی متعددی است که بیش از هرجایی در کاخ‌سفید دیده و شنیده می‌شود، آن‌هم زمانی که دولت آمریکا برای  پیشبرد سیاست فشار حداکثری و تحت فشار قرار دادن ملت ایران به‌صورت مستمر خبر از اعزام نیرو و تجهیزات نظامی به منطقه می‌دهد.

حال اگر قصد بررسی پیام‌های این واقعه را داشته باشیم در ابتدا بایستی توان و ظرفیت‌های نظامی ارتش ایالات‌متحده آمریکا در مقابل سایر قدرت‌های نظامی جهان را بدون احتساب تسلیحات و تجهیزات نامتعارف بررسی نماییم که در بین تمام موارد آن بدون شک مهم‌ترین وجه تمایز ارتش آمریکا از سایر قدرت‌های نظامی جهان، بهره‌مندی ارتش این کشور از قدرت هوایی و فضائی فوق‌پیشرفته است که آنهم به مدد  توان اقتصادی بالا و سرمایه‌گذاری سنگین این کشور در حوزه اقتصاد دانش‌محور به‌دست آمده است و دیگر کشورها در این حوزه کم‌تر قابل قیاس و رقابت با آمریکایی‌ها هستند.

اما اگر بخواهیم مهم‌ترین دستاوردهای نظامی آمریکا را در عرصه هوا و فضا را براساس اهمیت فهرست نماییم بدون شک هواپیماهای جاسوسی و چندمنظوره رادارگریز این کشور در صدر فهرست ما قرار خواهند گفت، زیرا براساس محاسبات نظری و تئوریک کارشناسان پنتاگون ، ارتش آمریکا به مدد این نوع تجهیزات رادارگریز قادر است تا در تمام میدان‌های نبرد بدون جلب کم‌ترین مزاحمت ازسوی پدافندهای معمول جهان اقدام به اجرای عملیات تجسسی و جنگی در آسمان دیگر کشورها کرده و با کم‌ترین هزینه به اهداف خود دست یابد.

از همین‌رو هم طی سالیان اخیر و خصوصا بعد از افزایش تنش‌ها در رابطه با پرونده هسته‌ای کشورمان، یکی از رایج‌ترین ترفندهای آمریکا برای تشدید جنگ روانی و بی‌ثباتی در منطقه، انتشار خبر استقرار جنگنده‌های رادار گریز در پایگاه های نظامی حوزه خلیج فارس بوده است.

پهباد جاسوسی

اما حالا با انتشار خبر هدف قرار گرفتن یک پهپاد فوق‌پیشرفته آمریکایی در آسمان استان هرمزگان دیگر این ترفند آمریکایی‌ها نیز نقش بر آب شد، زیرا پهپاد هدف قرار گرفته شده از نوع RQ-4 و معروف به گلوبال هاوک یا عقاب جهانی است که تکنولوژی فوق‌پیشرفته رادارگریز به‌کار رفته در آن تا حدود زیادی مشابه همان فناوری‌های به‌کار رفته در جنگنده های F-22 و F-35 است که هرچند وقت یک‌بار خبر استقرار آن در منطقه منتشر می شود.

برای درک اهمیت این پهپاد رادارگریز تنها کافی است بدانید که هزینه تحقیق و توسعه این پهپاد بالغ بر 10میلیارد دلار شده و قیمت هر فروند از آن نیز در حدود 222 میلیون دلار است؛ آن‌هم درحالی که قیمت هر فروند جنگنده F-16 تنها 18 میلیون دلار است.

البته سرمایه‌گذاری کلان آمریکایی‌ها برروی این پروژه دارای دو دلیل عمده است که اولین آن افزایش اشراف اطلاعاتی بر میدان نبرد و دوم ارتقاء ظرفیت‌ اقدام پیش‌دستانه علیه اهداف از پیش تعیین شده است، زیرا جنگنده‌های مسلح به این نوع فناوری‌های ضد‌رادار به‌راحتی و بر خلاف جنگنده بمب افکن‌های رایج، می‌توانند اهداف استراتژیک دشمن را در پشت خطوط دفاعی مورد هجوم قرار دهند، آن‌هم بدون اینکه سامانه‌های پدافندی و جنگ الکترونیک آنها قادر به مقابله با این تهاجم باشد.

در این رابطه بد نیست بدانید که پهپاد گلوبال هاوک به‌دلیل طراحی فوق‌پیشرفته خود قادر به انجام ماموریت در برد 22هزار کیلومتری است و 32ساعت بدون سوخت‌گیری مجدد امکان پرواز دارد.

ازسوی دیگر این پرنده رادارگریز، به‌دلیل دوربین‌ها و سنسورهای مختلف تعبیه شده در آن قادر است تا محوطه‌ای به ابعاد 100هزار کیلومتر را در یک روز اسکن و نقشه‌برداری کند و به‌صورت برخط و با سرعت 50مگابایت بر ثانیه آن را در اختیار اتاق فرماندهی و کنترل (C&C) خود قرار دهد ، لذا به‌همین دلیل به‌نظر می‌رسد این غول چند صد میلیون دلاری با هدف نقشه‌برداری از مناطق دفاعی و استراتژیکی کشورمان عازم سواحل هرمزگان شده بود.

با این‌همه البته این دیدگاه در دو مقطع تاریخی به‌شدت نقض شده که اولین آن مربوط به  ماجرای شکار پهپاد RQ-170 در دسامبر 2011 است و مورد اخیر هم که مربوط به ساقط کردن پهپاد RQ-4 است به خوبی اثبات می کند که توان پدافندی و جنگ الکترونیک ایران از آن‌چه آمریکایی‌های مستقر در اتاق‌های جنگ پنتاگون و سیا تصور می‌کنند پیشرفته‌تر و حتی مخوف‌تر است، لذا دیگر برای آنها گزینه اقدام پیش‌دستانه علیه منافع ایران نه تنها دور از دسترس بلکه در واقعیت غیرقابل دسترس است.

از این‌رو در پایان به‌نظر می رسد درپی این واقعه در روزها و هفته‌های آتی شاهد تشدید فشارهای کنگره و سنای آمریکا بر دولت ترامپ در راستای کاهش تنش‌آفرینی وی و گروه B خواهیم بود، زیرا ماجرای امروز تصویر جدیدی از هزینه‌ها و تبعات احتمالی هرگونه تقابل نظامی با ایران را پیش‌روی سیاست‌مدارن آمریکایی قرار داده است و همزمانی این مسئله با شروع برنامه‌های انتخاباتی آمریکا می‌تواند زمینه را برای عبور از ترامپ و بازگشت دموکرات‌ها به قدرت مهیا کند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۸ ، ۲۳:۰۱
روابط عمومی

دیپلماسی ایرانی - نوید کمالی: اگر نگاهی به دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ داشته باشیم بدون شک در خواهیم یافت که وی بر خلاف بسیاری از رهبران تاریخ ایالات متحده آمریکا، فردی با دوگانگی های مشهود است و این دوگانگی ها مانع از جدی گرفتن او در عرصه سیاست می شود! بطور مثال وی در حالی که هر روز در پیام های توییتری خود بر طبل جنگ علیه ایران می کوبد همزمان در تریبون های رسمی و غیر رسمی بر موضع صلح طلبانه خود تاکید می کند و خواهان مذاکره با تهران می شود و حتی پا را فراتر گذاشته و شماره خود را برای دیپلمات های کشورمان ارسال می کند! 

البته این موضع دوگانه ترامپ نه تنها خاص و مختص ایران نیست بلکه سایر طرف های تاثیر گذار بر سیاست داخلی و خارجی آمریکا از جمله چین، روسیه و حتی اروپا نیز با همین رویکرد ترامپ روبه رو هستند به طوری که حتی نزدیک ترین شرکای سیاسی وی نیز توان تشخصی دقیق تصمیمات جدی و نهایی او را ندارند. از این رو بدون شک می توان ترامپ را یک شخص و پدیده ویژه در عرصه سیاست آمریکا خواند و شاید به همین دلیل بود که سرلشکر سلیمانی او را به جای عنوان رئیس جمهوری آمریکا ملقب به عنوان «ترامپ قمارباز» کرد زیرا نحوه ورود ترامپ به سیاست بیش از این که تابعی از اراده جمعی دستگاه سیاست داخلی و خارجی آمریکا و متحدان نزدیک او باشد بیشتر تابعی از خواست و اراده شخصی و تاجر مآب گونه اوست. 

دیپلماسی ایرانی

برای درک چرایی این دوگانگی باید به این نکته توجه داشت که ترامپ فرزند و محصول تحولاتی متاثر از سرخوردگی و خستگی کسانی است که زمانی خود را متولی نظام و سلطه آمریکای پس از جنگ جهانی دوم می دانستند. در این رابطه بد نیست به این نکته اشاره شود که در حدود دو دهه قبل ساموئل هانتیگتون در کتاب معروف خود با عنوان "ما که هستیم، چالش هویت ملی در آمریکا" یا "Who Are We? The Challenges to America's National Identity" با تاکید بر ریشه های شکل گیری آمریکا مدعی شد که سفید پوستان آمریکایی که زمانی بنیانگذاران اولیه آمریکا بودند، امروز در حال به حاشیه رفتن در سرزمین خود هستند و در صورت تداوم این شرایط در آینده به یکی از اقلیت های زادگاه خود بدل خواهند شد. او با هشدار نسبت به در جریان بودن این فرایند چندین عامل موثر بر آن را ذکر می کند که از جمله مهمترین آنها می توان به مسائل اقتصادی، مهاجرتی، و همچنین کاهش کنترل سیاسی سفید پوستان بر حکومت امریکا اشاره کرد. این موارد دقیقا همان موضوعاتی هستند که ترامپ در طول سه سال گذشته همواره در سیاست های خود بر آنها تاکید کرده و رفع آنها را اولویت خود قرار داده است، در واقع ترامپ که خود را حاصل خشم و سرخوردگی طبقه بنیانگذاران اولیه آمریکا می داند تلاش دارد تا به هر نحو ممکن مانع از تداوم سرخوردگی آنها در پارادایم سیاسی و اقتصادی فعلی آمریکا شود لذا برای نیل به این مقصود در مراسم تحلیف ریاست جمهوری خود شعار "اول آمریکا" یا "First America" تکرار کرد! این شعار در گفتمان سیاسی ایالات متحده آمریکا اشاره به تلاش برای ایجاد سیاست‌های انزواگرایی، حمایت‌گرایی و عدم مداخله در امور غیر مرتبط به منافع ملی آمریکا دارد که نخستین بار توسط وودرو ویلسون، رئیس جمهوری دموکرات آمریکا در سال ۱۹۱۵ مطرح شد. وی در آن زمان شعار اول آمریکا را برای توجیه سیاست عدم مداخله آمریکا در جنگ جهانی اول استفاده کرد و پنج سال بعد از او هم وارن جی. هاردینگ از حزب جمهوری‌خواه با همین شعار توانست نظر مردم را جلب کرده و به مقام ریاست جهوری آمریکا دست پیدا کند. حال ترامپ نیز با تاسی از همین شعار قصد دارد تا منافع آمریکا را به هر شکل ممکن حفظ کرده و در حد ممکن تقویت کند اما آنچه او را با چالش جدی مواجهه می کند در تضاد بودن تلاش های او با ارزش های بنیادین نظام سلطه به رهبری آمریکاست که از جمله مهمترین آنها می توان به پدیده های جهانی سازی و پلورالیسم عقیدتی – فرهنگی اشاره کرد! به عبارت بهتر آمریکایی که خود مدعی و زمینه ساز پروژه جهانی سازی و هضم سایر فرهنگ های جهان در فرهنگ غربی – آمریکایی است خود امروز در حال اجرای سیاست های فاشیستی مهاجرتی در بطن آمریکاست به طوری که برای اخراج اتباع خارجی حتی از به کار بردن قفس های حیوانات و زندانی کردن کودکان خردسال نیز ابایی ندارد! 

در پایان پر واضح است که ترامپ در آخرین سال و ماه های ریاست جمهوری خود همین روند دوگانه را دنبال خواهد کرد اما تشدید گرفتاری های اقتصادی و سیاسی او مانع از این خواهد شد که وی تن به ریسک گرفتار شدن در تنش نظامی با ایران بدهد زیرا همچنان پرونده‌های پر حجم و حساس تری از جمله تجارت با چین و تقویت اقتصاد ملی آمریکا روی میز او در کاخ سفید گشوده است و تا برای حل آن به برجامی نرسد توان ورود جدی به پرونده های دیگر را نخواهد داشت!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۸ ، ۰۰:۱۰
روابط عمومی