وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

یادداشتهای یک روزنامه نگار ، مشاور و مدرس فعال در حوزه رسانه و دیپلماسی ...

شماره تماس: 09159263347 (جهت دریافت «مشاوره» ، دعوت جهت «برگزاری کارگاه آموزشی» و ... لطفا در ساعات غیر اداری و یا در شبکه های اجتماعی مبتنی بر این شماره تماس حاصل فرمایید.)

تذکر: بازنشر مطالب این پایگاه بلااشکال می باشد.

پست الکترونیکی : NavidKamali.ir@iran.ir

طبقه بندی موضوعی
یادآوری: سال قبل این مقاله را در رابطه با وقایع دی ماه 96 نوشتم اما با توجه به در پیش بودن نقض احتمالی برجام از سوی دولت ترامپ در 22 اردیبهشت ماه سال جاری و همچنین هرج و مرج های موجود در بازار ارز لازم دیدم تا بار دیگر این مقاله را برای مطالعه مخاطبین عزیز باز نشر نماییم تا در تحلیل های آتی خود از نقش آمریکا در التهابات داخلی کشور غفلت نکنیم.
-----
به گزارش خبرگزاری رسا، اگر نگاهی به تاریخ تشکیل ایالات متحده و فرایند ظهور و بروز هژمونی آن در جهان بیندازیم در خواهیم یافت که در دوران پسا جنگ جهانی اول و دوم که این کشور با کنار زدن رقبای غربی خود به یکی از بزرگترین قدرتهای نظامی و سیاسی جهان بدل گردید هیچ رئیس جمهوری به اندازه دونالد ترامپ از منظر شهروندان آمریکایی مخالف ارزش های بنیادین این کشور در حوزه لیبرال دموکراسی و آرمان "American Dream" نبوده است.

در واقع دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رییس جمهور آمریکا در کمتر از یک سال از فعالیت خود با طراحی و اجرای سیاست های بی سابقه داخلی و خارجی موجی از انتقادها را بر علیه کاخ سفید و شخص رییس جمهور آمریکا بر انگیخته است به حدی که بسیاری از متحدان بین المللی آمریکا بر علیه وی موضع گیری های آشکاری نموده اند و آینده روابط دولت هایشان با آمریکا را در هاله ای از ابهام توصیف کرده اند.

جالب اینکه تاکنون اقدامات ترامپ در حوزه داخلی به حدی از منظر افکار عمومی آمریکا نامقبول بوده است که بیش از ۶۰ درصد از شهروندان آمریکا وی را از هواداران راست افراطی و حتی نئونازیست معرفی می کنند و در رسانه های بزرگ این کشور نیز مانند مقاله ای که در ماه سپتامبر سال گذشته میلادی در نشریه نیویورک تایمز به قلم راجر کوئن منتشر شد، شخصیت وی را با موسیولینی رهبر فاشیست های ایتالیا و هیتلر رهبر آلمان نازی مقایسه می کنند. 

اما ترامپ همانگونه که بواسطه اقدامات داخلی خود در نزد افکار عمومی منتقدان فراوانی دارد در عرصه سیاست بین المللی خصوصا در حوزه خاورمیانه و غرب آسیا نیز به واسطه دوستی و همکاری با سران دیکتاتور و خونریز منطقه از وجهه خوبی برخوردار نیست تا جایی به گفته نهادهای مدافع حقوق بشر با اعمال سیاست های تشویقی در قبال اقدامات جنگ طلبانه محمد بن سلمان در یکی از بزرگترین نسل کشی های تاریخ خاورمیانه در قبال مردم بی دفاع یمن سهیم شده است. 

اما در طی ماه گذشته میلادی و در شرایطی که بحران یمن به واسطه دخالتهای مستقیم سیاسی و تسلیحاتی آمریکا هنوز به با افق روشنی روبرو نیست منطقه شاهد اعلام سیاستی جدید از سوی ترامپ در قبال مساله فلسطین بود(برای مطالعه بیشتر به مقالات پایگاه تحلیلی طنین مراجعه شود) که بر اساس آن ملت فلسطین از حق تاریخی و قانونی خود نسبت به شهر بیت المقدس محروم شده و این شهر به عنوان پایتخت رژیم اشغال گر صهیونیستی از سوی ایالات متحده رسمیت یافت.

این راهبرد جدید ترامپ هرچند موجب شور شعف همپیمانان صهیونیستی او شد اما بطور قاطع کشورهای جهان  از جمله همپیمانان اروپایی آمریکا در سازمان ملل متحد بر علیه این تصمیم موضع گیری کرده و این اقدام خودسرانه ترامپ را محکوم کردند و تا جایی پیش رفتند که رسما برخی از رهبران اروپا سران فعلی کاخ سفید را فاقد مشروعیت عقلانی برای دخالت در مسائل مهم جهان معرفی کردند. 

اما آنچه محور اصلی این مقاله است نوع راهبردهای ترامپ در مورد ایران می باشد زیرا ترامپ در کنار مساله فلسطین توجه زیادی به ایران داشته و در سال اول ریاست جمهوری خود بخش زیادی از وقت و انرژی خود را وقف تدوین سیاست ها و راهبردهایی برای مقابله با ایران و نفوذ و پیشرفت داخلی و منطقه ای این کشور کرده است تا جایی که در سخنرانی نفرت انگیز خود در مهر ماه سال جاری خود برابر با ۱۳ اکتبر سال گذشته میلادی ملت ایران یک ملت تروریست "A Terrorist Nation" معرفی کرد که در راستای مقابله با آن استفاده از هر ابزار و سیاستی مشروعیت می یابد.

ترامپ در نخستین روزهای حضورش در کاخ سفید اثبات کرد که اولویت سیاست خارجه وی نه روسیه و چین بلکه ایران است تا جایی که در نخستین فرمان ملی و اجرایی خود  ورود "اتباع ایران" به خاک کشورش را ممنوع کرده و این دایره ممنوعیت را تا شهروندان اروپایی و آمریکایی سفر کرده به ایران نیز گسترش داد زیرا از منظر وی هر فرد ایرانی یا سفر کرده به ایران مستعد انجام اقدامات تروریستی بر علیه منافع آمریکا است آنهم در حالی که بسیاری از ایرانیان مقیم ایالات متحده در مهمترین مشاغل اقتصادی و سیاسی این کشور فعال بوده و هستند!

با توجه به آنچه بیان شد به راحتی می توان دریافت که ترامپ بر خلاف اسلاف پیشین خود در کاخ سفید نه تنها اهمیتی به حفظ موقعیت آمریکا در عرصه روابط بین الملل نمی دهد بلکه بدلیل برخورداری از یک سادیسم سیاسی علاقه زیادی به آزار و اذیت ملت های جهان خصوصا مخالفان رشد و توسعه رژیم صهیونیستی با محوریت ایران دارد لذا پس از انتخاب وی به ریاست جمهوری به صورت آشکار حمایت آمریکا از گروه های تروریستی و منافق که در پوشش اپوزیسیون سیاسی بر علیه ملت ایران فعالیت می کنند به شدت افزایش یافت.

لذا لازم است با نگاهی عمیق تر به رویکردهای ترامپ در قبال ایران بپردازیم تا در قبل آن تحلیلی دقیق تر از شرایط امروز و فردای کشور در مواجهه با این دشمن دیرینه داشته باشیم.

راهبرد های ترامپ برای مهار ایران

راهبرد فشار  "Pressure Strategy"
بر اساس آنچه از برآوردها و تحلیل های اندیشکده های بزرگ آمریکایی و اروپایی بر می آید ترامپ محور همپیمان خود در منطقه را از ریاض گرفته تا تل آویو حافظ و منشاء تداوم حضور آمریکا در منطقه می داند لذا از دید ترامپ ایران به عنوان یک کشور مستقل و مخالف این دو کشور در واقع بر هم زننده برنامه های بلند مدت آمریکا برای حضور و بهره برداری از منطقه تعریف می گردد لذا باید به هر شکل ممکن برای حذف یا تغییر و همراه سازی حکومت ایران اقدام کرد.

مهمترین راهبرد مشهود ترامپ در قبال ایران استفاده از سیاست علنی حمایت از "تغییر حکومت" و "نقض برجام" بوده است زیرا به عقیده وی کشور ما حساسیت بالایی بر روی این دو مساله داشته و طبیعتا با تمرکز و فشار بر روی این دو موضوع می توان امتیازات زیادی گرفت تا جایی که حتی به نفوذ و حضور ایران در منطقه نیز پایان داد. 

لذا آنگونه که در اظهار نظرهای مقامات کاخ سفید و شخص ترامپ مشخص است راهبرد فشار بر ایران در  بلند مدت و بصورت مستمر راهبرد اصلی آمریکا برای مهار ایران خواهد بود و به عقیده آنها این فشارها در نهایت حکومت ایران را به مذاکره هایی در چهارچوب منافع و علایق ترامپ و متحدانش خواهد کشاند.

 راهبرد تغییر حکومت "Regime Change Strategy"

در ماه های گذشته ادبیات تغییر رژیم به یکی از مهمترین مفاهیم مورد استفاده مقامات کاخ سفید در مواجهه با موضوع ایران شده است بطوری که رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه رسما در جلسه کمیته خارجی کنگره اعلام کرد که سیاست ایالات متحده مهیا کردن شرایطی است که به گذار قدرت در حاکمیت ایران منجر شود که به عبارت بهتر تغییر حکومت در ایران است که طبیعتا جز با جنگ یا نفوذ منتج به استحاله ممکن نخواهد بود. 

جالب اینکه  جیمز متیس، وزیر دفاع ترامپ نیز در مدتی قبل در یک مصاحبه خبری رسما از لزوم تغییر حکومت ایران سخن گفته بود که به نوعی تایید کننده موضع آشکار ترامپ در قبال ایران است.

البته ترامپ بواسطه مشاورین با سابقه خود که غالبا از ژنرال های بازنشسته ارتش آمریکا هستند این واقعیت را پذیرفته که مقابله با ایران و تغییر حکومت از طریق نظامی دور از دسترس و پر هزینه است لذا آنگونه که از افزایش ارتباطات سیاسی و امنیتی کاخ سفید با گروه های مخالف جمهوری اسلامی ایران مشخص است آمریکا خواهان هزینه کردن از اپوزیسیون داخلی و خارجی برای نیل به این هدف خود است.

چرایی حمایت ترامپ از اغتشاشات اخیر ایران

در هفته های گذشته کشور ما شاهد بروز برخی از وقایع تلخ از جمله اغتشاشات خیابانی بود که منجر به تخریب اموال عمومی و کشته و زخمی شدن برخی از شهروندان کشورمان شد اما آنچه در این ایام بیش از همه مورد توجه افکار عمومی ایران و جهان قرار گرفت حمایت مکرر ترامپ از اغتشاشگران بود که حتی شامل تهدید هایی لفظی بر علیه ملت ایران نیز می شد!

قطع به یقین این رویکرد ترامپ مبتنی بر یک راهبرد از پیش تعریف شده در راستای استراتژی مهار ایران است لذا لازم است تا با موشکافی آن به شناخت و تحلیل دقیق تری نسبت به حمایت های کاخ سفید از آشوب های خیابانی اخیر دست پیدا کنیم.

بنا بر آنچه تاکنون از منابع غربی افشاء شده است در ماه های پایانی دوره ریاست جمهوری اوباما مارک دوبویتز مدیر "بنیاد دفاع از دموکراسی"  گزارشی مختصر و ۷ صفحه ای را بصورت محرمانه به شورای امنیت ملی آمریکا فرستاد و بر اساس آن راه کارهای شکل دهی آشوب های های مردمی در ایران را  با هدف تغییر حکومت و ایجاد یک ایران دموکراتیزه مورد تایید آمریکا مطرح کرد. 

این گزارش محرمانه اما مدتی بعد بدست مایکل کرولی دبیر حوزه سیاست خارجی سایت معروف پولوتیکو رسید و بخش هایی از آن منتشر شد که در بخشی از آن در کنار مسائل اقتصادی از ریاست جمهوری آمریکا به عنوان مهمترین عنصر تاثیرگذار بر شروع آشوب ها و اعتراضات مردمی در ایران یاد شده بود. 

از این رو بلافاصله بعد از تبدیل شدن اعتراضات اقتصادی و معیشتی معترضان به اغتشاشات خیابانی سودجویان، ترامپ سعی کرد با ورود سریع به این قضایا در راستای اجرای این شیوه نامه گام بردارد تا به ظن خود آتش فتنه را شعله ورتر کرده و نیروهای منافق و اپوزیسیون فعال در اغتشاشات را با دلگرمی بیشتر به تداوم فعالیتهایشان وادارد.

متاسفانه ترامپ با توجه به پیش فرض های ذهنی خود که بخش زیادی از آن نیز ناشی از القائات نزدیکان صهیونیست وی است تصور می کند سیاست تلاش برای تغییر حکومت در ایران در کنار اجرای راهبرد فشار اگر نتواند منجر به تغییر حکومت در ایران شود حداقل منجر به مشروعیت زدایی از حکومت ، بی ثباتی فضای داخلی ایران و افزایش نا آرامی ها خواهد شد که در نتیجه آن توجه حکومت ایران بیش از آنکه معطوف منطقه باشد به داخل مرزها معطوف خواهد شد لذا به ظن آنها در دراز مدت هم راهی جز اعمال خشونت برای آرام سازی فضا نخواهد داشت که در نهایت راه را برای منزوی شدن ایران و لغو توافقات بین المللی مانند برجام و همچنین اعمال تحریم های گسترده اقتصادی و حقوق بشری مهیا خواهد کرد که در نتیجه آن راهی جز تغییر یا سازش با آمریکا برای حکومت ایران باقی نخواهد ماند.

لذا در پایان و با توجه به آنچه در مورد راهبردهای ترامپ برای مقابله با ایران مطرح گردید لازم دیده می شود که مسؤولان داخلی کشورمان خصوصا در حوزه مجلس و دولت هر چه سریع تر با رفع مشکلات اقتصادی موجود و بهبود آن با تاکید بر اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی مورد تایید رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) علاوه بر کاهش فشارهای اقتصادی بر مردم، زمینه ساز وحدت و همدلی عمومی در مواجهه با راهبردهای خبیثانه رئیس جمهور ایالات متحده و لابی صهیونیستی بر علیه ملت ایران شوند./۹۹۴/ب۱۰۱/ف

- یادداشتی از نوید کمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۵۴
روابط عمومی

اختصاصی طنین: منطقه غرب آسیا و بطور خاص جهان عرب در طول تاریخ  معاصر خود و خصوصا در دوران پس از کشف نفت همیشه با چالش ها و نا آرامی های مختلفی از جمله جنگ  و براندازی های داخلی و خارجی روبرو بوده لذا در دوره های مختلف تاریخی خصوصا در دوران پسا جنگ جهانی دوم  نیاز به تعریف و تشکیل یک راهبرد دفاع جمعی عربی"Arab collective defense strategy"  برای مقابله با تهدیدات نظامی-امنیتی در بین سران و پادشاهان عرب منطقه احساس شده است.

در واقع راهبرد دفاع جمعی مد نظر سران و استراتژیست های جهان عرب با تاکید بر ریشه فرهنگی و زبانی مشترک بین ملت های عرب در نظر دارد تا هر یک از اعضاء جهان عرب را نسبت به وضعیت کل این مجموعه حساس و دارای تکلیف – سیاسی ، مالی و نظامی- کند تا در صورت وقوع هرگونه نا آرامی یا تجاوز به هر یک از کشورهای عربی سایر اعضای جهان عرب برای دفع متجاوز و یا بازگشت ثبات به آن بصورت عملی –اعزام نیروهای مسلح و اتخاذ سیاست های اقتصادی و سیاسی لازم اقدام نمایند.

در این رابطه تهدیدات موجود بر علیه کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا را می توان از منظر تحلیل گران و سیاست گذاران جهان عرب به دو دسته تهدیدات داخلی "Internal threats" مانند واقعه اشغال کویت توسط عراق و یا حمله عربستان به یمن و تهدیدات خارجی "External threats" مانند ماجرای تجاوز نظامی انگلیس و فرانسه به  مصر –جنگ کانال سوئز-  در سال ۱۹۵۶ تقسیم کرد که در هر دو نمونه فقدان وجود یک راهبرد دفاعی و امنیتی ائتلافی و جمعی در بین کشورهای عربی مانع از اقدام موثر آنها در قبال این وقایع شده است که در نتیجه آن ناچاراً  رتع و فتق این بحران ها به دولت های خارجی قدرتمند غیر عرب   - آمریکا- سپرده شده که نتیجه آن چیزی جز  وابستگی بیش از پیش جهان عرب به غرب و تاراج سرمایه های این کشورها نبوده  است.

اما آنچه در دهه اخیر موجب مطرح شدن  بحث تشکیل یک ارتش متحد عربی در بین کشورهای پادشاهی منطقه با محوریت عربستان سعودی شد شروع دومینوی ناآرامی ها ضد حکومتی در کشورهای منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا بود که در افکار عمومی جهان عرب به نام "الربیع العربی" یا همان "بهار عربی"  و شعار معروف " الشعب یرید إسقاط النظام " مشهور شد.

در طی این ناآرامی ها و در مدت کوتاهی و پس از برگزاری تظاهرات ها و اعتصابات سراسری چند حکومت قدرتمند جهان عرب از جمله حکومت حسنی مبارک در مصر و بن علی در تونس سقوط کردند که این خود زنگ هشدار را برای سران عرب دیکتاتور منطقه به صدا در آورد.

از این رو شورای همکاری خلیج فارس  “GCC”به عنوان یک ائتلاف کوچک -۶ عضو-  از کشورهای عرب منطقه خلیج فارس به رهبری عربستان و در یک اقدام بی سابقه با اعزام نیروهای مسلح خود به بحرین جهت سرکوب بهار عربی و اعتراضات خیابانی مردم در حمایت از پادشاهی دیکتاتور این کشور موافقت کرد تا این اقدام سنگ بنای تلاش های جدیدی برای ایجاد یک ائتلاف گسترده نظامی-امنیتی عربی  یا به عبارت بهتر یک ناتوی عربی –Arab NATO- باشد.

در واقع سران عرب و بطور خاص پادشاهی سعودی بر این باور اند که ایجاد یک پیمان امنیتی دفاع جمعی در بین کشورهای عرب می تواند علاوه بر تضمین قوام و دوام حکومت آنها، موجب افزایش وزن تاثیرگذاری رژیم های عربی در مسائل منطقه ای و بین المللی شود.

از این رو شاهدیم که این طرح تاکنون بصورت ضمنی مورد تایید کشورهای عربی کوچک و بزرگ مختلفی از منطقه غرب آسیا تا شمال آفریقا قرار گرفته است و کشورهایی همچون مصر ، تونس، مغرب، مراکش و ... برای حضور در آن اعلام تمایل و آمادگی کرده اند زیرا این کشورها معتقدند که این طرح علاوه بر ایجاد ثبات نسبی در بین کشورهای عربی موجب تضمین بیشتر امنیت  در این بخش از جهان خواهد شد که تنها کی از دستاوردهای آن افزایش جلب سرمایه گذاری های کلان اقتصادی در این کشورها خواهد بود.

از سوی دیگر کشورهای کوچک عربی مانندکویت ، بحرین ، اردن و... بدلیل محدودیت منابع نظامی در مقابل تهدیدات امنیتی بشدت آسیب پذیر اند و به همین دلیل پیوستن به یک پیان دفاع جمعی و بهره مندی از ظرفیت های نظامی سایر کشورهای عربی را در راستای منافع خود سودمند و راهبردی ارزیابی می کنند.

همزمان کشورهای قدرتمند بلوک شرق یعنی چین و روسیه نیز بر این باورند که ایجاد ثبات و آرامش در خاورمیانه در هر صورت منافع ملی و بین المللی آنان را نیز تامین خواهد بود زیرا بی ثباتی در خاورمیانه به شدت بر بازارها و اقتصاد آنها تاثیر گذار است و طبیعتا با کاهش تنش ها حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز آرام آرام کاهش خواهد یافت.

اما آنچه در این مقاله قصد بررسی آن را داریم چالش های پیش روی تشکیل ناتوی عربی است خصوصا به این دلیل که  دولت دونالد ترامپ در هفته های اخیر صریحا اعلام کرد که بجای مداخله مستقیم در بحران سوریه – و پرداخت مستقیم هزینه های سیاسی و نظامی آن- مایل است که یک ارتش عربی ائتلافی این مسئولیت را بر عهده گیرد، با این حال پر واضح است که تشکیل یک پیمان نظامی عربی مانند پیمان نظامی آتلانیک شمالی (ناتو) در بین کشورهای عربی تنها با تزریق دلارهای نفتی کشوری مانند عربستان ممکن نیست و چالش های متعددی را پیش روی خود دارد که هر  یک از آنها به تنهای ایجاد یک ناتوی عربی را در هاله ای از ابهام قرار می دهد.


چالش های پیش روی تشکیل ناتوی عربی:
  1. عدم هماهنگی مرکز قدرت در جهان عرب

کشورهای عربی اگر چه بواسطه زبان و نژاد در یک خانواده واحد تعریف می شوند اما گستردگی جهان عرب که شامل ۱۰ کشور آفریقایی و ۱۲ کشور آسیایی می شود به خودی خود موجب تشدد آرا و عدم شکل گیری یک اتحادیه مرجع در بین آنها شده است که مصداق آن وجود اتحادیه گوناگون در دو سوی پهنه جغرافیایی جهان عرب است که نمونه های شاخص آن شورای همکاری خلیج فارس در جنوب غرب آسیا  و اتحادیه عرب مغربی در غرب آفریقاست که این خود نشان از عدم وجود یک نقطه و مرکز هژمون واحد  یا مشترک در جهان عرب دارد.

  1. ناسازگاری منافع ملی کشورها عربی در مسائل منطقه ای

کشورهای عربی خصوصا مجموعه کشورهای حاشیه خلیج فارس بدلیل بهره مندی از منابع عظیم نفتی قدرت مانور بالای در توسعه توان اقتصادی و نظامی خود دارند که همین مساله موجب بروز رقابت آنها در تاثیرگذاری بر تحولات منطقه ای شده است که شاهد آن رقابت قطر و عربستان سعودی در بحران سوریه است که تداوم آن منجر به بروز درگیری های شدید سیاسی بین این دو کشور شده که به تضعیف ائتلاف نظامی-اقتصادی پیشین اعراب یعنی شورای همکاری خلیج فارس انجامیده است.

  1. عدم اطمینان کافی به سیاست های منطقه ای آمریکا

کشورهای عربی در طی ده اخیر میلادی و وقوع بحران سوریه در یافته اند که در موارد متعددی اختلاف سلیقه و عدم سازگاری منافع ملی اعراب با آمریکا موجب تحمیل هزینه های سنگین سیاسی ، اقتصادی و حتی نظامی به ایشان شده است لذا از منظر تحلیل گران عرب تشکیل یک ناتوی عربی بدون داشتن یک متحدی قدرتمند ، قابل اتکا و اعتماد و دارای حق رای در شورای  امنیت سازمان ملل متحد این اتحاد را در حالت انفعالی قرار خواهد داد که معنای آن ناممکن شدن مداخله فراگیر در بحران های درونی و بیرونی تحمیل شده بر اعضای این ائتلاف عربی است.

  1. ناهماهنگی ساختارهای نظامی کشورهای عربی

ساختار های نظامی موجود در عصر حاضر را می توان به دو دسته شرقی و غربی بدل کرد که دسته اول اشاره به الگو برداری و بهره برداری از تجهیزات و الگوهای نظامی شوروی سابق دارد و دیگری به نمونه های آمریکایی ، طبیعتا مشخص است که این نوع دسته بندی در دوران پسا جنگ جهانی دوم تعریف گشته اند و بر اساس آن می توان نیروهای مسبح بخشی از کشورهای عربی مانند عربستان ، امارات و اردن را در دسته ارتش های غربی و کشورهایی مانند عربستان ، مصر و سودان را هم در دسته دارای ارتش های شرقی قرار داد.

طبیعتا ناسازگاری استراتژی ها ، تاکتیک ها و تجهیزات نظامی در بین این کشورهای عربی خود یک از عوامل مهمی است که تشکیل یک ارتش واحد عربی را در پوشش ایده ناتوی عربی سخت و حتی ناممکن جلوه می دهد و برای رفع آن نیاز به باز آموزی و تسلیح مجدد نیروهای مسلح عربی در یک قالب واحد -طبیعتا مدل غربی بدلیل پشتیبانی آمریکا- است که آنهم نیازمند صرف میلیاردها دلار سرمایه کشورهای عربی است.

  1. غلبه تهدیدات درونی بر بیرونی

یکی از تفاوت های عمده پیمان آتلانتیک شمالی با آنچه ناتوی عربی خوانده می شود در عدم وجود تهدیدات درونی در مدل غربی است که در نتیجه آن تمام تمرکز ناتو معطوف به مقابله با تهدیدات بیرونی از جمله توسعه طلبی ها دشمنان خارجی است که نمونه آن را می توان در تلاش ناتو برای مقابله با تهدیدات روسیه در شرق اوکراین مشاهده کرد.

اما ناتوی عربی در صورت تشکیل ناچارا باید بخش عمده ای از ظرفیت های خود را معطوف به تهدیدات داخلی کشورهای عربی نمایند زیرا زیاده خواهی های اعضاء خصوصا در حوزه خلیج فارس و غرب آسیا می تواند به راحتی شعله های اختلاف و نزاع های نظامی و اقتصادی را برانگیزد که حمله صدام حسین به کویت و یا محاصره اقتصادی قطر توسط ائتلاف سعودی یک نمونه تاریخی از این دست چالش ها است که هر یک از آنها می تواند به راحتی شاکله ناتوی عربی را از هم پاشانده و آن را چند دسته نماید.

  1. نگرانی سران عرب از نقض احتمالی حاکمیت ملی آنها

یکی از نگرانی های عمده سران و ملت های عرب مساله نقض حاکمیت ملی آنها در جریان مداخله احتمالی ناتوی عربی در کشورهایشان است زیرا مداخله یک نیروی نظامی چند ملیتی در یک کشور خاص به راحتی می تواند موجب نقض حاکمیت ملی آن گردد که یک نمونه آن جریان مداخله عربستان در ناآرامی های بحرین است که در نتیجه آن به شکل غیر رسمی بحرین در حوزه حاکمیتی به عنوان یکی از استان های تابعه ریاض تعریف شد که این خود علاوه بر تضعیف بیش از پیش جریان حاکم بر یمن موجب تشدید اعتراضات مردمی این کشور گردید.

  1. نابرابری توان اقتصادی و زیرساختی کشورهای عربی

در بین ۲۲ کشور عربی بدلیل بهره مندی متفاوت آنها از منابع انسانی و درآمدی از جمله نیروهای مسلح کار آزموده و درآمد نفتی شاهد اختلاف طبقاتی فاحشی بین عربستان و قطر با کشورهایی مانند مراکش ، مصر و سودان هستیم لذا تامین بخش عمده ای از هزینه ها و زیر ساخت های لازم جهت تشکیل و حفظ ناتوی عربی بر عهده کشورهای ثروتمند عرب از جمله عربستان خواهد بود و طبیعتا این کشورها خواهان تاثیرگذاری و حق رای بیشتری در ناتوی عربی خواهند بود که این خود در کنار عواملی مانند ناسازگاری منافع ملی اعضاء با یکدیگر زمینه را برای بروز اختلاف و شکاف در این ائتلاف نظامی ایجاد خواهد کرد.


نتیجه گیری

هر چند ایجاد ناتوی عربی به عنوان یکی از ایده های معاصر و با سابقه جهان عرب شناخته می شود اما در سال های اخیر بیش از هر زمانی تلاش ها برای عملیاتی سازی آن از سوی برخی قدرت های عربی با همراهی آمریکا صورت گرفته است و در قالب آن تلاش می شود تا آنگونه که مد نظر غرب و رژیم صهیونیستی است معماری امنیتی جدیدی بر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا " New MENA Security Architecture" حاکم گردد زیرا برای ایالات متحده، ثبات در منطقه خلیج فارس، برای اتحادیه اروپا ثبات در شمال آفریقا و برای رژیم صهیونیستی بطور کلی "بقا" تامین کننده منافع ملی است و طبیعتا تامین آن برای این کشورها آنهم با پول و سرمایه کشورهای عربی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

با این حال تشکیل یک ائتلاف نظامی گسترده و جامع بین کشورهای عربی بدلایل سیاسی و اقتصادی که شرح آن پیشتر رفت دور از انتظار جلوه می کند و تنها محتمل است که برخی از کشورهای ضعیف و پر جمعیت جهان عرب با هدف کسب منافع اقتصادی زیر پرچم کشورهای ثروتمند عرب با محوریت عربستان سعودی جمع گردند که در این حالت نیز نمی توان انتظار تاثیرگذاری بالایی را ناتوی عربی داشت لذا در نهایت می توان پروژه تشکیل ناتوی عربی از سوی عربستان و آمریکا را  ترفندی برای تداوم بخشی بحران سوریه از طریق در گیر کردن تعداد دیگر از بازیگران منطقه در این کشور دانستند تا به این طریق علاوه بر تضعیف دولت قانونی سوریه زمینه ها برای اعمال فشار بیشتر بر ایران و جبهه مقاومت افزایش یافته و در نهایت امنیت رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا در منطقه برای مدتی زمانی دیگر نیز تامین و تضمین گردد.


یادداشتی از: نوید کمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۳۷
روابط عمومی

به گزارش سیتنا پایگاه خبری فناوری اطلاعات ؛  با تبدیل شدن جهان به یک جامعه اطلاعاتی مملو از اطلاعات مشکلات ویژه‌ی خود را نیز به همراه داشته است که یکی از مهمترین آنها وجود محدودیت‌های فراوان سیاسی و حتی فنی جهت دسترسی به مطلب علمی ویژه است.

از سوی دیگر نیز حجم بالای منابع تولید کننده دانش در جهان موجب شده است تا رصد و پالایش جدیدترین محتواهای ارزشمند تولید شده در فضای گسترده وب برای دانشجویان و پژوهشگران به کاری سخت و زمان‌بر بدل گردد بخصوص به این دلیل که در برخی از رشته ها گذر زمان موجب از دست رفتن ارزش اطلاعات و داده های منتشر شده می شود و لاجرم پژوهشگر بایستی در اسرع وقت اقدام به بهره برداری از مقاله یا تحلیل مد نظر خود نماید.


بطور مثال تنها در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا بیش از 6000 اندیشکده و موسسه فعال در حوزه های مطالعات سیاسی و اقتصادی وجود دارد که هریک از آنها دارای حداقل یک یا بعضا مانند اندیشکده بنیاد کارنگی دارای چند پایگاه رسمی اینترنتی جهت انتشار تولیدات علمی و تحلیلی خود هستند و طبیعتا بررسی یکایک آنها برای دست یافتن به جدیدترین مقالات آنهم در یک موضوع خاص نیازمند صرف وقت و هزینه بالایی است که غالبا خارج از توان دانشجویان و پژوهشگران کشورمان است.


از این رو سامانه آزمایشی رصد و پایش اندیشکده های مطرح جهان که در فاز نخست بیش از 200 اندیشکده مطرح آمریکا، اروپا و غرب آسیا را پوشش می دهد ایجاد و راه اندازی گردیده است.


این سامانه که فعلا در نسخه آزمایشی مبتنی بر فناوری جستجوی گوگل ایجاد شده است با دریافت کلید واژه درخواستی از سوی کاربر اقدام به بررسی و فهرست جدیدترین تولیدات اندیشکده ها با موضوع تعریف شده از سوی کاربر می نماید که این خود موجب کاهش هزینه های زمانی دانشجویان و پژوهشگران برای دستیابی به منابع جدید علمی و تحلیل منتشر شده توسط اندیشکده های معروف جهان می شود.


در پایان لازم به ذکر است که در ماه های آتی نسخه کاملا بومی این سامانه که بدست متخصصان داخلی در حال طراحی است، جهت بهره برداری رایگان دانشگاه ها و جامعه علمی کشور رونمایی و ارائه خواهد شد.


لینک دسترسی به سامانه رصد اندیشکده ها: http://navidkamali.blog.ir/page/rasad

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۷
روابط عمومی

اختصاصی طنین؛ پس از حمله موشکی شبانه ائتلاف سه جانبه آمریکا ، فرانسه و انگلیس به سوریه که با شلیک بیش از ۱۰۰ موشک به سوی اهداف مختلفی در خاک این کشور صورت گرفت موجی از انتقادات ناظران و تحلیل گران بین المللی بر علیه این اقدام در سطح رسانه ها و افکار عمومی منطقه و جهان به راه افتاد بطوری که بسیاری از صاحب نظران سیاسی و نظامی غربی نیز این اقدام را عقب گردی مذبوحانه در سیاست های منطقه ای غرب تعریف کردند.

در واقع ناظران و تحلیل گران بین المللی عملیات اجرا شده با محوریت آمریکا را بیش از اینکه یک عملیات بازدارنده در قبال دستاوردها و موفقیت های ارتش سوریه و متحدانش ارزیابی کنند معتقدند که این عملیات در واقع به نفع سوریه ، روسیه و جبهه مقاومت تمام شد زیرا موجب شد تا زین پس دولت بشار اسد همراه با متحدانش با قدرت و جسارت بیشتری سیاست های خود را در سوریه و حتی منطقه پیگیری و اجرا نمایند. 

از جمله دلایل مطرح شده توسط این تحلیل گران می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱. حجم پایین و ناکارآمد آتش اجرا شده توسط سه قدرت جهان غرب بر علیه اهداف سوری: 

ناظران بین المللی با اشاره به حجم پایین آتش صورت گرفته بر روی اهداف از پیش تعیین شده در خاک سوریه معتقدند که استفاده محدود از موشک ها میان برد و دوربرد کروز و تام هاوک دریایی و هوایی صرفا جنبه نمایشی داشته و نتوانسته است هزینه بالایی را به ارتش و دولت سوریه تحمیل نماید.

جالب اینکه بسیاری از اهداف مورد تهاجم موشک های ائتلاف آمریکایی به تاسیسات غیر فعال و خالی از نیروی انسانی برخورد کرده اند که این خود نشان از هدف گذاری اشتباه و ضعف اطلاعاتی ائتلاف آمریکایی دارد از این رو تحلیل گران معتقدند که این نوع و سطح از حمله نظامی به سوریه به هیچ شکل تضعیف کننده و بازدارانده نیست و صرفا به یک نمایش آتش بازی مشابهت دارد.


۲. ناکارآمدی تسلیحات غربی در مواجهه با پدافند های روسی: 

بنا بر شواهد منتشر شده اگر چه سه قدرت غربی برای انجام حملات خود از پیشرفته ترین موشک های دوربرد خود بهره برده اند با این حال پدافند هوایی سوریه که از تجهیزات و تسلیحاتی با متوسط عمر ۴۰ سال بهره می برد قادر شده است تا بیش از ۷۰ فروند از مجموع ۱۲۰ فروند موشک شلیک شده غربی را شناسایی و پیش از اصابت به اهداف تعیین شده سرنگون نماید که این حجم بالا از موشک های ساقط شده نه تنها ضربه بزرگی به تصویر قدرت نظامی دول غربی وارد می کند بلکه در حوزه اقتصادی نیز بیش از پیش زمین بازی را به نفع تسلیحات روسی و خصوصا سامانه های پدافندی آن تغییر می دهد.

از این رو طبیعتا در ماه های آتی شاهد خواهیم بود که کشورهای منطقه برای دستیابی به سامانه های پدافندی روسی تلاش خواهند کرد خصوصا عربستان سعودی که پیش از این نیز با توجه به چالش بالفعل موشک های بالستیک برکان یمنی علاقه خود را به تغییر سامانه های پدافندی خود از آمریکایی به روسی نشان داده و در سال گذشته نیز پیش قراردادهایی برای خرید سامانه اس ۴۰۰ با کرملین به امضاء رسانده است.


۳.نا امیدسازی گروه های تکفیری  از حمایت جدی غرب:

پس از وقوع نمایش شیمیایی دوما که از سوی تروریست های در حلقه محاصره قرار گرفته اجرا گردید.  این گروه ها منتظر اعمال سیاست های تهاجمی جدی بر علیه ارتش و دولت سوریه بودند که حداقل آن نیز اجرای سیاست «پرواز ممنوع» بر فراز مناطق پر تنش بود با این حال حملات محدود موشکی غرب این واقعیت را برای طرف های معارض دولت سوریه مشخص ساخت که غرب به هیچ عنوان مایل به درگیری مستقیم و پرداخت هزینه در مواجهه با دولت سوریه و همپیمانانش نیست .

لذا حتی موشک های دوربرد خود را نیز از خارج از مرزهای دریایی و هوایی سوریه به سوی این کشور شلیک کرد تا هیچ یک از جنگنده های شرکت کننده در این عملیات به سرنوشت جنگنده اف ۱۶ اسرائیلی که مدتی پیش پس از تجاوز به حریم هوایی سوریه توسط سامانه های پدافندی این کشور سرنگون شد دچار نشوند و در پی آن ناچار به تحمل هزینه های روانی و تبلیغی منفی آن نباشد.

از این رو پر واضح است که گروه های کرد سوری که بیش از هر جریان دیگر تحت آمریکا هستند با مشاهده اقدام محدود آمریکا در برخورد با دولت بشار اسد، امید خود را به داشتن حمایت جدی آمریکا برای کسب امتیازات بیشتر از دولت سوریه از دست خواهند داد و طبیعتا ناچار به همراهی بیشتر با دولت قانونی این کشور در مورد مسائل جاری و آتی این کشور خواهند شد که حداقل آن عقب نشینی کردها از هرگونه ایده یا برنامه اقلیم سازی در شرق و شمال شرق این کشور است.


۴. تقویت تعاملات استراتژیک سوریه با کشورهای هم پیمان در مواجهه با غرب:  ت

تهدیدات ترامپ پیش از انجام حمله موشکی به سوریه موجب شد تا همپیمانان این کشور بطور ویژه بر همکارهای سیاسی ، عملیاتی و راهبردی خود افزوده و بصورت جامع برنامه های خود جهت مواجهه با هرگونه مداخله سیاسی یا نظامی غرب در سوریه تدوین و بروزرسانی نمایند که یکی از نمونه های آن ارائه هشدار زود هنگام روسها به دولت سوریه جهت تخلیه اهداف مدنظر ائتلاف سه جانبه غربی به رهبری آمریکا بود که در نتیجه آن پس از موشک باران تاسیسات سوری وقوع هیچگونه تلفات انسانی ناشی از این حملات گزارش نگردید.

از سوی دیگر همزمان با اعلام آمادگی عربستان برای مشارکت در تجاوز احتمالی به سوریه نیروهای یمنی جبهه مقاومت با شلیک چند موشک بالستیک به سوی اهدافی در ریاض این پیام عدم مداخله در یک ماجراجویی جدید را به هئیت حاکمه سعودی مخابره کردند آنهم در شرایطی که این کشور هنوز توان خروج از باتلاق یمن را ندارد.


۵. بی اعتباری بیش از پیش هئیت حاکمه آمریکا در برابر جامعه جهانی:

آمریکا و دو قدرت اروپایی فرانسه و انگلیس پیش و پس از حمله هوایی به سوریه این اقدام را با تکیه بر شعار جلوگیری از بکارگیری مجدد سلاح های نامتعارف و شیمیایی و دفاع از حقوق بشر توجیه می کردند اما همزمانی شروع این تجاوز با ورود بازرسان بین المللی به سوریه که با استقبال دولت سوریه همراه بود موجب گردید تا این تردید بیش از پیش در افکار عمومی جامعه بین الملل ایجاد گردد که واقعه دوما صرفا نمایشی از پیش طراحی شده برای توجیه تجاوز به سوریه است زیرا جز تولیدات رسانه ای گروه های معارض فعال در دوما هیچ مستندی از کم و کیف و صحت و سقم این واقعه در دست نیست و آنگونه که مبرهن است دولت سوریه نیز در شرایطی که مخالفان حاضر در دوما در محاصره و تسلیم بودند و دست برتر را در تحولات میدانی کشور دارد نیازی به بهره برداری از سلاح شیمیایی نداشته است.

از سوی دیگر با توجه به عدم ارائه مجوز از سوی سازمان ملل متحد و شورای امنیت این حمله فاقد مشروعیت قانونی بوده که این امر خود موجب بروز اعتراض تعداد زیادی از کشورها نسبت به اقدام تجاوزکارانه و بی ثبات ساز آمریکا و همراهانش شده است.


یادداشتی از: نوید کمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۲۲
روابط عمومی

اختصاصی طنین؛ رئیس جمهوری آمریکا در جدیدترین واکنش خود نسبت به حوادث اخیر دوما و بکارگیری سلاح شیمیایی  بر علیه غیر نظامیان که به کشته و زخمی شدن صدها نفر منجر شده است اظهار داشت که پس از دیدار با مقامات نظامی این کشورش درباره نوع و ابعاد واکنش به سوریه تصمیمات اساسی اتخاذ خواهد کرد.

در عین حال هنوز منابع رسمی و ناظران بین المللی عامل بکارگیری گاز کلر را در دوما مشخص نکرده اند ولی ترامپ همراه با برخی از متحدان اروپایی خود از جمله فرانسه و انگلیس دولت سوریه به استفاده از این نوع تسلیحات ممنوعه متهم کرده و از اتخاذ سیاست ها تنبیهی بر علیه سوریه سخن می گویند.

ترامپ البته در بخش دیگری از اظهارات خود با اذعان به نامعلوم بودن عامل اصلی بکارگیری این نوع سلاح اظهار داشته است که "بالاخره می فهمیم که این حمله کار ایران، روسیه، رژیم اسد یا همه آنها بوده است" و  همچنین تاکید کرده است که عامل و حامیان این جنایت تاوان سنگینی پرداخت خواهند کرد.

از این رو و با توجه به برنامه زمانی ۲۴ تا ۴۸ ساعته اعلام شده از سوی ترامپ لازم دیده می شود تا سناریوهای احتمالی مد نظر هئیت حاکمه آمریکا برای واکنش بر علیه سوریه مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.


سناریوی اول «واکنش محدود»

بر اساس این سناریو دولت آمریکا به عنوان یک قدرت نظامی برتر در معادلات سیاسی جهان لزوما ناچار به واکنش نسبت به واقعه دوما است لذا مانند واقعه بمباران پایگاه شعیرات محتمل است که امریکا بار دیگر اقدام به بمباران یک یا چند هدف نظامی در عمق خاک سوریه نماید و طبیعتا جهت اجتناب از هرگونه تلفات این واکنش با بهره گیری از ناوگان دریایی آمریکا و موشک های کروز میان برد آنها صورت خواهد پذیرفت.

البته بنا به ادعای برخی منابع اسرائیلی پایگاه های هوایی و پدافندی سوریه از اولویت بالایی جهت انهدام توسط آمریکا برخوردارند که طبیعتا باید برای مقابله با این سناریو تدابیر های لازم را پیشبینی کرد.


سناریوی دوم «ایجاد منطقه پرواز ممنوع»

بر اساس این سناریو دولت آمریکا با همراهی شرکای اروپایی و منطقه ای خود پس از بمباران تعدادی از سایت های پدافندی و راداری سوریه اقدام به اعلام منطقه پرواز ممنوع در منطقه غوطه شرقی و برخی دیگر از مناطق  دارای تنش نمایند.

این سناروی از این رو قابل توجه است که رژیم صهیونیستی طی روزهای گذشته و بر اساس اخبار منابع مطلع صهیونیستی با بهره گیری از دو فروند جنگنده اف ۱۵ و از حریم هوایی لبنان اقدام به هدف قرار دادن پایگاه هوایی تیفور نمود آنهم در شرایطی که بصورت مشخص مطلع از حضور مستشاران نظامی ایران در این پایگاه بوده است لذا این اقدام اسرائیل را می توانبه عنوان یک عملیات ارزیابی پیش از شروع حمله گسترده به اهدافی مشخص در خاک سوریه تحلیل نمود.

البته طبیعتا ایجاد منطقه پرواز ممنوع در سوریه هزینه های سنگینی را به دولت های متخاصم  به رهبری آمریکا تحمیل خواهد نمود ولی رژیم صهیونیستی با استقبال از این اقدام به نوعی در پی تضمین تداوم ناآرامی ها در سوریه و ممانعت از تمرکز محور مقاومت بر مقابله با این رژیم اشغالگر است ، ترامپ نیز برخورد با سوریه را به عنوان فرصتی برای بازسازی چهره هژمونیک آمریکا در منطقه می داند و در این راه با تکیه بر پشتیبانی دلارهای سعودی آماده اجرای این سناریو است البته لازم به ذکر است که بر اساس دیدگاه ارزیابان بین المللی روسیه در این شرایط حاضر به تقابل با یک ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا نخواهد شد و طبیعتا آمریکا مایل به از دست دادن این فرصت نیست. 


سناریوی سوم «تشدید تحریم ها»

در این سناریو محتمل است که دولت ترامپ با بررسی تمام گزینه های پیش رو و با توجه به وجود بحران شدید مالی و سیاسی در این کشور ایجاد هر گونه تنش نظامی با روسیه و ایران را در خاک سوریه مناسب ندیده و صرفا برای اغنای افکار عمومی صرفا به طراحی و اجرای مجموعه ای از تحریم های جدید بر علیه دولت سوریه ، روسیه و ایران اقدام کند.

با توجه به آنچه بیان شد سه سناریوی مطرح شده را می توان تنها گزینه های پیش روی ترامپ برای واکنش به حوادث دوما برشمرد که طبیعتا در صورت وقوع سناریوهای اول و دوم که شامل استفاده از قدرت نظامی می شود جبهه مقاومت باید سناریوهای مقابله احتمالی را برای جلوگیری از کسب هرگونه دستاورد احتمالی توسط  آمریکا و متحدینش پیش بینی نماید.


یادداشتی از: نوید کمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۱۴
روابط عمومی

ملت یمن از واپسین روزهای ماه مارس 2015 و با شروع عملیات نظامی عملیات "طوفان قاطعیت"( عملیة عاصِفة الحزم)  ائتلاف عربی- سنی به رهبری عربستان سعودی بصورت متناوب از زمین، هوا و دریا  تحت محاصره و تجاوز قرار گرفته است و حتی پس از گذشت تقریبی سه سال از شروع، این تجاوز همچنان با شدت تداوم یافته است.
اگر نگاهی به چرایی شکل گیری این ائتلاف ضد یمنی از سوی عربستان سعودی داشته باشیم در می یابیم که این ائتلاف که از اعضای فعال آن می توان به امارات متحده  اشاره کرد، در هفته های اول قدرت یافتن جنبش  انقلابی شیعیان حوثی و با ترس از ایجاد یک کشور عربی شیعه در قلب کشورهای عربی– سنی خاورمیانه، با بهره گیری از شعار بازگرداندن مشروعیت قدرت به عبدربه منصور هادی رئیس جمهور فراری و هوادار آل سعود در یمن و عقب راندن انصار الله از پایتخت این کشور، آتش تجاوز گسترده نظامی به یمن را بر افروختند.


در طی این تجاوز چندین کشور عربی مشارکت داشتند اما گذر زمان و تحولات سیاسی منطقه و جهان بر کم و کیف ابعاد این ائتلاف تاثیر بسزایی گذاشت که بررسی آن خالی از لطف نیست. بطور مثال ایجاد اختلاف بین دوحه و ریاض در سال 2017  منجر به خروج قطر– یکی از فعال ترین کشورهای ائتلاف متجاوز به یمن- از این ائتلاف نظامی ضد یمنی به رهبری عربستان شد. با این حال کشورهایی مانند امارات متحده بدلیل منافع  مهم منطقه ای خود با شدت بر حجم و سطح مشارکت خود در این ائتلاف نظامی تحت رهبری ریاض افزودند که نتیجه آن کشتار هزاران یمنی غیر نظامی در طول سه سال گذشته است.
اما شواهد و تحولات جدید یمن نشان از فروپاشی باقیمانده این ائتلاف عربی- سنی دارد زیرا بر اساس شواهد و نشانه های موجود امارات متحده به عنوان مهمترین همراه عربستان در تجاوز به یمن دیگر منافع آتی خود را در همراهی با سیاست های منطقه ای آل سعود در قبال یمن نمی بیند.
منافع امارات متحده در یمن را می توان از جنبه های مختلف بررسی نمود، اما مهمترین جنبه آن برای حکام ابوظبی مساله امنیت تنگه باب المندب به عنوان یکی از پرتردد‌ترین تنگه‌های تجاری حمل انرژی جهان به ‌شمار می‌آید. زیرا حفاظت از انتقال پیدار نفت و گاز از مسیر دریای سرخ و کانال سوئز نقش و تأثیری غیر‌قابل انکار در توانایی شیوخ دبی و ابوظبی برای حفظ و توسعه اقتصاد امارات و همچنین تجارت با اروپا و آمریکای شمالی دارد.
از این رو امارات که در ابتدا تصور می کرد در صورت همراهی با بزرگترین قدرت عربی منطقه یعنی عربستان سعودی به راحتی به هدف خود که کنترل تنگه باب المندب و بندر عدن است دست خواهد یافت، اکنون و پس از گذشت سه سال و مشاهده عدم کسب هیچ گونه توفیقی از ائتلاف خود با ریاض متمایل به خروج از ائتلاف و حرکت به سوی پیشبرد مستقل سیاست های خود در قبال مسأله یمن شده است.
بنا بر مستندات و منابع متعدد موجود در طول سه سال گذشته امارات بر خلاف عربستان سیاست کنترل زمین را در پیش گرفته و به گروه‌های شبه نظامی یمنی تحت نفوذ خود کمک‌های مالی و نظامی هنگفتی را ارائه می دهد تا این گروه ها توانایی بیشتری برای اشغال و کنترل مناطق استراتژیک یمن داشته باشند و جالب اینکه حتی به صورت هدفمند و موازی، دولت منصور هادی اقدام به ایجاد و تقویت نهاد های امنیتی در جنوب یمن و شهر عدن کرده است.
با توجه به آنچه بیان شد حاکمان ابوظبی در رابطه با عدن سیاست حمایت از نیروهای جدایی طلب یمنی در پیش گرفته اند زیرا بصورت تاریخی در جنوب یمن همواره جریانات جدایی طلب از دولت مرکزی مستقر در صنعا و تأسیس کشوری مستقل در جنوب یمن وجود داشته است که یکی از مهمترین آنها جریان الحراک الجنوبی به رهبری فردی به نام عیدروس الزبیدی موسس شورای انتقالی جنوب است که مهمترین هدف آن تشکیل کشور یمن جنوبی است.
جالب اینکه عربستان سعودی و به طبع آن دولت منصور هادی به شکل جدی با سیاست های این جریان جدایی طلب مخالف اند و این اختلافات حتی به ضد و خورد های شدید نظامی نیز انجامیده است به طوری که  درگیری نیروهای گارد ریاست جمهوری منصور هادی و مسلحین وابسته به جدایی طلبان جنبش جنوب در تاریخ ۲۸ ژانویه سال جاری بیش از 10 کشته برجای گذاشت اما این تنش ها بین امارات و عربستان زمانی به اوج رسید که جنگنده‌ بمب افکن های آمریکایی امارات، به طور مستقیم پادگان نیرو‌های گارد منصور هادی را که تحت حمایت مستقیم عربستان قرار دارند را بمباران کردند که منجر به عقب نشینی نیروهای منصور هادی از بخش های زیادی از مناطق تحت کنترل این جریان سعودی شد.
حال با تضعیف بیش از پیش دولت منصور هادی در عدن و با توجه به تسلط بیش از پیش امارات بر منطقه جنوب عدن می توان انتظار داشت که به زودی امارات با اعلام جدایی خود از ائتلاف نظامی با عربستان به صورت منفرد پروژه تجزیه یمن را در راستای منافع اقتصادی خود و حفظ موقعیت دبی به عنوان تنها هاب اقتصادی منطقه پیگیری نماید.
بنا بر شواهد و داده های موجود می توان انتظار داشت که با ایجاد اختلاف بین  ابوظبی و ریاض زمینه برای تقویت حوثی ها در صنعا و مناطق تحت کنترل گروه های مردمی انقلابیون فراهم گردد. با این حال برای بررسی دقیق تر چالش ها و رصد های برخواسته از تحولات اخیر یمن باید با دقت بیشتری تحولات آتی این کشور را مورد رصد و تحلیل قرار داد.


* یادداشتی از: نوید کمالی - منتشر شده در پایگاه تحلیلی طنین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۱۶
روابط عمومی

در جامعۀ امروزی، جلوه‌های تکنولوژی در زوایای مختلفی از زندگی ما خودنمایی می‌کنند؛ به‌نحوی‌که بسیاری از خدمات شهری و اجتماعی موجود دارای نمونۀ مدرنیزه و الکترونیکی‌شدۀ خود نیز هستند که اتفاقاً با استقبال گستردۀ کاربران و شهروندان نیز روبه‌رو شده‌اند. یکی از نمونه‌های شاخص خدمات شهری الکترونیک سرویس درخواست تاکسی اینترنتی است که این روزها جزو محبوب‌ترین خدمات اینترنتی در کلان‌شهرهای ایران به شمار می‌آید.

تاکسی آنلاین ، جرائم رایانه ای ، تاکسی اینترنتی

هرچند تاکسی‌های اینترنتی به‌دلیل دسترسی آسان، کیفیت و هزینۀ شفاف در مقایسه با نمونه‌های سنتی تحت‌نظر سازمان تاکسی‌رانی از استقبال بیشتری برخوردارند، دریافت تلفن از کاربران و تبعاتی که به واسطۀ انتقال اطلاعات ممکن است برای مسافران به‌وجود بیاید باعث نگرانی‌هایی در بین برخی شهروندان شده است؛ نگرانی‌هایی که این روزها در برخی کانال‌های مجازی نیز ظهور و بروز داشته است.

چندی پیش، یکی از شهروندان با ارسال پیامکی به شهرآرا گفت: «چالش شمارۀ تلفن در برخی تاکسی‌های اینترنتی بزرگ‌ترین چالش این کسب‌وکارهاست. چرا مسئولان فکری برای این موضوع نمی‌کنند؟ برخی از افراد می‌توانند به‌راحتی از این موضوع سوءاستفاده کنند.».

در‌همین‌زمینه، مدیرعامل تاکسی‌رانی به شهرآرا می‌گوید: «دربارۀ خدمات تاکسی‌های اینترنتی آیین‌نامه‌ای را تدارک دیده‌ایم که قبلا به تأیید شورای شهر و فرمانداری رسیده است و در آن باتوجه‌به حساسیت‌های مربوط به حریم خصوصی افراد و همچنین اطلاعات شخصی افراد، از‌جمله شماره‌تلفن، ملاحظات فنی و استانداردهای ایمنی در حوزۀ نرم‌افزاری لحاظ شده است.».
سیدمهدی علوی مقدم در‌همین‌راستا می‌افزاید: «حتماً باید نرم‌افزارهای مربوط به تاکسی‌های اینترنتی به تأیید مراجعی که مسئولیت تأمین امنیت اطلاعات و شبکه‌ها را برعهده دارند برسد. در ادامه، بعد از اخذ تأیید مذکور، سازمان تاکسی‌رانی به آن‌ها مجوز فعالیت می‌دهد.». مدیرعامل سازمان تاکسی‌رانی در بخش دیگری از سخنانش یادآور می‌شود: «دغدغۀ تأمین امنیت افراد در حریم خصوصی در آیین‌نامه مورد‌توجه قرار گرفته است؛ بر‌این‌اساس شرکت‌هایی که در‌حال‌حاضر متقاضی ارائۀ خدمات هستند باید تأییدیه‌های لازم را بیاورند و شبکه‌های آن‌ها از‌لحاظ حفظ حریم خصوصی باید کاملا ایمن باشند.».

علوی‌مقدم عنوان می‌کند: «در آیین‌نامۀ مربوط به شرکت‌های تاکسی اینترنتی ارائۀ هر‌گونه اطلاعاتی در حوزۀ حریم خصوصی اشخاص به هر مرجعی بدون دستور مرجع قضایی ممنوع است و سرورهای این شبکه‌ها باید حتماً در داخل ایران باشد.».

وی ادامه می‌دهد: «تمام ملاحظات فنی و ایمنی که در حوزۀ حریم خصوصی و اطلاعات شخصی مسافران لازم بوده در آیین‌نامه دیده شده تا مردم، اگر قرار است برای نصب نرم‌افزار‌های مربوطه شماره‌تلفن خود را بدهند، از‌لحاظ امنیت حریم خصوصی خود اطمینان پیدا کنند.».

مدیرعامل سازمان تاکسی‌رانی ضمن بیان اینکه آیین‌نامۀ فعالیت تاکسی‌های اینترنتی به شرکت‌ها ابلاغ شده عنوان می‌کند: «مذاکراتی در‌حال انجام‌شدن است تا شرایط کسب‌و‌کار شرکت‌های اینترنتی تسهیل بشود. ما هم آمادگی این را داریم، اما تا‌جایی‌که ابزار نظارتی سازمان کم نشود.».
 
ضرورت دریافت تأییدیه‌های امنیتی

علوی‌مقدم در همین راستا می‌افزاید: «راننده‌های تاکسی‌های هوشمند برای فعالیت حتماً باید تأییدیه‌های امنیتی لازم را از مراجع ذی‌صلاح از جمله پلیس فتا، آپا و مراجع قضایی اخذ کنند تا نظارت بیشتری بر کار آن‌ها اعمال شود.».

نوید کمالی ، کارشناس فضای مجازی، نیز دراین‌باره به شهرآرا می‌گوید: «یکی از مسائلی که در حوزۀ استارت‌آپ‌های جدید فناوری اطلاعات وجود دارد نبود پیوست امنیتی است.». وی در همین راستا می‌گوید: «وقتی یک استارت‌آپ اقدام به فعالیت می‌کند و به مردم خدمات می‌دهد، نهادهایی باید بر روند فعالیتش نظارت کنند و از اطلاعات جمع‌آوری‌شده از مردم حفاظت کنند؛ در‌حالی‌که این‌گونه نیست.». 

وی ضمن بیان اینکه نظارت نکردن بر فعالیت‌های استارت‌آپ‌ها برای جامعه تبعاتی خواهد داشت اضافه می‌کند: «برای مثال، در حوزۀ تاکسی‌ها، شاهد هستیم که یک شرکت تاکسی آنلاین اعلام می‌کند که تاکنون نزدیک به ١٠٠ میلیون سفر برای شهروندان انجام داده است. این نشان می‌دهد بیش از ١٠٠ میلیون اطلاعات خصوصی افراد در این شرکت ذخیره شده است که دستیابی به آن‌ها می‌تواند مشکلات امنیتی شدیدی برای مسافران به همراه داشته باشد.».

ضرورت پیوست امنیتی استارت‌آپ‌ها
این کارشناس فضای مجازی در بخش دیگری از سخنانش می‌افزاید: «باید وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، به عنوان متولی امر در حوزۀ فناوری اطلاعات، پیوست امنیتی‌ این‌گونه مشاغل را تعریف کند تا استارت‌آپ‌هایی که قصد دارند به شهروندان خدمات عمومی ارائه دهند، پیوست ذکرشده را اعمال کنند.».

کمالی به پیوست امنیتی استارت‌آپ‌های مرتبط با خدمات عمومی اشاره می‌کند و می‌افزاید: «اساساً چه نیازی هست که شمارۀ تلفن کاربر گرفته شود یا امکان خروج از بانک اطلاعاتی آن‌ها برای کاربر وجود نداشته باشد؟». وی با ذکر مثالی ادامه می‌دهد: «کاربر، زمانی که می‌خواهد از شبکه‌های بین‌المللی مثل فیس‌بوک یا نرم‌افزارهایی مثل تلگرام خارج شود، تمام اطلاعات داده‌شده به نرم‌افزار پاک می‌شود. این اتفاق به این دلیل می‌افتد که قانون‌گذاران آن‌ها در حوزۀ فناوری اطلاعات قانون‌های لازم را در حوزۀ دفاع از حریم خصوصی دیجیتال کاربران تعریف کرده‌اند اما متأسفانه این خلأ قانونی در کشور ما وجود دارد.». این کارشناس فضای مجازی در همین زمینه ادامه می‌دهد: «در حال حاضر، چون قانون دفاع از حریم خصوصی دیجیتال کاربران وجود ندارد، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و نهادهای نظارتی باید به صورت موردی ورود پیدا کنند و از حریم خصوصی کاربران حفاظت کنند.». کمالی، ضمن بیان اینکه باید حفاظت از حریم خصوصی کاربران به صورت یک مطالبۀ ملی مطرح شود، متذکر می‌گردد: «تنها قانون مرتبط به حوزۀ فناوری اطلاعات، یعنی قانون جرائم رایانه‌ای، به سال ٨٩ -سال 88 صحیح می باشد  و متاسفانه خبرنگار محترم تهیه کننده این گزارش اشتباه ثبت نموده اند - برمی‌گردد. این در حالی است که فناوری‌ها در حال پیشرفت هستند.».

وی در انتهای سخنانش یادآور می‌شود: «بسیاری از نرم‌افزارها هستند که به اطلاعات شخصی افراد دسترسی اضافه دارند. سؤال اینجاست: این اطلاعات کجا می‌روند؟».

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۶ ، ۰۱:۴۹
روابط عمومی
نکاتی مهم برای حفظ امنیت در اسنپ و سرویس دهندگان مشابه

به گزارش سیتنا، "نوید کمالی" پژوهشگر و فعال حوزه رسانه و فناوری اطلاعات در یادداشت برای سیتنا، آورده است:

امروزه مظاهر تکنولوژی ارتباطات در جنبه های مختلفی از زندگی ما خودنمایی می کنند و تقریبا تمام خدمات کلاسیک شهری و اجتماعی موجود دارای نمونه مدرنیزه و الکترونیکی شده خود نیز هستند که اتفاقا با استقبال گسترده کاربران و شهروندان نیز روبرو شده اند که یکی از نمونه های شاخص آن سرویس درخواست خودروی اسنپ است که این روزها جز محبوبترین و پیشروترین خدمات تاکسی اینترنتی در ایران بشمار می آید و همچون سایر سرویس دهندگان تاکسی آنلاین به دلیل دسترسی آسان، کیفیت و هزینه شفاف از استقبال بیشتری نسبت به نمونه های سنتی تحت نظر سازمان تاکسی رانی برخوردار است.

با این حال انتشار خبر تجاوز یک راننده اسنپ به یک دختر جوان شوک بزرگی را به کاربران این نرم افزار وارد کرد و خوشبختانه پس از ورود به موقع و سریع پلیس به این ماجرا و جلب فرد مجرم مشخص شد که وی با سوابق مجرمانه و بدون ارائه سوء پیشینه از طریق استخدام کنندگان توجیه نشده کنار خیابانی اسنپ موفق شده است با هویت غیرواقعی به جمع رانندگان این شرکت افزوده شود.
وقوع این واقعه بهانه ای شد تا نکاتی را جهت استفاده آگاهانه تر و مطلوب تر از اینگونه خدمات ذکر نماییم تا شهروندان و کاربران تکنولوژی پسند با آگاهی و امنیت بیشتری از این سرویس و دهها نمونه کوچک و بزرگ مشابه استفاده نمایید.

1.    تاکسی آنلاین از شرکت اوبر (Uber) معروف و بین المللی گرفته تا نمونه های کوچکتر و بومی آن در داخل کشور به دلیل ماهیت مکان محور خود به موقعیت مکانی شما در هر لحظه دسترسی دارند (با استفاده از GPS تلفن همراه شما) و علاوه بر آن و به صورت طبیعی تمام سفرها و نقاط مورد تردد شما را در سرورهای خود ذخیره می کنند و در صورت عدم نظارت کافی یا نفوذ غیرقانونی افراد سودجو امکان جزیات مسیرهای رفت و آمد شما میسر خواهد بود که می تواند تبعات سنگی و خطرناکی را به همراه داشته باشد.

کافی است که تصور کنید فردی با مختصات آن فرد متجاوز با شیوه هایی مانند ایجاد رابطه دوستی با یک کارمند خاطی دارای دسترسی به بانک اطلاعاتی نرم افزار یا هر شیوه غیر قانونی دیگر امکان دریافت پرینت رفت و آمدهای یک زن یا دختر را داشته باشد! به نظر شما این نوع دسترسی های غیر مجاز چه خطراتی را می تواند برای آن دختر قربانی و بی اطلاع از این ماجرا به همراه داشته باشد!؟
متاسفانه برای این مورد نمی توان چاره ای اندیشید مگر اینکه یا از این خدمات استفاده نکنید و یا به صورت دقیق مبداء و مقصد خود را در این نرم افزارهای مشخص نکنید البته برای رفع این دغدغه در نهایت این دولت و نهادهای مسوول از جمله وزارت ارتباطات، نیروی انتظامی و قوه قضائیه هستند که در کنار مجلس شورای اسلامی و با همراهی یکدیگر باید علاوه بر افزایش تمهیدات شدید حفاظتی از بانک اطلاعاتی اینگونه سرویس دهندگان زمینه را برای تدوین قانونی برای حفاظت از حریم خصوصی دیجیتال شهروندان ایرانی و مبارزه با مجرمین و همچنین سرویس دهندگان سهل انگار فراهم کنند.
در این زمینه پیشنهاد می گردد توسعه دهندگان خدماتی مانند اسنپ قسمتی را برای حذف حساب همراه با پاکسازی بانک اطلاعاتی سفرهای هر فرد در نظر بگیرند تا در صورت تمایل هر کاربر به حذف حساب تمام اطلاعات شخصی ذخیره شده وی در سرورهای اینگونه نرم افزارها نیز بطور کامل پاک گردد.

2.     اسنپ و سرویس های مشابه در قرارداد خود که در هنگام نصب نرم افزار بدون اطلاع از جزییات آن مورد پذیرش شما واقع می شود خود را تنها یک واسط نرم افزاری معرفی می کنند و رابطه شما و راننده را قراردادی بین خود شما و شخص راننده تعریف می کنند، لذا در صورت وقوع هر حادثه ای این نوع سرویس دهندگان خود را فاقد مسئولیت معرفی خواهند کرد! پس به عبارت بهتر باید خودتان مواظب خودتان باشید!

3.    این روزها اگر در خیابان یا اطراف مراکز متبرکه در حال قدم زدن باشید شاید با افرادی برخورد کرده باشید که از شما تقاضا می کنند تا با اسنپ خود برای آنها سفارش تاکسی دهید! بنده شدیدا به شما توصیه می کنم تا این اشتباه را مرتکب نشوید زیرا در صورت وقوع هر حادثه مجرمانه در تاکسی به دلیل ثبت شدن مشخصات شما به عنوان سفارش دهنده سرویس، طبعا شما هستید که به محاکم قضایی و انتظامی فراخوانده خواهید شد! پس برای پیشگیری از درگیر شدن در پرونده هایی مانند زورگیری ، قتل و ... حتما به این نکته توجه کنید.

4.    در هنگام سفارش تاکسی حتما دقت کنید که حساب راننده خودرو دارای عکس باشد و قبل از سوار شدن به خودرو، عکس حساب راننده را با شخص پشت فرمان خودرو مطابقت دهید و در صورت تفاوت در چهره از سوار شدن به خودرو امتناع کنید.

5.    در صورت استفاده از تلفن های همراه اندرویدی حتما برای استفاده از سرویس دهندگان آنلاین تاکسی نسخه اندروید تلفن همراه هوشمند خود را به نسخه 6 بروزرسانی نمایید تا قادر باشید دسترسی های اضافه و غیرضروری این نرم افزارها را مسدود نمایید، البته توجه داشته باشید که در زمانهایی که قصد استفاده از ابزار ها را ندارید حتما GPS دستگاه شما خاموش باشد! (لینک دانلود تعدادی از نرم افزارهای امنیتی مفید و کاربردی برای کنترل دسترسی های غیر مجاز به منابع تلفن همراه هوشمند)

متاسفانه باید اذعان نمایم که یکی از مهمترین دغدغه های موجود در فضای مجازی کشور آنهم در شرایطی که هر روز بر تعداد استارتاپ‌های اینترنتی و نوظهور داخلی و خارجی کشور افزوده می شود فقدان وجود یک قانون جامع و روزآمد حفاظت از حریم خصوصی دیجیتال کاربران ایرانی است و این فقدان موجب شده است تا هر شرکت بدون وجود پیوست حفاظتی و امنیتی مناسب قادر باشد با راه اندازی یک سرویس یا نرم افزار اینترنتی میلیاردها رکورد اطلاعاتی را در مورد کاربران ایرانی جمع آوری و ذخیره نماید که این خود می تواند در سال‌های آینده مشکلات عظیم اجتماعی و امنیتی را برای آحاد جامعه به همراه داشته باشد.

در پایان باید توجه داشت آنچه موجب نگرانی است بی توجهی کاربران و مسئولین نسبت به تبعات دسترسی افراد بدون صلاحیت به آمارها و اطلاعات خصوصی کاربران است، از این رو لازم دیده می شود با توجه به قرار گرفتن یک فرد جوان و توانمند دلسوز و مطلع در مسند وزارت ارتباطات این موضوع از جانب وی پیگیری شده و تدابیر لازم برای تالیف و تصویب قوانین و پیوست های قانونی در نظر گرفته شود تا در سالهای آینده با مشکلات ناشی از افشای اطلاعات خصوصی کاربران فضای مجازی در حجم گسترده مانند آنچه بر سر اطلاعات 118 و ایرانسل و شماره های مشترکین آنها آمد نباشیم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۹۶ ، ۲۱:۵۸
روابط عمومی

طی روزهای گذشته نخستین سفر رسمی ملک سلمان پادشاه عربستان به روسیه انجام گرفت و وی به عنوان اولین پادشاه سعودی در طول تاریخ این کشور برای سه روز میزبان با همراهی یک هئیت بلند پایه سیاسی ، نظامی و اقتصادی میهمان کرملین شد.

این سفر از آن روی دارای اهمیت جلوه می کند که می دانیم در طول عمر نظام سعودی و خصوصا در طول ۴ دهه گذشته هیچگاه روسیه و عربستان روابط نزدیک و دوستانه ای نداشته اند و بطور مثال در دوران جنگ سرد و اشغال افغانستان که عربستان با کمک های گسترده مالی خود از مجاهدین موجب بروز تلفات سنگین و در نهایت شکست ارتش سرخ شوروی شد.

 البته یکی از دلایل مهم عدم همسویی عربستان و روسیه با یکدیگر را باید در روابط صمیمی و نزدیک مقامات سعودی با آمریکا دانست و از هم رو عربستان تاکنون تحت پرچم آمریکا از تعامل سازنده با روسیه محروم مانده است.


اما پس از رخدادهای دهه اخیر خاورمیانه و خصوصا جنگ ۷ ساله سوریه این واقعیت را برای حاکمان سعودی مشخص کرد که آمریکا نمی تواند پشتوانه مطمئنی برای آینده این نظام و تامین کننده منافع آن در دراز مدت باشد.

بطور مثال در جریان جنگ سوریه اگر چه میلیاردها دلار سرمایه نفتی سعودی صرف حمایت نظامی و تسلیحاتی از مخالفان بشار اسد و همچنین جلب نظر قدرت های غربی برای خلع ید بشار اسد از قدرت شد اما اکنون سران آل سعود مشاهده می کنند که محور ایران و روسیه و سوریه برنده  نهایی این نبرد طولانی مدت است و حتی مقامات آمریکایی و اروپایی نیز تثبیت بشاراسد در سوریه را پذیرفته اند و جالب اینکه حتی بعضا در حوزه سیاست داخلی عربستان نیز به محکوم سازی اقدامات این حکومت خصوصا در حوزه حقوق بشر می پردازند.

از سوی دیگر پس از سالها جنگ در یمن نیز نه تنها بر اقتدار و وجه بین المللی عربستان در بین دول عربی- سنی افزوده نشده است بلکه اکنون ائتلاف بین المللی به رهبری این کشور هم از هم پاشیده شده و حتی شورای همکاری خلیج فارس (GCC) نیز بدلیل افزایش اختلاف در بین اعضاء  مانند گذشته کارایی چندانی برای حفظ وحدت بین کشورهای عربی ندارد.

لذا سران سعودی و در راس آنها ملک سلمان و فرزند ارشدش محمد بن سلمان دریافتند که برای بهبود شرایط و بازگشت عربستان به عرصه تاثیرگذاری بین المللی باید بصورت فرا قطبی عمل کرده و روابط این کشور با ملل قدرمتند منطقه ای و بین المللی را ترمیم و بازسازی نمود.

از این رو در طی ماه های گذشته ریاض علاوه بر میزبانی از نخستین سفر بین المللی ترامپ به خاورمیانه میزبان طیف وسیعی از سران شیعه و سنی منطقه بوده است و اکنون نیز ملک سلمان با چهره ای گشاده و دستانی مملو از دلارهای نفتی عازم مسکو شده است تا علاوه بر جلب نظران سران کرملین به همراهی بیشتر با سیاست های ریاض زمینه را برای جلوگیری از مداخله بیشتر روسیه در حوزه های به اصطلاح تحت نفوذ عربستان مهیا کنند.

ملک سلمان در سفر به مسکو بسته پیشنهادی را به همراه دارد که عبارتند از :

  1. - سرمایه گذاری گسترده تجار و شرکت های عربستانی در حوزه های اقتصادی ، عمرانی و گردشگری روسیه
  2. -همراهی عربستان و جلب نظر ۱۰ عضو همراه این کشور در اوپیک به منظور افزایش قیمت فراورده های نفتی
  3. - عقد قرارداد های بزرگ نظامی و تسلیحاتی در کنار ساخت کارخانجات مربوطه و دریافت خدمات پشتیبانی و آموزشی از روسیه

همانگونه که مشخص است مقامات عربستان با درک این واقعیت که روسیه بدلیل مشکلات اقتصادی نیاز به جلب و کسب سرمایه های خارجی دارد با تالیف این بسته های پیشنهادی می کوشند که پوتین را متقاعد به همراهی با عربستان کنند زیرا به زودی روسیه شاهد برگزاری دور جدیدی از انتخابات ریاست جمهوری است و افزایش بهای فراورده های نفتی در کنار فروش تسلیحات گران قیمت می تواند موجب شکوفایی اقتصاد بحران زده روسیه شود که طبعا می تواند تاثیر زیادی بر افزایش اقبال عمومی به انتخاب مجدد ولادیمیر پوتین به مقام ریاست جمهوری داشته باشد و همزمان بازار انحصاری فروش تسلیحات آمریکایی به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را هم بدست آورد.

تا این لحظه آنگونه که مشخص است مقامات روسیه با فروش سیستم پدافند هوایی پیشرفته S-۴۰۰ به عربستان مواقت کرده اند و کارخانه تولید این سیستم پدافندی به همراه چند کارخانه دیگر تولید تسلیحات روسی از جمله سلاح اتوماتیک جدیدAk-۱۰۳ در خاک عربستان ایجاد خواهد شد.

بدون شک راه اندازی شبکه پدافند S-۴۰۰ در کنار سامانه های پدافندی آمریکایی از جمله HAWK و THAAD برای مقامات سعودی از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا این کشور بطور مستقیم در معرض تهدید موشکی بالفعل از سوی حوثی ها یمن است و این سیستم هوایی می تواند به افزایش امنیت نقاط در تیرس موشک های حوثی  از جله تاسیسات نفتی ARAMCO  کمک فراوانی نماید.

با این حال نباید و در پایان نباید فراموش کرد که تنها ۲ ماه قبل از مشارکت گسترده نظامی روسیه در سوریه ، عربستان بیش از ۱۰ میلیارد دلار در این کشور سرمایه گذاری نموده بود اما پوتین بی توجه به خواسته های مقامات سعودی به نبرد با مخالفان بشار اسد پرداخت از این رو نمی توان بطور کامل پرداخت این مشوق های مالی به روسیه را دلیلی بر همسویی آتی مقامات کرملین با حاکمان ریاض خصوصا در موارد حساس خاورمیانه دانست.

- یادداشتی از : نوید کمالی  - پایگاه تحلیلی طنین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۹:۴۲
روابط عمومی

نوید کمالی در گفت و گو با خبرگزاری علم و فناوری در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه چرا در حوزه نرم افزار اختراع کم است اظهار کرد: امروزه بنا بر آمارهای موجود و معتبر جهانی فناوری اطلاعات و محصولات مبتنی بر آن یکی از مهمترین و سودآور ترین شاخه های اقتصاد مدرن را شکل داده اند و از این رو هر روز بر حجم ابداعات و اختراعات و همچنین محصولات مبتنی بر این حوزه و خصوصا فضای مجازی افزوده می شود .

کسب و کار اینترنتی

وی ادامه داد: خوشبختانه در دو دهه گذشته کشور ما نیز با فاصله کمی نسبت به سایر کشورهای پیشگام جهان به عرصه فناوری اطلاعات و حمایت از توسعه و گسترش آن ورود کرد که در نتیجه آن امروز شاهدیم یکی از پر اقبالترین رشته های دانشگاهی کشور رشته های مرتبط با دانش فناوری اطلاعات است.

عدم حمایت دولت از طرح های نوآروانه و اقتصادی در حوزه آی تی؛ خشک شدن تفکر تولید و کارآفرینی در بین قشر جوان

عضو انجمن علمی تجارت الکترونیک ایران افزود: اما با این حال این سوال مطرح است که چرا تاکنون حوزه فناوری اطلاعات با وجود صدها هزار فارغ التحصیل دانشگاهی در رشته های مرتبط نتوانسته است نقشی در بهبود اقتصاد کشور و خصوصا عرصه صادرات نرم افزار و تکنولوژی های فناورانه اطلاعاتی بازی کند!؟ متاسفانه این سوال پاسخ های فراوانی دارد اما آنگونه که مبرهن است عدم حمایت دولت از طرح های نوآورانه و اقتصادی حوزه IT و همچنین باز بودن بازار کشور به روی نرم افزارها و محصولات «آی تی پایه» خارجی موجب شده است تفکر تولید و کارآفرینی محصول در بین فعالان این حوزه و خصوصا قشر جوان تا حدودی زیادی خشکیده شود.

اقتصاد نفتی؛ یکی از مهمترین دلایل عدم توجه به اقتصاد فناورانه

 وی تصریح کرد: البته اقتصاد نفتی کشور یکی از مهمترین دلایل عدم توجه به اقتصاد فناورانه است که با تشدید تحریم ها زمینه فاصله گرفتن از این اقتصاد و طبعاً توجه به حوزه های جدید اقتصادی مانند فناوری اطلاعات در کشور ما مهیا شده است.

کمالی بیان داشت: البته جای امیدواری دارد که در سال های اخیر با افزایش بینش و آینده نگری سیاست گذاران عرصه فناوری کشور شاهد شکوفایی بیش از پیش کسب و کارهای حوزه فناوری اطلاعات هستیم که در صورت تداوم این روند و ممانعت از سنگ اندازی های سیستماتیک شاهد خارج شدن حوزه آی تی کشور از وضعیت رکود و شروع دوران تولیدکنندگی خواهیم بود که طبعاً زمینه تحول اقتصادی کشور و همچنین فاصله گرفتن بیش از پیش کشور از اقتصاد نفتی را فراهم خواهد کرد.

رویا سازی بازی و سرگرمی های مدرن؛ مهمترین دلایل شکوفایی بازار بازی های رایانه ای

وی به توانمندی متخصصان داخلی در ساخت بازی های رایانه ای اشاره کرد و افزود: بازی بازی های رایانه ای امروزه یکی از پرسودترین بخش های اقتصاد مبتنی بر محصولات نرم افزاری را به خود اختصاص داده اند و جامعه هدف آن بر خلاف بازی های سنتی که غالبا خردسالان را در بر می گیرند در تمام رده های سنی دارای مخاطب و مشتری پایدار است.

عضو انجمن علمی تجارت الکترونیک ایران یکی از مهمترین دلایل شکوفایی بازار تولید بازی های رایانه ای را ویژگی رویا سازی این بازی ها و سرگرمی های مدرن دانست و گفت: زیرا به واسطه این نوع بازی ها هر کاربر در موقعیت های خیالی مورد علاقه خود قرار گرفته و توانمندی های خود را می آزماید و حتی کاستی ها خود در زندگی واقعی را به ظاهر در دنیای بازی های الکترونیکی می پوشاند اینگونه از «من مجازی» خود لذت می برد و حتی برای حفظ و افزایش آن هزینه نیز می پردازد.

وی  اذعان کرد: بطور مثال یکی از بازی های موفقی که در کشور ما نیز بیش از ۴ تا ۵ میلیون کاربر را به خود جلب نموده بود بازی clash of clans است که بازی کنندگان را در موقعیت رهبری جوامع قرار می داد و هر کاربر برای موفقیت قبیله خود باید از تمام توانمندی‌های فکری و حتی مالی خود بهره می جست که این خود موجب جاری شدن میلیون ها دلار سود روزانه برای تولید کنندگان این بازی شده بود.

کمالی عنوان کرد: در واقع بررسی این نمونه به ما نشان می دهد که صنعت بازی سازی می تواند یکی از پایه های اقتصادی هر کشوری شود اما برای دسترسی به آن نیاز به ملزوماتی از جمله داشتن دانش روز تولید بازی ، دسترسی به سخت افزارهای مورد نیاز برای تولید بازی ، سناریو نویسان و یا داستان پردازان توانمند برای خلق داستان جذاب ، منابع مالی و حمایتی مناسب ، شبکه توزیع گسترده داخلی و خارجی و امکان تبلیغات بین الملی است که متاسفانه در این موارد محدودیت های فراوانی وجود دارد اما با همه این شرایط و با وجود دسترسی پایین تولیدکنندگان به تکنولوژی ها پیشرفته تولید بازی شاهد ارائه محصولاتی قابل قبول و ارزشمند از سوی تولیدکنندگان جوان ایرانی هستیم که این خود نوید آینده مطلوب را برای این عرصه پر درآمد می دهد.

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه نقش شرکت های دانش بنیان درتوسعه و بستر سازی نرم افزار در کشور چگونه است بیان داشت: شرکت های دانش بنیان نزدیک به یک دهه است که بطور رسمی و گسترده به یکی از امیدهای توسعه فضای کسب و کار و اقتصاد کشور بدل شده اند و سرمایه گذاری های زیادی در این حوزه صورت گرفته است زیرا اقتصاد مبتنی بر محصول دانش بنیان می تواند چندین برابر انواع محصولات معدنی ، نفتی برای یک کشور سودآوری داشته باشند و علاوه و بر افزایش سهم صادرات فناوری موجب شکل گیری مشاغل متعدد برای جوان گردند.

صنایع پاک؛ نرم افزار و محصولات آی تی

عضو انجمن علمی تجارت الکترونیک ایران اظهار داشت: خوشبختانه یکی از مباحث مورد علاقه شرکت های دانش بنیان حوزه نرم افزار و محصولات آی تی پایه است که در ادبیات جهانی به عنوان صنایع پاک شناخته می شوند و می توانند با بهره گیری از سرمایه های ذهنی جوانان زمینه خلق ثروت برای کشور را مهیا کنند.

حمایت هر چه بیشتر دولت و مجلس ؛شکوفا شدن شرکت های دانش بنیان

وی یادآور شد: بطور مثال تولید انواع نرم افزارهای پردازش تصویری امروز موجب شده است تا نهادهایی مانند سازمان های مرتبط با کنترل ترافیک بدون وابستگی به محصولات خارجی امکان رصد و پایش هوشمند ترافیک شهرها و کنترل پلاک خودروهای متخلف را داشته باشند.

کمالی خاطر نشان کرد: در نمونه ای دیگر امروز مارکت های نرم افزاری تلفن همراه کشور به وفور میزبان محصولات نرم افزاری شرکت های دانش بنیان هستند که بعضاً سودهای چند ده میلیاردی را برای آن ها به ارمغان آورده است که یکی از نمونه های موفق آن نرم افزار اسنپ که بدلیل دارا بودن ویژگی خلاقانه بودن و همچنین کاربردی بودن توانسته است کاربران زیادی را به خود جلب کند.

وی در پایان ابراز کرد: با این حال عرصه تولید نرم افزارهای موفق در شرکت های دانش بنیان در ابتدای راه است و برای شکوفا شدن بیش از پیش آن باید دولت و مجلس بر حمایت های خود از این شرکتها و محصولات کاربردی آن ها بیفزایند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۴۰
روابط عمومی