وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاهای منتشر شده مهندس نوید کمالی در رسانه ها و همایشهای ملی و بین المللی

وبلاگ شخصی نوید کمالی (جدید)

یادداشتهای یک روزنامه نگار ، مشاور و مدرس فعال در حوزه دیپلماسی و رسانه ...

شماره تماس: 09159263347 (جهت دریافت «مشاوره» ، دعوت جهت «برگزاری کارگاه آموزشی» و ... لطفا در ساعات غیر اداری و یا در شبکه های اجتماعی مبتنی بر این شماره تماس حاصل فرمایید.)

تذکر: بازنشر مطالب این پایگاه بلااشکال می باشد.

پست الکترونیکی : NavidKamali.ir@iran.ir

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روزنامه کیهان» ثبت شده است

بسیاری از بزرگان تاریخ قربانی قمار شده‌اند؛ شاید باور کردنی نباشد اما داستایفسکی، که یکی از قله‌های ادبیات داستانی در تمام طول تاریخ محسوب می‌شود نیز مدتی به این بیماری مبتلا شده بود!
رمان «قمارباز» حاصل تجربیات داستایفسکی از این ماجراست. این رُمان نشان می‌دهد که کسب و کارهایی بر مدار شانس و بخت آزمایی از گذشته تا به حال یک مسیر ثابت داشته‌اند؛ قهرمان این رمان، آموزگار جوان «آلکسی ایوانویچ» که راوی داستان هم هست وارد گردونه بخت آزمایی می‌شود، ابتدا موفقیت‌های کوچکی به دست می‌آورد که مشوق او برای ادامه کار است و در ادامه، هر چه دارد را می‌بازد؛ اما این شکست فقط باعث خالی شدن جیب آلکسی نمی‌شود، بلکه موجب تهی شدن روح او نیز می‌گردد! «قمارباز» بیش از 150 سال قبل نوشته شده بود، اما مشابه داستان آن تا زمان حال، دائم تکرار شده است!


شگرد سایت‌ها و صفحات مجازی
بخت آزمایی و قماربازی، شباهت زیادی به ترفندهای فریبکارانه شرکت‌های هرمی دارد. در دهه قبل که بازار مکاره گلدکوئیست‌ها داغ بود، آنها با ظاهری زیبا و شعارهای انسان دوستانه، نقش همیار افرادی را بازی می‌کردند که در رسیدن به رفاه، ناکام بودند و می‌خواستند طی مدت کوتاهی، به وضعیت مالی خوبی برسند؛ شعارهایی که افراد ساده دل و بلند پرواز را جذب می‌کردند اما در عمل، ترفندی برای سرکیسه کردن این افراد بودند.

صحبت‌های یک مال باخته در قمارمجازی!
این روزها رسانه‌ها از روش‌های مختلف کلاهبرداری سایت‌های قماربازی و به یغما رفتن اموال قماربازها می‌نویسند؛ از دستبرد زدن به حساب مالی افراد از طریق اطلاعات دریافت شده توسط شرکت کنندگان در سایت‌های قمار و شرط بندی گرفته تا فریب اعضا با بُردهای کوچک اولیه و معتاد ساختن آنها به بازی برای آوردن مبالغ بالا و در نهایت، زدن تیر خلاص و بالا کشیدن همه اموال اعضا! نتیجه قمار کردن در همه سایت‌ها و صفحات مجازی یک چیز است؛ باختن اعضا و ثروتمند شدن مدیران قمارخانه‌های مجازی!
البته همه آنها، عوام ساده دل و از همه جا بی‌خبر هستند، اما گاهی درمیان پاکباختگان، افراد حرفه‌ای هم دیده می‌شوند. پای صحبت یکی از آنها نشستیم و از ماجرایی گفت که مصداق بارز این بیت مولوی است: «خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/ بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر»
یک جوان حدود 30 ساله ساکن تهران است که رابطه اش با قمار را این گونه شرح می‌دهد: «یکی از سرگرمی‌هایم از دوران نوجوانی این بود که با دوستانم دور هم جمع می‌شدیم و به شرط، ورق بازی می‌کردیم. بزرگتر هم که شدیم این تفریح ادامه یافت. اگرچه از همان ابتدا هم دنبال پول نبودم، هدفم سرگرمی بود؛ چون اولا محفل ما دوستانه بود، چند دوست قدیمی بودیم که هر از گاهی دور هم جمع می‌شدیم، گاهی با ورق و گاهی نیز در بیلیارد برای اینکه فضا را جدی‌تر و هیجان انگیزتر کنیم، مقادیر ‌اندکی پول وسط می‌گذاشتیم. گاهی برنده می‌شدم و گاهی هم می‌باختم؛ مهم نبود، آن مقدار هم که بازنده می‌شدم به حساب هزینه تفریح و سرگرمی می‌گذاشتم!»
وی درباره چگونگی آشنایی‌اش با قمارخانه‌های فضای مجازی نیز توضیح می‌دهد: «یکی از دوستان پیشنهاد داد،سَری هم به صفحاتی که اخیرا در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شده بزنم، می‌گفت هم با پول کمتر می‌توان به مبالغ قلمبه تری رسید و هم اینکه جذابیت و سرگرمی این بازی‌ها در فضای مجازی بیشتر است. خلاصه اینکه من هم به طور امتحانی به یکی از این صفحات سر زدم و دیدم تعداد بالایی عضو دارد و خیلی‌ها اعلام می‌کردند که برنده شده‌اند و زندگی شان با وسط گذاشتن مبالغ ناچیز و از طریق همین سرگرمی ساده از این رو به آن رو شده است! ضمن اینکه چون خودم هم نسبت به فضای نت آگاهی داشتم و می‌توانستم جلوی رو دست خوردنم را بگیرم و هم اینکه تجربه سال‌ها قماربازی را داشتم، خیالم راحت بود که آسیبی نخواهم دید.»
او درباره اتفاقاتی که در این صفحه برایش پیش آمد هم می‌گوید: « اوائل مثل همان دورهمی‌های دوستانه، قمار در فضای مجازی هم برایم جنبه سرگرمی داشت و همیشه هم مبالغ کوچکی را وسط می‌گذاشتم؛ چند باری هم برنده شدم؛ واقعا مشوق خوبی بود؛ پول کمی می‌پرداختم و بازی‌ام اغلب با بُرد همراه بود. با توجه به سابقه و تجربه‌ام در قمار و همچنین تبحرم در کارهای رایانه ای، اعتماد به نفس فوق‌العاده‌ای داشتم. در تبلیغات هم می‌گفتند که اینجا دستی در کار نیست و نمی‌توان کلک زد و همه چیز متکی به شانس است، من هم خودم را خوش شانسی می‌دیدم که روی غلتک بُرد افتاده و می‌تواند به پیروزی‌های بزرگتر برسد... در نتیجه به مرور اعتماد به نفس اینکه با مبالغ بیشتری شانس خودم را امتحان کنم یافتم، اما هر چه مبالغ بالاتر می‌رفت، شانس من هم کمرنگ‌تر می‌شد و این بار روی دور باخت افتادم! از آنجا که قبلا مزه بُرد را چشیده بودم و می‌دانستم که می‌توانم جبران کنم، هر بار با مبلغ بیشتری پا به رقابت می‌گذاشتم تا آنجا که حتی ماشینم را هم فروختم تا بتوانم مبالغ میلیونی را وارد کنم تا بُرد چشمگیرتری به دست آورم تا عقب افتادگی و باخت‌های قبلی ام را تلافی کنم، غافل از اینکه من رفته رفته در باتلاقی فرو رفته بودم که هرچه دست و پا می‌زدم، بیشتر فرو می‌رفتم!»
وی ادامه می‌دهد: «یک سرگرمی کوچک و کم هزینه در مدت کوتاهی به بلای بزرگ زندگی ام تبدیل شد؛ دچار افسردگی شدم و در اوج موفقیت کاری، به دلیل نداشتن تمرکز و روحیه کار، شغلم را هم از دست دادم و... تازه الان معنی این حرف را می‌فهمم که در قمار، هیچ کس برنده نمی‌شود و همه بازنده هستند و به همین دلیل هم به قمار کنندگان، قمار«باز» می‌گویند و نه قمار«برنده»... هیچ وقت هم فکرش را نمی‌کردم صفحه‌ای که افراد مشهور و حتی یکی از خوانندگان مورد علاقه دوران نوجوانی ام آن را تبلیغ می‌کرد و صدها هزار دنبال‌کننده داشت و هزاران نفر هم می‌گفتند که از طریق آن پولدار شده‌اند، من را به یک ورشکسته تبدیل کند! آن هم من که هم کار رایانه را بلد بودم و هم تجربه دو دهه قمار داشتم!»

یک معادله کثیف
برخلاف بازی‌کنندگان همیشه بازنده، برگزارکنندگان و مدیران سایت‌ها و صفحات مجازی بخت آزمایی، همیشه برنده هستند! فقط کافی است سرنوشت یکی از آنها را مرور کنیم؛ «س.خ.ع» ابتدا یک نصاب ساده کامپیوتر بود، اما راه‌اندازی کازینوهای مجازی باعث شد تا تبدیل به یک سرمایه‌دار شود؛ اما ‌ای کاش این افراد فقط کارشان در حوزه مالی بود، امثال «س.خ.ع» بخت آزمایی را به فرهنگ و هنر کشور نیز تحمیل کردند؛ همچنانکه از«س.خ.ع» به عنوان حامی مالی یک برنامه تلویزیونی یاد می‌شد که با شبهه قمار و بخت‌آزمایی ابتدا از سوی برخی مراجع تقلید و سپس با هشدار مقام معظم رهبری نسبت به رویکرد برخی برنامه‌های سیما به روش‌های بخت آزمایی، تعطیل شد. نام او همچنین به عنوان سرمایه‌گذار تعدادی از فیلم‌های سینمای کشور و حتی حامی مالی یک دوره جشنواره فیلم فجر نیز مطرح شد. این نام به عنوان یکی از صاحبان پول‌های آلوده در سینما شهرت فراوانی یافت و عکس‌هایش همراه با بسیاری از سلبریتی‌ها در رسانه‌ها پر شد! در همان زمان که نام وی در سینما و تلویزیون برجسته شد، یکی از تارنماهای رصد‌کننده درگاه‌های پرداخت‌های مالی قمار و شرطبندی، طی بررسی‌های خود نشان داد که پرداخت‌های یک پایگاه شرط‌ بندی مجازی تا چندی پیش از طریق درگاه پرداخت و فروشگاه آنلاینی جعلی انجام می‌گرفته که در نماد الکترونیکی آن، نام همین جناب «س.خ.ع» به عنوان ثبت‌کننده ذکر شده است. یک آگهی در روزنامه‌های رسمی هم نشان می‌دهد که از این شخص به جرم کلاهبرداری اینترنتی شکایت شده بود!
به این ترتیب در جریان فعالیت‌های قمارگونه در فضای مجازی با یک معادله مواجه هستیم؛ یک سمت این معادله، جوانان با استعداد اما ساده‌دلی قرار دارند که با آرزوهای کوچک به بدبختی‌های بزرگ می‌رسند و سمت دیگر، افراد پخمه اما مکاری هستند که جای همان جوانان مستعد را می‌گیرند!

بازی سیاسی و تاراج اقتصادی
اما سؤال این است که قمارخانه‌های مجازی به کجا وصل هستند؟ چرا مدتی است که به طور قارچ گونه در ایران رو به گسترش هستند؟
نوید کمالی، کارشناس رسانه در گفت وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «پدیده قمار فارغ از آثار و جنبه‌های بحران آفرین اجتماعی و فرهنگی خود، درحوزه اقتصادی نیز به عنوان یکی از شیوه‌های پول‌شویی یا Money laundering مورد توجه باندهای تبهکار بین‌المللی قرار دارد.
گروه‌های تبهکار در عرصه‌هایی مانند قاچاق انسان و مواد مخدر و حتی در عرصه‌های ضدامنیتی مانند تروریسم با بهره‌گیری از بستر سایت‌های قمار و شرط بندی، پول‌های کثیف حاصل از اقدامات مجرمانه خود را به حساب سایت‌های شرط ‌بندی انتقال می‌دهند و پس از طی زمانی مشخص پول کثیف یا همان پول دارای منشاء مجرمانه خود را از سایت قمار خارج و به حساب خود منتقل می‌کنند و در طی این فرایند رد منبع اولیه پول خود را پنهان می‌کنند و اینگونه مانع از حساسیت نهادهای امنیتی می‌شوند.»
این کارشناس درباره ردیابی محافل قماربازی در شبکه‌های اجتماعی، ابراز می‌دارد: «دلیل گم شدن رد منبع اولیه پول در سایت‌های قمار و شرط بندی این است که قمار و
شرط بندی تابع قوانین اقتصادی مشخصی نیست، لذا به راحتی می‌توان برای پول خارج شده از این فرایند کثیف توجیهات مختلفی را در نظر گرفت و این‌گونه منبع اولیه پول را پنهان کرد.از این رو می‌توان مهم‌ترین حامی رواج سایت‌های قمار و شرط بندی در کشورمان را باندهای فساد و قاچاق مواد مخدر دانست، چرا که با توجه به سیاست‌های ضد پولشویی نظام بانکی کشورمان، باندهای تبهکار جز با بهره‌گیری از بستر غیرسالم تبادلات مالی سایت‌های قمار و شرط بندی امکان پولشویی و تامین منابع مورد نیاز شبکه‌های عملیاتی خود را ندارند.»
کمالی بیان می‌کند: «البته از این نکته نباید غافل شد که با توجه به قرار گرفتن کشورمان در یکی از حساس‌ترین مناطق جهان و وجود دشمنانی مانند رژیم صهیونیستی و آمریکا، این دشمنان نیز در صف حامیان حمایت از گسترش شبکه‌های پول شویی در کشورمان قرار دارند چرا که از طریق این شبکه‌ها می‌توانند منابع مورد نیاز مالی عناصر ضد انقلاب و نفوذی را در اختیار آنها قرار‌داده و این‌گونه از تداوم تهدید آفرینی دشمنان داخلی علیه امنیت ملی کشورمان حمایت کنند.»
وی تصریح می‌کند: «فارغ از گروه‌های تبهکار و دشمنان خارجی می‌توان ردپای یک طیف دیگر را نیز در جبهه حامیان توسعه شبکه‌های قمار و شرط بندی در کشور مشاهده کرد! این گروه سوم یک جریان سیاسی و یا حداقل بخشی از یک جریان سیاسی است که با بهره‌گیری از ظرفیت‌های اقتصادی و سیاسی خود به شکل پنهانی زمینه فعالیت بیش از پیش این شبکه‌ها را در کشورمان مهیا کرده است!به طور مثال عمده سایت‌های قمار و شرط بندی از طریق درگاه‌های بانکی قانونی کشورمان با مخاطبان خود ارتباط دارند، آن‌هم در حالی که ارائه خدمات بانکی به این دست فعالیت‌ها ممنوع است و با توجه به سال‌های اطلاع‌رسانی نهادهای قضائی و امنیتی در رابطه با لزوم مسدود ‌سازی سامانه‌های بانکی ارائه شده به فعالیت‌های مجرمانه هنوز نیز شاهد ارائه خدمات به این دست سایت‌های مجرمانه هستیم که طبعاً تداوم این سرویس‌دهی جز با حمایت‌های پنهانی یک جریان نفوذی ممکن نیست.
از این رو برای مقابله هوشمندانه و قاطع با پدیده سایت‌های قمار و شرط بندی باید با دقت حامیان آنها را که شامل سه طیف تبهکاران، دشمنان خارجی و جریان‌های سیاسی نفوذی داخلی تشکیل می‌دهند هدف قرار‌داد.»
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۹ ، ۱۵:۴۳
روابط عمومی
 فضای مجازی، سرزمین عجایب بی‌در و پیکری است که خلوتِ حیات بسیاری از ما را به حیاط خلوت مدیران شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرده است. کاربران با دنیایی به ظاهر نامحدود و آزاد روبه رو هستند، اما درواقع این فضای مجازی است که در مدیریت وضعیت مزاجی ما آزاد است؛ تا آنجا که برای ما و فرزندانمان قانون و محدودیت تعیین می‌کنند و اگر مطلب یا عکسی منتشر کنیم که آنها خوششان نیاید، کرکره صفحاتمان را پایین می‌کشند! در نقد شبکه‌های اجتماعی نیز مثل سایر پدیده‌ها و رسانه‌های جدید با پاسخی کلیشه‌ای از این دست مواجه می‌شویم که مردم، بسته به سطح فکر و فرهنگ خود از این ابزارها می‌توانند هم استفاده مثبت کنند و هم منفی؛ این عبارت کلیشه‌ای،   بهانه‌ای برای ولنگاری و عدم مدیریت و سیاستگذاری دقیق و سنجیده فضای مجازی در ایران است!
این درحالی است که به قول مارشال مک لوهان، رسانه، خودش پیام است. این یک حقیقت است و نمی‌توان کتمان کرد که هر رسانه وارداتی، اخلاق و مرام خاص خودش را هم اعمال می‌کند. هر چقدر هم که خوبان به خوبی از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنند اما شبکه‌های مجازی باز هم فرهنگ خودشان را به گروه‌هایی از جامعه که تأثیرپذیرتر هستند، تحمیل می‌کنند. در این میان، برخی از شبکه‌های اجتماعی همچون اینستاگرام و به تازگی لایکی، به واسطه تصویرمحوری و قابلیت‌های خاصی که در انتشار عکس و فیلم دارند، بیشتر و عمیق‌تر می‌توانند کودکان و نوجوانان را در خود غرق کنند. اتفاقات منفی در فضای مجازی فقط به محتویات غیراخلاقی محدود نیست، بلکه این فضا به جولانگاهی برای کلاهبرداران اقتصادی هم تبدیل شده است. یکی از موارد شکایت در محاکم قضایی و انتظامی، هک شدن صفحات شخصی افراد و درخواست پول به نام صاحبان حساب هاست.
حتی در خبرها خواندیم که پای برخی از مافیاهای شرط بندی و قماربازی نیز در لایوهای فضای مجازی درمیان است. برخی از به اصطلاح شاخ‌های اینستاگرامی، درجهت تبلیغ برای این‌گونه سایت‌ها اقدام به برگزاری لایو می‌کنند. سایت‌هایی که یک سرشان نیز به فساد و پولشویی وصل است.
شکل جدید «فرار از خانه»
طی ماه‌های اخیر و با گسترش شیوع ویروس کرونا و لاجرم تأکید بر ماندن حداکثری درخانه و عدم حضور بچه‌ها در مدارس و مراکز مختلف، ارتباط کودکان و نوجوانان با شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، بیش از گذشته شده است. اما این اتفاق چه تأثیراتی بر شخصیت نونهالان دارد؟
مهدی محمدی، کارشناس ارتباطات و رئیس‌فرهنگسرای رسانه در گفت وگو با گزارشگر روزنامه کیهان می‌گوید: «سال‌ها قبل یک آسیب اجتماعی در کشورمان وجود داشت به نام فرار از خانه که مسئله بسیار مهمی برای خانواده‌ها بود و گاهی با چالش‌های جدی در این زمینه مواجه می‌شدیم؛ حال امروز باید ببینیم که پاسخ پدر و مادرها در برابر این گزاره که «فرزندان‌تان به شبکه‌های اجتماعی فرار می‌کنند»، چیست؟ در حقیقت، در خانه هستند اما به این شبکه‌ها فرار می‌کنند. مثل شبکه اجتماعی جدیدی که با نام لایکی در بین کودکان و نوجوانان ما فراگیر شده، اگر نیمه‌شبی به آن مراجعه کنید کودکان کم سن و سالی را می‌بینید که در وضعیت نامناسبی حرف‌هایی می‌زنند و فعالیت خاصی دارند که اصلا زیبنده فرهنگ ما نیست.
وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا امکان نظارت والدین بر مصرف اینترنت کودکان وجود دارد یا خیر، بیان می‌کند: «به نظرم امکان این موضوع در کشورمان وجود دارد اما فرهنگش را نداریم. خیلی از این اپلیکیشن‌ها نیز قابلیت کنترل دارد. حتی برای بچه‌ای که تازه با گوگل آشنا شده است می‌توانید محدودیت سنی تعریف کنید. این روزها صحبت از سواد رسانه‌ای زیاد می‌شود اما به نظرم باید به تربیت رسانه‌ای فکر کنیم. همان‌طور که پدر و مادرهای امروزی بر تربیت غذایی کودکان‌شان حساس هستند در این شئون نیز باید حساس باشند. چیزی که ما در لایکی می‌بینیم وندالیسم یا آنارشیسم است. البته نمی‌خواهیم وجوه سرگرمی در خانواده‌ها را کتمان کنیم؛ هر خانواده‌ای باید شادی داشته باشد اما یک اما بزرگ وجود دارد و آن هم این است که کجا و چگونه؟»

راهزنان فضای مجازی در کمین بچه‌ها
اما عدم محدودیت حضور کودکان و نوجوانان در شبکه‌های اجتماعی و ضعف سواد رسانه‌ای از سوی والدین، چه تأثیراتی بر بچه‌ها خواهد داشت؟ برای یافتن پاسخ این پرسش و یافتن راه‌حلی برای کاهش آسیب‌های فضای مجازی، سراغ یک مدرس ارتباطات و رسانه که خودش هم مادر دو فرزند است رفتیم تا از تجربیات وی استفاده کنیم. سمیرا خطیب زاده، دکترای مدیریت رسانه و مدرس دانشگاه در گفت وگو با گزارشگر روزنامه کیهان می‌گوید: «یکی از اثراتی که شیوع ویروس کرونا با خود به همراه داشته ،عادی سازی استفاده از فضای مجازی و تلفن همراه والدین توسط بچه‌هاست. حتی در زمان فعالیت مدارس نیز به دلیل ایجاد فضای آموزشی از راه دور و استفاده از نرم‌افزار شاد، به کار گیری تلفن همراه والدین و ورود به شبکه اینترنتی توسط دانش‌آموزان توجیه پیدا کرد. در کنار این مسائل، والدین بسیار شاکی بودند که بچه‌ها به بهانه استفاده از این نرم‌افزار برای آموزش دروس، در کنار آن استفاده نامناسبی هم از اینترنت دارند؛ آمارها هم حاکی از این بود که در این دوران استفاده از شبکه‌های مجازی واجتماعی به حداکثر و اوج خود رسیده است.»
وی درباره نظارت خانواده‌ها بر استفاده از شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی توسط فرزندانشان نیز بیان می‌کند: «نظارت والدین بر محتوایی که دراختیار فرزندانشان قرار می‌گیرد خیلی مهم است؛ اینکه من هوشیار باشم دراین ساعت که این بستر برای کودکم مهیاست، او به چه گروه‌ها و شبکه‌هایی سر می‌زند؟ بسیار اهمیت دارد. حتی بسیاری از بازی‌های دیجیتال که در اختیار بچه‌ها قرار می‌گیرد نیاز به بررسی دارد؛ همان‌طور که بسیاری از بازهایی که در اپلیکیشن آپارات در اختیار بچه‌ها قرار دارد برگرفته از فرهنگ غربی است،حتی بسیاری از بازی‌های دخترانه در این‌گونه فضاها، در حقیقت ترویج فرهنگ مصرف گرایانه را نهادینه می‌کند. برخی از بازی‌ها اساسا برای این ساخته شده‌اند تا خیلی از روش‌های زندگی به سبک غربی را از الان به بچه‌ها آموزش بدهند که با مفاهیم اسلامی ما کاملا در تضاد هستند.»
این کارشناس رسانه تصریح می‌کند: «من به عنوان یک مادر همیشه به خانواده‌ها، به خصوص مادران توصیه می‌کنم از کنار گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی به بهانه اینکه یک بازی هستند و بچه‌ها برای دقایقی سرگرم می‌شوند به راحتی عبور نکنند؛ خانواده‌ها به این وسائل به عنوان منبعی نگاه کنند که ممکن است نوع فکر کردن و سبک زندگی فرزندانشان را تغییر دهد. بنابراین اگر خانواده‌ها ازاین منظر به شبکه‌های اجتماعی نگاه کنند حساسیت بیشتری نشان خواهند داد و سعی خواهند کرد تا محتواهایی در اختیار فرزندشان قرار بگیرد که مثبت باشد.علاوه‌برمحتوا ،زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی هم باید مدیریت شود؛ اینکه بچه‌ها به دلیل قرنطینه، نمی‌توانند از کلاس‌های آموزشی و بسیاری از برنامه‌های تفریحی استفاده کنند و یک زمان نامحدود را به استفاده از تلفن همراه سرگرم باشند فقط یک توجیه است. درواقع خانواده‌ها می‌ توانند با یک جست وجو درباره بازی‌های خانوادگی با حداقل امکانات در محیط خانه یک فضای شاد را ایجاد کنند. همین باعث می‌شود تا استفاده از فضای مجازی و بازی‌های تلفن همراه توسط بچه‌ها به حداقل برسد.»

مطالبه از مسئولان
مطالبه از مسئولان برای سیاستگذاری و مدیریت بهتر فضای مجازی، از دیگر نکات مطرح شده از سوی این کارشناس است؛ خطیب زاده در این باره می‌گوید: «من به عنوان کسی که دارای دکترای مدیریت رسانه است و در این حوزه فعالیت دارم وقتی باخانواده‌ها صحبت می‌کنم، بسیاری از آنها این سؤال را دارند که علی‌رغم تاکیدات رهبر معظم انقلاب مبنی بر به وجود آمدن شبکه ملی اطلاعات و اینترنت پاک اما چرا مسئولین حوزه رسانه و فن آوری اطلاعات در کشورمان، نسبت به این موضوع، آن دغدغه لازم را ندارند و ما همیشه باید نگران این محتوا‌هایی که فرزندانمان استفاده می‌کنند باشیم؟ این درحالی است که حتی در کشورهای غربی که سبک زندگی متفاوتی با ما دارند و حتی حدود شرعی ما را هم ندارند ،مقررات ویژه‌ای برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی بخصوص اینستاگرام دارند؛ برای مثال برای استفاده از فضای مجازی، محدودیت سنی تعیین کرده‌اند و بسیار جدی روی این قوانین کار می‌کنند، چون می‌دانند هرگونه سهل‌انگاری در این حوزه در حقیقت آسیب‌های اساسی بر خانواده و فرزندان وارد می‌کند، اما ما که در کشور اسلامی هستیم و قطعا نهاد خانواده باید برای ما از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد متاسفانه کم کاری‌هایی در این حوزه می‌بینیم!

گسترش استفادهاز یک سامانه غیراخلاقی!
شبکه‌های اجتماعی، مصداق بارز اسب تراوا هستند که بدون اینکه خیلی از خانواده‌ها بدانند، درون خلوت و حریم شخصی آنها نفوذ می‌کنند؛ تنها یک تلفن همراه هوشمند و یا تبلت در دست یک نوجوان کافی است تا این اسب تراوا، به خانه به ظاهر امن ما وارد شود و امنیت روانی و اخلاقی ما را به تاراج ببرد. این روزها، شاهد گسترش استفاده از نوع جدیدی از شبکه‌های اجتماعی هستیم که اکثریت پدر و مادرها حتی اسم آنها را هم نشنیده‌اند، چه رسد به اینکه از جنبه‌های منفی و آسیب‌زای آن با خبر باشند!
نوید کمالی، کارشناس فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی در گفت وگو با گزارشگر روزنامه کیهان می‌گوید: «در سایه شیوع کرونا و تعطیلی مدارس، والدین بیش از هر زمانی زمینه و بستر استفاده فرزندان‌شان از سرگرمی‌های دیجیتال را مهیا کردند تا به زعم خود مانع خارج شدن فرزندان‌شان از منزل شوند؛ اما به این نکته توجه نداشتند که بازی‌های الکترونیک امکان پر کردن خلأ روانی و عاطفی کودکان و نوجوانان را ندارند؛ از این‌رو کودکان و نوجوانان از فرصت در دسترس بودن تلفن همراه هوشمند و تبلت استفاده می‌کنند و خودخواسته به عضویت شبکه‌های اجتماعی توصیه‌شده از سوی هم‌سالان‌شان در‌می‌آیند.»
وی ادامه می‌دهد: «شبکه اجتماعی لایکی از جمله پلتفرم‌های ارتباطی است که در هفته‌های اخیر و در سایه غفلت نهادهای مسئول و البته خانواده‌ها به یکی از شبکه‌های اجتماعی پرمخاطب کودکان و نوجوانان کشورمان بدل شده است. نکته مهم و قابل تأمل درباره این شبکه اجتماعی، محدوده سنی کاربران ایرانی آن است؛ به عبارت دقیق‌تر، طیف غالب کاربران ایرانی لایکی در رده سنی کودک و نوجوان قرار دارد؛ بنابراین عملاً شبکه اجتماعی لایکی در بین دانش‌آموزان کشورمان به عنوان محبوب‌ترین شبکه اجتماعی هم‌سالان مطرح است، آن هم در حالی که عمده محتواهای تولیدشده از سوی کاربران کودک و نوجوان فعال در این شبکه اجتماعی پرمخاطب، به تقلید از شاخ‌های فضای مجازی، دارای مضامین جنسی و غیراخلاقی است. در واقع کودکان و نوجوانان ایرانی فعال در لایکی که طیف سنی آنها عمدتا بین 7 تا 16 سال است، در سایه بی‌اطلاعی و ناآگاهی والدین و البته خواب خوش مسئولان فرهنگی کشور در مسیری گام بر می‌دارند که در معرض فضای آلوده اخلاقی است که می‌تواند آسیب‌های جدی را به دنبال داشته باشد.»

سواد رسانه‌ای ضامن ایمنی در فضای مجازی
هر چند که مسئولان باید فکری به حال آشفته بازار مکاره‌ای که با عنوان فضای مجازی بر زندگی واقعی مردم سایه افکنده بکنند، اما خود مردم نیز باید خودشان را در برابر ویروس‌های مهاجم در این عرصه ایمن کنند؛ ضامن ایمنی در فضای مجازی، درمانی است با نام «سواد رسانه‌ای»!
نوید کمالی، در ادامه گفت‌وگو با گزارشگر روزنامه کیهان می‌گوید: «بر اساس آمارهای جهانی، ایران از لحاظ تعداد کاربران اینترنت و ضریب نفوذ فضای مجازی در بین شهروندان خود، رتبه اول را در غرب آسیا کسب کرده است؛ اما واقعیت این است که با وجود تمام ویژگی‌های منحصربه‌فردی که فضای مجازی دارد، متأسفانه هنوز نتوانسته است موجب تعالی اجتماعی و فکری جامعه بشری شود؛ بلکه بلعکس در عمل، جامعه کاربران فضای مجازی بیش از هر زمانی به سمت سطحی شدن در حرکت‌اند، این مسئله هم ناشی از حاکم بودن فقر شدید سواد رسانه‌ای و بصیرت سیاسی بر کاربران فضای مجازی است. کاربران فاقد سواد و بصیرت رسانه‌ای و سیاسی در فضای مجازی به دلیل ضعف در تشخیص و تحلیل پیام‌های رسانه‌ای به راحتی تحت تأثیر عملیات‌های روانی و ادراکی گروه‌ها و جریانات سیاسی قرار می‌گیرند و بر مبنای نظر آنها اقدام می‌کنند. برای نمونه چندی قبل، پس از اعلام خبر تأیید حکم اعدام سه اغتشاشگر حوادث آبان ماه ۱۳۹۸، جریان معاند با ایجاد هشتگ «اعدام نکنید» و ارائه تصویری ساختگی از سه محکوم اخیر، که حاوی پیام جعلی مظلومیت آنها در جریان محاکمه ایشان بود جریانی راه انداختند؛ اما بخش عمده‌ای از کاربران و سلبریتی‌های همراه با این جریان، هیچ اطلاع دقیقی از پرونده و جرائم این افراد نداشتند.»
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۹ ، ۱۹:۰۷
روابط عمومی

اگر قصد برشمردن دشمنان منطقه ای انقلاب اسلامی را داشته باشیم می توان نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی را به عنوان دو دشمن اصلی جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا دانست زیرا حداقل در طی چند سال اخیر از انجام هر گونه اقدام غیر انسانی برای ضربه زدن به ملت ایران دریغ نکرده اند.

بطور مثال اولی از هرگونه ظرفیت رسانه ای و بین المللی حتی مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای گسترش جو ایران‌هراسی علیه ملت ایران استفاده می کند و دومی با تامین مالی تروریسم مسبب وقوع جنایاتی مانند حوادث تروریستی مجلس و اهواز شده است.

نوید کمالی - روزنامه کیهان

البته این دشمنی ناشی افزایش روزافزون قدرت نرم و دیپلماسی عمومی کشورمان در سطح منطقه است که دشمنان کشورمان از جمله رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی از آن به عنوان یکی از ابزارهای قدرتمند اِعمال نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه که البته تهدید کننده منافع استکباری و استعماری آنهاست یاد می‌کنند، از این رو رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به عنوان دو بازیگر منطقه ای ذیل ایالات متحده آمریکا همواره تلاش کرده اند تا با تحمیل فشار و هزینه بر ملت ایران حتی به بهای عبور از آرمان فلسطین مانع از افزایش نفوذ تفکر مقاومت در منطقه شوند.

ائتلاف عبری عربی

با این حال طی ماه های اخیر چرخ روزگار به گونه رقم خورد که به عقیده بسیاری از تحلیلگران بین المللی دیگر نمی توان امیدی به آینده سیاسی نتانیاهو و محمد بن سلمان داشت و به زودی احتمالا باید شاهد حذف این دو چهره ضد ایرانی از صحنه سیاست خاورمیانه بود که در ادامه مختصرا به چرایی آن خواهیم پرداخت.

محمد بن سلمان ولیعهد جاه طلب سعودی پس از شروع فرایند قدرت گیری در ساختار سیاسی عربستان هرچند با اعمال برخی اصلاحات اجتماعی توانست در ابتدای امر در بین اقشار جوان سعودی از محبوبیت مطلوبی برخوردار شود اما تشدید فضای امنیتی این کشور و سرکوب آزادی بیان و شروع فرایند حذف منتقدان سیاسی در کنار آغاز جنگ پر هزینه یمن و صرف میلیاردها دلار ذخایر ارزی این کشور در بازار تسلیحات موجب شد تا وی نه تنها در عربستان بلکه در بین افکار عمومی جهان نیز مورد نقد و انتقاد جدی قرار گیرد، اما در این بین ماجرای قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار و فعال سیاسی منتقد را می توان به مثابهه ضربه مهلک دانست که پیامدهای آن از جمله رای اخیر مجلس سنای آمریکا مبنی بر احراز مسئولیت وی در قتل این روزنامه نگار می تواند به زودی منجر به عزل و حذف وی از چرخه سیاست در عربستان شود.

اما نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی که در سطح رسانه های جهان به عنوان مهمترین دشمن ملت ایران شناخته می شود نیز حال و روز بهتری نسبت به بن سلمان ندارد و ماجراهایی از جمله شکست در جنگ دو روزه بر علیه غزه و همچنین ناکامی ارتش این رژیم در مقابله با تونل های زیرزمینی مقاومت زمینه فروپاشی کابینه امنیتی وی و برگزاری انتخابات زود هنگام را مهیا کرده است.

ائتلاف عبری عربی

جالب آنکه ناکارآمدی سیاسی ، اقتصادی و امنیتی دولت نتانیاهو به حدی است که رسانه های معروف اسرائیلی از جمله یدیعوت اهارنوت (Ynetnews) اخیرا در گزارشی ویژه خبر از افزایش مهاجرت معکوس اسرائیلی ها به خارج از سرزمین‌های اشغالی و لغو تابعیت هایشان داده است بطوری که بنا بر برخی تحلیل ها ادامه این روند منجر به وقوع بحران شدید جمعیتی در اسرائیل خواهد شد که یک پیامد آن کاهش پرسنل ارتش رژیم صهیونیستی است و فراخوان اخیر ارتش این رژیم برای جذب و استخدام شهروندان آلوده به ایدز (HIV) ناشی از این بحران است.

اما آنچه بیش از همه زمینه را برای حذف نتانیاهو از عرصه سیاست رژیم صهیونیستی مهیا کرده است درخواست پلیس اسرائیل برای ارجاع پرونده معروف فساد نتانیاهو و همسرش به دادستانی کل رژیم صهیونیستی است.

بر اساس این پرونده که به "پرونده 4000" معروف است بنیامین نتانیاهو و همسرش رسما متهم به کلاهبرداری و سوءاستفاده از قدرت شده اند و در صورت تایید دادگاه علاوه بر خلع از قدرت بایستی برای ادامه حیات رهسپار زندان های مخوف رژیم صهیونیستی شوند.

با توجه به آنچه بیان شده می توان انتظار داشت که همزمان با ایامی که ملت بزرگ ایران در حال آماده سازی خود برای برگزاری جشن بزرگ چهل سالگی انقلاب اسلامی است ائتلاف عبری-عربی ضد کشورمان با کاهش قدرت و حتی حذف این دو مهره ضد ایرانی به شدت تضعیف و حتی منحل گردد که در نتیجه آن به فضل الهی بیش از پیش شاهد گسترش انقلاب اسلامی در سطح منطقه خواهیم بود.

منتشر شده در : پایگاه تحلیلی بصیرت (نوید کمالی)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۷ ، ۱۴:۴۵
روابط عمومی